سلام و احترام؛ علی محمدپور هستم؛ مدیرعامل مؤسسهی دانش همگانی دانی و دبیر مجمع ناشران دیجیتال کودک و نوجوان. موضوعی که میخواستم در این گفتگو و حداقل در پارت اول صحبت بکنم، یک تشکر از دوستان مجمع ناشران کتاب کودک استان قم است که این این فعالیت را شروع کردند که دانشی که در این حوزه تا حالا تولید شده، تجربههایی که ایجاد شده هم ماندگار بشود و هم اینکه منجر به یک نتیجهای بشود. در ابتدا یک توصیه، پیشنهاد و درخواستی دارم که به این محتواها و گفتگوهای دوستان شاکلهای را بدهند، هر حوزهای را (چون دوستان در حوزههای مختلف مرتبط با کتاب و محتوای کودک هستند، ما بیشتر در حوزهی دیجیتالش فعال هستیم، یک گروهی از دوستان در حوزهی متن و ادبیات آن حوزه هستند، یک گروهی

در حوزهی چاپ و صحافی هستند، یک گروهی در حوزهی نشرش هستند، مسائل مرتبط با مجوز و غیر ذلک را داریم). این یک زنجیره هست و ما باید تمام حلقههای این زنجیره را درست بررسی کنیم، و در هر حلقهای هم مسائل و مشکلات آن حلقه را در بیاوریم. اینطوری فکر میکنم حلقههای دیگر راحتتر میتوانند مشکلات حلقههای قبلی را درک کنند، حتی به کمک آن حلقه بیایند. وگرنه هر حلقهای دغدغهی خودش را دارد. مثال میزنم؛ در حوزهی نویسندگان یکی از دغدغههایی که وجود دارد، این است که نسلهای جدید ادبیات نویسندگی الآن خیلی کمتر شکل میگیرد.
یک زمانی نویسنده و شاعر خیلی راحتتر به جامعهی ادبیات ما معرفی میشدند، الآن خیلی کمتر است. چرا؟ این را باید در حلقههای بعدی دنبال کنیم. متوجه بشویم که در حلقههای بعدی چه اتفاقی افتاده که باعث شده اینجا روند تولید محتوا کم بشود و مثلاً حوزهی ترجمه خیلی بیشتر بشود. مثلاً در حوزهی علمی نوجوان، تعداد عظیمی از رمانهای نوجوان در حال ترجمه هست، ولی از آن طرف تولید نداریم. نتیجه چه میشود؟ چه اتفاقی میافتد؟ اینکه ما هر حلقه درست بشناسیم، آسیبشناسی بکنیم و مشکلات آن حلقه را دربیاوریم و احتمالاً یک راهکاری هم پیشنهاد بدهیم، مثلاً حلقهی نویسندگان این کار را اگر انجام بدهد برای حلقهی ناشران بهتر است و نتیجهی مطلوبتری را میدهد. یا اگر حلقهی ناشران بیایند در حوزهی غالببندی و صحافی این کار را انجام بدهند. در حوزهی توزیع کتاب برای مخاطب، راحتتر است. در حوزهی دیجیتال اگر این فرآیند همان ابتدا شکل بگیرد و با این غالب و استانداردها، محتوا سمت دیجیتال بیاید فرآوری و تبدیل و یا هر چه، آمدنش به حوزهی دیجیتال خیلی خیلی راحتتر است. این نشر و در واقع محتوای کودک را که هم شامل فیزیکال و هم دیجیتال میشود.این زنجیره درست شناسایی و ترسیم بشود و نقشهاش در بیاید، بر اساس آن نقشه سراغ دوستان مختلف برود و بعد هم که این محتواها زیاد تولید خواهد شد و این گفتگو با آدمهای مختلف ادامه پیدا خواهد کرد ، بعد از مدتی اگر کسی از بیرون وارد این محتوا شد، میداند مقدمه چه بوده، مسائل کجا و در کدام حوزه هست، آسیبهای آن حوزه چه هست، حتی میتواند پیشنهاد بدهد به نهادهای قدرت در این حوزه، وزارت ارشاد دیگران که چه کار انجام بدهند که این زنجیره را بتوانند تقویت کنند.
گزارشی از وضعیت موجود بازار دیجیتال کتاب کودک و نوجوان ایران
یک گزارشی از وضعیت موجود این بازار ارائه میدهم که بازار دیجیتال کودک در چه وضعیتی هست و به کجا خواهد رسید، و اگر مشکلاتی وجود دارد، در چه حوزهای هست.
