خدمات متقابل چهارپاره و شعر کودک و نوجوان

.

.

.

.

.

با بررسی اجمالی اشعار چاپ شده در ایران ، می توان قالب های کلاسیک و جدید را در شعر کودک دید . مهم ترین قالب های به کار رفته در شعر کودک در ایران عبارتند از : چهارپاره و قالب های توسعه یافته از آن ، نیمایی ، مثنوی ، غزل ، دوبیتی و رباعی ، و قالب های تلفیقی و ابتکاری دیگر . آن چه مسلم است این است که هر چه گروه سنی به نوجوان نزدیک تر می شود استفاده از قالب ها هم متنوع تر می شود . و هر چه گروه سنی پایین تر باشد ، گرایش به قالب چهارپاره و اشعاری با وزن های کوتاه ، بیشتر است .


قالب های غزل ، مثنوی و دیگر قالب های کلاسیک در کتب متعدد توضیح داده شده است . بنابر این ما از تکرار آن مطالب خودداری می کنیم . در ادامه قالب های جدید و پرکاربرد در شعر کودک را که پیش از این در کتاب ها کمتر به آن ها پرداخته شده است برای تان توضیح خواهیم داد .
1:چهارپاره
پیش از این که بخواهیم قالب چهارپاره را بهتر بشناسیم ، لازم است نظایر آن را بشناسیم . بعضی معتقدند که چهارپاره همان شعر مسجع است . آن ها در تعریف این قالب گفته اند : ” این قالب شعری است که مصراع های هر بیت آن ، از پاره هایی که نوعی سجع یا قافیه واحد دارند تشکیل شده است . ” آن ها برای مثال ، بیت زیر از قصیده خاقانی را مثال می آورند :
می عاشق آسا زرد به ، همرنگ اهل درد به
زرد صفا پرورد به ، تلخ شکربار آمده
آن خام خم پرورد کو ، آن شاهد رخ زرد کو
آن عیسی هر درد کو ، تریاق بیمار آمده
در این شعر ، هر بند چهارپاره ، یک بیت است که به چهارمصراع تقسیم می شود . سه مصراع آن با هم قافیه هستند و قافیه اصلی در مصراع چهارم قرار دارد . (فرهنگ نامه هنر شاعری ، ذیل واژه شعر مسجع)
به نظر می رسد ، این تعریف ، برازنده شعر مسجع باشد نه قالب چهارپاره . قالب چهارپاره که در شعر کودک به کار می رود با این تعریف تفاوت دارد . در چهارپاره امروزی لازم نیست سه مصراع با هم ، هم قافیه باشند . همچنین قافیه اصلی در آن در پایان قرار ندارد . در هر بند چهارپاره لازم است تنها مصراع دوم و چهارم هم قافیه قرار گیرند و آمدن قافیه در مصراع های دیگر آن ضروری نیست . بنابر این می توان هر بند چهارپاره را یک بیت از یک مثنوی دانست . به این دلیل بهتر است آن را مثنوی با وزن خیزابی و دوری بنامیم . با این توضیح تفاوت چهارپاره با شعر مسجع روشن شد .همچنین است تفاوت آن با شعرمسمط مجزا که صاحب حدائق السحر فی دقائق الشعر ، در تعریف چهارپاره و شعر مسجع آورده است.
مهم ترین دلیل استقبال شاعران کودک از این قالب می تواند به خاطر کوتاه بودن وزن آن باشد . وقتی یک بیت مثنوی به دو بیت تبدیل می شود ، طول ابیات نصف می شود و میانگین افاعیل در آن از مثمن به مربع تغییر می کند.
مثلا این بیت را اگر به این صورت بنویسیم ، یک بیت مثنوی است
دل می رود زدستم ، صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان ، خواهد شد آشکارا
اما همین شعر را که با افاعیل عروضی ، مستفعلن فعولن مستفعلن فعولن  است و دارای وزن دوری یا مدور است و مثمن می باشد، اما اگر به شکل زیر بنویسیم ، یک بند چهار پاره به دست می آید و وزن آن مربع می شود.
دل می رود زدستم ،
صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان ،
خواهد شد آشکارا
