انجمن نویسندگان میزبان نهادهای مدنی کودک و نوجوان می‌شود

انجمن نویسندگان کودک و نوجوان همزمان با هفته کودک، میزبان نهادهای مدنی کودک و نوجوان خواهد بود.

انجمن نویسندگان میزبان نهادهای مدنی کودک و نوجوان می‌شود

به گزارش خبرگزاری فارس، انجمن نویسندگان کودک و نوجوان همزمان با هفته کودک، میزبان نهادهای مدنی کودک و نوجوان خواهد بود.

انجمن نویسندگان کودک و نوجوان به مناسبت هفته کودک نشستی با موضوع ارزیابی فرهنگ و هنر کودک و نوجوان با شرکت نهادهای فرهنگی مختلف برگزار می‌‌کند.

در نشست ارزیابی فرهنگ و هنر کودک و نوجوان، مدیران و نمایندگان نهادهای مدنی فعال در عرصه تولید و نشر کتاب، کتابخوانی، کتاب الکترونیک، نمایش، سینما و… حضور خواهند داشت تا به ارائه تحلیل، پیشنهاد و انتقادهای خود در خصوص وضعیت مسائل فرهنگی هنری کودکان در کشورمان بپردازند.

نشست ارزیابی فرهنگ و هنر کودک و نوجوان روز چهارشنبه ۱۷ مهر در محل انجمن نویسندگان کودک و نوجوان برگزار می‌شود.

سیده زهرا برقعی

والدین باید به هر کودکی در هر سنی به گونه‌ای خاص آموز ش بدهد. در دوران قبل از ۷ سالگی بهترین نوع آموزش، آموزش غیر مستقیم است. بچه‌ها باید ببینند و در نهادشان، تصاویر و کلمات ضبط شود. پدر و مادر چه کارهایی می‌توانند انجام دهند تا فرزندشان با وجود نازنین امام زمان(عج) آشنا شود.

فضاسازی را جدی بگیرید

 

اولین و مهمترین نکته این است که فرزندمان یاد بگیرد وجود امام زمان(عج) مسئله‌ای جدی است؛ شوخی بردار نیست و جزو اصلی‌های زندگی ماست. ما در تربیت نمی‌توانیم آدم‌ها را تک به تک تربیت کنیم؛ اگر تربیت صحیح خواسته باشیم، باید فضا ایجاد کنیم. افراد وقتی در فضای خاصی قرار بگیرند، مطابق آن فضا حرکت خواهند کرد.

 

در مسئلۀ تربیت نسل منتظر این نکته بسیار مهم است؛ بسیار مهم‌تر از پیام‌های مستقیمی‌ است که می‌خواهیم به افراد بدهیم. یکی از فاکتورهای مهم در فضاسازی این است که وجود مبارک حضرت را جدی بگیریم و کوچک‌ترین شوخی و سهل‌انگاری به این موضوع وارد نکنیم؛ مانند مسئله قرائت قرآن. دستور الهی به ما می‌گوید: «و اذا قری ء القرآن فاستمعوا له…»؛ هنگامی‌که قرآن خوانده می‌شود، به آن گوش فرا دهید.

 

وقتی هنگام تلاوت قرآن خودمان سراپا گوش باشیم و دقت کنیم، بچه‌ها هم یاد می‌گیرند. یعنی لازم نیست هی بگوییم: هیس! هیس! پس فضا سازی برای بچه‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد.

به کودکمان اهمیت موضوع را نشان دهیم

 

با نام امام زمان(عج) شوخی نکنیم. اگر بخواهیم نسل منتظر تربیت کنیم، باید با شنیدن نام ولی عصر(عج) حالمان دگرگون و چهره‌مان متغیر شود. این تغییر چهره تاثیر خودش را می‌گذارد. اگر بچه‌ای گوشه چشم تر ما را ببیند، از هزاران آموزش مستقیم بهتر است. نشان دهیم که ما دربارۀ یک انسان مهم و بزرگ حرف می‌زنیم. نام امام زمان(عج) که می‌آید برخیزیم و دست روی سر بگذاریم. این کاری بوده که امام رضا(ع) قبل از تولد امام زمان(عج) انجام می‌داده‌اند. این تکریم‌ها در عمل باید نشان داده شود و مهم‌ترین تربیت نسل منتظر این است که نشان دهیم سخن از شخص بسیار مهمی‌ است.

بسیار یاد حضرت کنید

 

یکی دیگر از کارهایی که باید انجام دهیم، یادکردن فراوان از امام علیه‌السلام است. ذکر امام و نام امام باید در زندگی ما فراوان باشد. مثلا یکی از کارهای خوب، ختم قرآن است که با برنامه ریزی‌های مدون و منظم، هر کس یک حزب یا جزء یا سوره‌ای از قرآن را برای قرائت قبول می‌کند و موظف است هر روز آن را انجام دهد. این ختم قرآن را برای امام زمان (عج) انجام دهیم. به بچه‌ها بگوییم که داریم با این کار هدیه می‌دهیم به امام‌زمان‌مان. بچه‌ها هدیه‌های هر روزۀ ما را می‌بینند.

 

عید نیمه‌شعبان‌ را برای کودکتان خاطره انگیز کنید

چراغانی‌ها، روی کودکان تاثیر بسیار سازنده‌ای دارد. شیرینی دادن، عیدی دادن… این کارها در ذهن بچه‌های کوچک تاثیر می‌گذارد و بادوام است. باید در این روزها شرایط خاص برای کودکان فراهم کرد؛ مثلا اگر به غذایی علاقه‌مندند آن شب آن غذا را درست کنیم. لباس نو تن‌شان کنیم. عید نیمۀ شعبان از عید نوروز باید برای ما بالاتر باشد.

از خرافات دوری کنید و ترس به دل بچه‌ها نیندازید

توهم نسازیم برای بچه‌ها. همه چیز را هم موکول به آمدنِ آقا و ظهور ایشان نکنیم. القای خرافات و داستان‌های غیرواقعی، یا ترس را به دل بچه‌ها می‌اندازد یا تخیل‌شان را زیادی پر و بال می‌دهد و اذیت شان می‌کند.

در اماکن متبرکه بچه‌ها را نماینده کارهای خوب کنید

وقتی با بچه‌ها به زیارت اماکن متبرکه می‌رویم، یک قرار با بچه‌ها بگذاریم: بیا از طرف امام زمان(عج) هم سلام بدهیم!

یک جور نمایندگی از سوی امام زمان(عج) برای زیارت و کارهای خوب، بچه‌ها را سمت خوبی‌ها هل می‌دهد و تشویق می‌کند. صلوات فرستادن، کار خوب کردن، نماز خواندن، کمک به دیگران، صدقه دادن و سایر کارهای خوبی که بچه ها می‌توانند به نمایندگی از امام زمان‌شان انجام دهند را از یاد نبرید.

محصولات فرهنگی متناسب با مهدویت برای کودک‌تان تهیه کنید

کتاب، سی‌دی آموزشی، سی‌دی انیمیشن، محافل کودکانه‌ای که محتوای دینی دارد، مطبوعات و نشریاتِ کودکانۀ مذهبی، اردوهای خاطره‌انگیزی که والدین یا مدارس ترتیب می‌بینند، و فضاهایی که فرزندمان با محتوای انتظار آشنا می‌شود را رصد کنید.

«علیرضا سبحانی نسب» مدیر انتشارات جمال در گفت و گو با خبرنگار ایرنا ، در باره حضور در پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب باکو ، اظهار داشت: علاوه بر غرفه رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، فقط دو ناشر ایرانی که در زمینه کتاب کودک فعالیت می کنند در این نمایشگاه شرکت کردند.
وی افزود: ما برای نخستین بار است که در نمایشگاه کتاب جمهوری آذربایجان شرکت و امسال ۲۰۰ عنوان کتاب را برای معرفی به ناشران آذربایجانی به زبان آذری ترجمه کردیم .
وی افزود: کتاب ها برای نمونه کار و ارائه به ناشران آذربایجانی و به منظور ایجاد ارتباط با آنها چاپ شده است و در صورتیکه علاقه مند باشند می توانند ، با اخذ امتیاز کتاب آنها را در کشور خودشان آماده چاپ و فروش و با دخل و تصرف لازم آنها را آماده چاپ کنند.
این ناشر ایرانی با بیان اینکه ایران در زمینه کتاب کودک و نوجوان مزیت دارد ، تصریح کرد: در بخش بزرگسال هم موضوعات مشترک کمتری داریم و هم محصولات قابل ارایه کمتری در سطح جهانی داریم، در حالیکه در بخش کتاب کودک ، زبان مشترک تصویری که جهانی است اهمیت دارد و موضوعات این بخش عمومی تر وب رای همه جهان قابل ارائه است .
سبحانی نسب افزود: بنابر این اگر سرمایه گذاری ما در بخش کتاب کودک و نوجوان متمرکز شود، امید بیشتری برای راهیابی به بازار کتاب کشورهای دیگر خواهیم داشت .
وی در ادامه افزود: ناشران ایرانی تاکنون امتیاز نشر ۷۰۰ عنوان کتاب را به ناشران خارجی واگذار کرده اند و این کتابها به ۱۵زبان دنیا ترجمه و عرضه شده است .
وی افزود: هدف ما از شرکت در پنجمین نمایشگاه کتاب باکو این است که با ناشران آذربایجانی بطور مستقیم ارتباط برقرار کنیم اما استقبال ناشران آذربایجانی را کم دیدیم.
سبحانی نسبت گفت: ما ایرانی ها باید یاد بگیریم با کشورهای خارجی رایزنی کنیم و محصولات فرهنگی خود مانند کتاب را عرضه کنیم ، ولی متاسفانه ناشران ما بصورت تخصصی حضور پیدا نمی کنند و پس از یکی دو بار حضور وقتی از آنها استقبال نمی شود، سریع ناامید می شوند.
سبحانی نسب گفت : ناشران ایرانی عجول هستند، در حالیکه کار در بخش بین المللی صبوری می طلبد، الان ناشران هندی در زمینه کتاب کودک بازارهای جهانی را تصاحب کرده اند و این توفیق را یک شبه بدست نیاورده اند .
وی افزود: اگر بتوانیم در نشر بین الملل فعال شویم ، سرمایه گذاری بزرگی برای صنعت نشر انجام داده ایم و لازمه توسعه صنعت نشر حضور در نمایشگاه های بین المللی است.
پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب باکو از سوی وزارت فرهنگ و گردشگری جمهوری آذربایجان، با حضور ۳۵ ناشر خارجی از ۲۰ کشور و ۶۰ ناشر از ششم تا هشتم مهرماه برپا بود.

گزارشی از نمایشگاه کتاب باکو که در دهۀ اول ماه مهر و ماه محرم برگزار شد

علی‌رضا سبحانی‌نسب

 

برای بازدید از نمایشگاه باکو و بررسی شرایط گفتگو به این نمایشگاه آمده ایم. دیروز غرفه ها را میچیدند. یک سالن ورزشی است حدودا هفتصد هشتصد متر.
ولی مظلومیت خاصی حاکم بر این کشور به اصطلاح شیعی است. کاملا حس حضور در روسیه دست می دهد، نه حس حضور در امارات یا سوریه یا ترکیه.
یکی می گفت فبلا برای عزاداری سیدالشهدا فقط در مراسم سوگ عزیزانشان بر سر و سینه میزدند و یا حسین یا حسین می گفتند. و برخی آرزو می کردند و گاهی نذر می کردند که خودشان یا بستگانشان روز عاشورا یا تاسوعا بمیرد تا اقامه مجلس عزا برای امام حسین محیا شود.
آوردن هرگونه کتاب در این کشور ممنوع است. ساک های ما که حاوی کتاب بود با نوار قرمز علامتگذاری شده بود و مورد بازرسی مجدد در باکو قرار گرفت.
با توجه به اینکه اسامی ما داخل لیست نمایشگاهی ها بود اجازه ترخیص دادند و گرنه مصادره میشه و احیانا دردسر.
به چند کتابفروشی را هم سر زدیم از جنس کتابفروشیهای امروزی. کتاب، اسباب بازی، لوازم التحریر، هدایای فرهنگی و امثال آن.
متاسفانه در این کشور زبان انگلیسی زیاد رونق ندارد و سخت می شود با مردم به ویژه غیرجوانان ارتباط برقرار کرد. هرچند فارسی های شکسته رواج دارد.
حجت الاسلام اجاق نژاد نماینده ولی فقیه در آذربایجان در میان این سرزمین مانند شمعی می درخشد و تاریکی منطقه را نوارنیتی خاص بخشیده است و به قول برخی دوستان سید حسن نصرالله مردم آذربایجان هستند.
آنچه تبلیغ دین به شمار آید ممنوع است. نگاه ها هنوز کمونیستی است. در آن زمان اداره مبارزه با خدا داشتند، الان هم دارند با نام های دیگر. یکی از کارمندان ایرانی در زمان برقراری اداره مبارزه با خدا نزد رییس اداره میرود و می پرسد مگه شما نمی گوید خدا نیست؟ میگوید خب بله نیست. میپرسد خب با چی مبارزه می کنید؟ با خدایی که نیست؟و چون مقام سیاسی بوده کاری باهاش نداشتند.
نمایشگاه باکو یک نمایشگاه دوسالانه است به مدت سه روز و بسیار کم رونق که در ورزشگاه باکو برگزار می شود. سالنی حدودا به مساحت هزار متر. پانزده کشور در این نمایشگاه حضور دارند. حضور ناشران روسی بسیار پررنگ است. ناشران ترکیه نیز حضور خوبی دارند.
امروز روز خوبی بود. با اینکه غرفه کوچکی داشتیم تقریبا همیشه افرادی در غرفه بودند و از کتابها دیدن می کردند. گفتگوهای زیادی انجام شد. بازدیدکنندگان اقشار مختلفی بودند. علی رغم حساسیت دولت نسبت به کتب دینی، مردم تشنه کتابهای دینی به ویژه کتاب کودک هستند. سخت گیری دولت، رغبت ناشران را برای سرمایه گذاری در این بخش گرفته و عمده کتاب های کودک در کتابفروشیها ارجینال و به زبان انگلیسی و روسی است.
حضور وزیر فرهنگ آذربایجان در غرفه جمهوری اسلامی ایران
فارسی رایزن محترم جمهوری اسلامی در باکو در حال معرفی آثار ایرانی به وزیر فرهنگ آذربایجان
دیدار رئیس اتحادیه ناشران ترکیه از غرفه جمهوری اسلامی ایران
یک آلبوم از تصویرگران کودک ایران تهیه کرده ایم که در این تصویر آثار تصویرگری ایرانی به وزیر فرهنگ آذربایجان معرفی شدند. ایشان خیلی از این تصاویر لذت بردند و ابراز شادمانی کردند.
غرفه رایزنی جمهوری اسلامی ایران از استقبال خوبی برخودار بود.
امیری مدیر انتشارات براق که نصاب یک نشر بین الملل را دارد در غرفه جمهوری اسلامی و گفتگو با بازدیدکنندگان علاقمند به کتاب
همچنین آقای قاسمی مدیر انتشارات کتابک که انتشاراتی نونهال دارد با حضور حرفه ای در نمایشگاه بین المللی تهران در سال اول نامزد غرفه برتر شد و در سال دوم غرفه برتر ناشران کودک گردید. وی امسال در اولین حضور حرفه ای خود در نمایشگاه باکو، گفتگوی اولیه برای واگذاری یکی از کتابهای خود را انجام داد. ایشان چند تا از کتابهایش را به آذربایجانی ترجمه کرده و در غرفه عرضه کرده اند. چنین حضوری، ابتدایی ترین فعالیت برای حضور بین المللی است.
سید علیرضا طباطبایی مدیر انتشارات جامعه القرآن نیز اخیرا گام در عرصه بین الملل کتاب کودک گذاشته اند. تهیه کتابهای معارفی قرآنی برای خارج از کشور بسیار ضرورت دارد که گاهی نیازمند هزینه کرد بسیار با برگشتی دیرهنگام است. موسساتی مانند جامعه القرآن لازم در این وادی گامهای بلندی بردارند.
یکی از دست آوردها یافتن یکی از کتابهای انتشارات جمال بود. کتاب خداشناسی قرآنی کودکان نوشته حجت الاسلام حیدری ابهری
نکته مهم که به عنوان حضور حرفه ای ترجمه همه کتابهایی است که همراه خودمان آورده ایم. یعنی از چهار ماه قبل برای این نمایشگاه مشغول فعالیت بوده‌ایم.

 

 

شروع صحبت‌ها با قرائت سوره‌ی کوثر – ابراز خرسندی از آمدن به قم و زیارت حضرت معصومه

زمانیکه بحث از تصویرگری دینی کتاب کودک و نوجوان می‌شود، دو مقوله‌ی خیلی مهم پیش می آید که باید به آن‌ها پرداخته شود در حالیکه جلسات این‌چنینی هم ظرفیت پرداختن به آن را ندارد مگر اینکه جلسات مستمر و طولانی باشد تابتوانیم تبیین کلی از تصویرگری دینی کودک و نوجوان داشته باشیم. دو مقوله خیلی مهم مطرح هستند. البته من خیلی سخنران نیستم ولی سعی می کنم با بضاعتی که هست مطالبی را که در ذهن دارم بیان کنم. بحث تصویرگری دینی که باید مبانیش را پیدا کنیم در واقع بحث کُلی‌اش مبانی هنر دینی است. هنر چیست؟ چه شاخصه‌ای دارد؟ و هنر دینی کدام هنر است؟

به نظرم مشکل بزرگی که فرا راه همه‌ی هنرمندان ما است، بحث مبانی هنر دینی است که بحثی کارشناسانه است و به نظرم بهترین مکان پرداختن به آن هم در قم است. یقیناً از دانشگاه‌ها این محصول بیرون نمی‌آید. البته بحث ما کودک و نوجوان است. ماهیت کودک و نوجوان و نگاه ما نسبت به کودک و نوجوان بحث بسیار مهم و حساسی است.

وقتی بحث هنر می‌شود که تصویرگری هم یکی از رشته‌های هنری است کلاً یک مقوله‌ای است مانند همه‌ی موضوعات دیگر که یک ظاهر و یک باطن دارد. ظاهر هنر و باطن هنر. هنر ظاهری، هنر مادی به عالم محسوساتت برمی‌گردد و آنچه که ما با قوای حسی و ابزارهای حسی و مادی‌مان درک می‌کنیم. با همین حواس پنج‌گانه چشم و گوش و دست و… اما در کنار این جسم هنر که هنر مُلکی است یک روح هم دارد که به عالم ملکوت برمی‌گردد. هنر ملکوتی، یعنی اگر بحث هنر دینی را می‌کنیم یعنی تصویرگری دینی، تا این ماجرا شفاف و روشن نشود به نظرم حرفی جدی‌ در این زمینه نتوانسته‌ایم بزنیم. مقوله‌ی مهم بحث هنر ملکوتی است و روح هنر. دریافت‌هایی که یک هنرمند از عالم ملکوت دارد. در هنر مُلکی و حسی و مادی با این همین مراکز پنج گانه سروکار داریم. مرکز پردازشش هم ذهن است. CPU (سی پی یو) ای که ادراکات را تبدیل به داده‌ها می‌کند، ذهن است. اما دریافت‌های ملکوتی یک ابزارهای فراحسی می‌خواهد. ابزارهای فراحسی عواملی است غیر از حواس پنج‌گانه. نه اینکه این حواس دخیل نباشند اما ابزار مهم: چشمِ باطن، گوش باطن، مرکز پردازشش هم قلب است. که بیشتر آیات قرآن هم معطوف به قلب مانند «لَهُمْمحمد حسین صلواتیان قلوب یعقلون بها او آذان یسمعون بها» مرکز پردازشش با این مرکز پردازش حسی فرق می‌کند. در اصطلاحات عامه وقتی دین را تعریف می‌کنیم باید تعریف درستی باشد. مثلاً دین یهود و مسیحیت و … دین هستند، اما دین فراگیری که همه‌ی جامعه‌ی بشری را تسخیر کرده مدرنیته است.

مدرنیته یک دین است که برای خودش شریعت دارد، قبله و مناسک دارد. امام و امامزاده و پیغمبر دارد و رایج‌ترین دین در جهان محسوب می‌شود که همه را به نوعی درگیر خودش کرده و بیشتر جمعیت کره‌ی زمین دین باطنی‌شان که به آن عمل می‌کنند، همین مدرنیته است. حتی ممکن است کسی مسلمان باشد ولی دینی که  از آن پیروی می کند مدرنیته باشد؛ که اساس آن بر کفر است که می‌گویند «نظام مدرنیته خداوند را از صحنه‌ی اجتماعی تبعید کرده است و با ارفاق به گوشه‌ی زندگی شخصی انسان‌ها کشانده است» یعنی کفر محض. در عین حال هنرش را هم دارد و بحث مسائل دینی را هم می‌کنند.

بحث عمده‌ای که بین هنرمندان ما وجود دارد عدم تفکیک است بین اینکه این دین کدام دین است.

این بحث، بحث کشداری است اما قابل اثبات است اما در عین حال کار می‌برد که وقتی صحبت از تصویرگری دینی می‌کنیم باید تصویرگری از اسلام ناب را مطرح کنیم. یک مقوله‌ای کاملاً متفاوت و بی‌نظیر است که اکثرش فایلش هنوز باز نشده و از بسته‌بندیش هنوز خارج نشده. این هنر اسلام ناب یک چیز دیگر است و متعلق به عالم دیگر. ادراکاتش، آثارش، برکاتش، ابعادتش مقوله‌ی بسیار عجیب و غریبی است که فرصتی می‌خواهد و افرادی که کمک کنند تا به نتیجه برسد. بنده فقط طرح موضوع می‌کنم و اتفاق مهم باید در همین حوزه‌ها بیفتد که بحث هنرِ اسلامِ ناب با دیدگاه ملکوتی کدام هنر است؟ مبانیش کدام است، ابزار و امکان و مکانیسم و آثار تجلیاتش کجاست؟ برای نمونه هزار سال پیش، حافظی آمده شعر گفته که هرگز کهنه نمی‌شود ولی بسیاری از آثار هنری بعد دوره‌ای از زمان تبدیل می‌شوند به آثار باستانی و دیگر کاربردی ندارند. تفاوت در کجاست؟ چرا روی هنر پیکاسو می‌شود قیمت گذاشت بسته به نظر خریدار اما روی اندیشه‌های مولانا نمی‌شود قیمت گذاشت؟ علت اینجاست که این از یک جنس دیگر است که ما باید به این موضوع بپردازیم. یکی از تفاوت‌های هنر مُلکی و ملکوتی بحث‌ هدایت است. یعنی یکی از ارکان مهم هنر دینی این است که باید هدایتگر باشد و لو ممکن است زندگی یک انسان فرهیخته در قالب هنر آورده شود اما هدایتگر نباشد که مصداق‌هایش فراوان است. برای مثال به دانشگاه‌ها مراجعه کنید خواهید دید چقدر از این کتاب‌ها زیاد است که ظاهر زیبایی دارند. بعد مادی هنر، عنصر جلوه‌گری‌اش است که در همه‌ی انسان‌ها وجود دارد؛ یکی صدای قشنگی دارد، یکی طراحی خوبی دارد که جسم هنر محسوب می‌شود و ربطی به هنر دینی ندارد. اما در آن هنر ملکوتی این فرد هنرمند باید راهی را برود و به یک چیزهایی برسد، ابزارهایی در وجودش فعال شود و اتفاقاتی بیفتد و دستی بر جاهایی برساند. در آیه‌ی سوره‌ی نمل می‌فرماید: «اذ قال موسی لا هله انی انست نارا ساتیکم منها بخبر او اتیکم بشهاب قبس لعلکم تصطلون» هنرمند یعنی این که حضرت موسی می‌گوید «من به کوه طور می‌روم و چیزی می‌آورد که شماها سراغ ندارید؛ چیزی که حرارت‌بخش است، نور دارد و همه‌چیز درش است». در آیات دیگر هم خداوند می‌فرماید وقتی که آمد چه خبرها شد «مبارک باد بر کسی که در این آتش است و کسانی که در اطراف این آتش‌اند» این رفتن و خبر گرفتن ماهیت هنر دینی است. وقتی در دعای سمات دیدم چه توصیفات عجیبی در مورد کوه طور رفتن حضرت موسی(ع) دارد و واقعاً حیرت‌انگیز است؛ به ذهنم آمد که مقوله‌ی هنر دینی از این جنس است. یعنی هنرمند باید یک کوه طور داشته باشد که برود در این کوه و از آن خبر بیاورد. یک دریافت‌هایی را داشته باشد که این‌ها گرمابخش است، نوربخش و شفابخش.