بازار دیجیتال کودک به اذغان خود فعالهای حوزه هنوز شکل نگرفته. دلایل مختلفی دارد، عامل اصلی که من در گروهها و جمعهای تخصصی بیشتر و راحتتر در موردش صحبت میکنم، نبود کیفهای دیجیتال برای کاربرها است. در حوزهی بزرگسال این دغدغه وجود ندارد، اما در حوزهی کودک کاملاً این دغدغه وجود دارد. بچههای ما مصرفکنندهی بزرگی در حوزهی دیجیتال هستند، ولی از آن طرف امکان خرید در این حوزه را ندارند و پدر و مادرها هم اکثر مواقع کوشیِ دیجیتال و یا تب لت و ابزاری که وجود دارد در اختیار فرزندشان میگذارند. کافه بازار، گوگل پلی روی آن نصب هست و مخاطب بر اساس علاقهاش اپهای مختلفی را تست میکند و یک گروهی از این اپها هم رایگان هست، تبلیغات نشان میدهد و غیره که خیلی از آن تبلیغات هم مناسب بچههای ما نیست و خودش مشکلاتی را ایجاد میکند. ولی نیاز مخاطب ما را تا حدودی در سطح ابتدایی رفع میکند. اما مشکل این بازار این است که در حوزهی محتوای جدّی و پلتفرمهایی که در این حوزه وجود دارد و سرویسها، باعث شده که بازار اینها شکل نگیرد. البته چرا این اتفاق افتاده که کیف پول در این حوزه وجود ندارد و در کشورهای پیشرفتهی دیگر وجود دارد؟ حتی این امکان وجود دارد که کیفهای پول خودکار شارژ بشوند.
مثال میزنم؛ ما در بازار دیجیتال کشورهای مختلف، مثلاً شما از یکی از این بازارها که خیلی هم مطمئناً آشنا هستید، چه گوگل پلی باشد و چه اپاستور باشد، به شما امکان ری شارژین میدهد، یعنی این اجازه را میدهد که شما عضو یک سرویسی بشوید، کودکتان را عضو یک سرویس میکنید، کیف پولتان را تعریف کرده برای شما و به یکی از حسابهای بانکیتان وصل میکنید و یا با یک متد دیگر شارژ میشود و هر ماه این شارژ میشود و کودک شما میآید و استفاده میکند از این سرویس، به صورت یک ساله، چند ساله و هر چند مدتی که بخواهد تعریف بشود. ولی در ایران شما زمانی که بخواهید یک سرویس را بخرید، با کیف پول بانکیتان وصل میشوید و یک بار این خرید را انجام میدهید. طبیعتاً پدر مادرها این عادت را ندارند و این احساس امنیت را ندارند که بیایند از ابزار این چنینی؛ یعنی کارت پولیشان برای خریدن یک سرویسی که ناشناخته هم هست، استفاده کنند. این یکی از موانع اصلی بوده که تا حالا هم بانک مرکزی سمتش نرفته است، دلیل نرفتنش هم این بوده که یک تعدادی از انحصارگران حوزه که اصلیترینشان اپراتورها بودند اجازهی رشد به این بازار (کیف پولهای مجازی) را ندادهاند.
امیدواریم که سیاستهایی که بعد از کرونا اتفاق میافتاد و باعث میشود سیاستهای حاکمیتی تغییر میکند، دولتها خیلی از سیاستهایشان را تغییر میدهند اینجا هم تغییر کند و بانک مرکزی اجازه بدهد کیف پولهای زیادی را هم بخش بخصوصی در این حوزه تولید کند و هم خودشان در اختیار مخاطبها بگذارند.
پیشنهاد اجلاسیه سالانه تشکل های مرتبط با کتاب کودک، برای رسیدن به محصول با کیفیت

در حوزهی کودک، یکی از دغدغههایی که خود من شاهدش بودم_ هم به عنوان تولید کنندهی محتوا و هم به عنوان عرضه کننده_ این بوده که اجزای مختلف با همدیگر همراه و همگن نیستند. تشکّلهایی هستند که هر کدام حوزهی کاریِ خودشان را دارند، نویسندگان سیاستگذاری کار خودشان را دنبال میکنند، همچنین ناشرانی که در بازار هستند و همینطور بخشی از این خلاءهایی هم این وسط به وجود میآید که مورد قضاوت و نظارت قرار نمیگیرد. مثال میزنم؛ برای انجمن نویسندگان، شاعران، ویراستاران، تصویرگران، ناشران و غیره و ذلک که در بازار کار میکنند، حتی کیفیت خروجیِ یک محصولِ کودک هم باید مهم باشد؛ چون نتیجهی کار آنها است.
شما در بازار اگر بچرخید بخصوص در شبکههای غیررسمیِ فروشگاههای کتاب، مثلاً در دکهها، دستفروشیها و غیره، با حجم عظیمی از کتابهای کودک روبرو میشوید که در اینها یک عامل ناشناختهای هست که تا حالا بهش توجهی نشده. ما مثلاً به تصویرگریاش دقت میکنیم، به متنش و خیلی چیزهای آن دقت میکنیم، ولی حتی به متریال چاپش و مثلاً به حلّال رنگش دقت نمیکنیم. بخش زیادی از این کتابها هم حلّال رنگ چاپیشان گازوئیل است و یک کتاب غیربهداشتی حساب میشوند. بچهای که این کتاب را حتی با دستش لمس میکند، دستش آلوده میشود. این بخشی از وظیفهی شبکهی جهانی بازار کتاب کودک است که به آن قسمت بازارشان هم توجه کنند.
