غلامرضا حیدری ابهری، در سال 1348 هجری شمسی در شهر تهران به دنیا آمد. تحصیلات دوره ابتدایی و راهنمایی را در همین شهر گذراند.
به خاطر علاقه به علوم دینی، تحصیلات دوره دبیرستان را نیمه تمام رها کرد و به شهر قم رفت. در مدارس علمیه قم، تحصیل علوم دینی را آغاز کرد و از اساتید بزرگ حوزه بهره برد. او هم زمان با تحصیل، نویسندگی را نیز تجربه کرد. اولین اثر او در سال 1374 منتشر شد. از آن به بعد نیز آثار متنوعی را پدید آورد. البته او

چندین اثر ادبی و تاریخی و حدیثی را نیز برای بزرگسالان نوشته است. برخی آثار وی از سوی جشنوارههای مرتبط با کتاب هم برگزیده شدهاند. جشنواره کتاب فصل، جشنواره کتاب سال رضوی، جشنواره کتاب دین از جمله جشنوارههایی بودهاند که حیدری به دریافت جایزه از آنها توفیق یافته است.
این نویسنده خوش ذوق روحانی، سه سال در مرکز فرهنگ و معارف قرآن به سؤالات کتبی دانشآموزان پاسخ میداد و چند سالی هم با دارالحدیث همکاری میکرده است.
غلامرضا حیدری ابهری، سالها در نمایشگاه قرآن حضور مییابد و به سؤالات دینی کودکان و نوجوانان پاسخ میدهد. کتاب خداشناسی قرآن کودکان، حاصل همین گفتگوهای رو در روی او با کودکان و نوجوانان است. همچنین کتابهای «خدایا اجازه»، «پول خدا بچهها» و مجموعه های متنوعی با موضوع ضرب المثل از جمله کارهای وی میباشد.
تقسیم چهارگانه ناشران
من با تعدادی از دوستان ناشر همکاری داشتم. در این همکاریها تقریباً به یک تقسیم چهارگانه بین ناشران رسیدم که این را خدمتتان عرض میکنم. یک دسته اول از ناشران کسانی هستند که خودشان نسبتی با کتاب دارند. کتاب را میشناسند ولی از کارشناسیهای بیرون هم استفاده میکنند. یعنی خودشان اطلاعاتی دارند، ورزیدگیهایی دارند؛ آگاهیهایی دارند ولی مستغنی هم نمیدانند از اینکه از کارشناسیهای بیرون استفاده بکنند.گروه دوم هم کسانی هستند که از کتاب اطلاعات و آگاهیهایی دارند ولی از کارشناسی استفاده نمیکنند. یعنی خودشان کتاب را میشناسند و با کتاب اُنس دارند و نیازی نمیبینند از کارشناسیهای بیرون استفاده کنند. که اینها تقریباً یک درجه از گروه اول پایینتر قرار میگیرند.
گروه سوم کسانی هستند که خودشان آگاهی ندارند اما از کارشناسان استفاده میکنند. اینها هم میتوانند ناشران موفقی باشند چون گرچه خودشان خیلی به کتاب نزدیک نیستند اما بهرحال کارشان با یک کارشناسی بیرون میآید. گروه چهارم در واقع بدترین گروه نشر هستند کسانی که نه خودشان چندان نسبتی با کتاب دارند و نه نیازی میبینند که از کارشناسان بیرون استفاده کنند که نتیجه کار گروه چهارم کارهای بسیار ضعیفی میشود. یعنی بدترین گروه به نظر من گروه چهارم هستند که خودشان آشنایی با کتاب ندارند و از کارشناسی دیگران هم بهره نمیبرند و بهترین گروه گروهی هستند که هم خودشان نسبتی با کتاب دارند حالا با درجات مختلف هم از کارشناسان بیرون استفاده میکنند. من از گروه چهارم اسم نمیبرم چون تعدادشان زیاد هست و امکان دارد ناراحت شوند. ولی از گروه اول اگر بخواهم اسمی ببرم سه نشر محراب قلم، قدیانی و طلایی دوستانی هستند که گرچه خودشان نسبتی با کتاب دارند ولی به شدت به کارشناسی اعتقاد دارند و از کارشناسی بهره میبرند و نتیجتاً کارهای بسیار خوبی عرضه کردهاند. البته دوستانی هستند که من خیلی با آنها اُنس نداشتم و این سه مورد را به عنوان نمونه گفتم که بحثمان صرفاً یک بحث نظریه خالی نباشد.