من از خواندن این آیه سیر نمی‌شوم و یقین دارم که انقدر ابعاد عمیق دارد که تا انسان، انسان است و زندگی می‌کند هنوز پرده‌های عظیمی از این آیه برداشته نشده است.

محدوده‌ی هنر مُلکی به نیازهای دنیایی مربوط می‌شود اما هنر ملکوتی به عالم معرفت و معنویت مربوط است و بحث هدایتگری بین چند شاخص مهمترین شاخصه‌ی هنر دینی است. در هنر مُلکی علی رغم موضوع دینی ممکن است هنرمند دریافت‌هایی نداشته نتیجه کاملاً زمینی و مُلکی است و هدایت و نور و بصیرتی هم درش نیست.

هنر مُلکی بدون جلوه‌گری و ارائه هیچ جایگاهی ندارد اما هنر ملکوتی بدون استعدادِ جلوه‌گری هم زیباست مثلاً شعرهای باباطاهر خیلی فنی نیست اما مشخص است که ملکوتی است گرچه از لحاظ صنعت شعری جایگاه چندانی ندارد خیلی‌هایش عامیانه است اما دریافت‌های باطنی دارد. کسانی هم بودند که با کمتر از این‌ها هم حرف‌هایی زدند که اثربخش بوده و انسان‌هایی را به جایی رسانده در حالیکه انسان‌های بسیاری بودند که با صنعت شعر آشنا بودند اما جایی را نگرفتند و اثرگذار نبودند.

سرمایه‌ی هنر مُلکی دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها، خاطرات است اما دریافت‌های هنر ملکوتی معارف و از آن مهم‌تر اسرار است. همان اسراری که هم در آموزه‌های دینی است و هم در شعر عرفا و این دست‌آویز عالم ملکوت است که سرمایه‌ی اصلی هنر دینی محسوب می‌شود؛ انوار، اسرار، معارف. یکی دیگر از ویژگی‌های هنر ملکی این است که هنر زمینی در خدمت زر و زور و قدرت و در خدمت نفسانیات و هوای نفس قرار می‌گیرد و انسان‌ها را گمراه می‌کند در صورتیکه هنر ملکوتی برعکس با زر و زور و هوای نفس مخالفت می‌کند و در مقابلشان می‌ایستد.

تعریفی از حضرت امام(ره) در مورد هنر وجود دارد که مدت ها ذهنم را درگیر کرده بود: «هنر عبارتست از دمیدن روح تعهد در انسان‌ها.» با یکی از اساتید صحبت می‌کردم که سؤالی از من پرسیدند که آیا ما آیه‌ی هنر داریم یا اصلاً هنر با این جایگاه در قرآن آمده است یا نه؟ اگر نیامده باشد العیاذ بالله پس قرآن ناقص است. اگر آمده پس کدام آیه است؟ این استاد فرمودند: «الم اعهد الیکم یا بنی آدم، ان لا تعبدوا الشیطان» این آیه‌ی هنر است که وظیفه‌ی هنرمند هم محسوب می‌شَود که این عهد را به یاد بقیه بیاورد؛ که ما عهدی با خداوند بسته ایم که یادمان رفته؛ مطابق با کلام امام که این آیه را مدنظر داشتند. این آیه، آیه‌ی هنر است که یادگار از استاد «مرتضی زاهدی» است که در این زمینه هنر انصافاً خیلی خوب کار کردند که بسیار هم بی‌نام و نشان هستند.

هنر ملکی از جنس عالم دنیاست و از پائین‌ترین و تقلیل یافته‌ترین مرتبه‌ی وجود است و برعکس هنر ملکوتی برای اعلی مرتبه‌ی وجود و مربوط به بالا بالاهاست و قابل قیاس با هم نیستند. یکی از جنس روح و دیگری از جنس جسم است. هنر مُلکی با تمام توانایی‌ها و زیبایی‌هایش فناپذیر بوده و تبدیل می‌شود به آثار باستانی در موزه‌ها. اما این اتفاق هرگز برای هنر ملکوتی نمی‌افتد.

یکی دیگر از موضوعات رایج بحث سنتی بودن کارهاست. ما دو نوع سنت داریم مثل چهارشنبه‌سوری و قاشق‌زنی که برای دورهایی ‌از تاریخ بوده و چون زمینه‌هایش از بین رفته و دیگر هیچ فلسفه‌ی وجودی و توجیهی ندارد، به درد همان موزه‌ها می‌خورد. اما سنت دیگری وجود دارد که سنت الرسول است که این سنت کهنه بشو نیست مانند پیامبر و مهربانی‌هایش، یتیم‌نواز بودنش، ایثارگر بودنش. این سنت‌ها از نظر ذات متفاوتند. آن‌ یکی فناپذیر است و این جاودان که هرچه بشر پشرفت می‌کند نیازش بیشتر می‌شود. جابجا شدن این دو مفهوم سنت خیلی خطرناک است. در مورد کار تصویرگری اگر می‌خواهیم دنبال سنت برویم باید دنبال این مقولات برویم. بشر کی می‌تواند از سنت پیامبر و اهل بیت بی‌نیاز شود؟! تا یک نفر روی کره‌ی زمین هست، به این سنت‌ها هم نیاز است.

هنر مُلکی پیامی دارد که در حد ظرفیت‌های دنیایی است و گاهی وقت‌ها هم واقعیت را بیشتر و بزرگتر جلوه می‌دهد. چیزی را که قشنگ نیست اما زیبا جلوه می‌دهند، این استعداد هنر مُلکی است که چیزی را فراتر از واقعیت‌ها نشان دهد اما هنر ملکوتی انقدر باطن و واقعش وسعت دارد که هرچقدر هنرمند برود به انتهایش نمی‌رسد. خیلی وسیع و گسترده است. مطلب دیگر این است که از دیدگاه ما یک نوجوان به عنوان یک موجود ازلی و ابدی کجای عالم هستی ایستاده؟ در علم خداوند انسان یک موجود ازلی است. به عنوان اینکه ما می‌خواهیم محصولی را تولید کنیم برای موجودی که عوالم دیگری دارد. آینده‌ی یک نوجوان را کجا می بینیم؟ داشتن تحصیلات عالیه، خرید خانه و ماشین و رسیدن به جایگاه عالی در جامعه؟ خداوند در قرآن می‌فرماید: «و العاقبه للمتقین» یعنی درمورد کودک و نوجوان، برای آینده‌اش نباید کار کرد بلکه عاقبتش مهم است که باید از برهه‌ای عالم وجود به سلامت عبور کند. لازمه‌اش هم این است که اول خود ما (اهالی فرهنگ) آشنا باشیم تا دیگران را آشنا کنیم. اگر بدانیم که ما برای ابدیت خلق شده‌ایم، این کتابی که بیرون می‌آید، مطلبی که نوشته می‌شود یا این تصویرگری کجای وجود کودک و نوجوان را می‌گیرد؟ کدام مرحله از مراحل سیر کمالیش را مهیا می‌کند؟ نگاه اگر به این سمت کشیده شود دیگر انسان رها نیست. وقتی خداوند را پذیرفتی تابع این قید و بندها می‌شوی و مشکل بشر امروز نداشتن این قید و بندهاست.

کار بنده در این جا فقط طرح موضوع اولیه است. کسی که می‌خواهد وارد تصویرگری دینی شود باید تعلق خاطری به موضوع داشته باشد. بعضی از هنرمندها (مرده شورند) در هر موضوعی موفقند و قدرت جلوه‌گری خوبی هم دارند که این آثار، آثار بسیار مخربی می‌شود که نمونه‌هایش الان زیاد شده. نمونه‌های بی‌شماری داریم که هنر مدرنیته (که یک هنر اباحه‌گر است) را رواج می‌دهند. اعمال ما پنج حالت بیشتر ندارد حلال، واجب، مکروه، مباه و مستحب است. اما در مدرنیته اعتقاد بر این است که همه‌اش مباه است و هیچ حرامی وجود ندارد. اما از نظر آن‌ها چیزهایی حرام است که به صورت مستقیم گفته نمی‌شود. مثلاً لعن کردن صهیونیست‌ها و هلوکاست حرام است، زندان دارد و تبعات زیادی حتی کشته شدن. غیر از اینها به پیامبران حتی به خداوند هر جسارتی بشود هیچ مجازاتی ندارد و این یک فرهنگ شده و به کل زندگی بشر سرایت کرده. به همه جا حتی به زندگی ما هم وارد شده و گوشه‌هایی از زندگی ما را هم گرفته که یا می‌دانیم یا نه. از آشپزخانه‌ی اُپن تا شیوه‌ها و سبک زندگی‌ای که در حال حاضر داریم و خیلی با دین فاصله دارد. این اباحه‌گری یکی از تجلیاتش در تصویرگری است. مثلاً موضوعش پیامبر است اما همه‌جا را رنگی کشیده و پیامبر را سیاه و سفید. علت را که می‌پرسیم می‌گوید چون مربوط به قدیم است! ببینید چه اصطلاحی. حتی گذاشتن یک شخصیت مذهبی و معنوی در جای مناسب در تصویر حرف دارد؛ سواد بصری این مطلب را اثبات کرده. چقدر تصویرگر در همین جمهوری اسلامی پیامبر را بصورت کاریکاتوری کشیده‌اند. چاپ هم شده و جایزه هم گرفته. (داستان نمایشگاه و عکس حضرت یوسف) درنتیجه مدرنیته شده ابزار دست یکسری هنرمند که برایشان فرقی نمی‌کند چکاری کنند. در مقابل هنرمندهای قدیم که توانایی زیادی هم نداشتند مثلا پرده نقاشی کار کرده بودند و نقاشی‌هایشان در حد ابتدایی بوده، خیلی‌ها را که نگاه می‌کنی آناتومی‌هایشان خیلی دقیق نیست ولی وقتی به چهره‌ی حضرت اباالفضل (ع) می‌رسد رها نمی‌کند تا زیبایش نکند. اصلاً در این نقاشی‌ها چهره با آناتومی خیلی فرق می‌کند. نقاش که رسیده به این جا تمام آنچه که از زیبایی ادراک داشته با صفا و شأن در حق حضرت ابالفضل(ع) و معصومین به کار برده با تمام آن صافی باطنی که در آن زمان داشتند.

معتقدهم کار برای اهل بیت(ع) مفاهیم دینی را باید با طهارت انجام دهد. «لا یمسحوا الا المطهرون» اگر بخواهیم نزدیک موضوع باشیم باید طهارت را رعایت کنیم که مرحله‌ی اول هم طهارت جسمی است که باید با وضو باشیم. برای مثال شنیده‌ام که کسی که می‌رفت ۱۴ پرده‌ی حضرت اباعبدالله را شروع کند با وضو می‌رفت، رو به قبله می‌نشست و روضه گوش می‌کرد تا صفای باطن پیدا کند. من هنوز وقتی ذکر مصیبت حضرت اباعبدالله می‌شود تصویر (۴۹:۲۰) از حضرت اباالفضل به یادم می آید که دوران کودکی در خانه داشتیم. بسیاری از پرده نقاشی‌ها بدون امضا هستند که حس می کردند اگر امضاء بزنند ریا می‌شود.

گاهی می‌خواهیم آموزش مستقیم مفاهیم دینی را به تصویر بکشیم که باید شفاف و روشن مطرح شود. اما گاهی یک موضوع معرفتی یا نظیره‌سازی را می‌خواهیم نشان دهیم. باید لطافت اون روح ایثار را در یک داستان مذهبی بیاوریم که هم می‌شود از تخیل و از نمادها و شاخصه‌هایش کمک بگیریم. یکی از معضلات کتاب‌های دینی ما نداشتن قدرت جلوه‌گری است و حداقل دست‌مایه‌ای را تصویرگر در حوزه‌ی مذهبی باید داشته باشد. این طور نشود که مقایسه کنیم ببینیم که دیگرانی در کارهایشان قدرت جلوه‌گری بسیار بالا، توان حرف زدن با مبانی زیباشناسی را به حد بالا دارند در حالیکه با کارهای ما در حوزه‌ی دین قابل مقایسه نیست.

کاری بدون متن انجام داده‌ام در قدیم برای بچه‌های زیر دبستان به نام فرشته‌های احمد و زهرا. در داستان زهرا عکس کودکانه‌ای از امام حسین (ع) در حالیکه حضرت علی اصغر(ع) را در آغوش دارد که این کار را با تمام وجود کار کردم و این حس منتقل می‌شود چه بخواهیم و چه نخواهیم. هنرمندان متعهدی داریم که خیلی خوب در زمینه‌ی تصویرگری کودک وارد شده‌اند مثل آقایان اقبالی، حاصلی، قاضی‌زاده که خیلی خوب کار کردند اما در عین حال گمنام هستند. برای مثال آقای اقبالی در کتاب عاشورایش ورق به ورق را با وضو و طهارت کار کرده‌اند و بدون وضو، حتی به ورقش هم دست نمی‌زدند که به چندین زبان (۱۰-۱۵ زبان) ترجمه شده و در اکثر نقاط دنیا این کتاب بصورت مؤثر رفته است. این برکات و اخلاص، کار خودش را می‌کند و منتقل می‌شود؛ البته جلوه‌گری ظاهری هم اهمیت خاص خودش را دارد. اگر توانایی ظاهری و دریافت‌های درونی کنار هم قرار بگیرند چه در کار نوشتن، تصویرگری و حتی نشر اثرش را خواهد گذاشت.

تصویرگری را (همان طور که آقای سبحانی نسب فرمودند) از قبل از انقلاب شروع کردم که در آن زمان زمینه‌های چاپ و نشر کتاب نبود و گاهاً در مساجد نمایشگاه می‌گذاشتم. یادم می آید که اولین تصویرهای مذهبی که کار کردم خرابه‌های شام بود و کار دیگری که اگر بود شناسنامه‌ای داشت اما متأسفانه در نمایشگاهی در کاشان به همراه هفتاد کار دیگر فرستادم و برگردانده نشد. دومین کاری که انجام دادم ماجرای پشت در حضرت زهرا(س) بود که از نماد در استفاده کرده بودم که بیست سال بعد تصویرگران از این نماد استفاده کردند. کار، کار خوبی بود با اینکه تسلط کافی را آن زمان نداشتم. البته پدرم نقاش بود. خودش نقاشی می‌کرد و چیزهایی می‌کشید اما طراحی خیلی قوی‌ای نداشت چون نقاش ساختمان بود. استاد نداشتم اما در آن فضا این موضوعات ذهنم را درگیر می‌کرد.

جنگ که شد موضوع شهدا پیش آمد. (رفته بودیم هورالعظیم منطقه‌ی جنوب به عنوان امدادگر، ما را فرستادند روی پاسگاه‌های شناوری که روی آب بود. ۴۵ کیلومتر با نیروهای خودی فاصله داشتیم. یک و نیم کیلومتر هم با عراقی‌ها. توی آب بودیم. دوست طلبه‌ای داشتیم به نام کریمی. همین‌طوری نشستم و شروع کردم به نقاشی کشیدن. قبلاً چهره‌ی یک روحانی نوجوانی را کشیده بودم در دفترچه‌ای همراهم بود. دوستم داشت دفترچه را ورق می‌زد رسید به این عکس. آن زمان کارمند صداو سیما بودم و اهل همدان. تعجب کرد گفتم نمی‌شناسم و بصورت ذهنی  در یکی از ساعاتی که در اداره شیفت بودم کشیدم. دست کرد در کوله‌پشتی‌اش و اعلامیه‌ی شهیدی را بیرون آورد که برادرش بود. باورکردنی نبود با نقاشی‌ چهره‌ی خیالی ای که کشیده بودم مو نمی‌زد. خیلی عجیب بود.

بعد از آن به صدا و سیما آمدم و اساتیدی را پیدا کردم مثل استاد مکتبی که هم از لحاظ توانایی در کار قوی بودند و هم درون بسیار باصفایی داشتند و خیلی به من کمک کردند. البته جایگاهی برای خودم قائل نیستم و نسل جدیدی که آمده توانایی‌های بهتری دارند علتش هم این است که ما بخش عمده‌ای از عمرمان را در فقر تصویری بودیم. یعنی برای دیدن یک تصویر یا یک کتاب خیلی باید تلاش می‌کردیم. اما نسل جدید در یک اقیانوسی از تصاویر غوطه‌ور است و این توانایی‌ها به خاطر مطالعات تصویری است که دارند. در قدرت درک تصویری و ارائه انصافاً پتانسیل عجیب و غریبی داریم افسوس که متولی ندارد.

خدا به آقای محمدپور خیر بدهد با شناختی که دارم اگر این کار به نتیجه برسد کاریست کارستان. وقتی که از متولیان کار مأیوس می‌شوید باید همین طور به خط. بزنید و یک کار ایذایی انجام بدهید که اگر اخلاص درش باشد برکاتی از آن سرازیر می‌شود. یکی از مشکلات حوزه‌ی کار هنر فضاهای مناسب برای خانم‌هاست؛ مخصوصاً خانم‌های محجّبه در تهران که سراغ ندارم. متأسفانه متولیان امر، خیلی دغدغه‌ی این مسائل را ندارند و کار باید به این شکل ادامه پیدا کند با وجود مشکلاتی که وجود دارد.

محدودیت‌هایی که برای کشیدن اهل بیت(ع) است چطور حل می‌کنید؟ (سوال توسط آقای سبحانی نسب پرسیده شد)

ـ در تصویرگری بحثی داریم به نام نمادها که در دنیا الان نمادها حرف می‌زنند. عمق پیام‌های تصویری بر عهده‌ی نمادهاست. آنقدر که نماد تصویری حرف می‌زند یک تصویر کدگذاری شده حرف نمی‌زند. مثل علائم راهنمایی و رانندگی و علائم روی پیراهن ورزشکار. چرا سراغ نمادها  نرویم؟ خیلی خوب است که برای شناساندن اهل بیت(ع) برویم به دنبال نمادها. چهره‌پردازی اهل بیت و معصومین خطر دارد. خطرش هم این است که کسی چهره‌ی خودش یا بازیگری را به جای صورت حضرات معصومین می‌کشد. این که جلوی کشیدن شمایل را گرفتند کار خوبی است. این کار باعث می‌شد که تصور اعتقادی نوجوان و جوان، آسیب جدی ببیند. بازخوردی هم که تابحال با بچه‌ها داشتم نشان داده که بچه‌ها خیلی خوب این نمادها و علائم را پذیرفتند مثل با نقاب کشیدن صورت معصومین. در دنیا هم حل شده. چطور می‌شود یک مثلث شش پر همه‌جا مفهوم و نماد صهیونیست باشد؟ این بحث گسترده است.

کاری را شروع کردم «راز نقاشی‌های خنده‌دار» آموزش کاریکاتور به زبان ساده برای کودکان و نوجوانان که تقریباً ۶۰-۵۰ قسمت می‌شود. با بررسی متوجه شدم که اینچنین چیزی در دنیا انجام نشده حتی فتواهایی هم که از مراجع گرفتم را در کتاب آوردم به عنوان توصیه‌ی اخلاقی. بخشی هم مربوط به نمادها است. در دنیای امروز انتقال مفاهیم با سرعت و نمادهاست. جالب است که در قرآن هم فراوان از این مطالب داریم. برای مثال آیه‌ای در سوره‌ی رعد که می‌فرماید: «و لله یسجد من فی السموات و الارض طوعا و کرها و ظلالهم بالغدو و الاصال» «و سایه‌هایشان هم سجده می‌کنند» یکی از مباحث زیبایی‌شناسی بحث نور و سایه است که می‌تواند در تصویر نماد خاصی برای سجده باشد. این سایه در برابر نور معنا پیدا می‌کند. خانم فتوحی در کارهایش هرچیزی می‌کشد با سایه است که جای کار زیادی دارد.

سوال: خطرات موجود در تصویرگری کتاب کودک دینی چیست؟

جواب: یکی از مهم‌ترین خطاها این است که شخص تصویرگر توانایی جلوه‌گری ندارد و ارزان کار می‌کند و دم دست است. این خیلی لطمه می‌زند کارهای ضعیف انجام می‌دهد. بعضی از تصویرگرها حتی از کار بچه‌ها و دانش‌آموزان در کتاب «مثنوی طاقدیس» که من انجامش دادم هم ضعیف‌تر کار می‌کنند. باید ناشرها را آگاه کرد که جلوی کارهای ضعیف در حوزه‌ی دین را بگیرند. مردم عراق در اربعین بعضاً یکسال کار می‌کنند تا با پول پس‌انداز شده در اربعینِ امام حسین خرجی بدهند. باید گل کار و بهترین‌ها را بگذاریم برای اهل بیت (ع). باید تمام توان‌مان در این زمینه باشد. علت این که خیلی از کارهای غربی‌ها نمک دینی دارد به خاطر همین فطرت پاک است. گاهی بین بچه‌ها و دانش‌آموزان پیش می‌آید که جواب بحثی را عیناً شبیه و مطابق با قرآن می‌زند. کار را نباید به دست بی‌دین و مشروب‌خوار سپرد؛ اگر اهل وجوهات باشند که چه بهتر. گاهی لازم است یک جوان توانمند در تصویرگری و هنر را کمک کرد تا بشناسد و معرفت نسبت به موضوعات دینی پیدا کند.

سوال: علت بی‌کیفیت بودن تصویرگری کارهای مذهبی و کتاب دینی کودک چیست؟

جواب: عرض شد و اینکه گاهی بعضی از ناشرها کار را ارزان درمی‌آورند. کاغذ بد، چاپ بد، مقوای پشت خاکستری استفاده می‌کنند. ما باید بهترین‌هایمان را برای اهل بیت بگذاریم. چون آن‌ها بهترین‌هایشان را برای دین گذاشتند. مگر از امام حسین(ع) بهتر بوده؟ باید بهترین کتاب‌ها مربوط به موضوعات فطری باشد.

گاهی همه‌ی شئونات از همین «النظافه من الایمان» بیرون می‌آید. گاهی زیبایی و گاهی سیاسی برمی‌آید. تمام شئونات به هم گره خورده و باید دیدمان را وسعت بدهیم. آسیبی که در کلاس‌های دینی به بچه‌های ما وارد شده جای دیگری زده نشده است. چون به احساس دینی بچه‌ها اصلاً توجه نمی‌شود فقط به اطلاعات دینی که این اشتباه است. فهماندن مفاهیم دینی در اولویت است مثل راستگویی، صداقت، امانتداری.

سوال: علت کیفیت بسیار بالای کتاب‌های دینی دیگر ادیان چیست؟

جواب: آن‌ها سبقه‌ی بیشتری نسبت به ما دارند. بعضاً ۳۰۰ سال از شروع به کارشان در این حوزه می‌گذرد در حالیکه ما نهایتاً ۳۵ تا ۵۰ است که شروع به کار کردیم. تکنولوژی این هنر را خود آن کشورها ابداع کردند. مطلب دیگر اینکه در فرهنگ‌سازی‌ای که دارند گاهی کتاب‌هایشان را برای دیگر کشورهای مثل ما چاپ می‌کنند نه برای خودشان که مربوط به بحث منافع پایدار می‌شود که می‌خواهند در کشور شیعه یارگیری کنند و منظور و هدف چاپ کتابها ما هستیم. چرا کپی رایت را در ایران برمی‌دارند در صورتیکه بین خودشان وجود دارد. برای ما رایگان اما بین خودشان با پول گرفتن هزینه کار می‌کنند. مثل ماهواره که برنامه‌ها را رایگان پخش می‌کند.

مسأله‌ی دیگر جشنواره‌هاست که خیلی دقیق جهت‌دهی می‌کنند هنرتصویرگری، شعر، فیلم‌سازی را با دادن جوایز به کارهایی خاص. هنوز دیر نشده چرا که ما در این حوزه هنوز کودکیم. ما سابقه‌ی ۳۰۰ ساله نداریم. فرصت خوبی هست فقط باید تلاش کرد. در مصاحبه‌ای که کرده بودم عنوان شد که ما الآن با انبوهی از استعدادهای خوب طرفیم. بچه‌هایی که توان بسیار بالایی دارند و در حوزه‌های عملی از ما جلوترند و فطرتاً هم انصافاً بچه‌های خوبی هستند.