به ندرت می توان شعر کودکی یافت که افاعیل آن به مثمن برسد.  کوتاهی مصراع ها در شعر کودک باعث ایجاز در شعر می شود که امری پسندیده است . همچنین کودک می تواند زیبایی و نزدیکی قافیه ها را زودتر دریابد و بیشتر لذت ببرد.شاید عمده ترین دلیل روی آوردن شاعران کودک و نوجوان به این قالب هم همین ویژگی ها باشد.
2: قالب های توسعه یافته از چهارپاره
در شعر کودک علاوه بر چهارپاره ، قالب های دیگری وجود دارند که شباهت زیادی به قالب چهارپاره دارند . قالب هایی که ساختار بیتی ندارند و بر آنها ساختار بند بند بودن حاکم است . با وجود این ویژگی ها ، می توان ادعا کرد که در شعر کودک ، این قالب ها از چهارپاره توسعه یافته اند. به خاطر مشابهت به چهارپاره می توان آن ها قالب های توسعه یافته از چهارپاره دانست . این قالب ها عبارتند از :شعرک، سه خشتی ، پنج خشتی ، و شش خشتی .
الف) شعرک
می توان چهارپاره را با توجه به تعداد بندهای آن ، قالبی دانست که محدودیت ندارد. تعداد بندهای چهارپاره در شعرهای رایج کودکانه ، بین دو تا نه بند در نوسان است. حتی در بعضی از منظومه ها ، تعداد بندها بیشتر از این نیز می شود؛ ولی بیشترین فراوانی در شعرهایی است که سه بند تا شش بند دارند. همچنین هر قدر ، مخاطب شعرها، به سمت کودک یا خردسال می آید ، تعداد بندها کمتر می شود و شعرها کوتاه تر و موجزتر می شوند. امروزه ایجاز برای گروه سنی خردسال ، باعث شده است که برخی از شاعران شعرهایی با دو بند بسرایند. همچنین در ماه های اخیر ، شعرهایی با نام “شعرک” رواج یافته است که در یک بند سروده شده اند. به خاطر گستردگی این نوع شعر برای گروه های سنی خردسال ، کودک و نوجوان ؛ همچنین برای آشنایی بیشتر با این قالب ، توضیحاتی را در ذیل می آورم.
ویژگی های مهم شعرک ها ، این ها هستند:
1.  طول آن ها به اندازه یک بند چهارپاره است. یعنی شامل دوبیت . این ویژگی شعرک ، شباهت زیادی با دوبیتی و رباعی و همچنین دوبیت در شعر بزرگسال دارد.
2.  معنا باید در یک بند تمام شود. یعنی مخاطب احساس نکند که محتوای شعر نیاز به توضیح بیشتر دارد. همچنین نباید برای پر کردن بند، از محتوای زاید و حشو بهره برد. بلکه باید معنا در دو بند تمام شود. این ویژگی نیز شباهت زیادی با مقوله دوبیتی و رباعی دارد. اما تفاوت عمده آن با رباعی و دوبیتی این است که در این گونه شعر ، بار محتوایی شعر بر دوش مصراع چهارم نیست. بلکه در بیشتر مواقع ، این بار محتوایی در تمام چهارمصراع تقسیم شده است.
3.  محتوای شعرها، کودکانه و نوجوانانه است و دارای روایت شعری است. این روایت شعری که مختص ادبیات کودک و نوجوان است در این گونه شعرها نیز رواج دارد. همچنین موضوعات و دغدغه های کودکانه و نوجوانانه در آنها وجود دارد.
4.  وزن این شعرک ها ، محدودیت ندارد. در حالی که دوبیتی یا رباعی در وزن های محدودی سروده می شوند. این ویژگی ، شعرک ها را از رباعی و دوبیتی مجزا می کند.
5.  بیشتر این شعرک ها در وزن های مربع و نهایتا مسدس سروده می شوند. در حالی که رباعی در وزن های مسدس و مثمن سروده می شوند.
6.  قافیه ضروری در این نوع شعرها ، تنها در مصراع دوم و چهارم است. در حالی که قافیه ی ضروری در رباعی و دوبیتی در مصراع های اول ، دوم و چهارم است.
با توجه به این توضیحات ، تعدادی از این اشعار را ، با هم مرور می کنیم:
شعرک با قافیه در تمام مصراع ها :
اگر از سبزه و رود
یکی بود ، یکی نبود؛
زیر گنبد کبود
زندگی چگونه بود؟
(ماهنامه سلام بچه ها ، مهرماه 1392 ، یحیی علوی فرد)
شعرک با قافیه در مصراع اول ، دوم و سوم (مشابه رباعی و دوبیتی)
همه جا دعوا هست
قهر ، بین ما هست
من ولی خوشحالم
قهر ما کوتاه است
و :
بچه ی سیب ، بی بیب کرد
کاری عجیب غریب کرد
آمد میان سیب ها
نشست و آبِ سیب کرد
شعرک با قافیه در مصراع دوم و چهارم
دفترِ هندوانه شد
مشق تمیز و بی غلط
رنگ سیاه و قرمزش
نقطه به نقطه ، خط به خط
و :
راه می افتم بروم
مغازه ی لواشکی
راه می افتد از لبم
آب دهان ، یواشکی
هر چند در این مثال ها، جایگاه قافیه ها متنوع بود، اما قافیه ضروری در همه این ها همان مصراع های دوم و چهارم هستند. همچنین ، وزن های متنوعی دارند و مثل رباعی و دوبیتی ، محدود به وزن های خاص نیستند. همچنین بیشتر آن ها دارای وزن های مربع هستند. همان وزن رایج در چهارپاره ها. [*] ب) سه خشتی
یکی از قالب های شعر که برخلاف قالب های دیگر ، مصراع های فرد دارد ، قالب سه خشتی است . این قالب شعری در میان کردهای خراسان ، به نام سه خشتی رواج دارد. این قالب متشکل از سه مصراع است که معمولا مثمن بوده و هر سه مصراع یک قافیه مشترک دارند. دکتر حسن روشان ، پژوهشگر ادبیات کردی در کتاب جنگل جدال قیچی اعداد بود و مه ، این قالب را بازمانده خسروانی های عصر ساسانی می داند و آن را نوعی شعر غنایی و چوپانی محسوب می کند که معمولا با مضامین عاشقانه همراه است . (جنگل جدال قیچی اعداد بود و مه ، ص 8)
امروزه سه گانی هایی در ادبیات بزرگسال (مخصوصا در محیط وب) رواج یافته است که از نظر قافیه همان سه خشتی کردی می باشند.
البته نمونه های مشابهی از سه گانی ها در ادبیات جهان نیز شناخته شده است که بر عدد سه تمرکز دارند . نمونه معروف آن هایکوهای ژاپنی هستند که از سه مصراع تشکیل شده اند. این نوع شعر را هوکو یا تانکا نیز گفته اند.
امروزه در ادبیات کودک و نوجوان ایران گرایش به این قالب و قالب های مشابه بیشتر شده است. یکی از دلایل این گرایش نزدیک بودن این قالب به قالب چهارپاره است .
یک شاعر کودک بعد از به دست آوردن تجربه کافی و سرودن شعر در قالب چهارپاره (قالب اختصاصی شعر کودک) سعی می کند با کم و زیاد کردن مصراع ها ظرفیت موسیقی را در شعرش بالا ببرد. غلامرضا بکتاش و محمود کیانوش بیشترین شعر را در قالب های سه خشتی ، پنج خشتی و شش خشتی ، سروده و منتشر کرده اند. لذا مثال های آورده شده ، از این دو شاعر می باشد.
سه خشتی نزدیک ترین قالب به چهارپاره است که با کم کردن یک مصراع حاصل می شود. البته قالب های سه خشتی رایج در شعر کودک تفاوت هایی با هایکو و سه خشتی دارد.
1.  مهم ترین تفاوت سه خشتی با قالب های قبلی ، این است که موضوع شعرهای کودک با سه خشتی متفاوت است. یعنی محتوای آن کودک و نوجوان است .
2.  همچنین در شعر کودک ، یک شعر می تواند تلفیقی از چند سه خشتی باشد. در حالی که سه خشتی های رایج ، در حد یک بند مطرح هستند.
3.  تفاوت دیگر این است که در شعر کودک، سه خشتی دارای تنوع در جایگاه قافیه است .
با ذکر نمونه هایی از شعرهای سه خشتی کودک ، تنوع جایگاه قافیه را در این شعرها توضیح خواهیم داد :
سه خشتی با قافیه در مصراع اول و دوم :
کودک من بهار من
مایه افتخار من
عیدت مبارک