معرفی جهات پنجگانه کتاب کودکان
به نظرم یک کتاب کودک را میتوانیم از چند جنبه بررسی کنیم، یعنی چند جهت دارد هر کتاب کودکی. ابتدا نام میبرم و بعد توضیح میدهم.
1.ایده 2.ساختار 3.متن 4.تصویر 5.گرافیک
ایده؛ یعنی اینکه مؤلف چه نیازی را تشخیص داده است و برای برطرف کردن چه نیازی و با چه هدفی و با چه شکلی میخواهد یک مفهوم را به کودکان منتقل کند. مثلاً: یک نفر این ایده را دارد که معماری را به کودکان یاد بدهد یا برای رفع حسادت از دل بچهها و بیان زشتی حسادت یک قصّهای را بگوید. در واقع نویسنده یک ایده دارد که آن را در فرآیند یک قصه برای کودکان بیان میکند.
منظور از ساختار؛ آن چارچوب بیانی است که کتاب طبق آن طراحی میشود اینکه چند فصل دارد، اگر قصه است چند مرحله هست، اوج و فرود قصه کجا هست و چه ساختاری را این متن دارد اگر کتاب علمی است مثلاً: از چند جهت راجع به خورشید صحبت میکند تعریف ویژگیها و فوایدش چگونه است و این

دستهبندیهایی که در ساختار کتاب انجام میشود. متن هم که روشن است؛ اینکه داستان چگونه نوشته میشود. مثلاً: متن ادبی است علمی است یا طنز و غیره. چهارم تصویر هست که برای کتاب کودک استفاده میشود و انتخاب میشود که سبک آبرنگ باشد یا کلاژ باشد یا چند فریم باشد و در آخر گرافیک، که ترکیب متن و تصویر با هم و ایجاد و تهیه یک کتاب خوب است. خدا را شکر ما در زمینه گرافیک با توجه به فارغ التحصیلان این رشته مشکل چندانی نداریم البته ایده آل نیست ولی هستند افرادی که این کار را انجام دهند.
برخی کتابها در این مسئله شاید خیلی جای گفتگو نداشته باشند اگر کاری بد در میآید در واقع ناشر سراغ گرافیست نرفته است که کار خوب انجام شود.
راهکار رسیدن به ایدههای ناب
در کلیپ قبلی من پنج جهت کتاب را بیان کردم که ایده، ساختار، متن، تصویر و گرافیک بود و عرض کردم بزرگترین معضل و یکی از مشکلات ما در زمینه کتاب کودک، نبودِ ایدههای ناب هست… تجربههای خودم و تجربههای برخی دوستانم را برای ایدههای ناب توضیح میدهم. یک راه برای پیدا کردن ایدههای ناب و موضوعات جدید، انس با خود کودکان است. دوستانی که به مدارس میروند، جلسات پرسش و پاسخ با بچهها دارند، با کودکان گفتگو میکنند، به ایدههای بسیار خوبی از دل همین سؤالات و گفتگوها دست پیدا میکنند. مثلاً کتاب از این خونه به اون خونه را که انتشارات قدیانی منتشر کرده است؛ حاصل گفتگوهای خود من هست درباره مرگ با بچهها که در نمایشگاه قرآن یا خداشناسی قرآنی کودک در نمایشگاه حضور داشت.
