ضمن سلام و عرض ادب خدمت شما لطفا خودتون را معرفی کنید و رزومه‌ای از کارتون برای خوانندگان ما بفرمائید….

من کوثر رضایی هستم متولد ۱۳۶۴ در شهر قم که حدوداً ده سال هست که تصویرسازی کتاب کودک انجام می‌دهم، البته کتاب نوجوان هم در آثارم بوده.. من از کودکی به نقاشی شدیداً علاقمند بودم و به صورت تجربی این کار را انجام دادم. از همان دوران من همیشه می‌گفتم که یا من نقاش می‌شوم و یا نویسنده و خداروشکر در همین مسیر قرار گرفتم… کار کاریکاتور هم انجام میدهم.

چه موقع رسماً وارد بازار کار شدید؟

از حدود سال ۸۷ با شرکت نهرین به مدیریت آقای جعفری آشنا شدم و کارهایی که برای آنجا انجام دادم مورد توجه واقع شد و شروع به همکاری کردم و فکر میکنم ۷ تا ۸ سالی با آن مجموعه بودم و بعد از آنجا دیگر به صورت مستقل به کارم ادامه دادم.

کار دیجیتال هم انجام می‌دهید؟

بله من اول کارم دیجیتال بود؛ چون در آن شرکتی که ما کار میکردیم کلاً دیجیتال بود و اصلاً کار دستی انجام نمیدادم و حدود ۴ سال هست که به کار دستی مشغولم… البته کار ما اینطور بود که ابتدا طراحی دستی انجام می‌دادیم و بعد کار را اسکن می‌کردیم و دیجیتالی رنگ آمیزی می‌کردیم و کار آماده می‌شد…

ترجیح خود شما به کار دیجیتال هست یا دستی؟

صددرصد دستی، این لذت و حس و حالی که کار دستی داره در کار دیجیتال نیست؛ چرا که در دیجیتال محدودیت هست و من کار دستی را خیلی دوست دارم.

برای کدام گروه سنی بیشتر کار کردید؟

چون تعداد کارهایی که کردم خیلی زیاد بوده و شاید از هزار اثر بیشتر باشد، حتی برای بزرگسال هم کار داشتم. مثلاً قرآن مصور که کار کرده‌ام برای رده سنی نوجوان و جوان بود و به سفارش لبنان آماده کردم، اما بیشتر کارها برای گروه سنی کودک بوده..

از کار با ناشرین رضایت دارید؟

بله من بیشتر ناشرهایی که با ایشان کار کردم، عالی بودند و به لطف خدا همه کسانی‌که در مسیر من قرار گرفتند، از هر نظر خوب بودند.

از نظر کودکان در کارهاتون استفاده می‌کنید؟

بله خیلی، من چند خواهرزاده و برادرزاده دارم که قبل از اینکه کارم را بخواهم ارائه بدهم از نظر اونها استفاده می‌کنم؛ یعنی اگر کاری که آماده کرده‌ام را بپسندند، نتیجه می‌گیرم کار خوبی شده و اگر خوشایندشان نباشد کارم را تغییر می‌دهم، چون دوست دارم بچه‌ها بپسندند..

از نظر مؤلف هم در کارتون استفاده می‌کنید؟

با مؤلف خیر جز در یک کار، اما با ناشر، صددرصد؛ چرا که ممکن است بخشی از کار مورد تأییدشان نباشد و گاهی نقطه نظری دارند که خوب است در کار اعمال شود، لذا یا مدیر هنری و یا مستقیماً ناشر بر کار ما نظارت دارند.

از کارهای دیگران و یا اساتید هم ایده می‌گیرید؟

نه خیر، خودم ذهنی کاری را خلق می‌کنم، در واقع از همان ابتدا چون خودم کار نقاشی کرده بودم، در کار هم از ایده‌های خود بهره می‌گرفتم. البته چند سال بعد از شروع به کار دو دوره کلاس‌های استاد پژمان رحیمی زاده شرکت کردم، ایشان عالی هستند و من خیلی از کلاس‌های او استفاده کردم…

چطور خودتان را با فضای فکری و درونی کودک نزدیک می‌کنید؟

بچگی خودم را بیشتر تصور می‌کنم؛ اینکه من چه چیزهایی را دوست داشتم، نگاهم چطور بود و بیشتر بر می‌گردم به آن دوران خودم و گاهی هم از بچه‌ها می‌پرسم…

اشارهای داشتید به کارهایی که در سطح بین الملل داشته‌اید، کدام کشورها بوده‌اند؟

بیشتر برای کشور لبنان از طریق همان شرکت نهرین و عراق و بواسطه‌ی آقای دکتر حسنی (انتشارات جمکران) با کشورهای عربی بوده کارهایی که انجام دادم….

برای دوستداران این رشته چه نظری دارید….

اگر واقعاً علاقمند باشند و دوست دارند باید پیگیر شوند و ادامه بدهند؛ چون آدم از کاری که دوست داشته باشد هیچ‌وقت خسته نمی‌شود…. من خودم خیلی علاقه داشته و مطالعه زیادی هم داشتم، جایی خواندم آن چیزی که دوست دارید برای آینده‌ی خود انتخاب کنید بواسطه‌ی همین خیلی می‌گشتم ببینم در راستای کار نقاشی چه شغلی هست. به لطف خدا روزنامه‌ای به دستم رسید که در آن درباره‌ی یک خانم ژاپنی نوشته بود که ایشان برنده مسابقه‌ی تصویرسازی شده‌اند. اونجا بود که تازه فهمیدم کاری به نام تصویرسازی وجود دارد.چند روز بعد به نمایشگاهی رفتم و از خدا خواسته بودم کمکم کن تا بتوانم در کار تصویرسازی ورود کنم. آنجا بصورت اتفاقی یک آگهی دیدم از شرکت نهرین که درخواست تصویرگر کرده بود و برایم جالب بود که خداوند چطور مسیر راهم را هموار می‌کرد. در آن ایام من شب و روز نداشتم و فقط نقاشی می‌کشیدم.

