۴ دلیلی که کودکان سوال می‌کنند

قبل از هر چیز باید بدانیم کودکان به چهار دلیل سوال می‌کنند:

۱. شناختن                                                 ۲. کنجکاوی

۳. دیدن تضاد‌ها                                         ۴. تعارض‌ها

به طور کلی، کودکان سوال می‌کنند تا یاد بگیرند. والدین با دانستن همین نکته نه تنها نباید از پرسش کودک شان خسته شوند بلکه باید از این گونه سوالات استقبال کنند. در ادامه چند توصیه کلی درباره نحوه پاسخ گویی به سوالات اعتقادی کودکان خواهیم داشت و چند سوال را به عنوان نمونه، بر اساس همین توصیه‌های کلی پاسخ خواهیم داد.

نگویید تو در حد این مسائل نیستی!

سوال کردن فرزندان ما بیشتر برای شناخت و یادگیری است و به همین دلیل اگر سوال را از کودکان مان بگیریم، هیچ نسلی رشد نمی‌کند و حتی علمی و شناختی برای آن‌ها به وجود نمی‌آید. روش پاسخ گویی به این دسته از سوالات اعتقادی، پاسخ منطقی و بدون جهت گیری است.

نباید از اصطلاحاتی، چون «الان وقت این سوال نیست» یا «تو در حد این مسائل نیستی» استفاده کنیم. باید به صورت منطقی پاسخ دهیم و درست این است که ابتدا از کودک مان بپرسیم خودش چه فکر و برداشتی دارد و در ادامه صحبت او، به جمع بندی و پاسخ منطقی بپردازیم. استفاده از زبان تمثیل و انواع مثال‌ها می‌تواند در این زمینه به شما بسیار کمک کند.

با سوالات مفهومی پاسخ دهید

کودکان دوست دارند همواره جست و جو کنند و کنجکاوی برایشان نوعی بازی ذهنی است و دلیل آن، آشنایی بیشتر با محیط اطراف شان است. در پاسخ به این دسته از سوالات، یک نکته دیگر نیز قابل اهمیت است که پاسخ گویی باید با سوالات بیشتری اتفاق بیفتد. مثلا اگر کودک شما موضوعی را می‌داند و می‌خواهد بیشتر بداند و سوالی مطرح می‌کند، شما باید به جنبه دیگر آن موضوع بپردازید و توضیح تان همراه با سوالات مفهومی بیشتری باشد.

گاهی لازم است کودک را در آن موقعیت قرار دهید و بگویید: «اگر تو بودی، چه کار می‌کردی؟!»

تضاد و تعارض‌های ذهنی اش باید حل شود

وقتی اتفاقاتی در روند عادی زندگی می‌افتد که تاکنون نبوده است، برای کودکان مان تضاد ذهنی ایجاد می‌شود و شروع به پرسیدن می‌کنند. در این شرایط بهترین راه، همراهی کودک است تا ابتدا تجربه کسب کند. گاهی باید سوالات را با مسائل عاطفی و احساسی پاسخ داد.

وجود رابطه پر از محبت، می‌تواند بسیار در این مسئله کمک حال باشد. همچنین گاهی اتفاقاتی در زندگی می‌افتد که با اتفاقات گذشته مخالف است. کودک در این حال دچار تعارض می‌شود. در این شرایط برای پاسخ گویی به سوالات کودکان، باید از زبان مقایسه استفاده و موارد متناقض را در شرایطی منطقی مقایسه و بررسی کرد تا نتیجه قابل توجهی به دست آید.

تفاوت سوالات کودکان قبل و بعد از بلوغ

نکته بسیار مهم، این است که اگر کودک ما به صورت منظم در محیط‌های مذهبی قرار گیرد به مرور زمان، پاسخ بسیاری از سوالات خود را می‌یابد و خودش رفتار و روحیاتش را مدیریت می‌کند و سوالاتش را به راحتی پاسخ می‌دهد. البته نکته قابل توجه این است که جنس سوالات دوران کودکی و بلوغ با هم متفاوت است. سوالات دوران کودکی، بیشتر از جنس شناختن و کنجکاوی است و سوالات دوران بلوغ به دلیل بحران‌ها و انقلاب‌های درونی اش، از جنس حل تضاد‌ها و تعارض هاست.