یکی از موهبت‌ها وجود آقای سبحانی‌نسب است که وارد کار شدند و من خیلی خوشحالم. ایشان به عنوان یک روحانی در دل ماجرا قرار گرفته با وجود معذوریت‌ها و سختی‌هایی که دارد. اصلاً کار امام زمان این جاست در انجام کارهای فرهنگی. شکی نیست که خود حضرت کار فرهنگی می‌کنند. واقعاً سربازی امام زمان در انجام کار فرهنگی است و هرکس باتوجه به ابزارها و توانایی‌هایی که دارد وارد عمل شود. روز اولی که شنیدم حاج آقای سبحانی نسب با این جریان گره خوردند خیلی دلم روشن شد و امیدوارم که رها نکنند و مشترکاً با آقای محمدپور جلو بروید یقیناً یک جریان شفابخش و رهایی‌بخش و نجات‌بخش خواهد داشت.

الآن این ظرفیت‌ها سرگردانند نه جایی برای کار و ارائه و بحث هست. برعکس طرف مقابل که تمام فکرها را دقیق کرده‌اند. اون‌ها این ظرفیت‌ها را رصد می‌کنند ما هم باید کار کانیم و کوتاه نیاییم. یکی از راه‌هایش این است که بچه‌ها را به بازی بگیریم بیاوریم توی کار، تأمین مالی کنیم. کارش را چاپ کنیم. بعضی از این بچه‌ها هم واقعاً متعدد هستند. چقدر خوبه که اولین کار این جوان‌های بااستعداد با ناشران مذهبی باشد.

سوال: تصویرگری جملات با کتاب چه تفاوتی دارد؟

جواب: ۱- مجله یک بار مصرف است اما کتاب می‌ماند. ۲- از نظر اقتصادی، مجله خیلی ابعاد اقتصادی طولانی‌مدت ندارد اما کتاب مجدداً چاپ می‌شود. ۳- در مجله طراحی شخصیت و فضا و تشکل ساختاری نمی‌خواهد اما کتاب کاملاً انسجام می‌خواهد و تنوع ترکیب‌بندی و طراحی شخصیت و تمامی مشخصه‌ها را داشته باشد که مربوط به یک اثر بصری مطلوب در کار کتاب می‌شود و کار حساس‌تر است. ۴- تصویرگر باید از جمله شروع کند. گاهی یک تصویرگر می‌آید سراغ شما بهترین راهنمایی این است که بفرستیدش به کیهان بچه‌ها. به نظر من هیچ تصویرگری به اندازه‌ی من با مجلات کار نکرده در حالیکه اکثر مجلات گاردهاشون بسته است.

اما در کیهان بچه‌ها کاهایی با نمره‌ی ۱۲ و ۱۳ هم چاپ می‌کنیم. خدا رحمت کند آقای فردی که نگاه تازه‌ای ایجاد کردند و صدها تصویرگر و نویسنده و سینماگر را تربیت کردند. کار کتاب برای تصویرگران جوان و تازه‌کار سخت و سنگین است و کارنامه‌ی کاری‌شون را هم خراب می‌کند و بفرستید سراغ مجلات. مگر اینکه یک استاد بالای سرش باشد. مثل یک پایان‌نامه کار پروژه‌ای را به پایان ببرد. نیروسازی کار مهمی است.

سوال: چه نکاتی برای بالابردن کیفیت کار می‌شود انجام داد؟

جواب: استفاده از مدیرهنری است. باید کار خوانده شود. گاهی آموزش می‌دهد باید تحقیق کند که خانه‌ی پیامبر چه شکلی بوده، نوع درخت آن منطقه و محیط پیرامون آن درست کار شده. کار «از سرزمین نور» آقای سرشار را که می خوانید می‌بینید نقد و روایت تاریخی کرده و ظرافت‌های خاص دارد. با استفاده از شیوه‌ها و ترفندها و نمادهایی برای شناساندن مسائل حساس می‌توانیم کار را به خوبی پیش ببریم.

دعا کنیم برای بهتر شدن کارهای اجتماعی. چرا برای بهتر شدن وزارت‌خانه‌ها دعا نمی‌کنیم؟ باید دعا کنیم. گاهی دعاهای من دعاهای فراگیره و خداوند به برکت این دعاها و اخلاص‌ها ورق را برمی‌گرداند.

.

.

بسم الله الرحمن الرحیم

درخدمت جناب آقای سبحانی نیا هستیم مدیرعامل انتشارات دار‌الحدیث. هدف از این مصاحبه پرسش و پاسخ پیرامون نیاز‌ها و موانع موجود در چاپ و نشر کتاب کودک و نوجوان در استان قم است. امیدواریم که برای روشن شدن راه برای کل ناشرین مثمر‌ِثمر باشیم.

در خدمت جناب آقای سبحانی نیا هستیم مدیرعامل انتشارات دار‌الحدیث. هدف از این مصاحبه پرسش و پاسخ پیرامون نیاز‌ها و موانع موجود در چاپ و نشر کتاب کودک و نوجوان در استان قم است. امیدواریم که برای روشن شدن راه برای کل ناشرین مثمر‌ِثمر باشیم.

برای شروع لطفاً در مورد انتشارات دار‌الحدیث بفرمایید.

بسم‌الله الرحمن‌الرحیم. انتشارات دار‌الحدیث نزدیک ۲۰ سال است که شروع به فعالیت کرده است. بعد از تأسیس و راه‌اندازی مؤسسه‌ی دار‌الحدیث، انتشارات ‌دار‌الحدیث هم مجوز گرفت و عملیاتی شد و در طول این دو‌دهه آثار شاخصی را منتشر کرده‌ است. دار‌الحدیث به‌عنوان یک مؤسسه‌ی علمی آن‌هم در حوزه‌ی علوم دینی شناخته شده و همانطور‌که از نامش هم پیدا‌ست موضوع محوری دارالحدیث حول محورِ حدیث اهل بیت(ع) است. البته چندسالی است که بحث قرآن و حدیث را بصورت جدی دنبال می‌کند. الآن هم دار‌الحدیث دارای دو بخش اساسی است یکی‌ دانشگاه و یکی پژوهش‌گاه. دانشگاه‌ به‌عنوان دانشگاه علوم حدیث، پژوهش‌گاه هم به‌عنوان پژوهش‌گاه علوم و حدیث مشغول فعالیت هستند. مجموعه‌ی آثاری هم که تا به‌حالا منتشر شده نگاهی به مباحث علوم اسلامی با رویکرد قرآنی و حدیثی دارد. در حال حاضر بیش از ۴۰۰ عنوان کتاب توسط مؤسسه تولید شده و در انتشارات دار‌الحدیث منتشر شده‌است که بطور میانگین هر‌عنوان دو جلد است _که نزدیک به ۸۰۰ جلد می‌شود_ البته بعضی از این ‌عناوین ده‌ها چاپ خورده‌اند.

دار‌الحدیث به‌دنبال این نبوده که آثار غیر دار‌الحدیثی را منتشر کند و نادر است کتابی که تولید خودمان نباشد را چاپ کرده‌باشیم. عمده‌ کتاب‌هایی که دار‌الحدیث چاپ کرده همه‌‌اش مربوط به خود مؤسسه است و دو‌-سالی است که بر‌این برآمده که از مجموعه‌ی آثاری که تابحال تولید کرده برای مخاطب عام هم آثاری را تولید کند؛ مخاطب عام اعم از اقشار و گروه‌های سنی مختلف. آثار متغنی را که مؤسسه منتشر کرده‌ایم؛ مورد فرآوری قرار می‌دهیم و به‌آثاری برای مخاطب عام می‌رسیم. معاونت فرهنگی _هنری دار‌الحدیث این مسئولیت را بر‌عهده گرفته و در طول دو سال و اَندی که مشغول به‌کار بوده بالغ بر ۴۰ اثر برای مخاطبین گوناگون منتشر کرده‌ است.

نزدیک به ۲۰ اثر برای کودک تولید کردیم و معادل همین هم برای مخاطب نوجوان و بزرگ‌سال. حالا هم به‌طور جدی درصدد تولید آثار متنوع برای مخاطبان گوناگون هستیم. سعی کردیم که ورود‌مان اگرچه تازه‌ تا حدی علمی هم باشد و بتوانیم تأثیرگذار باشیم در عرصه‌ی کودک و نوجوان و بزرگ‌سال برای مخاطبان عام. لذا تأکید ما در تولیدات آثار عمومی‌مان بر آثار تخصصیِ تولیدشده است. برای مثال نمونه‌های متعددی داریم که برای نمونه یکی را عرض می‌کنم. توانستیم از دل مجمومه‌ی ۱۲ جلدی دانشنامه‌ی امام حسین که تولید کرده‌ایم _این کتاب تخصصی است و ویژه‌ی مخاطبان خاصی است_ چندین اثر دیگر هم استخراج کنیم برای مخاطبان عام و کودکان.

کتاب دیگری با‌عنوان «شناخت‌نامه‌ی‌ قرآن» که ۴ جلد است و لازم هست که هر مسلمانی این کتاب‌ها را داشته‌باشد. از دل این کتاب یک کتاب کوچک‌تر تولید شد با‌عنوان «از قرآن بیشتر بدانیم» که ۱۱۴ سؤالی است که پاسخ‌اش را از دل شناخت‌نامه‌ی قرآن بدست آورده‌ایم کتابی کم‌حجم تولید شد برای مخاطبان عام. در مورد فرآوری هم که عرض کردم یکسری آثار متعددی را در دست چاپ داریم که از کتاب‌های‌تخصصیِ مان در حال تولید هستیم.

کدام‌یک از آثاری که منتشر کرده‌اید مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است؟‌

به دلیل این‌که به تازگی تولید شده‌اند هنوز بازخورد آن‌چنانی نگرفتیم. البته میزان عرضه تا حدی این‌را نشان می‌دهد. در حال‌حاضر کتابی تولید شده با عنوان «من ازدواج نمی‌کنم» که کتابی‌است مختص به بانوان با نگاهی به ازدواج از منظر آموزه‌های دینی. کتابی‌است بسیار جذاب که خوب هم مورد استقبال گرفته ‌است که یک‌مقدار هم جنبه‌ی حکایتی دارد.

کتابی با عنوان «از رمضان بیشتر بدانیم» از «مراقبات ماه رمضان یا ماه خدا» استخراج شده‌ است. کتابی است عمومی که مخاطبان عام با آن ارتباط بهتری برقرار می‌کنند و با توجه به سبکی کتاب از نظر حجم و از نظر قیمت، توجه به موضوعاتی که مخاطب درباره‌اش ابهام دارد جذابیت ایجاد می‌کند.

نیاز جامعه‌ی امروز این است که کتاب‌های کم‌حجم‌تر و ارزان‌تر، با توجه به نقاط سؤال و ابهاماتی که مخاطب دارد تدوین شود. سعی داریم که بتوانیم ویژگی‌های یک کتاب خوب را در آثارمان ایجاد کنیم چون قطعاً مخاطبان به آن اقبال خواهند داشت.

با توجه به این‌که جامعه‌ی ما تحت هجمه‌ی دشمن قرار‌گرفته ‌است کاری انجام شده که سؤالات مربوط به نوجوانان را ازمنابع حدیثی با تصویرگری جذاب در اختیار‌شان قرار دهید؟

اتفاقاً نکته‌ای که اشاره کردم به همین هدف اشاره داشت. نوجوانان ما امروز در معرض تهدیدند و فضای مجازی آسیبی جدی به آن‌ها وارد کرده ‌است. باید از فضای مجازی که می‌تواند آسیب‌زا باشد استفاده کنیم و به‌عبارتی تهدید را به‌فرصت تبدیل کنیم. طبیعتاً نمی‌توان جذابیت‌های فضای مجازی را ندیده گرفت و آن‌ها را از فضای مجازی محروم کرد و انتظار داشت به‌کتاب رو بیاورند؛ باید محتواهایی که تولید می‌کنیم متنوع باشد بطوری‌‌که حتی در فضاهای مجازی هم ورود پیدا کند و جوان‌ها و نوجوان‌ها را در فضای مجازی مشغول کند. همان‌طور که عرض کردم توجه به نیاز جامعه.

زمانی است ‌که ناشرین براساس سلیقه‌ی خودشان کار تولید می‌کنند اینکه کسی سلیقه‌ی خودش را بپسندد و براساس آن ظاهر و محتوا را تولید کند بدون این‌که توجه به‌نیاز و سلیقه‌ی مخاطب داشته باشد مطمئناً موفق نخواهد بود. حتماً باید به این نکته توجه کرد که جوان امروزی چه قالبی را می‌پسندد و چه دغدغه‌ای دارد. اگر به‌سلیقه‌ی او باشد حتی اگر هم مکتوب، مورد استقبال قرار خواهد گرفت. باید سعی داشت این آثار علاوه بر مکتوب بودن در فضای مجازی هم عرضه شود تا نیاز مخاطب برطرف شود.

غیر از آن‌چه گفته شد یک مجموعه‌ی هفت جلدی کوچک به نام «رستاخیز کربلا» را از دانش‌نامه‌ی امام حسین(ع) استخراج کردیم و یک نرم‌افزار چند رسانه‌ای با نام «ثارالله» را کار کرده‌ایم که بخش‌هایی جوان‌پسند درش طراحی شده‌است. مثل: انیمیشن، مصاحبه، نمایش و کار‌های شکیل مربوط به‌فضای مجازی ‌درش تعبیه شده است. این‌ها برای آن است که برای یک جوان ایجاد جذابیت کند و به‌محتوا هم رجوع داشته‌ باشد. سید‌الشهدا را به‌صورت عمومی و برای مخاطب‌جوان معرفی کردیم در فضای مجازی و هم بصورت دی.وی.دی که استقبال‌ خوبی داشته‌است لذا باید آثارمان را چه به‌صورت کتاب صوتی، چه به صورت نرم‌افزارِ چند رسانه‌ای، یا بصورت مجله‌ی صوتی تولید کنیم در کنار کتاب تا در‌اختیار جوانان و نوجوانان ما قرار بگیرد و بتوانند از آن بهره بگیرند به‌گونه‌ای که جای تولیدات مذهبی خالی نباشد چون جوان وقتی فضا را خالی می‌بیند به دنبال فضاهای مجازی می‌رود.

دور نمایی که در نظر گرفتید برای کار در عرصه‌ی کودک و نوجوان به چه صورت است و روی چه موضوعاتی قرار‌است تمرکزکنید؟

الحمدالله موضوعات را محدود نمی‌دانیم. در همه‌ی عرصه‌ها معارف قرآنی و حدیثی حرف برای گفتن دارد؛ در بحث تربیت و خانواده، در سبک زندگی و تعاملات اجتماعی، در بحث تحصیل و کار و همه‌ی ابعاد وقتی وارد معارف قرآنی و حدیثی شدید با انبوهی از اطلاعات جذاب و مطابق با طبع سلیم انسانی روبرو می‌شوید که قابلیت انتقال به مخاطب عام را هم دارد. ما نگران کمبود محتوا نیستیم، چون کمبود محتوا در معارف دینی نداریم. تنها دونکته‌ی مشکل وجود دارد: یکی اینکه بتوانیم محتوا را برای مخاطب کودک بازپروی کنیم که مسأله‌ی خیلی مهمی است. چرا‌که کودک زبان خودش را دارد. در روایات داریم که خوب است پدر و مادر به‌زبان کودک صحبت کنند. پیامبراکرم(ع) می فرمایند: «یکلم الناس بقدر عقولهم» با مردم به اندازه‌ی عقول‌شان صحبت می‌کرد. با بچه باید بچه‌گانه صحبت کرد. پس باید محتوای خودمان را بازپروری کنیم برای مخاطب از هر قشری که مدّ نظرمان است. مشکل ما نوع و هنر به خرج دادن در بازپروری مطالب است.

دوم: انتخاب مطالب را از کجا شروع کنیم؛ این بحث محتوایی است. البته در مورد محتوا، مطالب دیگری هم مطرح است مثل نوع بیان، نوع قلم و …

نکته‌ی بعدی در رابطه با شکل کار است. باید شکل‌‌کار آن‌قدر جذاب باشد تا بتواند مخاطب کودک را جذب کند. تصوّرم براین است که خصوصاً در تولید آثارمذهبی به‌نوعی از بازار نشر عقب‌هستیم. نتوانستیم تولیدات مذهبی‌مان را هم از نظر محتوا و هم از نظر شکل و قالب به درجه‌ای برسانیم که با تولیدات غیر مذهبی و تولیدات در‌خارج از کشور بتواند رقابت کند. نمونه‌های فراوانی از آثار تولید شده در خارج، اعم از غربی و شرقی دیدم که انصافاً از نظر شکل و ظاهر جذاب است و معلوم است که هزینه کرده‌اند. کارهای کودک‌پسند و نوجوان‌پسند. خیلی مهم است که کار، کاری زیبا و قابل پسند باشد ولذا هم از نظر محتوا و متن ادبی _متن ادبی مناسب مخاطب_ باید کار کارشناسی صورت بگیرد و هم از نظر شکل، ملاحظه‌ی سنّ مخاطب بشود.

یکی از چیز‌هایی ‌که برای بچه‌ها بسیار اهمیت دارد بحث تصویرگری کتاب است. شما در این زمینه چه‌کارهایی کرده‌اید؟ آیا به این سمت رفته‌اید که سبک تازه‌ای در امر تصویرگریِ دینی ایجاد کنید؟

در بازارِ تصویرگری، انواع تصویرگری با قیمت‌های بالا وجود دارد. خود ما تخصص در حوزه‌ی تصویرگری نداریم. باید از افرادی که در این زمینه صاحب نظر هستند استفاده کنیم. تلاش‌مان بر این است که بتوانیم بهترین‌ها را به‌کار بگیریم البته با توجه به توان مالی خودمان. همین الان هم داریم به بیرون سفارش می‌دهیم. در حال حاضر چند اثر داریم که قرار است هم برای مخاطب داخل و هم برای مخاطب خارج به چند زبان تولید شود و از آن‌جایی‌که قصد داریم به بیرون هم راه‌ پیدا کند تلاش‌مان بر این است که به بهترین کیفیت کار انجام گیرد.

با ناشرین خارجی هم صحبت کرده‌اید؟ با کدام کشور قرار است کار کنید؟

نه، هنوز با ناشرین خارجی ارتباط برقرار نکرده‌ایم. می‌خواهیم برای نشر بین‌الملل هم کار‌هایی را تولید کنیم. بحث کشور ملاک نیست بلکه زبان مهم است وقتی زبان پرمخاطب را انتخاب کردید به بازار فروش در کشور‌های موردنظر هم دست خواهید یافت؛ زبان‌هایی از جمله مالایی، عربی، انگلیسی، اردو… به تبع وقتی زبان مالایی را انتخاب کنید بازارِ هدف شما می‌شود کشور‌های شرق آسیا که فرهنگ خاص خود‌شان را دارند و باید متناسب با فرهنگ همان کشور‌ها به تولید کتاب پرداخت. باید دقت شود که اصرار به انتقال دادن فرهنگ و نیاز خاص کشور‌ خودمان به کشور‌های دیگر نباشیم باید مطابق با نیاز و فرهنگ همان کشور پیش رفت.

برای حضور در عرصه‌ی بین‌الملل دارای برنامه هستید و سیاست‌گذاری خاصی را در نظر گرفته اید؟

ارتباط ما با برخی از کشور‌ها از طریق امور بین‌الملل مؤسسه‌ی دارالحدیث است. یک تفاهم‌نامه‌ای انتشارت دار‌الحدیث با معاونت امور فرهنگی و امور بین‌الملل مؤسسه‌ی دار‌الحدیث دارد که در حقیقت ما نیاز را از آن‌طرف رصد می‌کنیم و متناسب نیاز و علاقه‌ای که آن‌ها دارند؛ موضوعی را که برای آن‌ها به عنوان مسأله هست شناسایی می‌شود.

پس امکان دارد که ترجمه‌ی فارسی این کتاب‌ها هیچ ‌گاه برای داخل تولید نشود؟

سعی ما بر این است که موضوعات طوری طراحی شوند که به درد داخل هم بخورد. ولی اول باید نیاز را از آن‌طرف رصد کرد. ابتدا ببینیم که کودکِ آن‌جا دغدغه‌اش چیست؛ قطعاً مسأله‌ی کودک ما با کودک آن‌جا کاملاً متفاوت است. لذا الحمدالله با بین‌الملل دار‌الحدیث ارتباط داریم و در رایزنی‌هایی که داریم ‌زمانی می‌رسد که خود آن‌ها به ما خواهند گفت در این زمینه‌ها برای ما تولید محتوا و کتاب داشته باشید.

قصد دارید در نمایشگاه های خارجی هم تولیدات‌تان را شرکت دهید؟

قصد داریم ولی هنوز توانش را نداریم و امیدواریم در آینده‌ای نزدیک بتوانیم به چنین توانی برسیم. باید آثاری را برای عرضه داشته‌ باشیم که البته در عرصه‌ی بزرگ‌سال این توانمندی را تا حد بسیار مطلوبی کسب کرده‌ایم.

با ناشرین دیگر د رعرصه‌ی کودک ارتباط برقرار کرده اید؟

با برخی ناشرین اجمالاً ارتباط‌هایی داریم و بیشتر با نشر جمال و بهار‌دل‌ها ارتباط داشته‌ایم. گاهی از تجارب ناشر‌های دیگر هم بهره می‌بریم اگرچه شاید ارتباط نزدیک شفاهی نداشته ‌باشیم. به‌هر حال سعی می‌کنیم از تجارب دیگران در حد‌توان استفاده کنیم.

در نمایشگاه کتاب قم هم شرکت می‌کنید؟

ان‌شاءالله. چون تعداد کار‌های ما در مورد کودک و نوجوان زیاد نیست و در مجموع ۴۰ تا ۵۰ اثر است، اینکه غرفه‌ای مجزا داشته باشیم هنوز مشخص نیست. البته در غرفه‌ی انجمن حضور خواهیم داشت چون با انجمن کودک ارتباط نزدیکی داریم.

حاج‌آقای ری‌شهری عنایت خاصی به بحث کار برای کودک و وجوان دارند یا سفارش خاصی تابه‌حال کرده‌اند؟

_بله. نظر ایشان این است که تولیداتی که در زمینه‌های خاص به چاپ رسیده را بشود برای استفاده‌ی تمامی مخاطبین آماده‌سازی کرد. در‌حقیقت بخش ایجاد شدن متون ترویجی در معاونت فرهنگی دارالحدیث به دستور خود ایشان بوده و الآن هم پیگیر هستند. در کنار این کاری که دارالحدیث شروع کرده به دنبال این بودیم که یک جریان‌سازی و یک حرکت به سمت پیشرفت را برای آثار علوم ترویجی، به‌ویژه آثار کودک پایه ریزی کنیم. تا به‌حال خود ما چند نشست برگزار کردیم در قم که مربوط به آثار کودک و نوجوان بوده ‌است. در خود دارالحدیث مثلاً در یک نشست جناب رحمان‌دوست را دعوت کردیم در نشست دیگر آقایان متقی و علوی فرد حضور داشتند. از تجربیات صاحب‌نظران سعی کردیم مطالبی را در نشست‌های مختلف استفاده کنیم. سعی داشتیم مؤلفه‌ها و شاخصه‌های یک کتاب خوب را شناسایی و بطور کلی برای همه‌ی علاقمندان به‌ویژه ناشرانی که در عرصه‌ی کتاب کودک کار می‌کنند، تبیین کنیم. الان هم پیگیر هستیم و تلاش می‌کنیم با هم‌کاری انجمن کودک جریانی در این جهت ایجاد شود. اگر بتوان مؤلفه‌های یک کتاب خوب را چه از نظر محتوا و چه از نظر قالب و شکل، توسط انجمن کودک استاندارد سازی کرد در این صورت ناشرین کودک سعی خواهند کرد خودشان را به سطح این استاندارد‌ها برسانند. کیفیت تولیدات کودک‌شان را بالا ببرند و از تولیدات بازاری _که متأسفانه حجم وسیعی از تولیدات را شامل می‌شود_ فاصله بگیرند. با تلاش و پیگیری انجمن کودک امیدواریم که در آینده‌ای نزدیک صاحب یک تحول و پیشرفت چشم‌گیر در عرصه‌ی کتاب کودک در قم باشیم.

