تجربیات فعالان حوزه نشر کتاب کودک و نوجوان (ناشران و عوامل اجرایی)

محمدتقی حق‌بین (عضو هیئت مدیره انجمن ناشران کتاب کودک و نوجوان تهران و هیئت مدیره شرکت ماه‌پیشونی)تجربیات فعالان حوزه نشر کتاب کودک و نوجوان (ناشران و عوامل اجرایی)

حق‌بین که در عرصه برپائی نمایشگاه‌های بین‌المللی و استانی با سابقه و باتجربه است و از فعالان حوزه نشر کتاب کودک بوده و یکی از افراد مؤثر در احداث و برپایی باغ کتاب تهران شناخته می‌شود.

 

 

 

ساده و سهل گرفتن تولید کتاب کودک در میان ناشران و عدم توجه به تخصصی بودن تولید کتاب کودک:

پایین بودن تولید کتاب دینی کودک و عدم تناسب عرضه و تقاضا در این بخش و ضرورت اعمال سلیقه و هنر:

ضرورت استفاده از مواد اولیه باکیفیت و بهداشتی برای تولید کتاب‌‌های مخصوص کودکان‌‌:

 

صفا امیری (مدیر انتشارات بین المللی براق)  تجربیات فعالان حوزه نشر کتاب کودک و نوجوان (ناشران و عوامل اجرایی)

او که زاده‎ 1347 و دبیر فیزیک بود، از سال 1380 به طور جدی وارد عرصه نشر شد، و با اخذ مجوز اقدام به برپایی انتشارات براق نمود. مدیرعامل نشر براق با مطالعه و بررسی موفقیت ناشران کودک و کسب تجربه از ایشان به سرعت مجموعه نشر براق را از یک ناشر عمومی و معمولی، به یک ناشر بین المللی کودک و نوجوان تبدیل و با شرکت در نمایشگاههای بین المللی علاوه بر حضور موفق، صاحب جوایزی در بخش های مختلف گردید.

 

مطالبه و نیاز بازار بین‌المللی از نشر ما (ایران) تولید کتاب با طعم و فرهنگ ایرانی:

ضرورت داشتن نگاه جهان شمول و جامع به مفاهیم انسانی، اخلاقی دینی:

به روز بودن و آپدیت کردن کارها امری غیر اجتناب پذیر به ویژه در کار کتاب و کارهای فرهنگی:

 

عبدالعظیم فریدون (مدیر انتشارات محراب قلم و مدیر انجمن فرهنگی ناشران کودک و نوجوان تهران) 

تجربیات فعالان حوزه نشر کتاب کودک و نوجوان (ناشران و عوامل اجرایی)

انتشارات محراب قلم از سال ۱۳۶۰ تاکنون در زمینه‌های علمی، آموزش و کمک آموزشی، هنر، ادبیات و کتب مرجع فعالیت مستمر داشته و کتاب‌های مفید گوناگون را به دست علاقه‌مندان به کتاب و کتاب‌خوانی رسانده است.

محراب قلم به عنوان نخستین ناشر خصوصی کودک و نوجوان پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره کوشیده است تا با انتشار آثاری مبتنی بر نیازهای مخاطبان خلاهای موجود در حوزه‌ی منابع مکتوب را پر کند.

محراب قلم در مقاطع مختلف، موضوعات خاصی را محور تولیدات خود قرار داده و بر این اساس در دو دهه اخیر برای حذف کاستی‌های حوزه‌ی فرهنگ‌نامه و دایره‌المعارف کودک و نوجوان گام‌های بلندی برداشته و تا کنون بیش از یکصد عنوان فرهنگ‌نامه و دایره‌المعارف را چاپ و منتشر کرده است.

محراب قلم از سال ۱۳۹۲ در اقدامی دیگر برای گسترش و ارتقای سطح مطالعه و کتاب‌خوانی با تشکیل گروه رمان به تولید رمان برای کودکان و نوجوانان روی آورده و امید می‌رود که توفیق انجام خدماتی مفید در این حیطه را داشته باشد تشکیل گروه کودک برای تولید سازمان‌یافته در عرصه‌ی کتاب کودک و خردسال از سال ۱۳۹۴ نیز در سال‌های اخیر با این هدف صورت گرفته است.