به نظر شما برای بالابردن سطح کیفی کارتون چه باید بکنید؟

هم کار زیاد ببینم و هم کار زیاد بزنم؛ یعنی تمرین زیاد و دیدن کارهای جدید.. همچنین شرکت در کلاسهای اساتید این رشته

نشست یا ارتباط با ناشرین را چطور ارزیابی می‌کنید؟

خوبه؛ چرا که ذهنیت ناشرها را تصویرگر واضع‌تر میتوانند بفهمند، اینطور که بسته باشد، چه بسا توقعی ناشر دارد که ممکن باعث ناراحتی تصویرگر بشود و این را بارها من دیده‌ام. جلسه و نشست برای روشن شدن بعضی مسائل و نقطه نظرها کار خوبی خواهد بود که این اختلاف‌نظرها به حداقل برسد.تا دلخوری هم پیش نیاید.

از فضای مجازی و یا ابزار دیگر برای معرفی کارهاتون استفاده می‌کنید؟

تا حدی در اینستاگرام حضور دارم، قبلاً هم مدتی در فیسبوک بودم. اما در کل حضور جدی ندارم و علاقه‌ای ندارم به اینگونه فضاها؛ به همین دلیل به صورت مستمر و فعال در فضای مجازی نیستم و در نمایشگاه‌ها هم شرکت نمی‌کنم ولی خب خوب است اگر هر تصویرگری در این فضاها شرکت کند.

این کلیت سؤالات ما بود، شما اگر فکر می‌کنید موضوعی جا افتاده و یا نکته‌ای هست بفرمائید استفاده می‌کنیم….

آرزوی من این است که فضایی را برای تصویرگرها آماده می‌کردند تا هر از گاهی همه جمع می‌شدیم و کارهای همدیگر را می‌دیدیم و رقابتی ایجاد می‌شد و نقد و نظری ایجاد می‌شد. جایی شبیه «ورک شاپ». ما خیلی تصویرگرها را حتی در قم نمی‌شناسیم؛ در حالی که می‌دانیم خیلی زیاد هستند افرادی که در این رشته فعال هستند.

امیدوارم این درخواست شما که خواست خیلی از همکاران شما در این مصاحبه‌هایی که من داشتم بوده هرچه زودتر محقق بشود.

 

 

جلسه ی هیئت مدیره انجمن ناشران کودک و نوجوان استان قم، با حضور آقای سعیدی از انتشارات آستان مقدس امام هشتم (ع) در محل دفتر نشر دارالبراق برگزار گردید.

در این جلسه ابتدا جناب آقای سبحانی نسب ضمن خیر مقدم به کلیه اعضا و تشکر ویژه از آقای سعیدی که از راه دور در این جلسه حاضر شده بودند؛ گزارشی از حضورشان در نمایشگاه باکو (آذربایجان) ارائه نمودند و از ظرفیت‌های بالقوه‌ی آنجا جهت عرضه کارهای دینی مذهبی (علی رغم محدودیت‌ها و مشکلات آن منطقه) مطالبی عنوان نمودند.

سپس جناب آقای امیری از نمایشگاه فرانکفورت آلمان گزارشی جامع طرح کردند.  ایشان فرمودند: ماهیت کتاب‌های ما به نحوی هست که شاید مثل خیلی از استندهای دیگر موجود در نمایشگاه جلسات زیادی نداشته باشیم؛ چرا که علاوه بر مذهبی بودن، کتاب‌های ما برخاسته از تفکرات شیعه هم هست، اما به اعتراف دوستانی که در نمایشگاه هستند، ظاهراً موفق‌تر عمل می‌کنیم. یعنی با هم تعداد (به ظاهر) اندک که به ما مراجعه می‌کنند، اتفاقات خوبی می‌افتد. من جمله ناشری از پاکستان که پس از مواجهه با کتاب‌های ما (به طور ویژه کتاب هر آیه یک قصه و کتاب پیامبران و حیوانات در قرآن) برایش خیلی جالب بود که تعاملی با ما داشته باشد، مخصوصاً وقتی متوجه شد که «گرند» هم حمایت می‌کند خیلی جدی‌تر شد و طی چند روز مکرر مراجعه داشت و قرار بر این شد که بزودی باب همکاری و فروش محتوی را با ایشان داشته باشیم.

آقای امیری گفتند: ما نمایشگاه‌های کشورهای عربی زیاد رفته‌ایم. در همین شارجه‌ای که دیروز روز آخر آن بود شما کل سالن کودک را دور بزنید، کتاب مذهبی نمی‌بینید؛ علت آن است که تزاحم افکار بسیار شدید که دارند و بعضی از پارادوکس‌ها. در واقع بسیاری از ناشرین به صورت یک اتفاق نانوشته از کتب دینی فاصله گرفته‌اند. با این حال واقعیتی وجود دارد مبنی بر اینکه اگر در کتاب‌های ما اشارهای به مستقیم به المان‌های شیعی نداشته باشیم و حتی خود کلمات معصومین را هم استفاده کنیم، من معتقدم آدمی که با مذهب ما مشکل دارد؛ شیفته‌ی این معارف خواهد شد؛ چراکه او با مفاهیم مشکلی ندارد و فقط ذهنش نسبت به شیعه تخریب شده است.

به نظر من ما باید زین‌مان را محکم ببندیم و آماده‌ی یک پرش باشیم. در وادی کتاب به ویژه کتاب کودک، خیلی حرف برای گفتن داریم و کم کم به سمت ما می‌آیند. حتی ناشران اماراتی به سمت ما متمایل شده‌اند. چیزی که ما دریافتیم این است که متوجه این شده‌اند که کتاب کودک در قم خیلی تغییر کرده است. این به این معناست که ما رصد میشویم. حتی این موضوع مطرح است که؛ پاسخ به سؤالات دینی کودکان در دنیا، فعلاً قم در ردهی اول است. بنابراین با دلگرمی و قوت ان شاالله ما در همین مسیر گام برداریم؛ ولی نکته مهم و آخر این است که اینجا نشستن و در خارج بازاریابی کردن فایده‌ای ندارد و ما در این قسمت انتظارمان از جناب آقای سعیدی هست که با امکان و بضاعتی که در اختیار دارند باید حرکتی و شرایطی را فراهم کنند و در هرجای اروپا اما بلژیک و لندن بهتر از جاهای دیگر است؛ چراکه بیش از ۶۰ درصد جمعیت بروکسل را مسلمانان تشکیل می‌دهند. هم اکنون تعداد مسلمانان در دیگر کشورها کم نیست؛ اما ما باید نحوه‌ی آماده سازی و محتوای کتاب‌هایمان به شکلی باشد که برای دیگر مخاطبان هم جذاب بوده و حرفی برای گفتن داشته باشد.