فکر نمی‌کنید وزارت ارشاد هم ملزم است حمایت ویژه‌ای از ناشرین کودک و نوجوان داشته باشد؟

این توقع وجود دارد و امیدواریم این اتفاق بیافتد. انتظارات ما از ارشاد زیاد است منتها وزارت ارشاد حداقل در این مدت که من در انتشارات دار‌الحدیث بودم در عرصه‌های متنوع و گوناگونی که می‌تواند حضور پیدا کند حضورش بعضاً کمرنگ است. حداقل می‌توان گفت که هم ناشران و هم تولیدکنندگان محصولات فرهنگی این انتظار را از ارشاد دارند که بتواند از توانایی‌های خودش بیشتر و به نحواحسن بهره بگیرد و پشتیبانی بیشتری را در عرصه‌ی کتاب‌های متغن و گران‌سنگ داشته باشد، حمایت کند، پشتیبانی و جهت دهی داشته ‌باشد. خلاصه حضور فعال و پررنگ‌تری داشته باشد ولی دلیل اینکه چرا حمایتی نیست و چرا توقعات برآورده ‌نمی‌شود را نمی‌دانم.

از اتاق فکر کارهای‌تان بفرمایید و نقشه‌ی محتوایی کار‌های‌شما چطور پیاده‌ می‌شود؟

شما الآن با مدیرعامل انتشارات دار‌الحدیث صحبت می‌کنید. خوشبختانه دارالحدیث همان‌طور که عرض کردم یک پشتوانه‌ی پژوهشی دارد. معاونت فرهنگی و مدیریت تولیدات عمومی و ترویجی از مؤسسه‌ی دارالحدیث در بخش تولیدات کودک و نوجوان پشتیبانی می‌کند. در آن‌جا شورایی وجود دارد به نام شورای کتاب کودک که از مشورت و هم‌فکری شخصیت‌های شاخصی استفاده‌ی ویژه‌ای می‌کنیم. هر از چندگاهی جلسه‌ای که متشکل از ۶ نفر از صاحب‌نظران در عرصه‌ی کتاب کودک است تشکیل می‌شود و سعی در پیاده‌کردن نظرات آن‌ها در کتاب‌های‌مان داریم. پیشنهاد ما به انجمن کودک هم این بود که بتواند جلساتی را بصورت مستمر با حضور کارشناسان داشته ‌باشد و در این جلسات بتواند از ناشران هم دعوت کند و از دیدگاه صاحب‌نظران استفاده کنند. طبیعتاً برگزاری همین جلسات و بیان نظرات کارشناسیِ صاحب‌نظران کمک می‌کند که ناشر بشناسد باید کتاب را چطور تولید کند. الحمدالله در دار‌الحدیث این اتفاق افتاده و ما برای خودمان این جلسات را داریم که باید برای کل ناشرین توسعه پیدا کند.

پس کتاب‌های تولید دار‌الحدیث قبل از رفتن برای چاپ بطور کامل بررسی می‌شوند؟

کار‌های ما هم از نظر موضوعی و هم از نظر سبک کارشناسی می‌شود، نیاز‌سنجی می‌شود و نهایتاً مورد نظارت قرار می‌گیرد و اشکالاتش برطرف می‌شود. در نهایت سعی می‌کنیم اثر قابل قبول برای ارائه به بازار تولید کنیم.

روابط عمومی و جایی برای معرفی آثاردارالحدیث بطور ویژه برای کودک دارید؟

دارالحدیث جمعاً دارای ۵ یا ۶ سایت است. انتشارات هم سایتی دارد به نام www.Darolhadith.net , www.darolhadith.ir   آثارمان در‌آن‌جا معرفی شده و سعی کردیم سایت‌مان را به‌روز کنیم. در حال‌حاضر هم سایت ما و هم فروشگاه الکترونیکی‌اش اطلاعات به‌روز دارد.

اطلاع رسانی تولیدات ما به این صورت است که در چند سایتی که داریم و چند سایت پیرامونی که مربوط به مؤسسه هست معرفی می‌شود. سعی ما بر این است که آثار را از طریق برخی از خبرگزاری‌های مجازی هم مثل ایکنا، ایسنا و یا خانه‌ی‌کتاب اطلاع رسانی کنیم.

چند‌سال پیش مراسم رونمایی در یکی از مدارس ابتدایی ‌قم به‌نام هدایت گرفتیم با حضور بچه‌ها. اوایل امسال هم یک مراسم رونمایی داشتیم با مرکز امور کتاب‌خانه‌های استان قم در کنارش هم با امور کتابخانه‌های قم همکاری داشتیم که چند عنوان از آثار مربوط به کودک ما به صورت خط بریل هم رونمایی شد. اخبارش هم در سایت‌ها آمد. سعی می‌کنیم از مراسم‌های رونمایی هم استفاده بکنیم و در سایت‌ها هم اطلاع رسانی داشته باشیم و بعد هم که توسط نمایندگی‌ها عرضه خواهد شد.

در شهر‌های دیگر هم نمایندگی دارید؟

بله. در چند شهر مهم نمایندگی داریم به علاوه‌ی اینکه یکی از مهم‌ترین نمایندگی‌های ما نمایندگی حضور در نمایشگاه‌های استانی‌است.

در ارتباط با مدارس برنامه و فعالیت خاصی داشته‌اید؟

فکر می‌کنم الآن این‌کار را بایستی انجمن کودک انجام دهد چون کتاب‌های ما هم در فروشگاه انجمن کودک موجود است. تنوع آثار برای ارائه‌ی در مدارس باید زیاد باشد؛ این‌کار برای انجمن کودک که در حدود ۲۰۰۰ عنوان کتاب دارد میسر است و ما هم آمادگی داریم همه نوع همکاری‌ای با آن‌ها داشته باشیم.

 ابتدای این سؤال از حمایت و فضایی که در اختیار انجمن کتاب کودک و نوجوان قرار دادید کمال تشکر را دارم. فکر می‌کنید انجمن کودک و نوجوان بیشتر در چه مسائلی باید ورود پیدا کند و پیرامون چه موضوعاتی باید بیشتر کار شود؟

قبلاً با عزیزانی که در انجمن کودک و نوجوان مشغول به فعالیت هستند گفتگو کردیم به‌ویژه حاج‌آقای سبحانی‌نسب. به نظرم از همه مهم‌تر این است که انجمن کودک هم جهت‌دهی کند و هم فیلتر بگذارد. جهت‌دهی به معنای این است که بگوید مؤلفه‌های کتاب خوب کودک چیست؟ استاندارد‌های تولید کتاب کودک چیست؟ (در همه‌ی شاخه ها: محتوایی‌، شکلی، قالبی، هنری، فنی…) بایستی استاندارد‌هایی را مشخص کند که این استاندارد‌ها در همه‌ی شاخه‌ها دارای کیفیت باشند و تنوع. این استاندارد‌ها و شاخصه‌های یک اثرمطلوب را که به‌تصویب اکثریت رساند؛ خودش می‌شود یک آیین‌نامه‌ی رسمی مربوط به انجمن کودک و ناشرانی که می‌خواهند آثارشان به تأیید انجمن کتاب کودک و نوجوان برسد باید این مؤلفه‌ها را در خودشان ایجاد کرده‌ باشند تا بعد بتوانند از امتیاز مهر یا لوگوی انجمن کودک بهره ببرند. طبیعتاً وقتی انجمن جایگاه رسمی و واقعی خودش را پیدا کند دیگر ناشران هم علاقمند خواهند بود که آثار‌شان به تأیید انجمن برسد. به عنوان یک اعتبار که مشابه‌اش را در جاهای دیگر داریم؛ مثلاً مجلات علمی که چاپ می‌شوند یک مجله امتیاز علمی_پژوهشی دارد و همه دوست دارند مقاله‌های‌شان در این نوع مجلات به چاپ برسد. چون اعتبار دارد. باید انجمن کودک یک‌چنین اعتباری را ایجاد کند. برای بدست آوردن این اعتبار معرفی این مؤلفه‌ها بسیار‌مهم است و بعد از تشکیل این مؤلفه‌ها کمیته‌ای مسئولیت داشته باشند کتاب‌هایی که تولید می‌شود و به انجمن کودک عرضه می‌شود را مورد ارزیابی قرار دهند که اگر اولویت‌ها را داشت به آن امتیاز و اجازه‌ی استفاده از اعتبار انجمن کودک را به‌آنها بدهند. در نهایت این منجر خواهد شد به این‌که کتاب‌شان مورد اعتماد باشد و همه به سراغ کتاب‌های‌شان بروند.

دوم بحث گذاشتن فیلتر است که شوراء و کمیته‌ای که گفته‌ شد و باید تخصصی باشد کتاب‌هایی را که این ملاک‌ها را ندارند تأیید نکند. ممکن‌ است کتابی که انجمن کودک هم تأیید نمی‌کند توسط وزارت ارشاد به چاپ برسد ولی نمی‌تواند از برند انجمن کودک استفاده کند. فلذا در آینده‌ای نزدیک باید شاهد این باشیم که هر‌کسی که می‌خواهد به کتاب کودک مطمئن دسترسی داشته ‌باشد یک‌راست به سراغ انجمن کودک بیاید. این‌کار اگر صورت بگیرد انجمن کودک با توجه به برندش می‌تواند سال به سال سطح کیفی آثار را ارتقاء دهد و ناشران را دنبال خودش بکشاند. این‌کار باعث رشد کیفی و محتوایی، قالبی، شکلی، در تولید آثار کودک خواهد شد.

بالا بردن کیفیت، مستلزم پرداخت هزینه‌ی بیشتری از سوی ناشران است. راهی برای کمک به ناشرین وجود دارد؟

هر کسی که هزینه می‌کند در ازایش می‌برد. فکر می‌کنم اگر به‌جای اینکه ده اثر تولید کنیم با کیفیت پایین دو کتاب چاپ کنیم با کیفیت بالا. عناوین کتاب کم خواهدشد ولی کیفیت کار بالا خواهد رفت. البته این‌جا، جای بخش حمایتی هم هست و این‌که گفتم وزارت ارشاد بعضاً باید ورود پیدا بکند همین‌جا است.

در کشور ما بودجه‌های‌فرهنگی زیادی اختصاص داده‌می‌شود اما سازمان‌ها هم طبق نیاز خودشان در جاهای مختلف هزینه می‌کنند نه متناسب با ناشرین کتاب‌کودک. جایی مثل وزارت فرهنگ و ارشاد محلی‌است که می‌تواند از ناشران حمایت بکند برای تولیدات مطلوب و با کیفیت. با این‌حال عرصه برای تولید آثار ضعیف بسته نمی‌شود اما با کار‌های فنی و دقیق و کارشناسی و رواج آن عرصه برای تولید کارهای ضعیف محدودتر می‌شود و ناشران ضعیف هم مجبور خواهند شد که خودشان را بالا بکشند.

در زمینه‌ی کار درعرصه‌ی خانواده و ایجاد بستری مناسب که مطالب دینی و آموزه‌های دینی و اخلاقی در محیط خانواده هم مورد پشتیبانی و حمایت قرار بگیرد چه کارهایی انجام داده‌اید؟

در این‌جهت دست ما پرتر است به لطف خدا. ما چند اثر شاخص داریم برای خانواده «کتاب تحکیم خانواده» از مهم‌ترین کتاب‌هاست که الحمدالله خیلی هم مورد استقبال و اقبال عموم مردم است. کتاب دیگر «رضایت از زندگی» است که پرطرفدار است مثل کتاب «الگوی شادکامی» و کتاب «حیا و عفاف» که کتاب تربیت جنسی است و کتاب‌های دیگری در عرصه‌ی خانواده، دار‌الحدیث تولید کرده که اتفاقاً از جمله‌ی پرفروش‌ترین کتاب‌های ما هم هست. از نظر محتوا اگرچه کامل نیستیم ولی عناوین خوبی را تابه‌حال تدوین کردیم که می‌تواند کمک شایانی به خانواده‌ها و تعاملات والدین و ارتباطات‌شان با بچه ‌ها و امثال این موضوعات. اگر قرار باشد در زمینه‌ی خانواده کار کنیم در مؤسسه، پژوهش‌گاهی وجود دارد که اساتید و محققین، دائماً کارهای مفید تولید و عرضه می‌کنند و در این زمینه پشتوانه‌ی علمی خوبی داریم. در عرصه کتاب‌های کودک و نوجوان تازه کار تر از سایر زمینه ها هستیم.

موضوعی هست که در زمینه‌ی کودک و نوجوان کم‌تر مورد توجه قرار گرفته باشد؟

_گله‌ای از برخی ناشران که در زمینه‌ی کار کودک و نوجوان فعالیت دارند دارم. اینکه بالاخره درست است که انتشارات یک مرکز اقتصادی است. ولی کسی که کار تولید کتاب را انتخاب کرده قطعاً یک آدم کاسب نیست و نگاهش تنها نگاه اقتصادی و منفعت طلبی باشد چون کسی اگر دنبال سود باشد از راه‌های دیگر بیشتر و بهتر می‌تواند به منافع اقتصادی دست پیدا بکند. در عرصه‌ی کتاب آنقدر دست‌آورد‌های اقتصادی بالا نیست که جذابیت داشته باشد. لذا باید ناشر دغدغه‌ی فرهنگی داشته باشد. اگر ناشر دغدغه‌ی فرهنگی داشته باشد به سراغ نشر می‌آید و از منافع اقتصادیِ بیشتر چشم پوشی می‌کند و به حداقل‌ها بسنده خواهد کرد برای اینکه یک نگاه فرهنگی هم دارد. برخی از ناشرها را می‌بینیم که وقتی وارد این فضا شده‌اند فقط به بحث های تجاری افتاده‌اند. این‌حالت به کارهای فرهنگی ضربه می‌زند. خیلی از افسانه‌ها یا کتاب‌هایی که ترجمه از کارهای غربی است را وقتی‌که می‌خوانید از اول تا آخرش هیچ چیزی برای کودک ندارد. هیچ آورده‌ای به کودک نمی‌دهد جز این‌که کودک از نقاشی هایش لذت می‌برد. داستانی خوانده و گاهی بدآموزی هم دارد و به فرهنگ دینی و بومی آسیب می‌زند. این ناشر چند کار غیراخلاقی می‌کند یکی این‌که محتوای غیر اخلاقی می‌دهد یا محتوایی که از نظر اخلاقی قابل دفاع نیست. دوم این‌که فرهنگ بومی را آسیب می‌زند. سوم این‌که این ناشر که نگاهش نگاه اقتصادی‌است خیلی دنبال کیفیت هم نیست. چهارم ناشران این چنینی اخلاق نشر را رعایت نمی‌کند. کتابی که مجوز چاپش را دارد آیا حقوق مؤلف‌اش را داده یا نه. اصلاً مجوز هم دارد (الحمدالله در کشور ما همچین چیزی رواج زیادی ندارد) در نتیجه برای چاپ یک کتاب چندین مؤلفه‌ی اخلاقی و حرفه‌ای را زیر پا می‌گذارد. پیشنهادم برای این نوع ناشرین به این صورت است که آن دغدغه‌ی ابتدایی که برای ورود به این کار داشته‌اند را بازپروری کنند و سعی کنیم اگر گلی به سر فرهنگ دینی خودمان نمی‌زنیم لااقل آسیبی هم وارد نکنیم.

فایل مصاحبه را برای دوستانتان ارسال کنید.

 

 

 

 

 

 .لطفاً خودتان را معرفی کنید؟

سمیه عربی‌نژاد هستم. تصویرگر.

چه مدت ‌است که کار تصویرگری انجام می‌دهید؟

نزدیک به چهار سال است که بطور‌جدی این‌کار را انجام می‌دهم. رشته‌ی دانشگاهی من گرافیک و تصویرگری است. گرافیک را تا مقطع کاردانی گذرانده‌ام و تصویرگری هم رشته‌ی کارشناسی‌ام است.

کار با ناشرین قم را ترجیح می‌دهید یا ناشرین تهران را؟

کارمن بسته به سلیقه‌ی ناشرین دارد. برای من خیلی تفاوت نمی‌کند بستگی به ناشر دارد که کار را بپسندد و از من چه‌ نوع کاری بخواهد. به شخصه‌ با ناشرها کنار می‌آیم، سخت‌گیر نیستم و چون در ابتدای کار قرار دارم دوست دارم بیشتر کار انجام دهم، تجربه کنم تا این‌که سخت‌گیری در مورد هزینه و دستمزد داشته‌باشم.

علت این‌که بیشتر دوستان شما در مورد هزینه و دستمزد مشکل دارند با ناشرین را در چه می دانید؟

چون تصویرگر‌ها چه تهرانی و چه قمی مطابق با سبک‌های هنری کار می‌کنند یعنی کسانی‌که ازدانشگاه آمدند و تحصیلات دانشگاهی دارند در رشته‌ی تصویرگری در حالی‌که ناشرین مایل نیستند پول پای این جور کار‌ها بدهند و بیشتر همان کار‌های بازاری را می پسندند حتی به یک کار فتوشاپ هم راضی هستند. کارهای دانشگاهی برای‌شان جانیفتاده ‌است. در حالی‌که در دانشگاه اگر کاری شبیه به کار‌های بازاری تحویل می‌دادیم اساتید اعتراض می‌کرند که «اصلاً برای چه به این رشته آمده‌اید؟ شما که چیزی نمی‌دانید.» به‌همین خاطر مجبورمان می‌کردند تا کارهای ابداعی و خلاقانه تحویل‌شان بدهیم. برعکس وقتی وارد بازار کار می‌شویم با استقبال ناشرین مواجه نخواهیم شد.

البته به‌نظر من ناشرین هم زیاد مقصر نیستند چون در بازار جا افتاده که بچه‌ها بیشتر به‌سراغ کار‌های سطح پایین می‌روند کارهایی که برخلاف کارهای هنری پر از رنگ هستند. اگر ناشرین به تصویرگری بها بدهند و کارهای هنری و با ایده و تخیل را چاپ کنند حتماً به مرور جایگاه‌اش را پیدا می‌کند. از این می‌ترسند که کارشَان افت پیدا کند و بازار کارشان بخوابد، برای کارهای هنری هزینه نمی‌کنند. اما اگر اعتماد کنند به تصویرگر و این دست کار‌ها را هم چاپ کنند حتماً جا خواهد افتاد. با این‌کار یک تحول بزرگ در کتاب‌های کودک و نوجوان خواهیم داشت.

فکر می‌کنید یک تصویرگر چطور می‌تواند خودش و آثارش را معرفی کند؟

در‌حال حاضر بازار شبکه‌های اجتماعی داغ است و بسیاری از هنرمندان درصفحات اجتماعی‌شان کار‌های‌شان را به نمایش می‌گذارند. این راه جزو سهل‌الوصول‌ترین راه‌ها است.

فکر نمی‌کنید به انجمن یا جایی به این شکل نیاز هست؟

قطعاً. برای کسانی که در شهرستان‌ها هستند سخت است که برای معرفی و نشان دادن کار‌های‌شان به شهر‌های دیگر بروند. در شهر‌های بزرگ که کار زیاد است انجمن بگذارند. نشست داشته باشند. حتی ناشران، تصویرگران، نویسندگان و شاعران با هم نشست‌هایی را برگزار کنند. نتیجه‌ی خوبش در کار، خودش را نشان خواهد داد.

کار تصویرگری کتاب هم انجام داده‌اید؟

بله. کاری بود که برای تهران انجام دادم و یک‌بار برای بستن قرارداد رفتم و زیاد جلسات گفتگو و صحبت در مورد شرایط کار نداشتیم.

در مورد سبک کاری‌تان توضیح دهید؟

با اساتیدی کار می‌کردم که در جه‌یک بودند و با این‌که قم بودم از تهران می‌آمدند مثل استاد مرتضی زاهدی که در انجمن کلاس تشکیل دادند و با ما تماس گرفتند و دو دوره در کلاس‌های‌شَان شرکت کردم. البته اساتیدِ به‌نام دیگری هم آمدند اما فقط توانستم دو ترم حضور داشته ‌باشم که بسیار نتیجه‌بخش بود.

هنرجوهایی بودند که از خوراک و پوشاک‌شان می‌زدند و به‌خاطر آینده‌ی‌شان و پیشرفت در کار در این کلاس‌ها شرکت می‌کردند.

سبک من از همان ابتدا چاپ دستی بود یعنی «منوپرینت» یا چاپ «لینونئم» هم کار کردم. حالا هم کارم را با دیجیتال تلفیق می‌کنم. خروجی کارِدستی و دیجیتالی با هم است. سبک خوبی است ولی نیاز به تلاش و کار بیشتر در این زمینه دارد. خیلی‌ها در این‌زمینه کار کردند ولی سبک‌های کاری متفاوت است.

هزینه‌ی کار تصویرگری بالا است؟

کسی که بخواهد حرفه‌ای کار کند به وسایل حرفه‌ای هم نیاز دارد و قیمت این وسایل خیلی بالا است. مارک‌های خوب که با آن می‌توان کارهای خوب هم تحویل داد دارای قیمت‌های بالایی هستند ولی خود من نسبت به دوستانم از وسایل با سطحی متوسط استفاده می‌کنم. به نظر من در حال حاضر می‌توانم از این وسایل استفاده کنم ولی به‌هر میزان که کسی حرفه‌ای می‌شود به وسایلی در همان سطح نیاز پیدا می‌کند.

وسایل و ابزار ایرانی هم قابل استفاده هستند؟

بله. ولی مارک‌های خارجی حرف اول را می‌زنند.

تصویرگر خارجی هم بوده که از کارش الهام گرفته باشید؟

کار زیاد می‌بینم اما این‌که شخص خاصی باشد، نه نبوده است.

چون من با آقای زاهدی شروع کردم شاید یک‌مقدار کارهایم شبیه باشد البته دیگر الان فکر نمی‌کنم زیاد شبیه به ایشان باشد کارم مخصوصاً که کار دست و دیجیتال را با هم تلفیق کردم و به سبک خودم رسیدم.

کار تصویرگری مجله هم انجام داد‌ید؟

بله. من بیشتر با مجلات قم کار کردم مثل ماهک، ملیکا، سنجاقک، دوست کودک و خردسال و آفتاب.

در دوره‌ی دانشجویی نمایشگاه به‌صورت گروهی گذاشتیم. در گالری شمسه و اشراق در قم. در تهران کارهای‌مان یک‌بار رفت در همایشی در نیاوران. در سوگواره‌ی عاشورایی کارکردم که کارم برگزیده شد. در قم هم در چند نمایشگاه دانشجویی که گذاشتند دو بار مقام اول را بدست آوردم.

استقبال مردم و جوان‌ها از کار تصویرگری به چه صورت است؟

هنوز مردم بصورت عام تصویرگری را نمی‌شناسند و خیلی‌ها به همین غرفه (غرفه‌ی تصویرگری در نمایشگاه کتابی استان قم) مراجعه می‌کنند و می‌پرسند این تصاویر نقاشی هستند؟ تمام تصاویر داخل کتاب‌ها را می‌بینند ولی از آن‌ها به عنوان نقاشی نام می‌برند. با تصویرگری آشنایی ندارند.

شرکت تصویرگران در نمایشگاه‌های کتاب را مفید می‌دانید؟

بله. یکی این‌که فرصت معرفی خودشان و آثارشان را پیدا می‌کنند و دیگر این‌که مردم با این دست کار‌ها هم آشنایی پیدا می‌کنند.

DSC04201

فکر می‌کنید اگر ناشر با تصویرگر از نظر اعتقادی و دیدگاهی هماهنگ باشند در کیفیت کار مؤثر است؟

صد در صد. کسانی که کارهای مذهبی انجام می‌دهند دنبال تصویرگر‌های مذهبی می‌گردند.

شما کار مذهبی هم انجام دادید؟

کم. خیلی کم. دوست دارم ولی سفارش نبوده تابه‌حال و شاید هم شناخته نشده بودم. سعی می‌کنم پیشرفت کنم و سطح کارهایم ارتقاء پیدا کند تا بعد یک آرشیو خوب و حرفه‌ای را برای ارائه برای ناشرین ببرم.