کرونا، فرصتی طلایی برای رشد فرهنگی کودکان و کتابخوان کردن آن‌ها:

معظل عدم دسترسی کودکان و نوجوانان به کتاب:

بررسی دوره های مختلف تولید کتاب به لحاظ کیفی و کمی بعد از انقلاب جمهوری اسلامی در ایران:

پیشنهاد چگونگی رونق دادن و کتابخوان کردن کودکان و نوجوانان:

تفکیک و تبیین کار ناشر حرفه‌ای از ناشر غیر حرفه‌ای:

آسیب شناسی نبود کتابخانه در مدارس و فقر کتابخانه‌های موجود از کتاب خوب:

 

نادر قدیانی ( بنیانگذار انتشارات قدیانی)  تجربیات فعالان حوزه نشر کتاب کودک و نوجوان (ناشران و عوامل اجرایی)

من متولد 6 فروردین 1333 در منطقه بوئین‌زهرا و منطقه خرقان و روستای چلنجر هستم. تا 5 سالگی در کنار پدر و مادر و اقوامم در روستا بزرگ شدم و از آنجایی که پدرم، به اصطلاح «پسرحاجی» بود، با پول پدربزرگم در غرب تهران در انتهای خیابان مالک‌اشتر که در آن زمان آریانا نامیده می‌شد زمینی را خریداری کرده و خانه‌ای ساخته بود تا ما بتوانیم از روستایمان به تهران کوچ کنیم و در آنجا ساکن شویم. زمانی که من 5 ساله بودم این منزل را داشتیم و مدام از روستا به تهران رفت و آمد می‌کردیم.
با اینکه کلاس اول دبستان را در روستا خوانده بودم اما وقتی به تهران کوچ کردیم به دلیل شرایط زمانی و زلزله‌ای که رخ داده بود نتوانستیم تاییدیه‌ای برای گذراندن دوره اول دبستان از روستا بگیریم و مجبور شدم دوباره در دبستانی در تهران کلاس اول را بخوانم. به همین دلیل همیشه در دوران ابتدایی یکسال از همکلاسی‌هایم بزرگتر بودم. همچنین به‌خاطر اینکه زبان پدری من آذری بود، سال‌های اول، دوم و سوم دبستان به سختی گذشت چون هم مجبور بودم زبان فارسی یاد بگیرم و هم درس بخوانم. تا اینکه به کلاس‌های چهارم و پنجم رسیدم. در آن زمان در خیابان هاشمی، روبه‌روی مسجد علی‌اکبر، مدرسه‌ای به نام ساسان وجود داشت که کلاس چهارم، پنجم و ششم را در این مدرسه درس می‌خواندم و چون اساسا ریاضی من نسبت به بقیه درس‌ها قوی‌تر بود زمانی که معلم ریاضی کاری داشت و نمی‌آمد به مدیر مدرسه خبر می‌داد که من به بچه‌ها ریاضی تدریس کنم و مکرر این موارد اتفاق می‌افتاد اما برخلاف ریاضی نمراتم در سایر دروس اعم از تاریخ و اجتماعی و جغرافیا و … ضعیف بود و با زحمت نمره قبولی می‌گرفتم.
زمانی که کلاس پنجم بودم روزی ناظم مدرسه مرا صدا زد و تعدادی مجله به‌نام پیک دانش‌آموز به من داد و گفت اینها را به بچه‌ها بفروش. در ابتدا خیلی متوجه نشدم که این‌ها چه چیزهایی هستند. روز اول تعدادی از آن‌ها را به بچه‌ها فروختم و باقیمانده را با خودم به خانه بردم و فردا دوباره برای فروش به مدرسه ‌آوردم و این کار ادامه یافت و به این ترتیب من با خواندن این مجلات با شعر و داستان و ادبیات آشنا شدم. کلاس پنجم و ششم در همین مدرسه به صورت حرفه‌ای مسئول فروش مجلات پیک بودم. در همین هنگام بود که روزی معلم ششم ابتدایی می‌خواست از ما امتحان بگیرد اما چون اغلب بچه‌ها برگه امتحانی نداشتند معلم از من خواست از بچه‌ها پول جمع‌آوری کنم و برگه امتحانی بخرم اما برخی از بچه‌ها پول نداشتند و من برای اینکه بتوانم به تعداد همه دانش‌آموزان برگه امتحانی خریداری کنم مجبور شدم با فروشنده چانه بزنم و قیمت را پایین بیاورم. وقتی معلم از این جریان باخبر شد بسیار از این حرکت من خوشحال شد و مرا تشویق کرد و این نخستین جرقه‌های آشنایی من با روش‌های خرید و فروش در بازار بود.