کودک مهربان من
بلبل خوش زبان من
عیدت مبارک

ای گل خوبروی من
طوطی قصه گوی من
عیدت مبارک

کودک من امید من
بخت خوش سفید من
عیدت مبارک
(طوطی سبز هندی ، محمود کیانوش ، شعر: عیدت مبارک)
البته در این شعر مصراع سوم تمام بندها تکراری است و ترجیع دارد
سه خشتی با قافیه در مصراع اول و سوم :
توی گوش این درخت
باز هم نمی رود
حرف میخ بند رخت

میخ باز کج شده
با تمام تیزی اش
باز هم فلج شده

توی ذهن من هنوز
رخنه کرده این سوال
در تمام طول روز

حرف میخ مفت بود
که پوست درخت
واقعا کلفت بود .
(رونویسی از بهار ، غلامرضا بکتاش ، شعر: حرف میخ)
سه خشتی با قافیه در مصراع دوم و سوم
رونویسی کرده است
کوه یخ از آفتاب
چشمه ای را با شتاب

رونویسی کرده است
خاک از دست بهار
دانه ها را چند بار

رونویسی کرده است
برکه ای از آسمان
ماه را مانند نان

رونویسی می کنم
مثل کوه و خاک و آب
از کتاب آفتاب .
(رونویسی از بهار ، غلامرضا بکتاش، شعر: رونویسی از بهار)
ج) پنج خشتی
قالب های پنج خشتی نیز در دو ویژگی با چهارپاره شباهت دارد . در هر بند از آن معنایی ارائه می شود که از یک بند انتظار می رود . همچنین هر بند دارای یک قافیه است . بنابر این می توان این قالب را نیز قالبی توسعه یافته از قالب چهارپاره دانست . این قالب با توجه به جایگاه قافیه شکل های متنوعی دارد .
قافیه در مصراع دوم و پنجم
خدا حتما به بره
چریدن یاد داده
زبان سرخ بره
سر سبز علف را
به دست باد داده

خدا حتما به طوطی
پریدن یاد داده
زبان سرخ طوطی
سر سبز پرش را
به دست باد داده

خدا حتما به میوه
رسیدن یاد داده
زبان سرخ غنچه
سر سبز خودش را
به دست باد داده .
(رونویسی از بهار ، غلامرضا بکتاش ، شعر: خدا حتما به …)
قافیه در مصراع سوم و پنجم
قبل از انقلاب
در کلاس ما
عکس شاه بود
تخته کلاس
روسیاه بود

باز هم نوشت
مبصر کلاس
روی آن شعار
ناگهان رسید
نوبت بهار

مبصر کلاس
روز و شب نوشت
تا شهید شد
تخته کلاس
رو سپید شد .
(رونویسی از بهار ، غلامرضا بکتاش ، شعر: نوبت بهار)
د) شش خشتی
قافیه در مصراع دوم و چهارم + هم قافیه بودن مصراع ششم هر بند با بند بعدی اش
بیرون از این شهر
در روستاها
در دشت و دره
در کوه و صحرا
دارد طبیعت
آبادیش را