در پایان اشاره می‌کنم به کتابی که با موضوعی جهانی تدوین شده و علی رغم این که چهاررنگ است به صورت سیاه و سفید چاپ شده به نام «سرّالبرّ» یعنی راز چاه…. این کتاب جایزه‌ی بین المللی را امسال دریافت کرده است.

بعد از آقای امیری جناب آقای سعیدی، پیرو داشتن دفتری دائمی در خارج از کشور علاوه بر گزارشی از آنچه تاکنون اقدام شده مطالبی را فرمودند. ایشان ضمن قبول نیازمندی به پایگاه در خارج کشور، با توجه به تجربه‌ی تلخی که در عرصه‌ی بین‌الملل آستان قدس داشته و هزینه‌ی سنگینی تحمیل شده بود؛ پیشینهاد کردند به جای حضور مستقیم و ایجاد مرکز، درصورت امکان بشود از ظرفیت‌های خارج از ایران استفاده شود.

در ادامه جناب آقای سبحانی نسب در تکمیل این نظر گفتد: من نیز این ظرفیت‌های خارجی را قبول دارم که اگر جاهایی مانند توحید (فرانسه) و یا جاهای دیگر که اگر بتوانیم این ظرفیت‌ها را بشناسیم و از آنها استفاده کنیم بسیار خوب است، چنانکه هم اکنون یک نفر هندی به من اصرار دارد کتاب‌هایت را به من بده تا در جهان توزیع کنم. اما مسئله این است که چطور به صلاحیت کسی یا مرکزی اعتماد کنیم. چه بسا ظرفیت‌های بین المللی بهتر در دنیا باشد که بتوان از آن استفاده کرد. پس بنابراین باید هم خوب فکر کرد و هم تحقیق. الان بخش دیجیتال در دنیا بسیار فعال است و به نظرم می‌بایست از این ظرفیت بهتر استفاده کرد ولو لازم باشد تنها برای این موضوع (دیجیتال) جلسات مکرری برگزار کنیم. در این راستا لازم است که ما یک مجموعه‌های تولید محتوای قوی باشیم که بخشی از کارمان تولید فیزیکی باشد و بخش دیگر فضای مجازی و الکترونیک باشد.

همچنین جناب آقای سعیدی آمادگی خود و مجموعه‌ی آستان مقدس مشهد، درخصوص توزیع و معرفی آثار فاخر به زبان عربی را برای حجم انبوه زائر عرب که درحدود ۴میلیون نفر برای سال ۹۷ برآورد شده بود را اعلام کردند. در این زمینه ما بخشی را در نمایشگاه داریم که مختص به کتاب‌های زائرین غیر ایرانی است که باز در این بخش می‌توان همکاری خوبی ایجاد نمود.

انجمن نویسندگان میزبان نهادهای مدنی کودک و نوجوان می‌شود

انجمن نویسندگان کودک و نوجوان همزمان با هفته کودک، میزبان نهادهای مدنی کودک و نوجوان خواهد بود.

انجمن نویسندگان میزبان نهادهای مدنی کودک و نوجوان می‌شود

به گزارش خبرگزاری فارس، انجمن نویسندگان کودک و نوجوان همزمان با هفته کودک، میزبان نهادهای مدنی کودک و نوجوان خواهد بود.

انجمن نویسندگان کودک و نوجوان به مناسبت هفته کودک نشستی با موضوع ارزیابی فرهنگ و هنر کودک و نوجوان با شرکت نهادهای فرهنگی مختلف برگزار می‌‌کند.

در نشست ارزیابی فرهنگ و هنر کودک و نوجوان، مدیران و نمایندگان نهادهای مدنی فعال در عرصه تولید و نشر کتاب، کتابخوانی، کتاب الکترونیک، نمایش، سینما و… حضور خواهند داشت تا به ارائه تحلیل، پیشنهاد و انتقادهای خود در خصوص وضعیت مسائل فرهنگی هنری کودکان در کشورمان بپردازند.

نشست ارزیابی فرهنگ و هنر کودک و نوجوان روز چهارشنبه ۱۷ مهر در محل انجمن نویسندگان کودک و نوجوان برگزار می‌شود.

سیده زهرا برقعی

والدین باید به هر کودکی در هر سنی به گونه‌ای خاص آموز ش بدهد. در دوران قبل از ۷ سالگی بهترین نوع آموزش، آموزش غیر مستقیم است. بچه‌ها باید ببینند و در نهادشان، تصاویر و کلمات ضبط شود. پدر و مادر چه کارهایی می‌توانند انجام دهند تا فرزندشان با وجود نازنین امام زمان(عج) آشنا شود.

فضاسازی را جدی بگیرید

 

اولین و مهمترین نکته این است که فرزندمان یاد بگیرد وجود امام زمان(عج) مسئله‌ای جدی است؛ شوخی بردار نیست و جزو اصلی‌های زندگی ماست. ما در تربیت نمی‌توانیم آدم‌ها را تک به تک تربیت کنیم؛ اگر تربیت صحیح خواسته باشیم، باید فضا ایجاد کنیم. افراد وقتی در فضای خاصی قرار بگیرند، مطابق آن فضا حرکت خواهند کرد.