فکرمی‌کنید خوب است تصویرگر در حین انجام کارش مثلاً در زمینه‌ی داستان نشست‌هایی با نویسنده داشته‌باشد؟

_بیشتر ناشر‌ها که سفارش می‌دهند شعر یا داستانی را به تصویرگر می‌دهند بدون آن‌که نویسنده و یا شاعرش را بشناسد. خیلی خوب هست که این‌ها با هم در تماس باشند اما الان به این صورت نیست. گاهی تصویرگر ناشر را حتی نمی‌بیند فقط کار را بعد از انجام تحویل می‌دهد.

ناشری را دیده‌اید که روی کارش حساس بوده باشد؟

_کلاً تصویرگر زیر نظر ناشر است و از خودش کاری نمی‌تواند انجام دهد. سیستم کار به این صورت است که وقتی شروع به کار کردیم ابتدا یک فریم از کار را برای ناشر می‌فرستیم کار، فضا و کارکتر را می‌بیند و بعد نظر می‌دهد. اگر کاملاً مطابق نظر‌شان نبود ایرادش را می‌گیرند.

_یعنی ناشرین دارای این سطح اطلاعات هستند که بتوانند در مورد کیفیت کار نظر بدهند؟

_ناشرین اکثراً مدیر هنری دارند که روی کار نظارت می‌کند و اگر مدیر هنری نداشته ‌باشند اصلاً کارشان درست نیست.

شما کار آموزش هم انجام داده‌اید؟

بله. همان اوایل که کار نقاشی رئال را انجام می‌دادم هم بصورت خصوصی و هم در کلاس‌های کانون، آموزش برای کودکان داشتم. دوران خوبی بود کار برای بچه‌ها. بعد از آن هم چند ترم طولانی نقاشی برای کودکان را تدریس کردم که واقعاً از بچه‌ها توانستم چیزهای زیادی یاد بگیرم؛ چون استعداد دارند و خلاقند هم در رنگ‌گذاری و هم در طراحی کاراکتر.

فرق بچه‌ها با تصویرگری که برای‌شان کار انجام می دهد در چیست؟

به نظرمن لازم است یک تصویرگر خودش را به‌دنیای کودکان نزدیک کند. تصویرگران بزرگ، آرشیوی از نقاشی‌های کودکان دارند که به جرأت می‌توانم بگویم که با استفاده از این‌کارها حرفه ای شده‌اند. باید از درون کودک خبردار شوند و با دنیایش ارتباط برقرار کنند. زمانی کار می‌دادم به بچه‌های‌ اقوام و یک آرشیو از نقاشی‌های کودکان دارم.

_بیشتر برای کدام گروه سنی کار کرده‌اید؟

_برای گروه سنی کودک و خردسال و دوست دارم که برای نوجوان‌ها هم کار کنم.

چند نمونه از تفاوت‌های کار برای کودکان و نوجوانان را بگویید؟

کار کودک و خردسال باید ساده باشد. بدون هیچ‌گونه پیچیدگی. کودک هنوز نمی‌تواند بپذیرد که مادر را به شکلی دیگر ببیند. مادر باید همان شکل مادر باشد یا تلویزیون را به همان شکل ببیند اما نوجوان یک مقدار پیچیدگی دارد درست شبیه به رمان‌های نوجوانان که کارکتر‌های مختلف و تخیلی دارد. نوجوان حتی خودش تخیل هم می‌کند. رنگ‌های مورد استفاده در کار کودک باید شفاف و شارپ و حسی باشد در حالی‌که کار نوجوان حتی می‌تواند سیاه و سفید باشد.

چند نفر از تصویرگران خوب را معرفی کنید؟

_آقای هادی طبسی که کار کودک هم کار کردند اما خیلی تخیلی کار می‌کنند. آقای محمود مختاری که کارکتر‌های خوبی را کار می‌کنند. از خانم‌ها فرشته و الهام ارکیا و خانم شمسی.

سطح کار تصویرگرهای قم را قابل مقایسه با تصویرگران تهران می‌دانید؟

در قم تصویرگران خیلی شناخته شده نیستند. قم خیلی جا ندارد. مگر این‌که خود تصویرگر حرکتی کند و خودش را بالا بکشد. قم هنرمند خوب زیاد دارد اما نشان نمی‌دهد.

تشکیل انجمن کتاب کودک و نوجوان را خوب ارزیابی می‌کنید؟

هر گروهی که تشکیل می‌شود باید زمان بگذرد تا جا بیفتد که هدف و برنامه‌هایش چیست. باید لیستی از تصویرگران در قم را داشته باشند که در تماس باشند. مشکلی که وجود دارد در مورد تصویرگران این‌است که وقتی هرکسی به سبک و مدل خودش می‌رسد برای‌شان کارکردن مشکل می‌شود. انجمن اگر بتواند نویسنده‌ها و ناشرین را یک‌جا جمع کند در واقع بازارِ کار زیاد می‌شود.

فکر می کنید چطور می‌شود تفاوت توقع در هزینه‌ و دستمزد را بین ناشر و تصویرگر حل کرد؟

اگر ناشر درک کند که یک تصویرگر برای انجام یک فریم از کار چقدر زمان گذاشته و زحمت کشیده است؛ کارش دلی است و جذاب خواهد بود به تصویرگری که کار ِخوب ارائه کرده، حق خواهد داد.

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

آقای علوی فرد (مجری_کارشناس): در جلسه‌ای که دیروز داشتیم؛ با حضور آقای یوسفی مبحث ساده نویسی، بازنویسی و باز‌آفرینی در ادبیات کودک و نوجوان مطرح شد و مطالب خیلی خوبی هم گفته‌شد. امروز در مورد موضوعات شعر کودک و این‌که در شعر‌کودک چطور می‌توانیم مفاهیم را برای بچه‌ها بگوییم، اصول اولیه‌ی شعر کودک، توجه به مباحث کودک نویسی در زمینه‌ی شعر و ادبیات کودک و این‌که وضعیت نشر کتاب کودک در چه سطحی‌است از سخنان آقای «محمد گودرزی» از شاعران، پژوهشگران و نویسندگان خوب کودک و نوجوان کشورمان استفاده خواهیم برد.

آقای گودرزی دهریزی کتاب‌های زیادی در زمینه‌ی پژوهش تألیف کرده‌اند که از نظر کیفیت هم کتاب‌های بسیارخوبی هستند و ایشان از جمله‌ی کسانی هستند که شاعر و پژوهش‌گرند. ‌

در ابتدا می‌خواهم که آقای گودرزی از کارهای خودشان معرفی داشته‌باشند و از پژوهش‌های‌شان برای‌ما بگویند.‌

(کارشناس_ پژوهشگر):

«بسم الله الرحمن الرحیم

هست کلید در گنج حکیم

فاتحه‌ی فکرت و ختم سُخُن

نام خدای‌است بر او ختم کن»

با عرض سلام و عرض ارادت خدمت دوستان خوبم از جمله جناب آقای «پوربها»، دوست عزیزم جناب آقای «علوی فرد» و دوستان علاقمند به کار کودک. صحبت‌هایم را با خاطره‌ای از نمایشگاه کتاب تهران آغاز می‌کنم. تقریباً دو سال پیش در نمایشگاه کتاب تهران در سالن کودکان و نوجوانان با کتاب کودکی مواجه شدم که بدون درنگ آن‌‌را بر‌داشتم و خریدم. علت خرید این کتاب این‌بود که در کمال ناباوری دیدم که نام نویسنده‌ی کتاب «جوزه ساراماگو» است. خیلی برایم عجیب بود. «جوزه ساراماگو» یکی از رمان‌نویس‌های بزرگ دنیاست و نویسنده‌ی تخصصی بزرگ‌سالان است. در سال ۱۹۹۸ به‌خاطر رمان «کوری» برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات شد. اسم این داستان «بزرگترین گل دنیا» بود. وقتی‌که این کتاب را دیدم برایم خیلی عجیب بود که «جوزه ساراماگو» هم برای بچه‌ها داستان نوشته! دلم می‌خواست خیلی سریع کتاب را بخوانم و ببینم «جوزه ساراماگو» چه داستانی برای بچه‌ها نوشته است. آن چیزی که باعث اعجاب بیشترم شد، من را در نوشتن برای کودکان امیدوارتر کرد و بیشتر از هر چیز به من فهماند که «جوزه ساراماگو» چقدر انسان بزرگی‌است از آنجا نشأت گرفت که این داستان خیلی غیر‌متعارف شروع شده‌بود. به این صورت: «بچه‌ها! می‌خواهم این‌جا برای‌تان داستانی تعریف کنم؛ اما از شما معذرت می‌خواهم اگر نمی‌توانم مثل داستان نویسان کودک برای شما ساده بنویسم. از شما معذرت می‌خواهم اگر نتوانستم حرفم را به‌خوبی به شما انتقال بدهم. بعد داستان را شروع کرده‌بود و اواسط داستان، قصه را قطع کرده‌بود. گفته‌بود که نمی‌دانم تا این‌جای داستان خوشتان آمده‌است یا نه! اما اگر خوشتان نیامده قطعاً ایراد از من بوده چون من نتوانستم مانند نویسنده‌های کودک، واژه‌های ساده‌ای را به‌کار ببرم. آخر داستان هم دوباره از بچه‌ها معذرت‌خواهی کرده‌بود. حرف، حرف عجیبی‌است که نویسنده‌ی بزرگی مثل «جوزه ساراماگو» اعتراف می‌کند که نمی‌تواند مانند نویسنده‌های کودک واژه‌های ساده به‌کار ببرد. با این مقدمه من یک سؤال مطرح می‌کنم: «واقعاً چرا نوشتن برای کودکان تا این اندازه سخت است؟» تازه آنچه که این نویسنده‌ی بزرگ را به اعتراف وادار می‌کند نوشتن داستان برای کودکان است در حالی‌که سختی‌کار در شعر چند برابر می‌شود. چرا‌که در نثر کلماتی را انتخاب می‌کنیم، آن‌ها را پشت سرهم می‌چینیم و داستان را روایت می‌کنیم؛ اما در شعر علاوه بر این‌کار باید مضمون‌مان را با وزن بیان کنیم؛ باید قالبی برایش انتخاب کنیم؛ باید تصویر‌سازی کنیم و همه‌ی این‌ها باید برای کودک قابل فهم باشد. بنابراین وقتی نوشتن داستان برای کودکان آنقدر مشکل است، سرودن شعر کاری بس سخت‌تر است.

می‌خواهم سخت‌بودن سرودن شعر برای کودکان را با یک مثالِ شعری نشان دهم. یک بیت از یک غزل بزرگ‌سال را انتخاب کرده و برای شما می‌خوانم:

«یوسف! به این رها شدن از بند دل مبند

این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند»

شاعر بزرگ‌سال وقتی‌ می‌خواسته این بیت را بسراید هیچ‌گونه محدودیتی نداشته است. بلافاصله شروع کرده، این کلمات را کنار هم چیده و دو تا تلمیح هم به‌کار برده است. یک تلمیح در این مصراع و تلمیحی در مصراع بعدی آورده و شعر را گفته است. هر خواننده‌ای حتی اگرکم‌سواد باشد این بیت را می‌فهمد بدون هیچ مشکلی. حالا فکرکنید اگریک شاعر کودک بخواهد همین مضمون را برای کودکان بگوید چه مشکلی پیش خواهد‌آمد؟ احتمالاً مشکلاتی از این دست:

۱_یوسف. کلمه‌ی یوسف برای کودکان ممکن است کج‌تابی پیدا کند. ممکن است فکر کنند منظور از یوسف، یوسفی است که در همسایگی‌شان است بنابراین شاعرکودک حتماً باید بگوید یوسف‌پیامبر، تا به محض اینکه کودک کلمه‌ی یوسف را شنید متوجه باشد منظور، یوسف پیامبر است.

۲_رها شدن از بند. رهاشدن برای کودک آن معنا را ندارد. چون کودک به محض شنیدن به یاد دوستش می‌افتد که نامش رها است و وقتی ما می‌گوییم رها شدن ممکن است فکر کند که اسم کسی را رها گذاشته شده‌اند. پس شاعر کودک این واژه را هم باید تغییر دهد.

۳_ دل بستن. بچه‌ها معنی دل را می‌دانند اما معنی دل بستن را نه. شاید به کودکی بگوییم دل بست فکر کند یعنی دل را به چیزی بست؛ شاید لازم باشد به جای آن به کودکان بگوییم خیلی خوشحال نباش و کل مصراع که تلمیح دارد به ماجرای حضرت یوسف و چاه به هیچ وجه ذهن کودک، سمت آن داستان نمی‌رود. ببینید فقط در یک مصراع، شاعر کودک چقدر با محدودیت روبرو است.

۴_این‌بار. در نظر بچه‌ها بار به معنای چیزی است که با کامیون حملش می‌کنند نه دفعه. مجبوریم برای بچه‌ها بگوییم این دفعه. این دفعه می‌برند که زندانی‌ات کنند. تلمیح دارد به ماجرایی که عزیز‌ مصر را زندانی می‌کنند که کودکان احتمال دارد این داستان را نشنیده باشند. چقدر محدودیت وجود دارد برای شاعر بزرگسالی که به‌راحتی این بیت را گفت و خواننده‌ی بزرگ‌سالی که این بیت را به راحتی فهمید؛ در مقابل یک شاعر کودک چقدر مشکل دارد. شاید اگر شاعر کودک بخواهد این مضمون را بگوید چنین چیزی بگوید: «ای حضرت یوسف! از این‌که کاروانیان تو را از چاه بیرون آورده‌اند خیلی خوشحال نباش. زیرا به زودی به دست عزیز مصر زندانی خواهی‌شد.» این بصورت نثر است و حالا برای آن‌که به شکل نظم درآید می‌شود گفت:

«وقتی‌که بیرون آمدی از چاه

بودی زلال و ساده و خندان

اما ندانستی تو ای یوسف

از چاه داری می‌روی زندان»

فرض می‌کنیم که بچه‌ها این‌را متوجه می‌شوند ولی آیا این بندی که من خواندم شعر کودک است با اینکه وزن دارد؟ درست‌است که بچه‌ها فهمش می‌کنند اما باز با شعرکودک فاصله دارد. چقدر از کتاب‌های ما که چاپ می‌شود به این سبک و سیاق است؟ چرا شعر کودک نیست؟ با نقد همین بند به شما ثابت می‌کنم که این شعر، شعر کودک نیست.

۱_ذهن کودک از نظر ساختاری به‌گونه‌ای ‌است که وقتی برایش روایت می‌کنید بهتر است نهاد در اول آورده شود تا همان را دنبال کند. حسن آمد و بعد از پله‌ها بالا‌رفت؛ خوب نیست بگوییم «از پله‌‌ها بالا رفت حسن.» در این بندی که ساختیم یوسف رفته در ته این بند. تا بچه‌ها بخواهند به نهاد برسند کلی گیج می‌شوند.

۲_بهتر است برای پیامبر یک شاخص بیاوریم؛ برای یوسف یک شاخص بیاوریم مثلاً پیامبر. چرا؟ چون شعر کودک باید یک فضای معنوی داشته باشد. فضایی لطیف و پاک داشته باشد. وقتی که ما کلمه‌ی پیامبر را در کنار کلمه‌ی یوسف می‌آوریم، تلطیفی ایجاد می‌شود.

۳_«وقتی‌که بیرون آمدی از چاه / بودی زلال و ساده و خندان» به نظر من کلمه‌ی خندان این‌جا به درستی ننشسته است. چون واقعاً خیلی مضحک است که کسی را از چاه بیرون بکشند و او بخندد. به نظر شما مضحک نیست؟ بنابراین شاید بهتر بود که می‌گفتیم: «خوشحال بودی و وقتی از چاه بیرون آمدی نفس راحتی کشیدی.» پس بنابراین این بخش هم به شعر ما لطمه‌ی کلی زده است. در جای دیگر اگر به جای ندانستی بگوییم نمی‌دانستی و خبرنداشتی خیلی زیباتر  و عمیق‌تر بود. به نظر من مصراع آخر هم کج‌تابی دارد چون شاید کودک داستان زندانی شدن حضرت یوسف را نداند. پس ببینید با عوض‌کردن واژه‌ها و بندها به یک بند رسیدیم که باز هم شعر کودک نیست. شاید لازم باشد برای آن‌که این بند را تبدیل به شعر کودک کنیم بطورکلی شیرازه‌اش را به هم بریزیم. شاید لازم باشد در وزن جدید و با قالبی جدید شعر را بیاوریم و یا لازم باشد کش‌اش بدهیم. پس شعرگفتن خیلی برای کودکان سخت است و در عین حال می‌تواند به همین اندازه آسان باشد اگر ما نخواهیم برای کودکان شعر بگوییم؛ اگر بخواهیم یک مضمون بگیریم و آن‌را در قالب نظم برای بچه‌ها بنویسیم. اتفاقاً همین نوع شعرها خیلی از آدم‌ها را به اشتباه انداختند که هوس کردند بیایند برای بچه‌ها کتابی هم منتشر کنند. اما آیا این نوع شعر‌ها ماندگاری دارد؟ این نوع شعر‌ها تأثیرگذاری دارد؟ خیر. تأثیرگذاری ندارد. شاعران بزرگ حتی مضامینی که خیلی قابلیت شعر شدن ندارند را هم سعی کردند با شعر بگویند. یکی از جاهایی‌که شعر گفتن را سخت می‌کند زمانی‌است که ما داستان روایت می‌کنیم؛ می‌خواهیم منظومه بگوییم. چون هم باید شعر بگوییم و هم داستان را پیش ببریم. خیلی‌ها در منظومه‌سرایی قید شعر را زدند و فقط داستان را پیش بردند؛ اما شاعران بزرگ نه! چون می‌دانستند یکی از راه‌های ماندگاری آثار ادبی، شعربودن‌شان است؛ حتی در جایی‌که می‌خواستند داستان‌سرایی کنند هم از شعر غفلت نکردند. نمونه‌هایی برای شما می‌خوانم. شاهنامه یک منظومه‌است و واقعاً شعری است بی‌نظیر. صحنه‌ای را که سهراب کشته می‌شود را برای‌ شما می‌خوانم. شما داستانی می‌شنوید که در عین حال شعر است:

«ز، بین دو زان‌پس یکی آه کرد

ز، نیک و بد اندیشه کوتاه کرد

بدو گفت کاین بر من از من رسید

زمانه به دست تو دادم کلید

کنون گر تو در آب ماهی شوی

وگر چون شب اندر سیاهی شوی

وگر چون ستاره شوی بر سپهر

ببری ز،روی جهان پاک‌مهر

بخواهد هم از تو پدر کین من

چو بیند که خاک است بالین من

از این نامداران گردن‌کشان

کسی هم برد سوی رستم نشان

که سهراب کشته‌است و افکنده خاک

تو را خواست کردن همی خواستار»

داریم شعری می‌شنویم که در عین حال داستان است. در مثال دیگر در شیرین و فرهاد نظامی عین داستان سرایی بیت به بیت شعر می‌شنویم. در مناظره‌ی فرهاد و خسرو دقت کنید که چقدر بارِ شاعرانگی این شعرها بالاست. چند بیتش را می‌خوانم. خسرو می‌پرسد و فرهاد پاسخ می‌دهد:

«نخستین بار گفتش از کجایی؟

بگفت از دار ملک آشنایی

بگفت آنجا به صنعت در چه کوشند

بگفت انده خرند و جان فروشند

بگفتا جان فروشی در ادب نیست

بگفت از عشق بازان این عجب نیست

بگفتا عشق شیرین بر تو چون است

بگفت از جان شیرینم فزون است»

فکر می‌کنید دارید منظومه می‌شنوید ولی کاملاً شعر است. چرا این منظومه‌ها تا این اندازه ماندگار است؟ چون بُعد شعری‌شان بالاست.

در بخش کودک و نوجوان این مسأله خیلی پررنگ است. یکی از جاهایی‌که بیشتر، کارها به نظم نزدیک می‌شود جایی‌است که شاعران کودک، مناسبتی شعر می‌گویند. خیلی‌ها باور‌کردند که وقتی می‌خواهیم یک موضوع مناسبتی را به صورت شعر بگوییم نمی‌تواند به صورت شعری موزون و کامل درآید. من موافق نیستم، می‌گویم که شاعران کودک خیلی‌جاها عرق‌ریزی روح را که باید برای خلق شعر به خرج بدهند از دست داده‌اند. خیلی ساده موضوعی را می‌گیرند و تبدیلش می‌کنند به نظم؛ به همین خاطر اثرگذاری‌اش خیلی‌کم است و خیلی هم زود فراموش می‌شود.

امروزه در فضای شعر کودک، شاعرانی هستند که موضوعات خاص مناسبتی را هم به صورت شعر می‌گویند که چند نمونه‌اش را می‌آورم:

«زنگ نقاشی بود

بچه‌ها با صد رنگ

عکس باباها را

می‌کشیدند قشنگ

من کشیدم یک سرو

با سری سبز و بلند

که به پیشانی داشت

خط سرخ سربند

به معلم گفتم

پدر من این است

خنده‌ای کرد وَ گفت

قابل تحسین است»

این شعر مناسبتی است اما کاملاً پیام‌اش غیر مستقیم بیان شده است و رگه‌های شاعرانه در این شعر دیده می‌شود.

«من به مادر گفتم

پدرم گم شده است

مادرم گفت پسر

پس چرا اسم پدر بر سر کوچه‌ی ما

رمز پیدا‌شدن خانه‌ی مردم شده است؟»

درباره‌ی جانباز هم شعری هست با این مضمون:

«خم شد پدر آرام بر صفحه‌ی شطرنج

سرباز خود را برد با گوشه‌ی آرنج

من فیل می‌بردم بابا ولی سرباز

یک جنگ زیبا بود بین من و جانباز

دست مرا می‌بست بابای من بی‌دست

راه وزیرم را سرباز او می‌بست

هر مهره‌ای بردم با فکر بابا سوخت

درس شجاعت را بابا به من آموخت

بابا برنده شد در بازی‌اش با من

مانند پیروزی در جنگ با دشمن‌»

در این موارد شما  شعر می‌بینید و پیام هم کاملاً غیرمستقیم بیان شده‌است. در کیهان بچه‌ها هم شعری دیدم که به این فضا نزدیک شده‌بود. شعری هست در رابطه با امام زمان بر خلاف سایر اشعار که بصورت مستقیم بیان موضوع می‌کنند:

«هرچه منتظر شدم پیش ما نیامدی

جمعه‌ها گذشت و رفت، پس چرا نیامدی

در عوض من آمدم پیش تو به جمکران

پس بیا ببینمت میزبان مهربان»

کاملاً غیر مستقیم است و چیزی از اوصاف امام زمان (عج) را مستقیم وصف نکرده اما با ذهنیت کودکانه انتظار ا بیان کرده است. تو نیامدی من آمدم؛ این تضاد تصویری را به شعر نزدیک کرده‌است.

تمثیلی می‌آورم که آخرین بخش صحبت‌های بنده است. همیشه شعرهایی را که خیلی نظم‌گونه هستند؛ عمقی ندارند و خیلی زود هم فراموش می‌شوند را به لیوان یک‌بار مصرف تشبیه می‌کنم و در عوض شعر‌هایی را که شعرند و تأثیرگذارند، به لیوان سفالی. برای ساخت لیوان یک‌بارمصرف، دستگاه یک بالا و پائین می‌زند و این لیوان درست می‌شود در حالی‌که در لیوان سفالی یک‌نفر باید گل پیدا کند، آن‌را ورز بدهد و آماده اش کند تازه زمانی‌که آماده‌شود باید بنشیند پشت دستگاه و با این همه زحمت یک لیوان درست کند. این لیوان باید زیبا باشد، قطور باشد، داخل کوره گذاشته‌شود تا پخته‌شده، رنگ به آن بخورد تا زیبا شود. حالا وقتی آب خوردیم چه برخوردی با هر دو لیوان‌ها می‌شود؟ شعرهای سطحی هم مانند لیوان‌های یک بار مصرف، به‌سادگی فراموش می‌شوند و دور ریخته می‌شوند؛ اما شعرهایی که شعرند مانند یک لیوان سفالی هستند که بعد از نوشیدن آب به نوع و فرایند ساختش فکر می‌شود؛ نقشی از لیوان در ذهن باقی می‌ماند یا حتی مزه‌ی آب هم در آن فرق می‌کند. همانطور که به سختی درست شده به سختی هم فراموش می‌شود و در ذهن خورنده‌ی آب تداوم پیدا می‌کند. شاعران هم اگر به دنبال تأثیرگذاری و ماندگاری هستند باید بکوشند که شعر بیافرینند. این حرفِ آخر من است.