 

نحوه پاسخ دادن به چند سوال رایج کودکان

در ادامه به صورت مصداقی به بررسی چند سوال می‌پردازیم که با توجه به نکته‌های مطرح شده در ابتدای مطلب، به آن‌ها پاسخ خواهیم داد.

خدا چیست و کیست؟

این سوال بسیار مهم است و قبل از هر پاسخی باید خود کودک را با این سوال درگیر کنیم تا زبان و فهم کودک مان را بشناسیم. خودت چی فکر می‌کنی؟ یا چه حسی و درکی داری؟ فکر می‌کنی چیست؟ در گام دوم باید به او بگوییم خدا کجاست؟ و خدا جایی نیست جز در قلب او. با پرداختن به این سوالات و از دریچه ذهن کودک، می‌توان او را درمسیر رسیدن به پاسخی ساده قرار داد.

چرا باید عزاداری کنیم؟

در این سوال ابتدا باید احساس مسئولیت و عاطفه فرزندمان را بشناسیم و او را درگیر کنیم.

چیز‌هایی را که از دست داده و ناراحت شده است، برایش یادآوری و سعی کنیم عواطف و احساساتش را در نبود آن چه برایش ارزش دارد، بروز دهد. طبق نظریات علم روان شناسی، شور و هیجان نیز در کنار شعور، عامل سلامتی روان است.

چرا امام حسین (ع) شهید شدند؟

هیچ گاه در پاسخ به این سوال سعی نکنید واکنش منفی نشان دهید که چرا این سوال را پرسیده است! باید اول خودمان بدانیم فلسفه شهادت امام حسین (ع) چه بوده است. کودکان جنس بدی و ظلم را می‌شناسند و باید بپرسیم اگر تو بودی در برابر ظلم می‌ایستادی یا نه؟ تا چه حد؟ و … تا ذهن کودک ما با این موضوع آشنا شود.

چرا فلان فرد که عزادار است، کار غلطی انجام می‌دهد؟

این هم سوال مهمی است و کاش یک عزادار، حداقل در این ایام به این نکته مهم توجه کند که کودکان مشغول تماشای او هستند و خواهند بود.

با این حال و در پاسخ به این سوال، باید زبان مقایسه را به کار گیریم و به کودکان در گام اول بگوییم که هر کسی مصونیت از خطا ندارد و امکان دارد کار اشتباهی انجام دهد.

از طرفی به او نشان بدهیم اگر کار اشتباهی را دید، باید اشتباه بودن کارش را بفهمد و از آن رفتار بد دوری کند. سوالاتی، چون این که اگر کاری غلط باشد ما باید انجام بدهیم؟ در راستای پاسخ دادن به این سوال، گره گشا به نظر می‌رسد.

کودک باید آزادانه هر سوالی را بپرسد

در پایان توجه داشته باشید که هر سوالی را می‌توان پاسخ داد. فقط باید این نکته را در نظر بگیریم که پاسخ دادن به یک پرسش، سبب نشود شخصیت کودک مورد سوال قرار گیرد. کودک می‌تواند هر سوالی را بپرسد و آزاد است و نباید بابت سوال پرسیدنش بازخواست شود. همراهی کردن و گوش دادن به کودک و توجه به او، ۵۰ درصد پاسخ به سوالش است.

نویسنده : سیدمجتبی آل علی | دانش آموخته رشته فلسفه

 

جلسۀ گفتگوهای چندجانبه دربارۀ ضرورت بیان مباحث خداشناسی برای کودکان،  با حضور صاحب‌نظران حوزۀ مباحث دینی در نشر دارالحدیث برگزار شد.

در این جلسه که به همت انتشارات دارالحدیث و انجمن ناشران کودک و نوجوان برگزار شده بود، نویسندگان و شاعران و ناشران حاضر در جلسه به بیان دیدگاه‌های خود دربارۀ موضوع پرداختند.

غلامرضا حیدری ابهری، مسلم گریوانی، علی دنیایی، مجید محبوبی(نویسنده)، سید محمد مهاجرانی، یحیی علوی‌فرد(شاعر) محمدتقی سبحانی‌نیا (مدیر مسؤل انتشارات دارالحدیث و نشریۀ سنجه)، علیرضا سبحانی‌نسب (مدیر مسؤل انتشارات جمال و رئیس انجمن ناشران کودک و نوجوان) و حسین پورشریف (دبیر تحریریۀ نشریۀ سنجه) از جمله نویسندگانی بودند که در این گفتگو شرکت داشتند.