 

در مسئلۀ تربیت نسل منتظر این نکته بسیار مهم است؛ بسیار مهم‌تر از پیام‌های مستقیمی‌ است که می‌خواهیم به افراد بدهیم. یکی از فاکتورهای مهم در فضاسازی این است که وجود مبارک حضرت را جدی بگیریم و کوچک‌ترین شوخی و سهل‌انگاری به این موضوع وارد نکنیم؛ مانند مسئله قرائت قرآن. دستور الهی به ما می‌گوید: «و اذا قری ء القرآن فاستمعوا له…»؛ هنگامی‌که قرآن خوانده می‌شود، به آن گوش فرا دهید.

 

وقتی هنگام تلاوت قرآن خودمان سراپا گوش باشیم و دقت کنیم، بچه‌ها هم یاد می‌گیرند. یعنی لازم نیست هی بگوییم: هیس! هیس! پس فضا سازی برای بچه‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد.

به کودکمان اهمیت موضوع را نشان دهیم

 

با نام امام زمان(عج) شوخی نکنیم. اگر بخواهیم نسل منتظر تربیت کنیم، باید با شنیدن نام ولی عصر(عج) حالمان دگرگون و چهره‌مان متغیر شود. این تغییر چهره تاثیر خودش را می‌گذارد. اگر بچه‌ای گوشه چشم تر ما را ببیند، از هزاران آموزش مستقیم بهتر است. نشان دهیم که ما دربارۀ یک انسان مهم و بزرگ حرف می‌زنیم. نام امام زمان(عج) که می‌آید برخیزیم و دست روی سر بگذاریم. این کاری بوده که امام رضا(ع) قبل از تولد امام زمان(عج) انجام می‌داده‌اند. این تکریم‌ها در عمل باید نشان داده شود و مهم‌ترین تربیت نسل منتظر این است که نشان دهیم سخن از شخص بسیار مهمی‌ است.

بسیار یاد حضرت کنید

 

یکی دیگر از کارهایی که باید انجام دهیم، یادکردن فراوان از امام علیه‌السلام است. ذکر امام و نام امام باید در زندگی ما فراوان باشد. مثلا یکی از کارهای خوب، ختم قرآن است که با برنامه ریزی‌های مدون و منظم، هر کس یک حزب یا جزء یا سوره‌ای از قرآن را برای قرائت قبول می‌کند و موظف است هر روز آن را انجام دهد. این ختم قرآن را برای امام زمان (عج) انجام دهیم. به بچه‌ها بگوییم که داریم با این کار هدیه می‌دهیم به امام‌زمان‌مان. بچه‌ها هدیه‌های هر روزۀ ما را می‌بینند.

 

عید نیمه‌شعبان‌ را برای کودکتان خاطره انگیز کنید

چراغانی‌ها، روی کودکان تاثیر بسیار سازنده‌ای دارد. شیرینی دادن، عیدی دادن… این کارها در ذهن بچه‌های کوچک تاثیر می‌گذارد و بادوام است. باید در این روزها شرایط خاص برای کودکان فراهم کرد؛ مثلا اگر به غذایی علاقه‌مندند آن شب آن غذا را درست کنیم. لباس نو تن‌شان کنیم. عید نیمۀ شعبان از عید نوروز باید برای ما بالاتر باشد.

از خرافات دوری کنید و ترس به دل بچه‌ها نیندازید

توهم نسازیم برای بچه‌ها. همه چیز را هم موکول به آمدنِ آقا و ظهور ایشان نکنیم. القای خرافات و داستان‌های غیرواقعی، یا ترس را به دل بچه‌ها می‌اندازد یا تخیل‌شان را زیادی پر و بال می‌دهد و اذیت شان می‌کند.

در اماکن متبرکه بچه‌ها را نماینده کارهای خوب کنید

وقتی با بچه‌ها به زیارت اماکن متبرکه می‌رویم، یک قرار با بچه‌ها بگذاریم: بیا از طرف امام زمان(عج) هم سلام بدهیم!

یک جور نمایندگی از سوی امام زمان(عج) برای زیارت و کارهای خوب، بچه‌ها را سمت خوبی‌ها هل می‌دهد و تشویق می‌کند. صلوات فرستادن، کار خوب کردن، نماز خواندن، کمک به دیگران، صدقه دادن و سایر کارهای خوبی که بچه ها می‌توانند به نمایندگی از امام زمان‌شان انجام دهند را از یاد نبرید.

محصولات فرهنگی متناسب با مهدویت برای کودک‌تان تهیه کنید

کتاب، سی‌دی آموزشی، سی‌دی انیمیشن، محافل کودکانه‌ای که محتوای دینی دارد، مطبوعات و نشریاتِ کودکانۀ مذهبی، اردوهای خاطره‌انگیزی که والدین یا مدارس ترتیب می‌بینند، و فضاهایی که فرزندمان با محتوای انتظار آشنا می‌شود را رصد کنید.