در آن سال با شروع تعطیلی تابستان و پایان تحصیلات ابتدایی و قبل از آغاز دوره دبیرستان، به صورت خودجوش و با راهنمایی‌های پدرم، در مغازه پدرم شروع به کار کردن کردم. مغازه خالی بود و تصمیم گرفتم کسب و کاری در آنجا ایجاد کنم. در ابتدا تعدادی مجله می‌خریدم و به همراه تعدادی کتاب تاریخ و جغرافیای کلاس پنجم که رنگی بود در مغازه فروختم و این شروعی بود برای فروش کتاب. در آن زمان اتوبوس‌های دوطبقه‌ای بودند که با یک بلیط ما را جابجا می‌کردند و به پارک شهر می‌بردند. روزی با پسرخاله‌ام در اتوبوس نشستیم و به پارک شهر رفتیم. در بازار بین‌الحرمین تعدادی تابلوهای انتشاراتی مانند آسیا، امیرکبیر و … توجه‌ام را جلب کردند. وارد انتشارات آسیا شدم و تعدادی کتاب داستان ترجمه برای بچه‌ها مانند «سیندرلا» و «شنل قرمزی» یا کتاب‌هایی مانند «آیا ما مسلمان هستیم» توجهم را جلب کرد. به همراه نعمت دو بسته از این کتاب‌ها را خریداری کردیم و ‌آن‌ها را به مغازه بردیم. این کار باعث شد هم این کتاب‌ها را بخوانیم و هم بفروشیم.
کم‌کم به خیابان ناصرخسرو رفتم و با انتشاراتی مانند معراجی، امیرکبیر، آسیا، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، انتشارات سروش، شناسنامه جیبی و خیلی ناشران دیگر آشنا شدم و بسیاری از کتاب‌های کودک و نوجوان‌پسند آن روز را خریداری کرده و در مغازه می‌فروختم. بعد از چندسالی که به فروش کتاب در مغازه پدرم می‌پرداختم حدودا 19 ساله بودم که باید به خدمت سربازی می‌رفتم. از سویی مغازه هم رونق خودش را پیدا کرده بود و به فروش قابل توجهی رسیده بودم و مقداری هم پس‌انداز در بانک داشتم. با تعدادی از دوستانم با اتوبوس به پایگاه نیرو هوایی در همدان اعزام شدیم. بعد از گذراندن دوره آموزشی طبق توصیه یکی از دوستان دایی‌ام، مرحوم علی محمد قدیانی، با انتقالم به تهران موافقت شد و به پایگاه نیرو هوایی در آخر خیابان پیروزی تهران منتقل شدم و در بخش پشتیبانی مشغول به کار شدم. سه ساعت از ورودم گذشته بود که فرمانده به سربازانی که ساکن تهران بودند مرخصی داد که ساعت 6 بعدازظهر از پادگان خارج شوند و ساعت 5 صبح فردا خودشان را معرفی کنند. من هم مرخصی گرفتم و خودم را از دورترین نقطه در شرق تهران به دورترین نقطه در غرب تهران رساندم که حدود سه ساعت طول کشید. اینکه مادرم چگونه لباس‌های نظامی مرا شست و خشک و اتو کرد و من دوباره ساعت 5 صبح خودم را به پادگان معرفی کردم داستانی طولانی دارد. صبح روز بعد قرار بود سربازها را تقسیم کنند. در آن زمان تیمسار دادگر که رئیس تربیت بدنی نیروی هوایی بود و همسرش یک خانم امریکایی بود، وقتی لباس‌های تمیز و اتوکشیده مرا دید از من خوشش آمد و از من درباره فعالیت‌هایم سئوالاتی پرسید و من هم شرح حالم را برایش توضیح دادم و او خوشش آمد و به‌عنوان مسئول دفترش مرا به محل کارش برد. من در اتاق تیمسار کارهایش را انجام می‌دادم و تلفن‌ها را جواب می‌دادم و در این 19 ماه تبدیل به یک نیروی اداری و پرسنلی شدم که صبح تا ساعت 2 در دفتر تیمسار بودم و بعدازظهرها هم به مغازه رسیدگی می‌کردم. گاهی اوقات هم که کارم در دفتر تیمسار طول می‌کشید به میدان بهارستان می‌رفتم و در انتشارات آسیا به سبب آشنایی که با آقای عطایی داشتم، می‌نشستم و کتاب‌های مختلف را تورق می‌کردم. کم‌کم توجهم نسبت به چیزهایی از نشر جلب شد. بعد از پایان خدمت سربازی، به کارم در مغازه پدرم کاملا رونق گرفته بود و کتاب‌های زیادی در آنجا عرضه می‌کردم بازگشتم و برادرهایم نیز در کسب و کار به من کمک می‌کردند. در تابستان 1354 زمانی که 21 ساله بودم یکی از سربازان هم دوره‌ای‌ام به نام مهدی مشایخی که نویسنده هم بود و می‌دانست من کتابفروشی دارم، کتابش را که در قم چاپ کرده بود به من هدیه داد. چند روز بعد کتاب دیگری را برای من آورد و من آن را در تابستان 1355 منتشر کردم و این آغاز فعالیت نشر قدیانی بود.