راه دوم؛ گفتگو با مربیان و والدینی هست که با مسائل کودکان درگیر هستند. والدینی که مشکلات رفتاری کودکان را با شما در میان میگذارند یا مربیانی که رفتار بچهها را در مدارس گزارش میدهند. اینها میتواند ایدههای جدیدی بدهد و راههای تازهای را برای شما باز کند. سوم؛ دیدن کارهای غربی یا خارج از کشور

هست که مثلاً در حوزه دین دیدن کارهای مسیحیت درباره عیسی علیه السلام که من با الهام از اینها مجموعه من اهل بیت را دوست دارم را که نشر جوان منتشر کرده است را انجام دادم و خیلی قالبهای جدیدی آنها تجربه کردهاند که میتواند برای ما راهگشا باشد. راه چهارم؛ اُنس با معارف دینی و ادبی ما هست. کسانی که اهل اُنس با معارف دینی و ادبی باشند از تشبیهات، تمثیلات، قصص و بیان آدمهای بزرگ که اولیاء خدا بودند یا ادبای بزرگ بودند، میتوانند قالبهای خوبی پیدا کنند و راه پنجم؛ مطالعات علمی مختلف است و سرکشی به حوزههای مختلف علم هست که میتواند ایدههای نابی به نویسندگان بدهد و اگر دوستان بتوانند این پنج راه را همزمان یا حداقل تعدادی از این پنج راه را طی بکنند، به ایدههای نابی میرسند که میتواند یک تنوع خوبی به ویترین کتاب کودک در ایران بدهد.
روابط فعالان حوزه نشر
بسم الله الرحمن الرحیم، در این کلیپ میخواهم یکی از معضلات نشر را بر اساس تجربیات خودم خدمتتان عرض کنم. اگر از من بخواهند بعد از این همه سال که در خدمت نشر ایران بودم یک معضل بزرگ را بیان بکنم میگویم: روابط فعالان حوزه نشر هست که به شدت روابط نادرستی هست. در بسیاری مواقع ارتباطی که دوستان فعال در این حوزه دارند خیلی ارتباط جالبی نیست. من مثال میزنم؛ مثلاً یک رابطهای بین نویسنده و ناشر هست؛ مثلاً نویسندگانی که بدقولی میکنند به ناشر و برنامه مالی ناشر را به هم میریزند، یا برنامه تولید او را خراب میکنند. اولویتهای او را به هم میریزند. دوستان ناشری که در تدارک مالی نویسنده به آن قرار داد خودشان عمل نمیکنند و باعث تضعیف نویسنده میشوند. تصویرگرانی که به نویسنده و ناشر بد قول میشوند. ناشرینی که تصویر یک تصویرگر را در گرافیک خراب میکنند. ناشران و پخش کنندگانی که با همدیگر رقابت نادرست دارند. اگر ما یک نگاهی به این مسائل داشته باشیم، میبینیم که این روابط و نسبتها خوب عمل نشده و همه دارند ضرر میکنند و این نادرستی ارتباطات هست که بین فعالان حوزه نشر هست.

خود من طی ده روز آسیب بدی از این طریق دیدم. یک کتابم که در جایی ترجمه شده بود را شخصی به اسم خودش چاپ کرده است. یک کتابم که در نجف چاپ شده به زبان عربی و یک شخصی فکر کرده کتاب عربی هست و آورده در ایران به فارسی ترجمه کرده. یک کتاب دیگرم را بدون اجازه ناشر و مؤلف بصورت پی دی اف یک سایتی که فکر میکند دارد به فرهنگ کمک میکند در سایتش گذاشته است و نمونههای دیگر که بسیار ناراحت کننده است و به این صورت هیچ کسی احساس دلگرمی نمیکند. ناشری که کتاب را چاپ میکند؛ نویسندهای که مینویسد؛ کتاب فروشی که میفروشد هیچ کدام دلشان خوش نیست و به نظرم این روابط باید به درستی تعریف شود. یک سایت مدعی کار اسلامی بود که کتابهای دینی را بدون اجازه در سایت خودش میگذاشت و میگفت میخواهم از این طریق با وهابیت مبارزه کنم غافل از اینکه با روش بنیامیه نمیشود ترویج امام علی کرد و از این دست مسائل متاسفانه بسیار زیاد است و نمونههایش را بارها دیدهایم و اینها باید اصلاح شود و تا اصلاح نشود ما به کارهای خوب نخواهیم رسید.