«علیرضا سبحانی نسب» مدیر انتشارات جمال در گفت و گو با خبرنگار ایرنا ، در باره حضور در پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب باکو ، اظهار داشت: علاوه بر غرفه رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، فقط دو ناشر ایرانی که در زمینه کتاب کودک فعالیت می کنند در این نمایشگاه شرکت کردند.
وی افزود: ما برای نخستین بار است که در نمایشگاه کتاب جمهوری آذربایجان شرکت و امسال ۲۰۰ عنوان کتاب را برای معرفی به ناشران آذربایجانی به زبان آذری ترجمه کردیم .
وی افزود: کتاب ها برای نمونه کار و ارائه به ناشران آذربایجانی و به منظور ایجاد ارتباط با آنها چاپ شده است و در صورتیکه علاقه مند باشند می توانند ، با اخذ امتیاز کتاب آنها را در کشور خودشان آماده چاپ و فروش و با دخل و تصرف لازم آنها را آماده چاپ کنند.
این ناشر ایرانی با بیان اینکه ایران در زمینه کتاب کودک و نوجوان مزیت دارد ، تصریح کرد: در بخش بزرگسال هم موضوعات مشترک کمتری داریم و هم محصولات قابل ارایه کمتری در سطح جهانی داریم، در حالیکه در بخش کتاب کودک ، زبان مشترک تصویری که جهانی است اهمیت دارد و موضوعات این بخش عمومی تر وب رای همه جهان قابل ارائه است .
سبحانی نسب افزود: بنابر این اگر سرمایه گذاری ما در بخش کتاب کودک و نوجوان متمرکز شود، امید بیشتری برای راهیابی به بازار کتاب کشورهای دیگر خواهیم داشت .
وی در ادامه افزود: ناشران ایرانی تاکنون امتیاز نشر ۷۰۰ عنوان کتاب را به ناشران خارجی واگذار کرده اند و این کتابها به ۱۵زبان دنیا ترجمه و عرضه شده است .
وی افزود: هدف ما از شرکت در پنجمین نمایشگاه کتاب باکو این است که با ناشران آذربایجانی بطور مستقیم ارتباط برقرار کنیم اما استقبال ناشران آذربایجانی را کم دیدیم.
سبحانی نسبت گفت: ما ایرانی ها باید یاد بگیریم با کشورهای خارجی رایزنی کنیم و محصولات فرهنگی خود مانند کتاب را عرضه کنیم ، ولی متاسفانه ناشران ما بصورت تخصصی حضور پیدا نمی کنند و پس از یکی دو بار حضور وقتی از آنها استقبال نمی شود، سریع ناامید می شوند.
سبحانی نسب گفت : ناشران ایرانی عجول هستند، در حالیکه کار در بخش بین المللی صبوری می طلبد، الان ناشران هندی در زمینه کتاب کودک بازارهای جهانی را تصاحب کرده اند و این توفیق را یک شبه بدست نیاورده اند .
وی افزود: اگر بتوانیم در نشر بین الملل فعال شویم ، سرمایه گذاری بزرگی برای صنعت نشر انجام داده ایم و لازمه توسعه صنعت نشر حضور در نمایشگاه های بین المللی است.
پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب باکو از سوی وزارت فرهنگ و گردشگری جمهوری آذربایجان، با حضور ۳۵ ناشر خارجی از ۲۰ کشور و ۶۰ ناشر از ششم تا هشتم مهرماه برپا بود.

گزارشی از نمایشگاه کتاب باکو که در دهۀ اول ماه مهر و ماه محرم برگزار شد

علی‌رضا سبحانی‌نسب

 

برای بازدید از نمایشگاه باکو و بررسی شرایط گفتگو به این نمایشگاه آمده ایم. دیروز غرفه ها را میچیدند. یک سالن ورزشی است حدودا هفتصد هشتصد متر.
ولی مظلومیت خاصی حاکم بر این کشور به اصطلاح شیعی است. کاملا حس حضور در روسیه دست می دهد، نه حس حضور در امارات یا سوریه یا ترکیه.
یکی می گفت فبلا برای عزاداری سیدالشهدا فقط در مراسم سوگ عزیزانشان بر سر و سینه میزدند و یا حسین یا حسین می گفتند. و برخی آرزو می کردند و گاهی نذر می کردند که خودشان یا بستگانشان روز عاشورا یا تاسوعا بمیرد تا اقامه مجلس عزا برای امام حسین محیا شود.
آوردن هرگونه کتاب در این کشور ممنوع است. ساک های ما که حاوی کتاب بود با نوار قرمز علامتگذاری شده بود و مورد بازرسی مجدد در باکو قرار گرفت.
با توجه به اینکه اسامی ما داخل لیست نمایشگاهی ها بود اجازه ترخیص دادند و گرنه مصادره میشه و احیانا دردسر.
به چند کتابفروشی را هم سر زدیم از جنس کتابفروشیهای امروزی. کتاب، اسباب بازی، لوازم التحریر، هدایای فرهنگی و امثال آن.
متاسفانه در این کشور زبان انگلیسی زیاد رونق ندارد و سخت می شود با مردم به ویژه غیرجوانان ارتباط برقرار کرد. هرچند فارسی های شکسته رواج دارد.
حجت الاسلام اجاق نژاد نماینده ولی فقیه در آذربایجان در میان این سرزمین مانند شمعی می درخشد و تاریکی منطقه را نوارنیتی خاص بخشیده است و به قول برخی دوستان سید حسن نصرالله مردم آذربایجان هستند.
آنچه تبلیغ دین به شمار آید ممنوع است. نگاه ها هنوز کمونیستی است. در آن زمان اداره مبارزه با خدا داشتند، الان هم دارند با نام های دیگر. یکی از کارمندان ایرانی در زمان برقراری اداره مبارزه با خدا نزد رییس اداره میرود و می پرسد مگه شما نمی گوید خدا نیست؟ میگوید خب بله نیست. میپرسد خب با چی مبارزه می کنید؟ با خدایی که نیست؟و چون مقام سیاسی بوده کاری باهاش نداشتند.
نمایشگاه باکو یک نمایشگاه دوسالانه است به مدت سه روز و بسیار کم رونق که در ورزشگاه باکو برگزار می شود. سالنی حدودا به مساحت هزار متر. پانزده کشور در این نمایشگاه حضور دارند. حضور ناشران روسی بسیار پررنگ است. ناشران ترکیه نیز حضور خوبی دارند.
امروز روز خوبی بود. با اینکه غرفه کوچکی داشتیم تقریبا همیشه افرادی در غرفه بودند و از کتابها دیدن می کردند. گفتگوهای زیادی انجام شد. بازدیدکنندگان اقشار مختلفی بودند. علی رغم حساسیت دولت نسبت به کتب دینی، مردم تشنه کتابهای دینی به ویژه کتاب کودک هستند. سخت گیری دولت، رغبت ناشران را برای سرمایه گذاری در این بخش گرفته و عمده کتاب های کودک در کتابفروشیها ارجینال و به زبان انگلیسی و روسی است.
حضور وزیر فرهنگ آذربایجان در غرفه جمهوری اسلامی ایران
فارسی رایزن محترم جمهوری اسلامی در باکو در حال معرفی آثار ایرانی به وزیر فرهنگ آذربایجان
دیدار رئیس اتحادیه ناشران ترکیه از غرفه جمهوری اسلامی ایران
یک آلبوم از تصویرگران کودک ایران تهیه کرده ایم که در این تصویر آثار تصویرگری ایرانی به وزیر فرهنگ آذربایجان معرفی شدند. ایشان خیلی از این تصاویر لذت بردند و ابراز شادمانی کردند.
غرفه رایزنی جمهوری اسلامی ایران از استقبال خوبی برخودار بود.
امیری مدیر انتشارات براق که نصاب یک نشر بین الملل را دارد در غرفه جمهوری اسلامی و گفتگو با بازدیدکنندگان علاقمند به کتاب
همچنین آقای قاسمی مدیر انتشارات کتابک که انتشاراتی نونهال دارد با حضور حرفه ای در نمایشگاه بین المللی تهران در سال اول نامزد غرفه برتر شد و در سال دوم غرفه برتر ناشران کودک گردید. وی امسال در اولین حضور حرفه ای خود در نمایشگاه باکو، گفتگوی اولیه برای واگذاری یکی از کتابهای خود را انجام داد. ایشان چند تا از کتابهایش را به آذربایجانی ترجمه کرده و در غرفه عرضه کرده اند. چنین حضوری، ابتدایی ترین فعالیت برای حضور بین المللی است.
سید علیرضا طباطبایی مدیر انتشارات جامعه القرآن نیز اخیرا گام در عرصه بین الملل کتاب کودک گذاشته اند. تهیه کتابهای معارفی قرآنی برای خارج از کشور بسیار ضرورت دارد که گاهی نیازمند هزینه کرد بسیار با برگشتی دیرهنگام است. موسساتی مانند جامعه القرآن لازم در این وادی گامهای بلندی بردارند.
یکی از دست آوردها یافتن یکی از کتابهای انتشارات جمال بود. کتاب خداشناسی قرآنی کودکان نوشته حجت الاسلام حیدری ابهری
نکته مهم که به عنوان حضور حرفه ای ترجمه همه کتابهایی است که همراه خودمان آورده ایم. یعنی از چهار ماه قبل برای این نمایشگاه مشغول فعالیت بوده‌ایم.