الوار و شیشه
فولاد و سیمان
دیوار و نرده
کوی و خیابان
هرگز نگیرد
آزادیش را

در زیر خورشید
بر سینه خاک
از مهر باران
خوشبوی و نمناک
پوید به شادی
در هر طرف باد

از سینه سنگ
هر چشمه جاری
روشندل و پاک
دارد گذاری
تا سینه رود
آزاد آزاد

گلهای وحشی
بر دامن کوه
اینجا و آنجا
انبوه انبوه
خوشرنگ و خوشبو
از خاک رویند

رقصند آرام
در بازی باد
در زیر باران
دل زنده و شاد
گلبرگ ها را
گهگاه شویند

در شهر چیزی
اما نبینی
بر دامن خاک
گل را نبینی
زیرا که خاکی
پیدا نگردد

هر یک وجب خاک
در چاردیوار
هرگز طبیعت
از نور سرشار
از آب پرشور
اینجا نگردد .
(زبان چیزها ، محمود کیانوش ، شعر: گلدان)
قافیه در مصراع دوم ، چهارم و ششم
اگر از کار و کوشش
تنت بیحال و خسته ست
اگر اکنون مه خواب
به چشمانت نشسته ست
اگر سنگینی پلک
نگاهت را شکسته ست

بیا ، بر سینه من
تن خود را رها کن
دو پلک مهربان را
پناه چشم ها کن
در جان را به نرمی
به روی خواب وا کن

بیا و کودکم باش
به دامانم بیاویز
غبار خستگی را
از اندامت فرو ریز
نفس هایت نسیمی است
بهاری خوش برانگیز

بیا ، من تختخوابم
که هستم عاشق خواب
شوم هر شب به هنگام
برایت قایق خواب
ترا از مغرب چشم
برم تا مغرب خواب .
(زبان چیزها ، محمود کیانوش ، شعر: تختخواب)
نکته : معیارهای یک “بند” بودن در قالب چهارپاره و قالب های توسعه یافته از آن ، دو چیز است: نخست این که هر بند با آمدن یک قافیه مستقل از بندهای دیگر تشخیص داده می شود . دوم این که علاوه بر وجود قافیه در یک بند لازم است یک معنای مستقل در یک بند ارائه شود تا آن را از بندهای دیگر متمایز نماید . یعنی هر بند باید مانند یک بیت ، یک معنا را تمام کند . اما گاهی این دو معیار با هم در تعارض قرار می گیرند . بنابراین قائل شدن به هر کدام از این معیارها می تواند در نامگذاری بعضی از اشعار تاثیر گذار باشد . ممکن است کسی که تنها معیار قافیه را در یک بند می پذیرد یک شعر را شش خشتی بنامد . این در حالی است که اگر کسی معیار معنا را مهم تر بداند همان شعر را سه خشتی بنامد. برای توضیح بیشتر شعر زیر را باهم مرور می کنیم :
افتاد بر خاک
یک تانک دشمن
از پاتک تو

گل کاشت آن روز
در خاک ایران
نارنجک تو

شاید اگر من
جای تو بودم
ترسیده بودم

ای کاش من هم
اندازه تو
فهمیده بودم .
(رونویسی از بهار ، غلامرضا بکتاش ، شعر: گل کاشت آن روز)
در این شعر ، در هر سه مصراع معنا کامل می شود ؛ بنابر این ، قالب آن سه خشتی است . همان طور که همین شعر در کتاب به صورت چهار بند سه خشتی مستقل تایپ شده است . حال اگر ملاک را در هر بند ، داشتن یک قافیه مشترک بدانیم ، باید این شعر را شش خشتی بنامیم ؛ زیرا قافیه هایش در مصراع های سوم و ششم آمده است . یعنی در هر شش مصراع یک قافیه مشترک وجود دارد که آن را با قافیه ی بندهای دیگر متمایز می کند . واژه پاتک در مصراع سوم با نارنجک در مصراع ششم قافیه شده است . هم چنین است قافیه ترسیده و فهمیده در ادامه شعر .
ه) قالب های تلفیقی
این قالب ها ساختار خاصی را دنبال نمی کنند . شاعر با در هم آمیختن چند قالب، شعرش را می سراید .بیشتر این قالب ها ، در اشعار محمود پوروهاب و محمود کیانوش دیده می شود.  این قالب ها به شکل های مختلفی در اشعار کودک به کار رفته است که در ادامه با ذکر چند مثال توضیح خواهیم داد.
تلفیق شعر نیمایی و چهارپاره
دو چشم تو
دو آلوی سیاه است
درشت و صاف و خندان
دو شاخ تو
مثل دو تا بادمجان