شایان ذکر است که این جلسات ادامه خواهد داشت و محتوای آن در نشریۀ سنجه و سایت انجمن ناشران کودک و نوجوان در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت.

روز کودک روزی است که برای یادبود و افتخار کودکان شناخته شده‌است. کشورها و سازمان‌های بین‌المللی مختلف، روزهای متفاوتی را به‌عنوان روز کودک اعلام کرده‌اند و آن را جشن می‌گیرند. سازمان ملل متحد، ۲۰ نوامبر (۲۹ آبان) را روز جهانی کودک اعلام کرده‌است. مجمع عمومی سازمان ملل در چنین روزی در سال ۱۹۵۹ اعلامیهٔ حقوق کودک و در سال ۱۹۸۹ نیز کنوانسیون حقوق کودک را تصویب کرد. روز ۱ ژوئن (۱۱ خرداد) هم در سال ۱۹۴۹ در نشست اتحادیهٔ بین‌المللی دمکراتیک زنان در پاریس به‌عنوان روز بین‌المللی کودک اعلام شد و در شوروی به‌عنوان روز کودک شناخته شد و در بسیاری از کشورها هم به‌عنوان روز کودک تعیین شد.

تاریخچه

در سال ۱۹۴۶ بعد از جنگ جهانی دوم در اروپا، مجمع عمومی سازمان ملل به‌منظور حمایت از کودکان، سازمانی به نام یونیسف را ایجاد کرد که نخست «انجمن بین‌المللی ویژهٔ کودکان سازمان ملل» نام گرفت. در سال ۱۹۵۳، یونیسف (برآمده از سرواژگان United Nations International Children’s Emergency Fund) یکی از بخش‌های دائمی در سازمان ملل متحد گردید و روز ۸ اکتبر روز جهانی کودک نام‌گذاری شد.
یونیسف اعلام داشته که فقط با اختصاص پنج دلار برای هر کودک می‌توان جان ۹۰ درصد از کودکانی را که سالانه می‌میرند، نجات داد و برای بهبود چشمگیر زندگی کودکان جهان سوم، کافی است که فقط مبلغ ۶ هفته بودجهٔ تسلیحاتی جهان هزینه شود.
وظیفۀ انجمن کمک به کودکان، یعنی یونیسف، مراقبت از کودکان و برآوردن نیازهای اولیۀ آنان در سال‌های آغازین زندگی، و ترغیب و تشویق والدین به تعلیم فرزندان است.
همچنین تلاش این انجمن برای کاهش بیماری، مرگ و میر در کودکان، و حمایت از آنان در هنگام جنگ و حوادث طبیعی و… است.
در مقدمۀ کنوانسیون حقوق کودک آمده‌است: «کودک باید در فضایی سرشار از خوشبختی، محبت و تفاهم بزرگ شود.»

برگرفته از یکی از مقالات سعید ناجی

مقدمه

فلسفه برای کودکان و نوجوانان ترجمه philosophy for children  است. از آنجا که طبق تعریف یونسکو«children» به افرادی اطلاق می شود که زیر ۱۸ سال اند ، از اینرو سعی کرده اند در نوشته ها آن را«فلسفه برای کودکان و نوجوانان» ترجمه کنند . این برنامه در دانشگاه ایالتی مونتکلیر در نیوجرسی توسط پروفسور متیو لیپمن شکل گرفت .

هم اکنون حدود ۱۰۰ کشور در حال اجرای این برنامه هستند ، که حدود ۳۰ کشور از کشورهای پیشرفته به طور جدی آن را وارد نظام آموزش و پرورش ساخته اند ، و در حدود ۷۰ کشور نیز به طور آزمایشی این برنامه را تجربه می کنند . دکتری این رشته در انگلستان ، امریکا و چند کشور دیگر ارائه میشود ، حتی در کشور همسایه اکراین رشته p4c در مقطع کارشناسی ارشد ارائه میشود .  کنفرانس های بین المللی متعددی در این زمینه در کشورهای مختلف برگزار شده و درحال برگزاری است که موجب هماهنگی و انسجام آرای اندیشمندان در این زمینه شده است . کمترین کاری که غالب کشورها در این زمینه انجام داده اند ، شروع به پژوهش در این زمینه است . به عنوان مثال در کشورهای عربی کتاب های این برنامه به زبان عربی ترجمه شده است .