 

 

شروع صحبت‌ها با قرائت سوره‌ی کوثر – ابراز خرسندی از آمدن به قم و زیارت حضرت معصومه

زمانیکه بحث از تصویرگری دینی کتاب کودک و نوجوان می‌شود، دو مقوله‌ی خیلی مهم پیش می آید که باید به آن‌ها پرداخته شود در حالیکه جلسات این‌چنینی هم ظرفیت پرداختن به آن را ندارد مگر اینکه جلسات مستمر و طولانی باشد تابتوانیم تبیین کلی از تصویرگری دینی کودک و نوجوان داشته باشیم. دو مقوله خیلی مهم مطرح هستند. البته من خیلی سخنران نیستم ولی سعی می کنم با بضاعتی که هست مطالبی را که در ذهن دارم بیان کنم. بحث تصویرگری دینی که باید مبانیش را پیدا کنیم در واقع بحث کُلی‌اش مبانی هنر دینی است. هنر چیست؟ چه شاخصه‌ای دارد؟ و هنر دینی کدام هنر است؟

به نظرم مشکل بزرگی که فرا راه همه‌ی هنرمندان ما است، بحث مبانی هنر دینی است که بحثی کارشناسانه است و به نظرم بهترین مکان پرداختن به آن هم در قم است. یقیناً از دانشگاه‌ها این محصول بیرون نمی‌آید. البته بحث ما کودک و نوجوان است. ماهیت کودک و نوجوان و نگاه ما نسبت به کودک و نوجوان بحث بسیار مهم و حساسی است.

وقتی بحث هنر می‌شود که تصویرگری هم یکی از رشته‌های هنری است کلاً یک مقوله‌ای است مانند همه‌ی موضوعات دیگر که یک ظاهر و یک باطن دارد. ظاهر هنر و باطن هنر. هنر ظاهری، هنر مادی به عالم محسوساتت برمی‌گردد و آنچه که ما با قوای حسی و ابزارهای حسی و مادی‌مان درک می‌کنیم. با همین حواس پنج‌گانه چشم و گوش و دست و… اما در کنار این جسم هنر که هنر مُلکی است یک روح هم دارد که به عالم ملکوت برمی‌گردد. هنر ملکوتی، یعنی اگر بحث هنر دینی را می‌کنیم یعنی تصویرگری دینی، تا این ماجرا شفاف و روشن نشود به نظرم حرفی جدی‌ در این زمینه نتوانسته‌ایم بزنیم. مقوله‌ی مهم بحث هنر ملکوتی است و روح هنر. دریافت‌هایی که یک هنرمند از عالم ملکوت دارد. در هنر مُلکی و حسی و مادی با این همین مراکز پنج گانه سروکار داریم. مرکز پردازشش هم ذهن است. CPU (سی پی یو) ای که ادراکات را تبدیل به داده‌ها می‌کند، ذهن است. اما دریافت‌های ملکوتی یک ابزارهای فراحسی می‌خواهد. ابزارهای فراحسی عواملی است غیر از حواس پنج‌گانه. نه اینکه این حواس دخیل نباشند اما ابزار مهم: چشمِ باطن، گوش باطن، مرکز پردازشش هم قلب است. که بیشتر آیات قرآن هم معطوف به قلب مانند «لَهُمْمحمد حسین صلواتیان قلوب یعقلون بها او آذان یسمعون بها» مرکز پردازشش با این مرکز پردازش حسی فرق می‌کند. در اصطلاحات عامه وقتی دین را تعریف می‌کنیم باید تعریف درستی باشد. مثلاً دین یهود و مسیحیت و … دین هستند، اما دین فراگیری که همه‌ی جامعه‌ی بشری را تسخیر کرده مدرنیته است.

مدرنیته یک دین است که برای خودش شریعت دارد، قبله و مناسک دارد. امام و امامزاده و پیغمبر دارد و رایج‌ترین دین در جهان محسوب می‌شود که همه را به نوعی درگیر خودش کرده و بیشتر جمعیت کره‌ی زمین دین باطنی‌شان که به آن عمل می‌کنند، همین مدرنیته است. حتی ممکن است کسی مسلمان باشد ولی دینی که  از آن پیروی می کند مدرنیته باشد؛ که اساس آن بر کفر است که می‌گویند «نظام مدرنیته خداوند را از صحنه‌ی اجتماعی تبعید کرده است و با ارفاق به گوشه‌ی زندگی شخصی انسان‌ها کشانده است» یعنی کفر محض. در عین حال هنرش را هم دارد و بحث مسائل دینی را هم می‌کنند.