آقای علوی فرد (مجری_کارشناس):

«خدا پروانه را گفته که باشد شاعر کودک

بخواند شعرهایش را برای هر گل کوچک

کتاب بال پروانه پر از شعر است و نقاشی

برایت شعر می‌خوانم اگر چون کودکان باشی»

کودک نویسی و ادبی نویسی و اینکه شعر کودک چطور خلق می‌شود را به‌خوبی فرمودند. امروز، این‌مباحث تنها دغدغه‌ی کسانی‌است که کار ادبی و هنری را مهم می‌دانند در حالی‌که معضل کتاب کودک، بیش از‌ این‌هاست. آنقدر معضل، عمیق و فجیع است که خیلی از مواقع به این‌جاها نمی‌رسد. قبلش را هم لازم است آسیب‌شناسی کرد. امروزه کتاب‌هایی چاپ می‌شود تحت عنوان شعر، که اصلاً شعر نیست و نثر است. بیشتر این‌ها به موضوعات مذهبی می‌پردازند. می‌خواهند موضوعات مذهبی را در قالب نظم بیاورند و هیچ‌گونه زحمتی مبنی بر ساده‌نویسی و کودک‌نویسی به خودشان نمی‌دهند. برای‌اینکه بخواهیم یک شعر کودک خوب داشته‌باشیم لازم است ابتدا به موضوع بپردازیم. آیا همه‌ی موضوعات و مفاهیم مذهبی را می‌شود در قالب شعر بیان کرد؟ وقتی یک شاعر یا نویسنده‌ی کودک این سؤال را از خودش بپرسد، حتماً به موضوعاتی خواهد پرداخت که برای کودک و نوجوان دارای ضرورت است، این شد قدم اول. قدم دوم این است که اگر اثری مناسب است در چه قالبی باید ارائه شود که برای کودک و نوجوان دارای جذابیت باشد.

کتابی را برای نمونه آورده‌ام که در موضوع وقف کارشده است. آیا این کتاب و این موضوع برای خردسال گروه سنی الف و ب مناسب است؟ این سؤال یا پرسیده شده و به جواب نرسیده و یا اصلاً پرسیده نشده است و یا در قدم دوم که وارد کارشده‌اند؛ از عهده‌ی کار برنیامده‌اند؛ مطلب به خوبی ادا نشده‌است. این شاعر در ادامه‌ی شعرش که یک داستان منظوم است داستان پسری را آورده به‌نام رضا که فکر می‌کند چرا پدردوستش زمین بزرگی را وقف کرده است برای ساخت مدرسه. جایی می‌گوید:

«معلم توی کلاس به بچه‌ها چنین گفت

وقف یه کار خیره، سنت اهل بیته

وقف یعنی مالی رو برای روز جزا

حبس کنی تا کسی صاحب  نشه مبادا»

می‌خواهم بدانم در این جمع چند نفر تعریف وقف را از این شعر متوجه شدند؟ در حالی‌که از نظر زبانی و ادبی هم دارای اشکالات زیادی است. در مقابل، کتاب دیگری در این‌باره از جانب سازمان اوقاف استان قم تألیف شده است که سؤال ابتدایی کار را از خودشان پرسیده‌اند که آیا می‌شود وقف را برای کودکان ساده‌نویسی کرد و به نتیجه رسیده‌اند. بعضی از بخش‌های وقف را که برای کودکان بوده ساده شده هم از نظر زبان، هم از نظر مضمون و هم از نظر داشتن کاربرد برای کودکان. چرا‌که پرکردن ذهن بچه‌ها ازمضمون‌های غیرکاربردی بی‌فایده است:

«دوباره تو خیابون

داره می‌باره بارون

می باره قطره، قطره

یکی بدون چتره

یه بچه‌ی فقیره

دست رو سرش می‌گیره

چترم و برمی‌دارم

روی سرش می‌ذارم

چتره شبیه سقفه

این کار من یه وقفه»

در واقع این شعر به بچه‌ها می‌آموزد که شما می‌توانید با کوچکترین کاری که یک وقف انجام دهید. هم مفهوم وقف و هم کاربردش را در زندگی به زبان ساده یاد می‌دهد. اوج کتاب، جایی‌است که می‌خواهد وقف را آموزش دهد:

«آدما یک هدیه رو

فقط می‌دن یک نفر

اما میشه هدیه داد

به آدمای بیشتر

وقتی که هدیه دادی

برای یک آدمه

همون و وقفش بکن

میشه برای همه»

این دو کتاب و نحوه‌ی بیانش را با هم مقایسه کنید.

هنوز وارد بحث پرورش و تلنگر که در شعر است نشدیم.

سؤال: چرا کتاب‌های کودک مخصوصاً کتاب‌های خشتی در ۱۲ صفحه برای کودکان تنظیم می‌شود؟

این در واقع یک کار تخصصی در حیطه‌ی کار چاپ و نشر است. زمانی‌که برای کتابی به دنبال تهیه‌ی زینک هستید کتاب‌های خشتی معمولاً هر ۱۲ صفحه یک فرم می‌شود و پِرتی کاغذ ندارد یا باید ۱۲ صفحه باشد یا ۲۴ صفحه یعنی با ضریب ۱۲. اگر این‌طور نباشد کاغذ اضافی خواهد ماند.

سؤال: در حال حاضر کودکان ما به چه موضوعاتی نیاز دارند؟

_جناب آقای گودرزی دهریزی: یکی ازمسائلی که در ادبیات کودک مطرح است، بحث موضوعات مناسب گروه‌های سنی ‌است که یکی از محدودیت‌ها و ضروریاتی است که شاعران و نویسندگان کودک باید موقع سرودن شعر و نوشتن داستان به آن بپردازند. شاید اولین سؤالی که به ذهن یک نویسنده‌ی کودک می‌رسد این است که آیا این موضوع مناسب این گروه سنی خاص است؟

اگر دو موضوع را به نویسنده‌ی کودک بدهند و بگویند ۱_راجع به سفر به ماه ۲_راجع به طلا، مختارید یکی را انتخاب کنید و راجع به آن داستانی بنویسید؛ نویسنده‌ی کودک معمولاً موضوع سفر به ماه را انتخاب می‌کند. چون این موضوع با ذهنیت کودکان هماهنگ‌تر است. شاید ممکن است کودکانی هم باشند که موضوع طلاق در خانواده‌ی‌شان رخ داده باشد اما موضوع سفربه ماه یکی از دغدغه‌های ذهنی کودکان است و می‌تواند موضوع جذابی باشد. ولی در مورد این‌که در این عصر چه موضوعاتی برای کودکان قابل نوشتن است، توصیه‌ای که به نویسنده‌های کودک می‌کنم این است که باید با بچه‌ها مراوده داشته‌باشند. همیشه، نسبت به نویسنده‌های کودک حتی، نویسنده‌هایی که معلم هم هستند به نوعی غبطه می‌خورم و می‌گویم که شما در بین بچه‌ها هستید و دغدغه‌های بچه ها را بهتر متوجه ‌می‌شوید. نویسنده‌های دیگر هم باید با بچه‌ها مراوده‌ی بیشتری داشته‌باشند تا دغدغه‌ی ذهنی آن‌ها را بفهمند. این دغدغه‌ها عموماً دغدغه‌های حسی هستند که در پیرامون بچه‌ها وجود دارد.

آقای علوی فرد (مجری_کارشناس): جناب آقای گودرزی بحثی را ایجاد کردند که بازخورد از بچه‌ها بگیریم، اما چیزی که امروزه وجود دارد این است که، در کشور‌های غربی موضوعات سخت و مفاهیم سنگین فلسفی را برای بچه‌ها می‌نویسند. من فکر می‌کنم این‌که چه موضوعی را برای بچه‌ها بگوییم شاید دغدغه‌ی مهمی نباشد اما آنچه که می‌خواهیم را چگونه بگوییم خیلی مهم است. ما می‌توانیم مفاهیم و دغدغه‌های دینی را برای بچه‌ها بگوییم اما باید با نظر کارشناس نوشته شده‌باشد و قالبی که برای آن انتخاب شده باشد حتماً قالب زیبا و جذاب و کودکانه‌ای باشد.

آقای علوی فرد (مجری_کارشناس): در مسائل دینی چیزهایی داریم به نام اصول دین و فروع دین. به چند شکل می‌شود به بچه‌ها یادشان داد. یکی اینکه بگوییم بچه‌ها اصول دین ۵ تا است. بچه هم حفظ می‌کند. گاهی بصورت شعر هم می‌شود گفت. گفتن این‌مفاهیم برای بچه‌ها خیلی راه دارد تا تبدیل به یک اثر خوب شود و اینکه برای بچه‌ها تبدیل به یک دغدغه شود. یک مثال می‌زنم. فرعی داریم در اسلام به‌نام فرع جهاد. چیزی است که در نگاه اول برای بچه زیاد مناسب نیست. عده‌‌ای برای بچه‌ها در راه مدرسه می‌گویند: «الجهاد باب من ابواب الجنه – جهاد دری از در‌های بهشت است» بچه هیچ‌کدام این‌ها را نمی فهمد. باید این مفاهیم از جمله جهاد را تحلیل کنیم برای کودک. در اسلام ما تنها جهاد دفاعی داریم نه ابتدایی. می‌توانیم به بچه آموزش دهیم که از خودش دفاع کند و این را اثباتش کنیم که اگر این کار را کردیم به هدف‌مان رسیده‌ایم. مثالی می‌گویم که می‌شود با شعری شبیه به این به کودک بگوییم: «اگر گلی را بکنی

اگر کسی را بزنی

نمی‌گذارم بزنی

نمی‌گذارم بکنی»

که اگر به زبان کودک جاری شود دیگر نخواهد گذاشت کسی او را بزند و اگر همین روحیه تا بزرگ‌سالی ادامه پیدا کند کودک با روحیه‌ی جهادی رشد خواهد کرد. اگر بخواهیم مفهومی به این بزرگی برای کودک مفهوم شود طی شدن این مراحل لازم است. موضوع می‌تواند سخت باشد اما پیدا‌کردن شکل و قالب مهم‌تر است.

سؤال: بخشی از آثارتان را معرفی کنید و شعرتان را _که بصورت منشوری وارد صدا و سیما شد در شبکه‌ی چهار_ بخوانید.

جناب آقای گودرزی: من در سه حوزه کار می‌کنم؛ داستان‌کودک، شعر کودک، پژوهش‌هایی در حوزه‌ی ادبیات کودک. درس‌نامه‌ی دانشگاهی دارم که در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود و یک کار پژوهشی جدید دارم در حوزه‌ی شعرکودک که در نشر مدرسه چاپ می‌شود. چندین شعرکودک و داستان‌کودک هم دارم. درس‌نامه‌ی دانشگاهی که عنوانش است «ادبیات کودکان و نوجوانان در ایران» گونه‌های ادبیات کودک و ساختار‌شان را معرفی می‌کند _شعرکودک، داستان‌کودک، ساختار‌ داستان، نمایش‌نامه‌های کودکان، ساختار نوشته‌های غیر ادبیاتی برای کودکان: مثل نوشتن زندگی‌نامه و سفر‌نامه برای کودکان، شیوه‌ی نوشتن این‌ها و ساختارشان را معرفی می‌کند_ و بیشتر هم با فضاهای دانشگاهی و آکادمیک سنخیت دارد. معمولاً در دانشگاه‌های فرهنگیان و دانشگاه‌هایی که ادبیات کودک و نوجوان دارند تدریس می‌شود. ولی اگر اختصاصاً بخواهید در رابطه با شعرکودک، نقد و تفسیری از شعر و شاعران کودک ایران داشته باشید این کتاب دوم بنده مناسب‌تر هست که اختصاصاً در مورد شعر کودک است و هنوز به چاپ نرسیده است.

آقای علوی فرد (مجری_کارشناس): هرچند کوتاه بود ولی تا حدودی با زحمات آقای گودرزی آشنا شدیم.

سؤال: وضعیت نشر کودک را در چه سطحی می‌بینید؟

می‌شود در یک نگاه به دو دسته‌ی نشر‌هایی که بصورت کاملاً تخصصی در زمینه‌ی کودک کار می‌کنند و دسته‌ی دیگر نشر‌هایی که ما به آنها نشر بازاری می گوییم کتاب‌هایی در سطح پایین منتشر می‌کنند.  وقتی به فضای جامعه نگاه می‌کنیم در دکه‌های روزنامه‌فروشی یا در کتاب‌فروشی، همان کتاب‌های سطح پایین‌ پررنگ‌تر و برجسته‌تر به نظر می‌آید. نشرهایی که کار تخصصی کودک را جدی گرفتند و کارهای خوبی منتشر می‌کنند و حتی بسیاری از کارهای‌شان ترجمه می‌شود، در نمایشگاه‌های بین‌المللی هم کارهای‌شان به نمایش در‌می‌آید و روی ویترین می‌رود، معمولاً کتاب بازاری چاپ نمی‌کنند.

در کلاس‌ها و ارتباطاتی که معمولاً با خانواده‌ها دارم این سؤال مطرح است که چطور کتاب ناب کودک پیدا کنیم؟ ادبیات ناب و شعرناب را که نمی‌شناسیم. چکار کنیم که کتاب بازاری برای بچه‌های‌مان تهیه نکنیم؟ یک راه خوب نشان‌شان می‌دهم. من در کیف‌ام، در موبایل یا ایمیل‌ام همیشه لیستی از شاعران و نویسندگان ناب نویس، دارم و یک لیستی از ناشرانی که کتاب ناب کودک چاپ می‌کنند. به آن‌ها می‌گویم دو راه بیشتر نداریم یا باید ادبیات کودک را بشناسیم که کتاب بازاری نخریم و نخوانیم و چون این کار خیلی سخت‌است و تعداد کمی هستند که این‌را تشخیص می‌دهند برای آحاد جامعه دو تا راه میان‌بر است: ۱_نویسندگان و ناب نویسان کودک و نوجوان را بشناسند. شاید روی‌هم می‌شود ۵۰ اسم؛ یا می‌توان نشر‌های خوب کودک را بشناسند که می‌شوند ۲۵ تا ۳۰ اسم. مطمئناً این‌ نشر‌ها کتاب‌بازاری چاپ نمی‌کنند. بنابراین در هر دو‌حوزه چه آن‌هایی که کتاب بازاری چاپ می‌کنند و چه آن‌هایی که کتاب ناب تولید‌ می‌کنند فعال‌اند. در نمایشگاه کتاب تهران که می‌روی؛ هشت تا ده نشر بازاری با لعاب خاص می‌بینید که در مقابل‌اش یک نشر ناب‌نویس وجود دارد. معمولاَ در این سال‌ها سطح انتخاب خانواده‌ها بالاتر رفته است. انگار که خود خانواده‌ها نشر‌هایی را پیدا کردند که سعی می‌کنند از آنها خرید کنند. همیشه هم یک سؤالی مطرح است که اگر واقعاً کتاب‌های بازاری مخرب است برای بچه‌ها، چرا ارشاد به آنها مجوز می‌دهد؟ این هم سؤالی است که همیشه مطرح است و یکی از جواب‌هایش به لحاظ فنی این است که ارشاد ممیزی‌اش بیشتر ممیزی محتوایی است و به ناشر نقد فنی نمی‌کند.

آقای علوی فرد (مجری_کارشناس): اولین پیامبر در میان باغ ما آب وخاک و دانه بود / دومین پیامبر درمیان باغ ما حضرت جوانه‌بود /  آخرین پیامبر در میان باغ ما فکر می‌کنید کیست؟ / آخرین پیامبر در میان باغ ما یک گل محمدی است» این شعر از آقای بکتاش بود.

در دین‌ما به این شکل است که پیامبران گذشته، زمینه را برای پیامبر خاتم مهیا کردند. برای رشد کردن یک گل محمدی، نیاز به آب و خاک و جوانه زدن هست. درواقع این شعر به زیبایی بحث نبوت را بیان‌کرده‌است.

جناب آقای گودرزی از نمونه شعر‌های موفقی که در این زمینه وجود دارد برای ما بخوانید؟

جناب‌ آقای گودرزی دهریزی: نمونه‌ی شعر موفق زیاد داریم؛ از آقایان علوی فرد، متقی و پوربها. شعری دارند به نام درخت خانه‌ی ما که در کانون چاپ شده‌است. جزو شعر‌های ناب است. دو سه تا از این شعر‌ها در زبان بچه‌ها رسوب کرده است. یک شعر طنز خردسال که بسیار هم زیباست متعلق به آقای متقی است. البته این شعر‌را با اجازه‌ی ایشان تغییر داده‌ام. آن‌طور که ایشان نوشته‌اند نمی‌خوانم شاید هم بعد‌ها خود ایشان به این نتیجه برسند که این شکل خواندن بهتر باشد:

«بابای من تاس است

یعنی ندارد مو

اما به جای مو دارد سه تا ابرو

یک ابروی بابا بالای چشم چپ

یک ابروی بابا بالای چشم راست

آن ابروی دیگر روی لب باباست»

که خیلی ذهنیت خردسالانه‌ای به یک آدم کچل و سیبیلو می‌دهد؛ دقیقاً کودکانه یا آقای کشاورز شعری‌ دارد به اسم پیوند؛ که نگاه تمثیلی زیبایی دارد، می‌گوید:

«من عروسی کرده‌ام

گرچه هستم پرتقال

خانم نارنج شد

همسرم از پارسال

توی باغ دیگری

خانم من خانه داشت

دست او را باغبان

توی دست من گذاشت

جشن عقد ما دو تا

سبز بود و با شکوه

داشت می‌آمد بهار

نم‌نمک از پشت کوه

راستی تاریخ عقد

آخر اسفند بود

چون درست آن‌روز‌ها

موقع پیوند بود»

این هم دونمونه از شعر‌ها. شعری هم از خودم می‌خوانم که شعر طنز نوجوان است به‌اسم «خر». سه ماه بعد از سرودن این شعر سردبیر مجله‌ی کودک و نوجوان تماس گرفت و گفت: «آقا! این خرتان را به ما می‌دهید؟» برای یک لحظه جا خوردم تا متوجه‌شدم اشاره به همین شعر کردند.

‌«چرا خر پیش مردم ندارد احترامی؟

کسی حیوان ندیده به این خوبی و رامی

به‌جز خدمت به مردم نکرده کار دیگر

در این دنیا ندیدم کسی ساکت‌تر از خر

نه نااهلی نه کینه نه آزار و اذیت

خوشم می‌آید اصلاً از‌این فهم و خریت

کسی که بد بگوید به این حیوان کم‌رو

از این بی احترامی خجالت می‌کشد او»

آقای علوی فرد (مجری_کارشناس): حاضران خواسته‌اند که تلگرام یا ایمیل خودتان را بدهید و معرفی ناشران را داشته باشید.

جناب آقای گودرزی دهریزی: چشم. البته عضو خوبی برای تلگرام نیستم. حداقل آقای متقی ده بار بنده را عضو کرده‌اند و در آخر ناامید شدند. در این فضاهای وقت‌گیر نیستم.

آقای علوی فرد (مجری_کارشناس): هر‌جاکه باشه حرم خونه‌ی یک امامه

پر ازدعا و شادی است

پر از گل سلامه

داریم می‌ریم مهمونی

مهمونی‌مون مشهده

مهمون یک امامیم

پشت‌بومش گنبده

گنبد و گل‌دسته‌هاش

دست و سر آدمه

داره چیکار می‌کنه؟

دعا برای همه»

 سؤال: ما در واقعه‌ی عاشورا از تمام طیف‌ها داریم. به نظر شما برای تمامی این طیف‌ها و سنین می‌شود شعر عاشورایی کار کرد؟

جناب آقای گودرزی دهریزی: جواب خوبی آقای علوی دادند در مورد موضوعات شعرکودک. پیشتر ها یکسری مضامینی را انتخاب می‌کردند و بعد مناسب‌ها را از نامناسب‌ها برای کودک جدا می‌کردند. برای نمونه آقای محمود کیانوش در کتاب شعر‌کودکش که در دهه‌ی چهل نوشته در یک بخش مضامین مناسب برای کودکان را فهرست کرده‌است. اما الآن اعتقاد بر این است که هر موضوعی را می‌شود برای کودک کار کرد به شرطی که ما بتوانیم آن موضوع را در درجه‌ی اول عینی و مناسب برای کودک کنیم و قالب مناسب برایش پیدا کنیم؛ حتی برای گروه‌های سنی کوچک‌تر، حتی موضوع مرگ که طرح کردن آن برای خیلی‌ها ناراحت کننده‌است؛ گاهی می‌شود از این مضامین هم کار‌های خوبی تولید کرد. شاید یکی از نمونه‌های خوبش داستان «راکن پیر» نوشته‌ی خانم «کلر جوبرت» _یک خانم فرانسوی مسلمان که در ایران هم زندگی می کند_ باشد که در کانون پرورش فکری چاپ شده است. در این داستان شخصیت اصلی داستان می‌میرد با اینکه خیلی از بچه‌ها با خواندن داستان به آن وابسته می شوند؛ با این‌حال مرگ را طوری مطرح می‌کند که امید در دل کودک باقی می‌ماند و مرگ را زیبا می‌بیند. در مورد عاشورا هم با این دیدگاه که هر موضوعی اگر برای کودک مناسب شود قابل نوشتن برای کودک است؛ بخصوص که در مورد عاشورا شخصیت‌های‌کودک داشتیم. یک نمونه کاری مرحوم «قیصر امین‌پور» دارد به‌نام «ظهر روز دهم»؛ منظومه‌ای است که داستان یکی از کودکان کربلا را مطرح می‌کند. این کودک بین هفتاد و دو تن نامش مشخص نیست و جزو گمنام‌هاست؛ جالب اینکه این کودک طبق رسم عرب که برای مبارزه رجز می‌خواندند و در آن، اسم پدر و اجداد‌شان را می‌گفتند دقیقاً خودش را به سپاه دشمن معرفی نمی‌کند. می‌گوید: «من کسی هستم که مولایم امام حسین (ع) است.» به این شکل خودش را معرفی می‌کند. قیصر امین‌پور از این سوژه‌ی قشنگی درست کرده و منظومه‌ای سروده که تأثیرگذار است هرچند که بُعد داستانی این منظومه ضعیف است اما بعد شاعرانه‌اش قوی است. حتی شاید نشود به آن نام منظومه را اتلاق کرد و شعر بلند بهتر باشد؛ با این وجود نوجوانان به‌خوبی با این سنخیت پیدا می‌کنند.

کسان دیگری هم بودند از شاعران که کار‌های خوبی کردند. کارهای خوبی را از آقای «سید سعید هاشمی» دیدم که مضمون عاشورایی داشته و کار بدی هم نبوده و در کل فکر نمی‌کنم محدودیتی وجود ‌داشته باشد.

آقای علوی‌فرد (مجری_کارشناس): استاد «پوربها» منظومه ای دارند به‌نام «امام گل‌ها» که منظومه‌ی خوبی است. شعر دیگری هم دارند که در ارتباط با مرگ است که جزو کارهای خوب است.

شعر کوتاه طنزی می‌خوانم:

«درخت ما بیچاره کچل شده دوباره

مثل بابام رو سرش یه‌دونه مو نداره

موهای اون در میاد وقتی هوا بهاره

توی بهار بابا هم کاشکی مو دربیاره»

کار ادبیات کودک و نوجوان در ظاهر ساده به نظر می‌رسد ولی در واقع کار سختی است. ناشران کودک باید بدانند که بحث اقتصادی می‌تواند هدف خوبی باشد اما نمی‌تواند خروجی خوبی برای کودکان داشته باشد و این‌که با این نگاه هر اثری را بخواهیم برای کودکان انتشار دهیم. در موضوع نشر سه ضلع داریم به نام مسئولین فرهنگی، ناشران و نویسندگان و شاعران. این سه ضلع در اصل از هم جدا افتاده و به هم وصل نشده‌اند که اگر این سه ضلع به هم وصل شوند اتفاقات خوبی خواهد افتاد؛ همان زمانی‌که همه‌ی ما روی مدار مبانی علمی و نظری کودک حرکت کنیم نه بر مبنای سلیقه‌ای و حسی و مسائل زودگذر.