طرح های این برنامه

این برنامه طرحی برای آموزش تفکر در مدارس ارائه می کند . طرحی که شامل کتابها و برنامه های خاصی برای هدایت کلاس است . هر کتاب درسی دارای یک کتاب راهنما برای معلم است . معلمان بعد از تعلیم دیدن در مراکز ویژه تربیت معلم آمادگی لازم را برای اجرای این طرح در کلاسها به دست می آورند . در اینجا نقش معلم با سیستم آموزشی رایج متفاوت است و معلم دیگر نقش حاکم مطلق کلاس را ندارد .

شکل کلاس ها نیز به کلی با توجه به هدف این برنامه تغییر می کند و به صورت حلقه ی کندوکاو (Community of Inqyiry) یا انجمن تحقیق در می آید که در آن کودکان به دنبال کشف حقایق مناسب با خودشان همیشه در حال کندوکاو مشترک هستند .  P4C به عنوان آخرین دستاورد پارادایم تأملی که ریشه اش در آثار جان دیویی ، لیو ویگوتسکی و برخی از فلاسفه دیگر است شامل چند عنصر جدید یا تغییر یافته است که عبارتند از« حلقه کندوکاو» ، « کتاب های درسی داستان » و « معلمان تغییر نقش داده » .

اهداف برنامه

هدف اصلاح وضعیت آموزش تفکر در تعلیم و تربیت است . تقویت تفکر انتقادی ، تفکر خلاق ، تفکر مراقبتی/ مسئولانه (Caring) و تفکر جمعی از ابتدای دوران کودکی ، یکی از اهداف اصلی این برنامه است . متناظرا داوری خوب ، ابداعات خلاقانه ، توجه مسئولانه به محیط و اطرافیان و نیز توانایی انجام فعالیت و تفکر جمعی ویژگی هایی هستند که این برنامه در پی تقویت این ویژکی ها در افراد است و چون بر آن است که دوران بالا تر از کودکی برای آموزش این مهارتها دیر است این آموزش را از کودکی شروع میکند . آموزش مهارتهای فکری اعم از استدلال ، داوری نهایتا تربیت شهروندانی معقول ، خودآگاه ، دقیق ، مسئولیت پذیر اخلاقی ، اجتماعی ، منتقد ، خود- انتقاد ، محقق در این برنامه پیگیری میشود.

چگونگی آغاز این برنامه

در اواخر سالهای ۱۹۶۰ زمانیکه پروفسور متیو لیپمن در دانشگاه کلمبیا (واقع در نیویورک) در رشته فلسفه مشغول تدریس بود متوجه شد که دانشجویانش فاقد قدرت تمییز و قدرت داوری هستند . او برای بالا بردن این توانایی های دانشجویان خود تلاش های زیادی کرد ولی پس از مدتی متوجه شد که برای اینکه قدرت تفکر این دانشجویان بطور قابل ملاحظه ای تقویت شود ، دیگر بسیار دیر شده است . با این وضعیت شاید اگر اساتید فلسفه و منطق ما مواجه شده باشند . او به این فکر افتاد که تقویت این توانایی ها می بایست در دوران کودکی این دانشجویان انجام می گرفت . به عبارت دیگر وقتی افراد در سن کودکی و نوجوانی یعنی در سن یازده یا دوازده سالگی بودند ، باید شروع به گذراندن یکسری دوره های درسی ویژه در زمینه ی تفکر می کردند . تفکر انتقادی یا حل مساله و یا هر مهارت دیگری که به منطق صوری و غیر صوری مربوط است .

این دوران هم مناسب این آموزش ها است  وهم تنها فرصت آموزش حتی محقق بار آمدن افراد  ریشه در این دوران دارد . اگر در این دوران به سوالات آنها پاسخ داده نشود ، قدرت پرسش گری آنها با تشویق تقویت نشود و نحوه ی پردازش داده ها برای حل مسایل و مواجهه با مشکلات آنها آموخته نشود ، دیگر در آینده نمی توان این کار را انجام داد . اگر هم امکانش باشد مصداق سخن سعدی و چون گردکان بر گنبد خواهد بود .