بحث عمده‌ای که بین هنرمندان ما وجود دارد عدم تفکیک است بین اینکه این دین کدام دین است.

این بحث، بحث کشداری است اما قابل اثبات است اما در عین حال کار می‌برد که وقتی صحبت از تصویرگری دینی می‌کنیم باید تصویرگری از اسلام ناب را مطرح کنیم. یک مقوله‌ای کاملاً متفاوت و بی‌نظیر است که اکثرش فایلش هنوز باز نشده و از بسته‌بندیش هنوز خارج نشده. این هنر اسلام ناب یک چیز دیگر است و متعلق به عالم دیگر. ادراکاتش، آثارش، برکاتش، ابعادتش مقوله‌ی بسیار عجیب و غریبی است که فرصتی می‌خواهد و افرادی که کمک کنند تا به نتیجه برسد. بنده فقط طرح موضوع می‌کنم و اتفاق مهم باید در همین حوزه‌ها بیفتد که بحث هنرِ اسلامِ ناب با دیدگاه ملکوتی کدام هنر است؟ مبانیش کدام است، ابزار و امکان و مکانیسم و آثار تجلیاتش کجاست؟ برای نمونه هزار سال پیش، حافظی آمده شعر گفته که هرگز کهنه نمی‌شود ولی بسیاری از آثار هنری بعد دوره‌ای از زمان تبدیل می‌شوند به آثار باستانی و دیگر کاربردی ندارند. تفاوت در کجاست؟ چرا روی هنر پیکاسو می‌شود قیمت گذاشت بسته به نظر خریدار اما روی اندیشه‌های مولانا نمی‌شود قیمت گذاشت؟ علت اینجاست که این از یک جنس دیگر است که ما باید به این موضوع بپردازیم. یکی از تفاوت‌های هنر مُلکی و ملکوتی بحث‌ هدایت است. یعنی یکی از ارکان مهم هنر دینی این است که باید هدایتگر باشد و لو ممکن است زندگی یک انسان فرهیخته در قالب هنر آورده شود اما هدایتگر نباشد که مصداق‌هایش فراوان است. برای مثال به دانشگاه‌ها مراجعه کنید خواهید دید چقدر از این کتاب‌ها زیاد است که ظاهر زیبایی دارند. بعد مادی هنر، عنصر جلوه‌گری‌اش است که در همه‌ی انسان‌ها وجود دارد؛ یکی صدای قشنگی دارد، یکی طراحی خوبی دارد که جسم هنر محسوب می‌شود و ربطی به هنر دینی ندارد. اما در آن هنر ملکوتی این فرد هنرمند باید راهی را برود و به یک چیزهایی برسد، ابزارهایی در وجودش فعال شود و اتفاقاتی بیفتد و دستی بر جاهایی برساند. در آیه‌ی سوره‌ی نمل می‌فرماید: «اذ قال موسی لا هله انی انست نارا ساتیکم منها بخبر او اتیکم بشهاب قبس لعلکم تصطلون» هنرمند یعنی این که حضرت موسی می‌گوید «من به کوه طور می‌روم و چیزی می‌آورد که شماها سراغ ندارید؛ چیزی که حرارت‌بخش است، نور دارد و همه‌چیز درش است». در آیات دیگر هم خداوند می‌فرماید وقتی که آمد چه خبرها شد «مبارک باد بر کسی که در این آتش است و کسانی که در اطراف این آتش‌اند» این رفتن و خبر گرفتن ماهیت هنر دینی است. وقتی در دعای سمات دیدم چه توصیفات عجیبی در مورد کوه طور رفتن حضرت موسی(ع) دارد و واقعاً حیرت‌انگیز است؛ به ذهنم آمد که مقوله‌ی هنر دینی از این جنس است. یعنی هنرمند باید یک کوه طور داشته باشد که برود در این کوه و از آن خبر بیاورد. یک دریافت‌هایی را داشته باشد که این‌ها گرمابخش است، نوربخش و شفابخش.

من از خواندن این آیه سیر نمی‌شوم و یقین دارم که انقدر ابعاد عمیق دارد که تا انسان، انسان است و زندگی می‌کند هنوز پرده‌های عظیمی از این آیه برداشته نشده است.

محدوده‌ی هنر مُلکی به نیازهای دنیایی مربوط می‌شود اما هنر ملکوتی به عالم معرفت و معنویت مربوط است و بحث هدایتگری بین چند شاخص مهمترین شاخصه‌ی هنر دینی است. در هنر مُلکی علی رغم موضوع دینی ممکن است هنرمند دریافت‌هایی نداشته نتیجه کاملاً زمینی و مُلکی است و هدایت و نور و بصیرتی هم درش نیست.

هنر مُلکی بدون جلوه‌گری و ارائه هیچ جایگاهی ندارد اما هنر ملکوتی بدون استعدادِ جلوه‌گری هم زیباست مثلاً شعرهای باباطاهر خیلی فنی نیست اما مشخص است که ملکوتی است گرچه از لحاظ صنعت شعری جایگاه چندانی ندارد خیلی‌هایش عامیانه است اما دریافت‌های باطنی دارد. کسانی هم بودند که با کمتر از این‌ها هم حرف‌هایی زدند که اثربخش بوده و انسان‌هایی را به جایی رسانده در حالیکه انسان‌های بسیاری بودند که با صنعت شعر آشنا بودند اما جایی را نگرفتند و اثرگذار نبودند.