لیس می زنی به بچه ات
هی می دهی به او ناز
ماما و ماما می کنی
داری می خوانی آواز

سبزه ی تازه چیده ام
برایت از لب جو
تمام دست و پیرهنم
پر شده از رنگ و بو.
(جای من اورا ببوس ، محمود پوروهاب ، شعر : گاو)
این شعر با قالب نیمایی شروع می شود و در ادامه به صورت چهارپاره به پایان می رسد.
کوتاه و بلند کردن وزن در قالب چهارپاره (تلفیق چهارپاره و شعر نیمایی)
داداش من خریده است
تلفن همراه
هی می دهد به این و آن
پیام کوتاه

زنگ می خورد تلفن او
جیک و جیک و جیک باز
گنجشکی توی دل آن
می خواند آواز

گنجشک ناز کوچولو
بگو کجایی؟
کاش که می شد پر بزنی
پیشم بیایی…
(جای من اورا ببوس ، محمود پوروهاب ، شعر: تلفن همراه)
شاعرقالب چهارپاره را انتخاب کرده است ؛ اما طول مصراع ها را کم و زیاد کرده است ؛ یعنی آن را به سمت شعر نیمایی برده است.
تلفیق سه خشتی ، چهارپاره و پنج خشتی
ای عطر بیکرانه
زیباست حرف هایت :
زیبا و عاشقانه

صد منظره شکفته
در جاده نگاهت
خوشه به خوشه شبنم
آلبوم عکس ماهت

فکر عمیق و نابت
مانند دره ها ژرف
احساس تازه ی تو
نرم و لطیف و روشن
مثل ترانه برف


(تو با ما قدم می زنی ، محمود پوروهاب ، شعر: ای آبی نوازش)
بند اول این شعر یک سه خشتی است . بند دوم آن یک چهارپاره است . بند سوم آن یک پنج خشتی است .و در ادامه شاعر به صورت متناوب از بندهای سه خشتی و چهارپاره استفاده می کند.
تلفیقی از قالب مثنوی ، سه خشتی و چهارپاره
نازی ، نگاهت کجاست ؟
چشم سیاهت کجاست

به من نگاهی بکن
خنده ماهی بکن

وقتی خوشی می خندی
دست های ماه را از پشت
راستی به هم می بندی

وقتی نگاه می کنی
خورشید را از خجالت
خوب روسیاه می کنی

هیچ می دانی که امروز
دنیای من تو هستی ؟
دیروز را کاری ندارم
فردای من تو هستی .
(طوطی سبز هندی ، محمود کیانوش ، شعر: نگاهت کجاست؟)
دو بیت اول به صورت مثنوی آمده است . دو بند بعدی سه خشتی هستند و بند پایانی یک چهارپاره است.
البته بعضی قالب های تلفیقی دیگر نیز وجود دارند که ردپایی از چهارپاره در آن ها دیده نمی شود. البته با توجه به این که شاعران کودک با چهارپاره انس زیادی دارند ، می توان آن ها را نیز در این چهارچوب ، تفسیر کرد که ، شاعران کودک میل به این دارند که شعر را از حالت بیتی درآورده و به سوی شعرهای بندی ببرند. این میل می تواند ، در نتیجه انس آن ها با قالب چهارپاره باشد. برای توضیح بیشتر ، شعری را در ذیل می خوانیم که با افزودن یک مصراع ترکیب یا ترجیع بین هر بیت مثنوی با بیت دیگر، یک قالب تلفیقی ایجار کرده است.
از ابر تیره باران
بر باغ و کشتزاران
بگو ببارد
رگبار در بیابان
در کوی و در خیابان
بگو ببارد

در ماه سرد بهمن
برف سفید روشن
بگو بیاید
انبوه و لایه لایه
بر شهر و کوهپایه
بگو بیاید