تفکر یا تفلسف

اگر چه عنوان رایج این برنامه ، فلسفه برای کودکان و نوجوانان است ، اما هدف این برنامه آموزش فلسفه به معنای رایج کلمه به کودکان و نوجوانان نیست ، این برنامه نمی خواهد به کودکان فلسفه ی هگل یا کانت یاد دهد ، آنچه این برنامه می خواهد به افراد یاد دهد تقریبا این است که به سخنان و نظرات دیگران خوب گوش فرا دهند، در شنیده هایشان دقت کنند ، آنها را ارزیابی و سبک سنگین کنند ، بهترین اندیشه ها را انتخاب کنند، نه اینکه کور کورانه تابع بی چون و چرای هیجانات ، مدها ، رسوم و عقاید جوامع یا مثلا خانواده ی خود باشند . این همان چیزی است که در فرهنگ و دین ما هم بسیار ارج نهاده شده است . و حتی در کتاب مقدس ما ، قرآن کریم ، برای مردمی که این گونه عمل می کنند بشارت داده شده است .

ساختار اصلی این برنامه

یکی از مولفه های اصلی این برنامه کتابهای آن است . برای انجام این برنامه کتابهای داستانی ویژه ای تالیف شد . این کتابها در سرتاسر جهان به فرهنگ ها و زبان های مختلف ترجمه می شوند . برخی از کشورها همچون دانمارک نیز ، با استفاده از این کتاب ها از داستان هایی از فرهنگ بومی خود استخراج کرده و جایگزین آنها کرده است .

این داستانها به گونه ای نوشته می شوند که در آن برخی ایده های فلسفی کاملا متفاوت ، بدون ترتیب خاص در صفحات پخش می شود . کودکان با کنجکاوی ذاتیشان نمی توانند از برانگیخته شدن توسط آنها خود داری کنند و حتی دلشان می خواهد سایر اعضای کلاس نیز آنها را بیازمایند و مورد بحث قرار دهند .

برای هر یک از این داستانها مجموعه ای معین از عناصر تشکیل دهنده وجود ندارد ، اما برای مجموعه ای از چنین داستانهایی (همچون داستانهای فلسفه برای کودکان که تقریبا شامل دوازده داستان است) مواردی وجود دارد که پدید آورندگان آنها این موارد را که بسیار خاص نیز هستند باید رعایت کنند .

الف ) آرا و اندیشه ها بایداز منابع متنوع بسیاری در فلسفه اخذ شوند ، برای مثال از معرفت شناسی ، مابعد الطبیعه ، زیبایی شناسی ، اخلاق ، فلسفه ی تعلیم و تربیت ، منطق و غیره . برخی از این موضوعات را می توان به جهت اختصاص حجم بیشتری به موارد دیگر کنار گذاشت . برای مثال ، بخش هایی از اخلاق باید تقریبا در هر فصلی از یک متن خاص ، خود را نشان دهند ؛  هر چند احتمال دارد حجم نسبتا کمی به آن اختصاص داده شود، اما صلاح نیست که کاملا از اخلاق چشم پوشی شود .

ب) دست کم یک برنامه ، برای هر گروه سنی لازم است ( در اینجا منظور از برنامه ، یک داستان بعلاوه ی کتابی کمکی برای معلم است و هر دوره معمولا شامل یک یا دو سال است . ) از این رو ، کتاب کشف هری استوتلمایر برای کودکان نه تا یازده ساله و پیکسی برای سنین هفت تا نوزده سالگی در نظر گرفته شده است .

ج) تا حدی که ممکن است زبان مورد استفاده ی متکلمان یا شخصیت های داستان ها باید مطابق با زبان زندگی واقعی خوانندگان داستانها در کلاس ها ودر خانه ها وبا یکدیگر باشد.

د) برای هر فصل از این داستانها باید تمرین های فکری ویژه ای در کتاب های کمکی مجزا در نظر گرفت . پیشنهاد می شود برای تالیف یا تدوین تمرین های فلسفی  به مقاله ی آقای سعید ناجی با نام  “شیوه های طرح فلسفی و تمرین های آن” مراجعه کنید .