ضرورت آگاهی و شناخت برای علاقمندان به ورود در حوزه نشر کتاب و سرمایه گذاری در این حرفه:

اهمیت و ضرورت کارشناسی کتاب قبل از چاپ از مهم‌ترین عوامل موفقیت ناشر و نویسنده:

اطمینان و تضمین توزیع کتاب قبل از چاپ و تولید آن:

با توجه به قدرت یادگیری در کودکان، اهمیت و جایگاه کارشناسی محتوایی و ادبی بیشتر نمایان می‌شود:

چگونگی علاقمندکردن کودکان به کتاب و کتابخوانی:

 

محمد طوسی (مدیر بخش فروش باغ کتاب تهران و مدیرعامل شرکت ماه پیشونی و مدیر پخش آثار و نشر ساز و کار)  تجربیات فعالان حوزه نشر کتاب کودک و نوجوان (ناشران و عوامل اجرایی)

فعال حوزه نشر اعم از نشر و پخش کتاب و از مدیران موفق اجرایی در عرصه فروش کتاب بصورت فروشگاهی و پخش در سراسر کشور و به طور خاص در مجموعه‌ی باغ کتاب تهران

 

 

 

معرفی باغ کتاب تهران و تاریخچه تأسیس و هدف از ایجاد مکانی با این مختصات و ویژگی‌ها:

تدارک ویژه برنامه برای ایام کرونایی جهت رونق بازار کتاب و توسعه کتابخوانی در مجموعه باغ کتاب تهران:

هدف از تأسیس باغ کتاب، طبقه بندی و عرضه کتاب بر مبنای گروه سنی و ایجاد فضایی بانشاط و جذاب برای حضور خانواده ها:

باغ کتاب؛ ویترینی برای معرفی، عرضه و فروش وسیع کتاب و محلی برای فعالیت‌های متنوع فرهنگی:

پاسخ به نقد عمده‌ای که از باغ کتاب می‌شود:

شناسایی متقاضیان کتاب با توجه به بیشترین کتاب فروخته شده و بر مبنای طبقه‌بندی سنی:

 

عبدالله حسن‌زاده آملی (مدیر اسبق اداره کتاب دفتر تبلیغات اسلامی)  تجربیات فعالان حوزه نشر کتاب کودک و نوجوان (ناشران و عوامل اجرایی)

حجت ‌الاسلام و المسلمین عبدالله حسن‌زاده در سال 1336 در آمل به دنیا آمد و در سال 1354 به حوزه علمیه قم وارد شد. وی دروس حوزوی و کتاب‌هایی مانند اسفار، اشارات، تمهید القواعد، فصوص ‌الحکم و  مصباح‌ الانس را در محضر پدر بزرگوارش، علامه حسن‌زاده ‌آملی، و دیگر استادان برجسته حوزه فراگرفت.