گاهی تگرگ ، پر زور
چون تیله هایی از نور
بگو بریزد
با ضربه های تام تام
بر شیروانی و بام
بگو بریزد

در ماه تیر و مرداد
خورشید ، گرم و آزاد
بگو بتابد
با ریزه های آتش
آویزه های آتش
بگو بتابد

بر سر مرا سپر کن
از هر کجا گذر کن
نمی شوی تر
بی چتر در زمستان
یا آفتاب سوزان
مباش دیگر .
(زبان چیزها ، محمود کیانوش ، شعر :چتر)
بگو ببارد ، بگو بیاید ، بگو بریزد و بگو بتابد هر کدام دو بار بین ابیات این شعر تکرار شده اند . در بند پایانی نمی شوی تر و مباش دیگر این نقش را بازی کرده اند اما دیگر حالت ترجیع ندارند. اگر این واژه ها را از شعر برداریم ، شعر در واقع یک مثنوی است . اما گرایش شاعر به شکستن قالب های بیتی ، او را به این سمت برده است که این شعر تلفیقی را بسراید.
حرف پایانی
قالب چهارپاره در ایران دارای سابقه می باشد و شاعران بزرگسال نیز بدان پرداخته اند. بنابر این نمی توان این قالب را ساخته و پرداخته شعر کودک و نوجوان دانست. همچنین ، با اندک مطالعه و آشنایی که با ادبیات کشورهای همسایه ایران دارم ، در شعر شاعران افغان ، تاجیک ، عرب ، کرد ، و بسیاری از شاعران انگلیسی زبان ، قالب چهارپاره بیشترین کاربرد را دارد.
البته بستر اصلی شعر کودک و نوجوان ایران بر این قالب بنا شده است و امروزه شاعرانی مثل ناصر کشاورز ، تقریبا تمام شعرهایش را در قالب چهارپاره سروده است. می توان این گونه ادعا کرد که شعر کودک با چهارپاره عجین شده است و همچنین ، قالب چهارپاره در ایران ، در شعر کودک معرفی شد و ترویج پیدا کرد. حرف پایانی من این است که چهارپاره و شعر کودک ، خدمات متقابلی نسبت به هم انجام داده اند که قابل ستایش است.

منابع
1.    میرصادقی ، میمنت ، فرهنگ نامه هنر شاعری . ذیل واژه شعر مسجع .
2.    روشان ، حسن . جنگل جدال قیچی اعداد بود و مه . مشهد : سخن گستر ، 1384 ، ص 8 .
3.    کیانوش ، محمود . طوطی سبز هندی . تهران : کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، دوم ،(1382).
4.    بکتاش ، غلامرضا . رونویسی از بهار . تهران : کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، اول ، (1385).
5.    کیانوش ، محمود . زبان چیزها . تهران : کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، سوم ،(1381).
6.    پوروهاب ، محمود . جای من اورا ببوس . تهران :نوای مدرسه ، 1389.
7.    پوروهاب ، محمود . تو با ما قدم می زنی . تهران : امیرکبیر،1388.
8.    مجله سلام بچه ها ، مهرماه 1392.
[*] . تمامی مثال های آورده شده از شعرک ها ، از نگارنده حقیر ، یحیی علوی فرد است. وقتی اولین بار این شعرک ها را در خردادماه 1392 برای آقای کشاورز و خانم ماهوتی و اعضا انجمن شعر رشد خواندم ، برای شان بسیار جالب بود. خانم ماهوتی فرمودند : که با این کارها، روحی در جلسه ی ما دمیدید. آن روز قرار شد که اعضا در همان جلسه ، موضوعاتی را در قالب شعرک کار کنند . همچنین قرار شد ستونی به نام شعرک یا شعرهای ریزه میزه ، در مجله رشد دانش آموز راه اندازی شود. البته تعدادی از این شعرک ها در مجله سلام بچه ها ، مهرماه 1392 به چاپ رسیدند و تعداد دیگری نیز در این نشریه و مجله پوپک به چاپ خواهند رسید.

منبع : ماهنامه اقلیم نقد / شماره هفدهم 

keyboard_arrow_up