مولفه ی دوم ، شکل کلاس و نحوه ی پیشرفت آن یعنی کلاس داری است . این شیوه به حلقه ی کندو کاو مشهور است . برای اینکه محور آموزش و پرورش تحقیق و کندو کا و باشد لازم است که کلاس های درس تبدیل به حلقه یا انجمن شوند که در آن از رابطه ی دوستی و همکاری جهت مشارکت مثبت در فضای آموزشی استقبال می شود .  این فضای مشارکت مثبت جای گزین فضای رقابتی و نیمه خصمانه ( نیمه مبارزه جویانه ) ای که در بسیاری از کلاس های دوران کودکی گذشته رواج داشت ، می شود . ویژگی خاص حلقه های کندو کاو عبارتند از تامل و تعمق غیر خصمانه ، شناخت های مشترک ، ایجاد و بالا بردن سواد ، فرهنگ و تخیل فلسفی ، تقویت توانایی مطالعه و درک عمیق متون بر اساس دیالوگ و گفت و گو و لذت بردن از آنها و حلقه ی کند و کاو برای تامین همین اهداف طراحی شده است .

آنچه در p4c  برای آموزش و پرورش توصیه می شود حلقه ی کندو کاو است که در آن به جهت حاکم بودن فضای تحقیق یا کندو کاو همیشه سوالی وجود دارد که به صورت اعم کار این حلقه را به جست و جوی حقیقت تبدیل می کند و به صورت کلی تر آن را به جست و جوی معنا مبدل می سازد .

برای اینکه آموزش در مدارس تبدیل به کندو کاو شود باید ابتدا تردید و شکی در این فرض بوجود بیاید که همه چیز [در کتاب های درسی به دقت ] ثبت شده اند و جای هیچ گونه تحقیقی وجود ندارد ، تردید در اینکه همه چیز مرتب اند و در سر جای خودشان قرار دارند یعنی  گامی به سو ی پذیرفتن اینکه قبول یک امری با مشکل همراه است و مساله ای در پذیرش آن وجود دارد . برخی دیگر از ویژگی های حلقه ی کندو کاو عبارتند از :

۱-      مشارکت : حلقه های کندو کاو دل گرم کننده اند ، اما نیازی نیست که شرکت کنندگان همه به یک میزان در مباحثات شفاهی شرکت کنند . به معنایی ، یک حلقه ی کندو کاو – همانند یک کتاب – یک شاکله یا طرح کلی معرفت آموز نوزده محسوب می شود . این شاکله ها ، ساختار های شبه گشتالتی از نسبت هایی هستند که اعضای حلقه را به مشارکت و صحبت ترغیب می کنند ، همانگونه که یک کتاب جالب به خواننده اش اجازه نمی دهد ، تا زمان تمام کردن آن ، آن را به زمین گذارد . اگر کتاب  مورد قرائت کودکان یک کتاب داستان جذاب باشد ، دانش آموزان به خواندن صفحات بعدی و بعدی تحریک خواهند شد تا به آنچه در ادامه دارد اتفاق می افتد ، پی ببرند .

۲-       معرفت مشترک : در یک نشست طولانی تامل در تنهایی و خلوت فرد به رشته ای از فعالیت های ذهنی جهت تحلیل موضوع تشویق خواهد شد بنابراین فرد در این مدت درگیر حیرت ، پرسش ، استنباط، تعریف ، فرض کردن ، حدس زدن، تخیل، تمییز و غیره خواهد بود . کسب معرفت مشترک هم ( که اغلب تفکر توزیعی نامیده می شود ) فرد را درگیر  همان فعالیت ها می کند . با این فرق که این بار ، این کار به واسطه ی اعضای دیگر حلقه صورت می پذیرد. یکی پرسش می کند ، دیگری به یک فرض نهفته ایراد می گیرد ، یکی دیگر مثال نقیض ارایه می دهد . فاصله ی فکری و ذهنی طی شده در هر دو نوع تامل یکی است اما شکل دوم به وضوح این را نشان می دهد که چگونه یک اشتراک فکری می تواند وجود داشته باشد .

۳-      رابطه ی چشم در چشم : قیافه ها ، گنجینه هایی از اطلاعات و متون پیچیده ای از معانی اند که ما به طور مداوم سعی می کنیم مورد مطالعه و تفسیرشان قرار دهیم . این معانی به واسطه ی قیافه های بسیار پرشور صورت هایی فراهم می شود که در مجاورت بسیار نزدیک هم قرار دارند .