آقای علوی فرد (مجری_کارشناس): استاد گودرزی لطف کنید و شعر مربوط به خدای‌تان را بخوانید و بفرمایید یک نویسنده چگونه می‌تواند کار خودش را ارزیابی کند که مناسب کودک هست یا نه؟

جناب آقای گودرزی دهریزی: این سؤال بسیار فنی است. دو دیدگاه جهانی در مورد نویسندگی وجود‌دارد. _هر نویسنده باید به جای دو آدم باشد و نباید یک نویسنده وقتی اثری را می‌نویسد به هیچ صنعت و قانون ویرایشی فکر کند؛ تا اثر خلق شود. وقتی خلق شد این نویسنده کاملاً کنار برود و تبدیل شود به یک ویراستار. شروع کند اثر خودش را بار‌ها ویرایش کند. _یک دیدگاه دیگر هم وجوددارد با همین مضمون که یک نویسنده دو نیم‌کره دارد یک نیم‌کره‌ی راست و یک نیم‌کره‌ی چپ. نیم کره‌ی راست، نیم‌کره‌ی نویسنده است و وقتی اثر را نوشت باید نیم‌کره‌ی چپش که یک ویراستار است بیاید وسط در عین حال هم باید یک ویراستار سخت‌گیر و جزئی نگر باشد که از هیچ چیز نگذرد. تا می‌تواند اثرش را حذف کند، تا می‌تواند به‌آن اضافه کند، تا می‌تواند نقطه بگذارد و نقطه کم کند. می‌گویند نوشتن یک بار اتفاق می‌افتد و بازنویسی بار‌ها اتفاق می‌افتد. بعضی از نویسنده‌های جهانی می‌گویند که: «نویسندگی چیزی نیست جز بازنویسی.» نود‌ درصد نویسندگانی که هیچ وقت در نوشتن موفق نشدند متوجه نشدند که نویسندگی یعنی بازنویسی یا می‌گویند که نویسنده‌های بزرگ باید اولین پیش‌نویس‌های‌شان مخفی بماند چراکه اگر روزی به پیش نویس‌های‌شان دسترسی پیدا شود امکان دارد تا چه اندازه از چشم مردم بیفتند. کتابی است به نام «داستان نویسی» که به زبان طنز نوشته‌شده‌است. خود نویسنده در این کتاب چنین می‌گوید «دفعه‌ی اول هرچه به ذهنت رسید روی کاغذ بیاور و به هیچ‌چیز فکر نکن. گازش را بگیر در جاده‌ی آسفالته تا می‌توانی بران حتی اگر عابری هم جلویت آمد آن را زیر کن مشکلی ندارد؛ ماشینت بیمه دارد؛ بیمه پول خونش را می‌دهد. وقتی نوشته‌ات تمام شد برگرد و مزخرفاتی را که در پیش‌نویس نوشته‌ای پاک‌کن و یادت باشد دیگران مزخرفات تو را نبینند و این راز را همیشه از خواننده‌های اثرت پنهان کن.» می‌گویند اگر کسی معنای بازنویسی را بفهمد یک نویسنده می‌شود و اولین ویراستار اثر هرکس خود نویسنده‌است.

شعری هم در آخر می‌خوانم که به زبان ساده در مورد خدا با ذهنیت کودکانه است:

«خاله‌بازی می‌کنم با خدای مهربان

من میان خانه‌ام او میان آسمان

خنده‌رو و مهربان می‌شود مهمان من

زیر خنده می‌زند مثل بابا جان من

آمده در خانه‌ام تا بپرسد حال من

یک عروسک مال او یک عروسک مال من

باز مامان می‌رسد می‌کند او قیل و قال

می‌رود مهمان من در می‌آیم از خیال»

شعری از خانم «مریم هاشم‌پور» در زمینه ‌آیینی می‌خوانم:

«خیلی برایم جالب است

این گندم زیبا و زرد

از روی خطش می‌توان آن را به دقت نصف کرد

نصفش برای مورچه نصف‌اش برای یاکریم

شاید خدا می‌خواسته یک دانه را قسمت کنیم

خطّ خدا این شکلی است به‌به چه خط جالبی

پس بی‌خودی پیدا نشد خط‌های روی طالبی»

 

 

 

 بسم الله الرّحمن الرّحیم

آقای سبحانی‌نسب: نشستی با حضور فعال حوزه‌ی بین‌الملل، جناب آقای فلاح پیرامون بایسته‌های نشر بین‌الملل خواهیم داشت. لازم است که مختصّات نشر بین‌الملل را مورد ارزیابی قرار دهیم مخصوصاً  در حوزه‌ی کودک و نوجوان.

ابتدا از جناب آقای فلاح می‌خواهم که خودشان را معرّفی کنند و مقدّماتی را بفرمایند.

آقای فلاح: خیلی خوشحالم که فرصتی پیش آمد در نمایشگاه کتاب قم در رابطه با نشر بین‌الملل و اقتضائاتی که باید صورت بگیرد صحبت کنم. امیدوارم به نحو احسن بتوانم تجربیات و نکاتی که در حوزه‌ی نشر بین‌الملل بدست آورده‌ام را انتقال دهم تا مورد استفاده‌ی دوستان قرار بگیرد.

بیش از دوسال است که ما در نشر کودک و انتشار کتاب‌ها به زبان اسپانیایی کار کرده ایم و بحمد‌الله طبق ارزیابی‌ای که داشتیم و برنامه‌ای که نوشتیم جلوتر از برنامه قرار داریم. ما در انتشارات بین‌المللی فانوس دریایی، در عرصه‌ی کودک و نوجوان فعال هستیم و شاید جزو معدود انتشارات‌هایی هستیم که موفق شدیم در بسیاری از کشور‌ها بصورت رسمی ثبت شویم و مجوز فعالیت بگیریم. هدفی داریم که در ایران طراحی کردیم و نسبت به حوزه، قم و مباحث دینی است. ما در مکزیک مجوز نشر گرفتیم و کتاب چاپ کردیم. در برزیل هم به همین شکل (البته قبلاً در برزیل کار منتشر کرده ‌بودیم) الان به ثبت رسمی رسیدیم و کارهای نشر دوره‌ی جدید‌مان را آغاز کردیم. در اروگوئه هم جزو اولین کشور‌هایی بودیم که ورود پیدا کردیم. امشب بحث ضرورت ورود در عرصه‌ی بین‌الملل را عرض می‌کنم. حدود بیست نکته است که از زاویه‌ی دید ناشرین، تصویرگران، مدیران ‌هنری، نویسندگان و فعالین در این ‌‌زمینه تنظیم کرده‌ام نه از دید افراد عمومی که هیچ‌گونه زاویه‌ی دیدی نسبت به موضوع نشر ندارند.

در مورد ضرورت ورود به عرصه‌ی بین‌الملل وقتی بین ناشرها صحبت می‌کنیم رویکرد به ‌این شکل است که کپی رایتی را بفروشیم و گزارش دهیم که ما در سال مثلاً پنج تا کپی‌رایت را قرار‌داد بستیم یا در نمایشگاه بولونیا حضور پیدا‌ کردیم که می‌شود اوج موفقیت یک ناشر که در ظاهر در حوزه‌ی بین‌الملل حضور پیدا کرده‌ است. غیر از آن رویکرد خاصّی نخواهد داشت. در حال حاضر اوج موفّقیت ناشرین به میزان بالای فروش کپی‌رایت به ناشرین خارجی است. برخی ناشر‌ها گاهی به این مرحله هم نمی‌رسند. برای ‌مثال در سایت‌های‌شان می نویسند که با نمایندگانِ چند کشور خارجی مذاکره کرده‌ایم. صحبتی با آقای سبحانی‌نسب داشتیم در مورد نشر دینی کودک بر‌این اساس که آن رسوب دینی که در قم یا در حوزه‌ی علمیه وجود دارد در حوزه‌ی بین‌الملل هم اتّفاق بیفتد. این امر قطعاً با خروج کپی‌رایت تکمیل نمی‌شود و بخش ناقصی است که با فروش کپی‌رایت تأمین نخواهد شد.

نکته‌ی دیگر در مورد مسئولین حوزه‌ی نشر و یا مؤسسات بزرگی است که از این گروه‌ها حمایت می کنند. این‌ها بر‌این‌باورند که ما به حدی در داخل مشکل داریم که نیازی به سرمایه‌گذاری خارجی نخواهیم داشت و اگر بتوانیم نیاز‌های داخلی را تأمین کنیم خودش موفقیت بزرگی‌است. پاسخ این فکر در جهان واضح و روشن است. دیگر هیچ کشوری نه در حوزه‌های نظامی، اقتصادی، سیاسی تنها در چهارچوب‌های خودش فکر نمی‌کند و برای فراتر از مرز‌ها برنامه‌ریزی می‌کند. ماوقتی به‌عنوان قطب فرهنگی تشیع در حوزه‌ی علمیه‌ی قم برای چاپ و نشر‌مان برنامه‌ریزی و فکر می‌کنیم قطعاً باید اقصی‌‌نقاط کشور را تحت پوشش قرار دهیم و بتوانیم برنامه‌ریزی کنیم و به موفقیت برسیم.

زمانی، رفته بودم به ساختمان مجازی المصطفی. داخل این ساختمان بسیار شکیل و جذاب است. به دوستان انتقاد کردم که چه‌دلیلی دارد برای دانشگاهی که بیشترین عملکردش در فضای مجازی‌است چنین هزینه ای بشود. نیاز‌های این‌جا را می شود با یک ساختمان ساده هم تأمین کرد. جواب‌شان تأمل برانگیز بود. گفتند که ساختمان را به ما هدیه داده‌اند. گویا شخصی از کویت آمده و بر اساس روایتی که در آخر الزمان علوم از قم به سایر نقاط صادر می‌شود این سرمایه گذاری را کرده‌است. نه تنها این شخص بلکه دیگرانی هم که در بیرون هستند با این نگاه به قم نگاه می‌کنند. یعنی اگر کسی از یک کشور اروپایی به قم بیاید انتظار ندارد که از قم به عنوان سوغات، سوهان ببرد. آن‌چیزی که از قم متوقع هستند نشر فرهنگ اسلامی است؛ یعنی اگر در هفتادو تن قم، بزرگترین کتابفروشی خاورمیانه را ایجادکنیم تازه به این هدف و ظرفیت و نیاز پاسخ داده‌ایم. قم در ماه دو میلیون زائر دارد، که بخشی از زائرها خارجی هستند. بر اساس تحقیقات میدانی که صورت گرفته عرض می‌کنم که تمامی‌کشوها به‌دنبال کتاب‌های کودک و نوجوان ما هستند چرا‌‌که ما را در این‌زمینه بهترین می‌دانند. تصور کنید که گروهی از واتیکان آمده و می‌خواهند بدانند شیعه در زمینه‌ی کودک چه کرده و چه محصولی دارد. در عوض ما فقط آن‌ها را می‌بریم و ساختمان نشان‌شان می‌دهیم. در حال حاضر پاپ هر هفته، با قلم خودش یک کتاب کودک منتشر می‌کند؛ به اسم خودش. در بعضی از کشور‌ها این کتاب با روزنامه‌ها بصورت رایگان منتشر می‌شود. در بعضی دیگر از کشو‌رها کپنی وجود‌ دارد که برگه‌ای از آن را کنده و با تخفیف، کتاب را خریداری می‌کنند. این‌ها کار‌هایی است که دیگر کشور‌ها ، با جدیت برایش کار می‌کنند. ‌حالا از قم این توقع وجود ‌دارد که نیاز‌های عرصه‌ی بین‌الملل را پاسخ دهد.

با خودم فکر می کردم در برپایی این نمایشگاه (نمایشگاه کتاب استانی قم) چقدر نوع نگاه و غرفه‌چینی ما جذابیت داشته تا بتواند ناشران بین‌المللی را به اینجا بکشد، کتاب بگیرند و برای انتشار ببرند. اصلاً چنین نگاهی داریم؟ به این فکر می کنیم یا نهایت زاویه‌ی دید ما این است که یک کتابی را که چاپ می‌کنیم؛ بازار فروشش به چه صورت باشد تا در نهایت آبش کنیم، برود. در مورد طراحی‌اش هم تمام سعی‌مان را می‌کنیم که اقتصاد کار را ببینیم و دو تا سه هزار تومان بیشتر در نیاید و بتواند درعرصه‌ی خروج موفق باشد. هیچ‌گاه هم به توقعی که از قم در مورد نشر معارف دینی وجود دارد فکر نمی‌کنیم.

به یکی از کشور‌ها دعوت شده بودم. برنامه‌ای در یکی از شبکه‌های رادیویی بود بنام «یه روزی» مربوط به کودک بود. قرار بود تا در مورد ادبیات کودک و نوجوان و اینکه در نشر کودک و نوجوان چه اتفاقی در حال وقوع است صحبت کنم. یکی از مصاحبه کنندگان گفت که قم هم آمده و تصور خوبی از شیعیان دارد. گویا در مسافرتش به قم سوار یک تاکسی شده و پولی زیاد به راننده تاکسی می‌دهد. تلاش راننده که می‌خواسته باقی پول را پس بدهد متوجه نشده و از ماشین پیاده می‌شود. راننده برای دادن باقی پول این مسافر خارجی دو چهار‌راه را به‌دنبالش می‌دود تا موفق می‌شود باقی پولش را به دستش برساند. یک راننده‌ی تاکسی رفتاری انجام می‌دهد که صدایش آن سر دنیا از یک شبکه‌ی رادیویی بلند می‌شود. پس اگر شما از زمین قم یک آشغال بردارید واکنش دارد و اگر یک آشغال بریزید هم واکنش و بازخورد خواهد داشت. قم فوق‌العاده شهر شکننده‌ای است.

می خواهم حساسیت قم را در نگاه کسانی که خارج از ایران زندگی می‌کنند، ببینید. یک گروه مسیحی آورده‌بودیم قم که با فضای اسلامی آشنای‌شان کنیم. این‌ها اصلاً مسلمان نبودند و حجاب هم نداشتند. بالاخره با تلاش چیزی سر این‌ها کردیم و در خیابان ارم شروع کردند به حرکت‌کردن. هر‌کس به ما رسید فحش‌داد. خیلی ترسیده بودند. پلیس آمد، نیروی انتظامی و سپاه هم. انگار تمام شهر بسیج شده بودند برای این‌که حجاب این‌ها را در خیابان ارم درست کنند. این عکس‌العمل بسیار بد بود و نشان میداد که قم هنوز این آمادگی را پیدا نکرده که مسیحیان را بپذیرد. حتی قم هنوز آمادگی پیدا نکرده که توریست‌ها را بپذیرد و در یک سیر خاصی هدایت‌شان کند و مراقب باشد تا برخورد بد با آنها نشود. دقیقاً همان برخوردی که با یک شهروند قمی به‌خاط داشتن حجابش می‌شود اینجا با بی‌حجاب‌ها می‌شود، بدون در نظر گرفتن شرایطش. این‌ها نشان می‌دهد که نگاهی که به قم هست دارای وضعیت خاصی است که باید برایش برنامه‌ریزی شود؛ این بحث در حوزه‌ی نشر، جدی است و در بحث کودک و نوجوان هم ویژه‌تر است.

گروه‌های مسیحی، مخصوصاً مسیحیت تبشیری برنامه‌ی ویژه‌ای شروع کردند در عرصه‌ی کودک و نوجوان. اگر به کلیساها بروید (مخصوصاً در خارج از کشور) برای این مقطع سنی و بطور ویژه برای کودک و نوجوانان ایرانی مقیم خارج از کشور  برنامه‌ی ویژه‌ای دارند؛ حلقه‌ای را تشکیل داده‌اند تا نوجوان و کودک ایرانی به آرامی جذب تفکرات آنها شود و بر پایه‌ی عقاید اسلامی و انقلابی خودش باقی نماند. این مسأله وجود دارد و بر‌روی آن در حال سرمایه‌گذاری هستند با زدن سایت و چاپ کتاب. هیچ کلیسای مورمونهایی را نخواهی دید که بخش کودک و نوجوان نداشته باشد. این توقع و این انتظار از ما هم هست.

به آقای سبحانی‌نسب می‌گفتم اگر حضور در نمایشگاه‌های خارجی را تعطیل کنید و تمام قم را بسیج کنید؛ تا نیاز‌های مراکزاسلامی کشور‌های دیگر را تأمین کنید نخواهید توانست. اگر روی بخش کودک و نوجوان مراکز اسلامی در دیگر کشور‌ها تمرکز کنید آنقدر نیاز، شدید است که به انتشارات بیشتر و امکانات بیشتر نیاز‌خواهید داشت. هم درش پول هست و هم کار.

در کشوری مثل نیجریه که ده تا پانزده میلیون شیعه دارند؛ چه ‌تعداد کودک و نوجوان دارند؛ چه‌میزان حوزه‌ی علمیه، برای کودک و نوجوان مسلمانِ نیجریه برنامه‌ریزی کرده است؟ اگر اقتصادی هم بخواهیم فکر کنیم لازم است که برایش برنامه داشته‌باشیم. اگر به دنبال اقتصاد باشیم هم راهش همین است؛ چون مراکز اسلامی در خارج از کشور خوب پول می‌دهند. در مورد کشور‌های اروپایی، آسیایی، آمریکایی، چین و هند هم همین‌طور است.

در حال حاضر چین به ایران می‌آید کتاب‌های کودک و نوجوان را می‌خرد و در کشور خودش ترجمه می‌کند و به کشور‌های دیگر می‌فروشد. به همین‌خاطر پیش می‌آید که وقتی به کشوری مثل مکزیک می‌روید، کتابی را با نام ناشر چینی و نویسنده و تصویرگر ایرانی ببینید در حالیکه بسیاری از این کتاب‌ها در ایران هم چاپ نشده‌اند. برای مثال سرچ کنید «عرفان مجیب»؛ متوجه می‌شوید چه تعداد کتاب در خارج از ایران دارد و چه تعداد در داخل ایران. اصلاً خیلی از کتاب‌هایش در ایران به چاپ نرسیده است.

«سید علی شجاعی» پسر «سید مهدی شجاعی» کتابی که در حال نوشتن است را یک ناشر آلمانی به تمام زبان‌ها خریده و منِ ناشر ایرانی اگر بخواهم این کتاب را خریداری کنم باید آن را از ناشر آلمانی‌اش خریداری کنم. کتابی دیگر، کتاب کمک‌آموزشی آلمانی به‌نام «احتیاط! خطر حمله‌ی موش‌ها» نویسنده‌اش ایرانی ‌است. این‌ها نشان می‌دهند که این سرمایه وجود دارد و نیازش هم هست؛ اما نه فکر داریم، نه برنامه‌ریزی می‌کنیم  و نه اساساً می‌خواهیم. اوج فکر ما این است که با همین شرایط کار را اداره کنیم. البته این را هم قبول دارم که یک ناشر به تنهایی نمی‌تواند به تمام این حوزه‌ها فکر کند. باید هم‌افزایی صورت بگیرد. حرف من این است که آن‌چیزی که باعث می‌شود ناشران در قم و یا حوزه‌ی علمیه به ضرورت حوزه‌ی بین‌الملل توجه کنند برمبنای مسئولیت، تعهد و وظیفه است. این سه عامل است که باعث می‌شود یک ناشر قمی واجب بداند که فکر کند به این مسأله. کار یک فرد هم نیست. نه کار نشر جمال است به تنهایی و نه کار نشر براق. باید با کمک یک تشکّل هم‌افزایی داشته باشند و ورود پیدا کنند، مطمئن باشید اقتصاد هم همراهش هست.

سه، چهار ماه قبل به برزیل سفری داشتم برای این منظور که ظرفیت‌های کار را در آن‌جا بررسی کنم. برزیل ۲۵۰ میلیون جمعیت دارد که حدود ۶۰ میلیون آن کودک و نوجوان‌اند؛ این یعنی بازار. حداقل ۱۰ میلیون عرب دارد که مسلمان‌اند و آن‌جا زندگی می‌کنند. انتخابات ریاست جمهوری لبنان نتیجه اش در برزیل مشخص می‌شود. بعضی از این خانواده‌ها خواهش می‌کردند که کتابی ساده در رابطه با ائمه (ع) بیاورید، ما از روی آن کپی می‌کنیم و بین بچه‌هایمان تقسیم می‌کنیم. سائوپائولو که حدود ۲۵ میلیون جمعیت دارد؛ پنج، شش مدرسه‌ی اسلامی دارد که هیچ گونه محتوای اسلامی ندارند. توقعی که از قم است فقط در حد پاساژ قدس و خیابان ارم و نمایشگاه کتاب تهران نیست. نگاه به قم، نگاهی ویژه است. الحمد الله ظرفیتش هم وجود دارد.

آقای رسول جعفری کتابی دارد در رابطه با نهاد‌های سیاسی- مذهبی از سال ۱۳۲۰ تا انقلاب اسلامی. در این کتاب می‌بینید در سال ۱۳۲۰ یک معلم در شیراز تشکلی ایجاد می‌کند به نام انجمن انقلاب اسلامی. با این‌که پول نداشته، نشریه می زند و کتاب هم چاپ می‌کند. من مطالعه می‌کردم که چطور ۱۵ هزار عضو در سراسر کشور جذب می‌کند. از آن‌ها ماهیانه کمک می‌گرفته و کارتبلیغ دین را انجام می‌داده است. در اساس‌نامه‌اش هم که دقت ‌کنید در رابطه با نشر بین‌الملل هم برنامه داشته است. یک معلم ساده، در سال ۱۳۲۰ که نه دولت اسلامی بوده و نه پولی به این‌دست کارها اختصاص می‌یافته.

آقای سبحانی‌نسب: سوالی که مشخصاً دارم این است که در مورد موفقیت‌هایی که در زمینه ی بین‌الملل دارید بفرمایید و حسی که در آمریکای لاتین نسبت به کتاب‌های دینی دارند به چه گونه است؟ اصلاً استقبال از کار‌های ناشران ایرانی وجود دارد؟

-آقای فرهاد فلاح: یکی از مشکلاتی که ما ایرانی‌ها داریم بخصوص در حوزه‌ی کودک این است که کتاب شناس نیستیم. کتاب های بسیار خوبی در ایران وجود دارد که متأسفانه شناخته نشده و به بچه‌ها هم معرفی نمی‌شود ولی وقتی همین کتاب ها بیرون از ایران عرضه می‌شوند گل می کنند و بعد تازه ناشرین داخلی به سمت شان می‌روند. تا الآن ۷۵ عنوان کتاب کودک ایرانی را در آمریکای لاتین منتشر کرده‌ایم؛ تقریباً در همه‌ی نمایشگاه‌های بین‌المللی هم عرضه شده است. اوّلین کتاب ایرانی که در آمریکای لاتین ورود پیدا کرد متعلّق به یک دختر قمی بود؛ که هم نویسنده بود و هم تصویرگر. هنوز، فارسی این کتاب در ایران چاپ نشده است یا از تمام نویسنده‌های ایرانی نویسنده‌ای که بیشترین کتاب از او منتشر شده، یک روحانی‌ است از حوزه‌ی علمیه ی قم به‌نام «غلام‌رضا حیدری ابهری.» هیچ نویسنده‌ی ایرانی تا به‌حال به رکورد ایشان نرسیده. به‌خاطر اینکه نوع قلم و نوع بیان ایشان‌، بیانی است که هم برای مسیحی جذاب است و هم نیاز غیر مسلمان را تأمین می کند و هم نیاز شیعه و سنی را. این اثر یک روحانیِ حوزه‌ی علمیه‌ی قم است. پس آن چیزی که ما داریم قابل عرضه و دفاع است اما ما خودمان این‌ها را نمی‌شناسیم. برای مثال کتاب ایشان که در نمایشگاه کوبا عرضه شد مسیحیان برای خریدش صف می‌ایستادند. حالا اگر شما از همین بازدیدکنندگانی که می‌آیند بپرسید هیچ‌کدام از این دست کتابها را نمی‌شناسند. ما سرمایه‌های بسیار خوبی داریم. خانم «مهرانه‌ی جندقی» یک تصویرگر و نویسنده‌ی قمی‌است و اولین کسی است که کتابش ترجمه شده و وارد آمریکای لاتین شده در حالیکه که کتابش هنوز در قم منتشر نشده است. یک نویسنده‌ی کرمانشاهی کتابی دارد به‌نام «یخی که عاشق خورشید شد» تا حالا چهار یا پنج بار در آمریکای لاتین تجدید چاپ شده، در مکزیک چاپ شده و در برزیل هم به زبان پرتقالی برگردان شده است. بعد از این همه اتّفاقات، تازه چاپ مجدّدش در ایران می‌خورَد. مهم، شناخت آثار و ظرفیت‌های خودمان است. یکی از مشکلاتی که داشتیم در این کشور‌ها این بود که خانم‌های مسن می‌آمدند در غرفه‌ی ما و این کتاب را می‌خواندند و گریه می‌کردند. این اثر، یک کتاب کودک و نوجوان ایرانی‌ است.