استاد حسن‌زاده در سال 1363 پا به عرصه ادبیات و هنر گذاشت و در این زمینه، آیین نگارش و ویرایش، داستان‌نویسی، نمایشنامه‌نویسی، ادبیات معاصر، ادبیات کودک و نوجوان، ادبیات دراماتیک، فیلمبرداری، فیلمنامه‌نویسی، کارگردانی، سینما، نقد و تحلیل فیلم، طراحی، نقاشی، خوشنویسی و عکاسی را نزد استادان نام‌آوری، همچون نادر ابراهیمی، محمدعلی سپانلو، صفدر تقی‌زاده و مسعود کیمیایی آموزش دید.

مهم‌ترین بخش زندگی ادبی و هنری استاد حسن‌زاده را باید ادبیات کودک و نوجوان برشمرد و او را از مؤسسان و فعالان نشریات کودک و نوجوان، همچون نشریه سلام بچه‌ها در سال 1369، پوپک و سنجاقک و همچنین از پیشکسوتان این حوزه به شمار آورد، به‌ گونه‌ای که می‌توان گفت وی از کسانی است که تأثیر فراوانی بر ادبیات کودک و نوجوان کشور و به‌ویژه استان قم داشته است.

معاون فرهنگی- هنری دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، سردبیر نشریه حدیث زندگی؛ سردبیر نشریه مهیار؛ .سردبیر نشریات سنجاقک، پوپک و سلام‌ بچه‌ها؛ سردبیر نشریات دوست ‌خردسال، کودک و نوجوان؛ .دبیر نخستین جشنواره سراسری کتاب کودک و نوجوان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم؛ عضو هیأت داوران فیلم دفتر تبلیغات اسلامی در جشنواره فیلم فجر؛ عضو هیأت داوران جشنواره فیلم اشراق مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام ـ رحمت الله علیه ـ ؛ عضو هیأت داوران جشنواره فیلم انجمن سینمای جوان استان قم؛ عضو هیأت داوران جشنواره سلام دفتر تبلیغات اسلامی؛ عضو هیأت داوران جشنواره آثار طلاب خارجی جامعه ‌المصطفی و عضو هیأت نظارت بر کتاب کودک و نوجوان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از جمله فعالیت هایی است که در از کارنامه مدیریتی و فرهنگی  هنری استاد حسن زاده می باشد.

چاپ یک اثر (کتاب) ملاک بر نویسنده بودن صاحب تیست:

 

حمیدرضا سیدناصری (مدیرمسئول انتشارات ذکر/ کتاب‌های قاصدک)    تجربیات فعالان حوزه نشر کتاب کودک و نوجوان (ناشران و عوامل اجرایی)

ناشر برگزیده در 6 دوره‌ی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در سال‌های 68 ، 69 ، 70 ، 73 ، 78 و 80 ناشر برگزیده در اولین نمایشگاه آثار تصویرگران کتاب کودک تاکنون کتاب‌های بسیاری از آثار تألیفی و ترجمه‌ی منتشر شده توسط این موسسه بالاخص در حوزه‌ی کودک و نوجوان به عنوان آثار برگزیده در جشنواره‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، نمایشگاه تصویرگران کتاب کودک و نوجوان، جشنواره‌ی ترویج اندیشه‌های امام خمینی‌(س)، کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، کتاب سال ولایت به عنوان آثار برگزیده و آثار برتر و یا آثار تشویقی انتخاب گردیده و مفتخر به دریافت دیپلم افتخار و لوح زرین و جوایز دیگری گردیده است.

 

 

توجه به تفاوت‌ مخاطب و کمبود آثار در حوزه نوجوانان نسبت دیگر رده‌های سنی/ فرصت دیدن آثار ترجمه / استفاده از تصویرگر حرفه‌ای / اقتباس از آثار کهن:

با طرحی نو عزت نشر را به آن برگردانیم:

مشکلات کار کتاب مذهبی کودک، دین گریزی یا دین ستیزی:

keyboard_arrow_up