۴-      جست و جوی معنا : کودکان مشتاق دانستن هستند و در نتیجه تلاش می کنند معانی هر جمله ، هر موضوع و هر تجربه ای را بیرون بکشند. بنا براین حلقه های کندو کاو به نحوی در حال جست و جوی معانی اند که واحد های مراقبت ویژه ی بیمارستانها به نجات جان انسانها می پردازند .

تامل و تعمق : این ویژگی شامل نظرات بدیل به واسطه ی ارزیابی دلایل و پشتوانه های فکری این نظرات بدیل اند . از آنجا که تامل و تعمق معمولا برای محیا شدن و به دست آوردن آمادگی برای داوری و قضاوت به عمل می آید در باره ی این فرایند به عنوان ارزیابی دلایل و آرای بدیل سخن می گوییم .

مهارت های مد نظر این برنامه

برخی از مهارت ها و استعداد هایی که در حلقه ی کندو کاو فلسفه برای کودکان ونوجوانان رشد پیدا می کند عبارتند از :

۱- صورت بندی سوالات

۲- اجتناب از تعمیم های عاری از دقت

۳- خواستن دلایل و شواهد دیگران برای ادعاهایشان

۴- پردازش و بسط فرضیه های تعیین کننده

۵- به رسمیت شناختن تفاوت های مربوط به شرایط موجود

۶- بهره بردن از ایده های سایرین

۷- پذیرش انتقاد های موجه و بسیار موارد دیگر است .

نحوه ی اجرای این برنامه

در این برنامه دانش آموزان سطوح مختلف به قرائت بخشی از داستان با صدای بلند ، کلاس را آغاز می کنند . به این نحو که بچه های یک کلاس به همراه معلمشان حلقه وار دور هم می نشینند و رو در روی هم با یکدیگر یه مباحثه می پردازند ( که این حلقه ، حلقه ی کند و کاو نامیده می شود). شاگردان ، قسمت تعیین شده ی کتاب را با صدای بلند می خوانند البته نه بیشتر از یک پاراگراف در هر بار . توزیع یکسان وقت هم در میان کودکان فراموش نمی شود برای اینکه پیامد ها و استلزامات دموکراتیکی به همراه دارد. وقتی قرائت یک پاراگراف تمام شد معلم با این پرسش ها شروع می کند :

آیا در این متن چیز مبهمی برای شما وجود دارد ؟

آیا می توانید احساس خودتان را در قالب یک پرسش بیان کنید ؟

سپس معلم پرسش هر دانش آموز را بر روی تخته سیاه می نویسد ونام دانش آموز را به همراه شماره ی صفحه و شماره ی سطر مورد بحث در کنار آن یاد داشت می کند . پس از آن می پرسد چه کسی می خواهد بحث را آغاز کند . دستها بالا می رود ومعلم یکی از دانش آموزان را انتخاب می کند تا در باره ی پرسش های نوشته شده بر روی تخته بحث را شروع کند. در  لحظه ی مناسب معلم ممکن است تمرینی را در خصوص آن موضوع خاص از کتاب کمک آموزشی مطرح کند. فرض کنید که پرسش چیزی شبیه به این است :

آیا هری و بیل دوست هم هستند ؟

با ادامه ی کار به زودی کودکان شروع به درک این نکته خواهند کرد که مفهوم دوستی ، مبهم یا دو پهلو است یا اینکه هر دو ایراد را دارد و بدین ترتیب معلم می تواند بحثی را در زمینه ی ماهیت دوستی مطرح کند ( به طور حتم استلزامات اخلاقی رابطه ی دوستی توسط دانش آموزان مورد توجه قرار میگیرد) بدین طریق کودکان با مفهوم دوستی آشنا و درگیر می شوند و پیشرفت این کار می تواند آنها را نه تنها در فلسفه بلکه در تمامی حوزه های مطالعاتی که در آنها با مفاهیمی از این دست سرو کار دارند کمک کند. این روشی است که فکر آنها را برمی انگیزد و تا زمانی که قابلیت نقادی و خود انتقادی را در آنها پدید نیاورد ، آرام نمی گیرد و این فرایند نیز به نوبه ی خود آنها را به خود اصلاحی سوق می دهد .