خانواده‌هایی که آن‌جا هستند و زندگی می کنند آنقدر خزعولات به خوردشان داده شده که وقتی یک کتاب سالم به دست‌شان می‌رسد با اشتیاق به سراغش می‌روند.

کتابی هست به‌نام «بزرگ‌ترین دختر عالم» نوشته‌ی «سید‌مهدی شجاعی» و تصویرگری خانم «مائده تذهیبی». مسیحیان به دنبال این کتاب می‌آمدند. ما می‌گفتیم این کتاب در رابطه با حضرت رقیه (س ) و غمگین است. جواب می‌دادند که تصویرگری‌اش بی‌نظیر است.

در کشور‌های دیگر بسیار به تصویرگری ایرانی علاقمندند. اگر بخواهیم در عرصه‌ی بین‌الملل وارد شویم باید کار جدی در زمینه‌ی تصویرگری انجام دهیم.

باید در تصویرگری مذهبی در بخش کودک و نوجوان این پوسته‌ی فعلی را بشکافیم و وارد تکنیک‌های جدیدی بشویم. دوره‌ی اینکه که عکس امام را بیندازید و با انداختن نوری به معرفی اهل‌بیت بپردازید، گذشته است. باید در این حوزه قدری نظریه پردازی شود و اساتید فن دعوت شوند، کارگاه برگزار شود تا بتوانیم جهشی جدی در عرصه‌ی تصویرگری ایجاد کنیم. اگر قرار است به زمینه‌ی کار مذهبی کودک وارد شویم باید از همه‌ی  تکنیک های روز دنیا استفاده کنیم.

برای مثال اتفاقی که می‌افتد در زمینه‌ی کتاب سازی این است که نویسنده چیزی را می‌نویسد؛ بعد از آن تصویرگر روی آن کار می‌کند؛ در آخر هم مدیر‌هنری صفحه‌بندی می‌کند و می‌رود برای چاپ.

هیچ کدام از این قسمت‌ها با هم هماهنگ نیستند. وقتش رسیده که میز‌هایی در انتشارات‌ها قرار بگیرد که همه‌ی دست‌اندرکاران دور هم بنشینند و کتاب را تولید کنند. یعنی نویسنده کنار تصویرگر باشد؛ تصویرگر کنار مدیر‌هنری باشد و مدیرهنری هم در کنار ناشر.

بعضی از کتاب‌های لاتین را که به چاپ خانه های قم می‌دادیم از راست به چپ برای ما صحافی می‌کردند در حالیکه کتاب های لاتین از چپ به راست است. تا این اندازه عدم آشنایی وجود دارد. باید به دنبال شکل دادن به کتاب‌سازی زنده باشیم نه مثل حالا که نویسنده و تصویرگر همدیگر را ملاقات نمی‌کنند. این‌ها تا با هم حرف نزنند و با هم تعامل نداشته باشند نمی توانند کار ایده‌آلی را ایجاد کنند.

۲۰ نکته در مورد اقتضائات نشر کودک و نوجوان با رویکرد دینی در حوزه ی بین‌الملل:

۱_اگر کسی به عنوان ناشر یا تصویرگر بخواهد در عرصه‌ی بین‌الملل موفق باشد تا نخواهد موفق نخواهد بود. باید بخواهد. نباید منتظر باشد که دری به تخته بخورد و یک ناشر بین‌المللی بیاید و یکی از کتاب‌هایش را بردارد و ببرد. در عین حال باید متوجه باشد که این حوزه سختی دارد و باید سختی‌هایش را با نشاط بپذیرد. در این حوزه نه می‌توانید منتظر دولت باشید و نه منتظر نهاد‌های فرهنگی‌، بلکه باید بسیار جلوتر از این‌ها حرکت کنید. بالعکس وقتی این کار را کردید نهاد‌های دولتی و حکومتی می‌آیند و می‌خواهند از ظرفیت شما استفاده کنند. در این عرصه نه می‌توانید توقع داشته‌باشید و نه می‌توانید منتظر کسی بمانید. اصل کار خواستن و پذیرش سختی‌ها با نشاط است.

۲_توجه و شناخت دقیق نسبت به هدف. نکته‌ای که باید به ناشرین قمی بگویم این است که یک ناشر نمی‌تواند در تمام عرصه‌های بین‌المللی موفق باشد. این یک قاعده‌ی کلی‌ است. باید دو نکته را باهم تلفیق کنیم ۱- حوزه‌ی زبانی ۲- حوزه‌ی جغرافیا. باید حوزه‌ی جغرافیا را پیدا کرد و روی آن تمرکز نمود. کسی به این نتیجه می‌رسد که باید در حوزه‌ی چین و آسیای میانه کار کند یا در حوزه‌کشور‌های آفریقای عربی و سایر کشور‌ها. این‌ها اقتضائات ‌شان و مدل فکر و کاری که باید در ارتباط با آن‌ها داشته ‌باشید با هم متفاوت است. یک ناشر باید حوزه‌ی تخصصی خودش را پیدا کند و روی آن هدف‌گذاری داشته‌باشد. این هدف‌گذاری یکی اینکه باید در سطح کلان اتفاق بیفتد و دیگر اینکه در سطح میدانی و تخصصی. در سطح کلان وظیفه‌ی انجمنی که آقای سبحانی‌نسب دارند این است و در حوزه‌ی علمیه‌ی قم جای این است که یک موضوع‌شناسی جدی در حوزه‌ی کودک اتفاق بیفتد. باید استخراج شود که چه حوزه‌های موضوعی در رابطه با کار کودک وجود دارد. این استخراج یا بر پایه‌ی منابع دینی باید باشد یا از شخصیت‌های دینی؛ به‌هر حال ما یک دائره‌المعارف موضوعی در حوزه‌ی کودک نیاز داریم. این موضوعات مباحث اجتماعی، اعتقادی، معاشرتی، سبک زندگی … را در بر می‌گیرد. جای دائره‌المعارف موضوعات کودک و نوجوان در حوزه‌ی علمیه‌ی قم خالی است.

۳_مکان یابی سنی. مثلاً موضوعی داریم به عنوان سلام، اینکه برای چه رده‌ی سنی باید کار شود یا رده‌ی سنی آموزش نماز چیست؟ روایتی داریم که کسی آمد خدمت امام صادق (ع). امام فرمودند فرزندت نماز می‌خواند؟ جواب داد: پنج سالش است. امام فرمود: از هفت سالگی بگذار نماز بخواند.

۴_بحث رصد موضوعات. باید نگاه کنیم که آیا بعضی از نویسنده‌ها افتخار‌شان این است که ما موضوع سفارش نمی‌دهیم و حریت در کار داریم. این کاملاً اشتباه است. نویسنده باید بداند چه موضوعی نیاز به کار دارد، سفارش بگیرد و تولید کند. گاهی ترافیک موضوعات در جایی زیاد می‌شود، بازار خراب شده و انواع و اقسام کتاب‌ها در یک موضوع است و خانواده‌ها نمی‌دانند کدام یک از کتاب‌ها را بخرند و در مقابل در حوزه‌ای دیگر، اصلاً کتاب خوب وجود ندارد. برای مثال در بحث تقویت چرا‌گویی بین بچه‌ها که در بین‌الملل هم شدیداً مورد نیاز است. در آمریکای لاتین اینکار را می‌کنیم. تقویت چراگویی که بچه از سن سه سالگی به پدیده‌های اطراف توجه کند و جلوی هر پدیده‌ای یک چرا بگذارد. اگر شهامت چراگویی را در بچه‌ها تقویت کردیم، زمانیکه یک بچه‌ی مسیحی رسید به کلیسا و خواست غسل تعمید بکند و اقرار کند به تثلیث بگوید چرا! آنجاست که کار به‌درستی انجام شده است. لازم نیست در مورد تثلیث و توحید کتاب بنویسیم. بذر چیز دیگری را باید بکاریم. این شناسایی موضوعات است و باید نویسنده سفارش بگیرد. یکی از موضوعاتی که در قم اصلاً مطرح نیست بحث خشونت خانگی ‌است. از کشورهای دیگر برای کودک در حوزه‌ی خشونت خانگی کتاب می‌خواهند. در ایران چند تا کتاب در این حوزه کار کردیم؟ تا نیازها را نشناسید و چیز دیگری تولید کنید نمی‌توانید انتظار داشته باشید که کتاب‌تان در لندن چاپ شود. مثلاً پدیده‌ای وجود دارد به نام «مادران تنها.» آشفتگی خانواده، از بین رفتن خانواده، جدایی پدر و مادر‌ها. بچه یا با مادر است یا با پدر و هرکدام این‌ها ازدواج می‌کنند و یک ناپدری یا نامادری می‌آیند و یا می‌شوند مادران تنها. در این حوزه برای بچه‌های‌ شان کتاب می‌خواهند. در حوزه‌ی خشونت خانگی که کتاب بخواهی کتاب «ساره‌ی مهربان» نوشته‌ی «آناهیتا تیموریان» در انتشارات کانون پرورشی به چاپ رسیده‌است.

۵_مورد بعدی راه‌اندازی کرسی‌های نظریه‌پردازی در حوزه‌ی کودک و نوجوان با رویکرد نشر کتاب است که بحث مخاطب شناسی مسلمان و غیرمسلمان و رویکردهایش باید مشخص باشد. یکی از چیز‌هایی که وجود دارد کیفیت عرضه است اینکه با چه مدلی می‌خواهیم کتاب را عرضه کنیم. در قم اگر کار را بیشتر بصورت خشتی می‌زنیم و کاغذ دورنگ یا سه رنگ استفاده می‌کنیم؛ در مورد کار در عرصه‌ی بین‌الملل همه‌ی این‌ها باید دوباره بررسی شود. باید دید اقتضائات آن کشور چیست؟ به چه قطعی در صنعت نشرشان رویکرد دارند؟ تکنیک‌هایی که می‌توان در کتاب به کار برد، کدام است؟ در آرژانتین کتابی تولید کردند که بعد از خواندن، بچه‌ها آن را می‌کاشتند و گل سبز می‌شد یا کتابی چاپ شده که مهلت مطالعه‌ی کتاب دو ماه است اگر خوانده نشود بعد از دو ماه نوشته‌هایش از بین می‌رود. البته کاغذ‌های ایرانی هم همین خاصیت را دارد که بعد یک مدت رنگش از بین می‌رود. برای شما نمونه‌هایی آورده‌ام از انواع کتاب‌های وارداتی به داخل کشور. کتاب آموزش اعداد که نام مترجم هم خورده است. این کتاب، خارجی است اما در داخل ایران چاپ شده. علت وارد کردن این کتاب، تکنیکی است که در این کتاب به‌کار رفته است. باید به کیفیت و نحوه‌ی عرضه و تکنیک‌هایی که درآن بکار می‌بریم هم توجه کنیم. کانون پرورش فکری کتابی منتشر کرده که به همراهش یک قوطی بذر گل است. زمانیکه بچه کتاب را می‌خواند این بذر را هم می‌کارد و با سبزشدن این بذر، پیوند کودک با کتاب شکل می‌گیرد. زمانی بود کتاب صوتی و الکترونیک تولید می‌شد. الان به دنبال نرم افزار‌های ؟؟؟موبایلی که در موبایل و تبلت است و بچه با آن جورچین و پازل درست می‌کند؛ که به نظر من زمان این هم منقضی شده است و دیگر در بین‌الملل جذابیت ندارد.

۶_مورد دیگر بحث «واقعیت افزوده» است. شما به آپارات بروید یا سرچ کنید واقعیت افزوده و کتاب‌هایی که در این حوزه چاپ می‌شود را ببینید. اشکالی که در نرم افزارهای interactive وجود دارد این است که ارتباط بچه با کتاب قطع می‌شود اما در واقعیت افزوده این ارتباط هنوز برقرار است؛ البته این مبحث جای نشست‌های تخصصی دارد.

۷_ناشرها و نویسنده‌ها که می‌خواهند در عرصه‌ی بین‌الملل کار کنند باید به قوانین پیرامون نشر کتاب دقت داشته باشند؛ مخصوصاً کپی‌رایت. مدل تعامل با ناشر‌ها و قرارداد‌هایی که باید با ناشرین خارجی ببندید و حتی قوانین مربوط به حضور در نمایشگاه‌ها؛ نیاز به کارگروه‌ها و کارگاه‌های تخصصی دارد. نوع ورود به کشور عراق با نوع ورود به کشور لبنان با اینکه هردو عرب‌زبان هستند متفاوت است. نظر بنده این است که در قم یک میز مطالعاتی کودک باید شکل بگیرد که در این میز همه‌ی موارد مطرح شده را لازم است بررسی کنند؛ هم حوزه‌های جغرافیایی، هم زبانی و هم قوانین و مقررات.

۸_نکته‌ی دیگر بحث برند‌سازی است. کشور چین بررسی کرده و متوجه شده که در دهه‌های اخیر در سیاست و اقتصاد در دنیا موفق بوده اما در حوزه‌ی فرهنگ توفیقی نداشته‌است. به‌همین‌خاطر در این دو دهه شدیداً برنامه‌ریزی کرده‌اند که در این عرصه هم وارد شوند. یکی از نقاط ضعف چینی‌ها مسأله‌ی برند‌سازی است. تولیدات چین همه‌جا هست اما برند نیست. در حوزه‌ی کودک و نوجوان اگر بخواهیم به بیرون از ایران برویم باید به برند‌سازی فکر کنیم. دو تا برند نیاز داریم. یک برند درباره‌ی ادبیات کودک و نوجوان؛ یک برند هم در رابطه با ادبیات کودک و نوجوانِ دینی. من موافق نیستم که هر نشری برای خودش یک آرم داشته باشد. برای کتاب کودک و نوجوان دینی باید به سراغ یک برند واحد برویم. برای مثال در حوزه‌ی مسیحیت در بخش اسپانیایی زبان انتشاراتی وجود‌ دارد به‌نام «پَاُلینَ» که در ارتباط با خانواده‌های مسیحی کاتولیک زبان، برای گروه سنی کودک و نوجوان فعالیت می‌کند؛ و هر خانواده‌ی کاتولیک زبان در هر کشوری که به کتابی نیازمند باشد حتماً به این انتشارات مراجعه می‌کند. این اتفاق باید در فرهنگ اسلامی- شیعی ما هم بیفتد. اگر دیر اقدام کنیم و امثال وهابی‌ها فرصت را از ما بگیرند؛ آن‌وقت دیگر در موضع ضعف قرار خواهیم‌گرفت. الآن زمانش است. اگر برند‌سازی نکنیم، هزار کتاب هم به کشور‌های دیگر بفرستیم بی‌نتیجه خواهد بود. اگر در تمام دنیا کسی خواست کتاب اسلامی-شیعی تهیه کند باید بداند که به کدام برند و عنوان مراجعه کند.

۹_عرضه‌ی شبکه‌ایِ مدیریت توزیع. بعد از ۳۷ سال پیروزی انقلاب اسلامی هنوز یک سیستم توزیع بین‌المللی کتاب نداریم. چه کسی می‌خواهد کتاب‌های ایرانی را در عرصه‌ی بین‌الملل توزیع کند؟ در حال حاضر مجبوریم به سراغ توزیع کننده‌ی ترک و اروپایی برویم درحالیکه آن‌ها به سلیقه‌ی خودشان این کار را می‌کنند.

۱۰_کودک معیار و کودک تراز ما چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟ اگر بخواهیم کودک مان را به مرتبه‌ای برسانیم که کودک مسلمان به او اتلاق شود، نمود‌ها و ویژگی‌هایش چیست؟

۱۱_نیم نگاهی هم باید به بحث کودک استراتژیک بیندازیم. عده‌ای می‌گویند که ما نمی توانیم در حیطه‌ی آموزش وارد شویم مگر اینکه تعداد معینی از کودکان منتخب را انتخاب کنیم و روی آنها سرمایه‌گذاری خاص انجام دهیم و هزینه‌ای که قرار است روی صد مدرسه اجرا شود برای این کودکان بطور ویژه کار شود به حدی که به آدم تصمیم‌گیر و تصمیم‌سازی در آینده تبدیل شود؛ بتواند در نهاد‌های قدرت حضور پیدا کند یا متفکر و نویسنده‌ی قدرتمندی بشود. پروژه‌ای هم ایران شروع کرده‌است. این‌ها را کد‌وار می‌گویم برای آن‌ها که قصد پیگیری دارند.

۱۲_تصویر‌سازی هم که قبلاً توضیح داده شد.

۱۳_کتابی که در قم به چاپ می‌رسد می‌خواهیم همین کتاب را به زبان‌های انگلیسی و عربی برگردان‌کنیم؛ در‌حالیکه اقتضائات اینها متفاوت است و قلم‌های نوشتاری باید فرق داشته باشد.

۱۴_برگزاری نشست‌های بینش‌افزایی برای کسانی که قرار‌است در عرصه‌ی بین‌الملل فعالیت داشته‌باشند. در سه حوزه دانش‌افزایی، بینش‌افزایی‌، مهارت‌افزایی باید کار‌شود در بین ناشرین، نویسنده‌ها، مدیران‌هنری و تصویرگران.

۱۵_ایجاد اتحادیه‌ای متشکل از تعدادی از ناشران فعال برای حضور قدرتمند در حیطه‌ی بین‌الملل.

۱۶_تشکیل آژانس‌های ادبی در شهر قم بطور ویژه. مدل فروش کتاب به ناشرین بین‌المللی و نحوه‌ی توزیع کتاب در کشور‌های دیگر بطورحتم کار یک یا چند نفر نیست؛ نیاز به آژانس‌های تخصصی دارد. در قم اصلاً آژانس ادبی نداریم؛ کسانی‌که در تمامی کشور‌ها باشند و پای ناشرین خارجی را به فضا‌هایی مثل این نمایشگاه باز کنند.

۱۷_حضور حرفه‌ای در نمایشگاه‌های کشور‌های دیگر. در کشور‌های دیگر کارگاه‌های آموزشی برای ناشرینی که قرار‌است در نمایشگاه‌های بین‌المللی غرفه داشته باشند برگزار می‌شود که ما از آن محروم هستیم. در تمام نمایشگاه‌ها چه در مقطع استانی، چه در تهران و چه در فرانکفورت به یک شکل غرفه‌چینی و کار می‌کنیم. در حالیکه باید متفاوت باشد.

۱۸_حضور جدی، هوشیارانه و هدف‌مند در فضای مجازی. اگر هر کدام از عوامل مؤثر در چاپ کتاب‌های ما از جمله ناشر و نویسنده و تصویرگر اگر بخواهند در جهان بدرخشند و دیده شوند، لازم است در محیط‌های مجازی پررنگ وارد شوند و محصولات و توانایی‌هایشان را عرضه کنند. محیط‌های مجازی قابل استفاده و قابل دسترس و پرطرفدار برای هر‌کشوری متفاوت است که باید شناسایی شود. حتماً هم چندزبانه باید کار کنیم.

۱۹_«CRM» یا مدیریت ارتباط با مشتری. باید «CRM» های تخصصی طراحی شود. خود مایکروسافت هم نرم‌افزاری دارد به‌نام «CRM» که می‌شود برای انتشارات شما طراحی کنند. به معنای دیگر، مدیریتِ کسی است که با شما ارتباط دارد.

 -آقای سبحانی‌نسب‌: یکی از شیرینی‌هایی که برای‌تان لذت‌بخش بوده در عرصه‌ی نشر بین‌الملل را بفرمایید.

-آقای فلاح: از زمانی‌که ما در حوزه‌ی کودک و نوجوان زبان اسپانیایی وارد شدیم خاطرات بسیار شیرینی پیش‌آمده است. کتابی را انتخاب کردیم و در عرض دو هفته آن را تبدیل کردیم به هدیه‌ی فرهنگی تیم ملی ایران در جام جهانی برزیل. کتاب را به زبان پرتقالی منتشر‌کردیم و با سفارت برزیل، با سازمان فرهنگی و ارتباطات، وزارت خارجه و کمیسیون ورزش ظرف دو هفته قبل جام جهانی کمیته تشکیل دادیم. کتاب «یخی که عاشق خورشید شد» را به عنوان هدیه‌ی فرهنگی از طرف کودکان و نوجوانان ایران به کودکان و نوجوانان برزیل آماده کردیم. خیلی هم با استقبال روبرو شد و تعبیری که سفیر ‌برزیل داشت این بود که ایران تنها کشوری‌است که هدیه‌ی فرهنگی‌اش را کتاب معرفی کرده است.

سؤال: حرکت در این راستا تا چه حد می‌تواند با مدیریت جهادی مد‌نظر رهبر انقلاب جمع و هماهنگ شود؟

-قطعاً در این کار به یک کار جهادی نیاز است که با پشت میز نشینی و کار‌های اداری سازگاری ندارد. باید جلوتر از ارگان‌های دولتی حرکت کنیم که آن‌ها بیایند و مجبور باشند به پیش‌روان این کارخدمات بدهند.

در رابطه با میزان نقش ناشران دینی کودک و نوجوان در تمدن نوین اسلامی همین کرسی‌ نظریه پردازی تعیین کننده است؛ این نقش را لازم‌است در کرسی نظریه‌پردازی طراحی و مشخص کنیم.

-سؤال: درمورد سختی‌های مسیر که در کار بین‌الملل داشتید هم توضیحی بدهید؟

-حدود سال ۲۰۰۸ بود که یک مانور نظامی بین ونزوئلا و روسیه برگزار شده بود. خبرنگاری با وزیر‌دفاع آمریکا مصاحبه کرده‌بود که نظر شما در رابطه با این مانور چیست؟

گفته بود که ما نگرانی از این مانور نداریم ما از رسوب فکری ایرانی‌ها در منطقه‌ی اروپای لاتین نگرانیم. در یکی ازکشور‌ها یک غرفه‌ی ۹ متری با هزینه‌ی سه هزار دلار با کلی رایزنی به ما دادند. اولین‌بار بود که ۴۷ کتاب کودک ایرانی در آمریکای لاتین عرضه می‌شد. خودش یک رکورد بود. پوستر زده بودیم. اکثر جمعیت آن کشور اسرائیلی و صهیونیست و یهودی بودند. کار به جایی رسیده بود که ما با سه فروشنده نمی‌توانستیم جوابگوی استقبال مردم باشیم. کتابی داشتیم به‌نام «بچه همه» متعلق به کانون پرورش فکری که در عرض نصف روز تمام شد. یهودی‌ها کسی را جلوی غرفه‌ی ما گذاشته بودند که افراد را کنترل می‌کرد و از ورود یهودی‌ها ممانعت می‌کرد. آن‌ها از اینکه پرچم ایران در آنجا بالاست خیلی عصبانی و  ناراحت بودند. اجازه‌ی هیچ اطلاع‌رسانی خبری و رسانه‌ای را به ما ندادند؛حتی نگذاشتند اسم ما در نشریه‌ای چاپ شود. این سند افتخار بود برای ما و نشان می‌داد که مسیر را درست رفته‌ایم. مسئول نمایشگاه خطی، جلوی غرفه‌ی ما کشیده بود و ما اجازه‌ی گذشتن از آن را نداشتیم. تمام این‌ها نشان می‌دهد ظرفیتی که ما داریم یک ظرفیت جهانی‌است فقط باید درست استفاده و عرضه شود.

 

‌‌