به نظرم تا حالا این اتفاق نیفتاده، حتی فرضاً باید بتوانند نهادهای نظارتی مثل بهداشت را موظف کنند که در آن حوزه هم بیاید و یک استانداردی بگذارد. یعنی کتابی را که حلّال رنگش مثلاً گازوئیل بود، مجوزش نشرش بر فرض باطل شود، کتابها باید جمع بشود و ارشاد هم در این حوزه یک اقدامی را انجام بدهد، ولی بیتفاوتی در بازار باعث شده که سطح این بازار پایین بیاید. به نظرم نیاز به یک هماندیشیِ گستردهتری بین نهادهای مختلف، انجمنها و تشکلهای این حوزه هست که آسیبهای بازارشان را با همدیگر مرتفع کنند و همگی با هم نسبت به آسیبهای بازارشان حساس بشوند. حتّی انجمن تصویرگرها باید نسبت به آن رنگ چاپ کتاب حساس باشد؛ چون در انتها بازار خودشان تحت تأثیر قرار میدهد. به نظرم این یکی از موضوعات و دغدغهها است که با همگرایی این تشکلها میتواند، مثلاً اجلاس سالیانهی تشکلهای حوزهی کودک و نوجوان را شامل بشود؛ یعنی تمام تشکلها یکی دو تا از نمایندههایشان را میفرستند در یک اجلاس سالیانهای و این اجلاس سالیانه میتواند دغدغههای کل آن بازار را شناسایی و ارائه بدهد و در آن به یک جمعبندی و یک اقدام مشترک تشکلی هم برسند و فکر میکنم این پیشنهاد (اجلاس سالیانهی تشکلهای حوزه کودک و نوجوان) مرتبط با حوزهی محتوا میتواند خودش راهگشا باشد.
کمبود محتوای مناسب و کافی برای کودکان و خطر از دست دادن سلیقهی مخاطب در داخل کشور
در دنیای امروز تولید محتوا در کشورهای مختلف به شدّت رشد داشته. اصلاً حجم تولید محتوا و عرضهی محتوا، یکی از شاخصهای توسعهی آن کشورها حساب میشود. در کشور ما تولید محتوا در بستر سنّتی همیشه فعال و جزء کشورهای پیشرو بوده، در حوزهی کودک و نوجوان شاخص بودیم، اما در حوزهی دیجیتال دقیقاً عکس این موضوع بوده، کودکان ما مصرفکننده هستند؛ اما محتوا مناسب و به اندازه در آن حوزه وجود ندارد.
جز با همگرایی یا کمک بخشهای مختلف در حوزهی کودک و نوجوان، این بازار نمیتواند شکل بگیرد. برای مثال؛ در چند ماه اخیر که درگیر موضوعی به اسم کرونا شدیم و بازار حوزهی دیجیتال را به شدّت تحت تأثیر قرار داد، بازارهای محتوای دیجیتال بزرگسال به شدّت رشد کرد. اما در حوزهی کودک و نوجوان غیر از حوزهی آموزشش که اجباری از طرف وزارت ارشاد بود و فعّالهای حوزه را یک مقدار رشد داد، بقیهی حوزهها برخلاف اینکه باید رشد میکرد، کاهش داشت. مخاطبهای ما (بچهها) مصرفشان بالا رفت، ولی محتوای دیجیتال ایرانی را مصرف نکردند. فارسی را مصرف نکردند و عمدتاً اپلیکیشنها و سرویسهای خارجی را مصرف کردند به خاطر اینکه در دسترستر، راحتتر و رایگانتر بود. و طبیعتاً برای یک تولیدکنندهی ایرانی نمیصرفد که محتوای خودش را رایگان کند. آنها داشتند از محتوای رایگانی استفاده میکردند که رویش تبلیغات خارجیای که هزینهی دلاری بابتش پرداخت میشود استفاده میکردند. و آن شرکتها برایشان جواب میدهد که محتوای رایگانی را در اختیار جهان بگذارند؛ از جمله مخاطبهای ایرانی و مخاطبهای ایرانی هم طبیعتاً به محتوای خارجی عادت میکنند.
احتمال دارد در پایان کرونا ما بخش بزرگی از سلیقهی مخاطبهایمان را از دست داده باشیم و دوباره نتوانیم به راحتی شکل بدهیم. راهکار چه هست؟ در یکی از مصاحبهها و گفتگوها خدمت دوستان گفتم که یکی از این راهکارها این است که؛ کیفهای پول دیجیتال در حوزه رشد پیدا بکند، ولی از آن طرف مسئلهی اصلیِ دیگر این است که محتوا باید وارد این حوزه بشود؛ یعنی بخش عظیمی از محتوای کودک و نوجوان شاید بتوانم بگویم بیش از 95 درصد محتوای موجود در بازار، وارد بازار دیجتال نشده است. پس در این حوزه مصرف هم نمیشود، فرهنگسازی هم نمیکند و امیدوارم تا پایان امسال این اتفاق بیفتد.