سرمایه‌ی هنر مُلکی دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها، خاطرات است اما دریافت‌های هنر ملکوتی معارف و از آن مهم‌تر اسرار است. همان اسراری که هم در آموزه‌های دینی است و هم در شعر عرفا و این دست‌آویز عالم ملکوت است که سرمایه‌ی اصلی هنر دینی محسوب می‌شود؛ انوار، اسرار، معارف. یکی دیگر از ویژگی‌های هنر ملکی این است که هنر زمینی در خدمت زر و زور و قدرت و در خدمت نفسانیات و هوای نفس قرار می‌گیرد و انسان‌ها را گمراه می‌کند در صورتیکه هنر ملکوتی برعکس با زر و زور و هوای نفس مخالفت می‌کند و در مقابلشان می‌ایستد.

تعریفی از حضرت امام(ره) در مورد هنر وجود دارد که مدت ها ذهنم را درگیر کرده بود: «هنر عبارتست از دمیدن روح تعهد در انسان‌ها.» با یکی از اساتید صحبت می‌کردم که سؤالی از من پرسیدند که آیا ما آیه‌ی هنر داریم یا اصلاً هنر با این جایگاه در قرآن آمده است یا نه؟ اگر نیامده باشد العیاذ بالله پس قرآن ناقص است. اگر آمده پس کدام آیه است؟ این استاد فرمودند: «الم اعهد الیکم یا بنی آدم، ان لا تعبدوا الشیطان» این آیه‌ی هنر است که وظیفه‌ی هنرمند هم محسوب می‌شَود که این عهد را به یاد بقیه بیاورد؛ که ما عهدی با خداوند بسته ایم که یادمان رفته؛ مطابق با کلام امام که این آیه را مدنظر داشتند. این آیه، آیه‌ی هنر است که یادگار از استاد «مرتضی زاهدی» است که در این زمینه هنر انصافاً خیلی خوب کار کردند که بسیار هم بی‌نام و نشان هستند.

هنر ملکی از جنس عالم دنیاست و از پائین‌ترین و تقلیل یافته‌ترین مرتبه‌ی وجود است و برعکس هنر ملکوتی برای اعلی مرتبه‌ی وجود و مربوط به بالا بالاهاست و قابل قیاس با هم نیستند. یکی از جنس روح و دیگری از جنس جسم است. هنر مُلکی با تمام توانایی‌ها و زیبایی‌هایش فناپذیر بوده و تبدیل می‌شود به آثار باستانی در موزه‌ها. اما این اتفاق هرگز برای هنر ملکوتی نمی‌افتد.

یکی دیگر از موضوعات رایج بحث سنتی بودن کارهاست. ما دو نوع سنت داریم مثل چهارشنبه‌سوری و قاشق‌زنی که برای دورهایی ‌از تاریخ بوده و چون زمینه‌هایش از بین رفته و دیگر هیچ فلسفه‌ی وجودی و توجیهی ندارد، به درد همان موزه‌ها می‌خورد. اما سنت دیگری وجود دارد که سنت الرسول است که این سنت کهنه بشو نیست مانند پیامبر و مهربانی‌هایش، یتیم‌نواز بودنش، ایثارگر بودنش. این سنت‌ها از نظر ذات متفاوتند. آن‌ یکی فناپذیر است و این جاودان که هرچه بشر پشرفت می‌کند نیازش بیشتر می‌شود. جابجا شدن این دو مفهوم سنت خیلی خطرناک است. در مورد کار تصویرگری اگر می‌خواهیم دنبال سنت برویم باید دنبال این مقولات برویم. بشر کی می‌تواند از سنت پیامبر و اهل بیت بی‌نیاز شود؟! تا یک نفر روی کره‌ی زمین هست، به این سنت‌ها هم نیاز است.

هنر مُلکی پیامی دارد که در حد ظرفیت‌های دنیایی است و گاهی وقت‌ها هم واقعیت را بیشتر و بزرگتر جلوه می‌دهد. چیزی را که قشنگ نیست اما زیبا جلوه می‌دهند، این استعداد هنر مُلکی است که چیزی را فراتر از واقعیت‌ها نشان دهد اما هنر ملکوتی انقدر باطن و واقعش وسعت دارد که هرچقدر هنرمند برود به انتهایش نمی‌رسد. خیلی وسیع و گسترده است. مطلب دیگر این است که از دیدگاه ما یک نوجوان به عنوان یک موجود ازلی و ابدی کجای عالم هستی ایستاده؟ در علم خداوند انسان یک موجود ازلی است. به عنوان اینکه ما می‌خواهیم محصولی را تولید کنیم برای موجودی که عوالم دیگری دارد. آینده‌ی یک نوجوان را کجا می بینیم؟ داشتن تحصیلات عالیه، خرید خانه و ماشین و رسیدن به جایگاه عالی در جامعه؟ خداوند در قرآن می‌فرماید: «و العاقبه للمتقین» یعنی درمورد کودک و نوجوان، برای آینده‌اش نباید کار کرد بلکه عاقبتش مهم است که باید از برهه‌ای عالم وجود به سلامت عبور کند. لازمه‌اش هم این است که اول خود ما (اهالی فرهنگ) آشنا باشیم تا دیگران را آشنا کنیم. اگر بدانیم که ما برای ابدیت خلق شده‌ایم، این کتابی که بیرون می‌آید، مطلبی که نوشته می‌شود یا این تصویرگری کجای وجود کودک و نوجوان را می‌گیرد؟ کدام مرحله از مراحل سیر کمالیش را مهیا می‌کند؟ نگاه اگر به این سمت کشیده شود دیگر انسان رها نیست. وقتی خداوند را پذیرفتی تابع این قید و بندها می‌شوی و مشکل بشر امروز نداشتن این قید و بندهاست.

کار بنده در این جا فقط طرح موضوع اولیه است. کسی که می‌خواهد وارد تصویرگری دینی شود باید تعلق خاطری به موضوع داشته باشد. بعضی از هنرمندها (مرده شورند) در هر موضوعی موفقند و قدرت جلوه‌گری خوبی هم دارند که این آثار، آثار بسیار مخربی می‌شود که نمونه‌هایش الان زیاد شده. نمونه‌های بی‌شماری داریم که هنر مدرنیته (که یک هنر اباحه‌گر است) را رواج می‌دهند. اعمال ما پنج حالت بیشتر ندارد حلال، واجب، مکروه، مباه و مستحب است. اما در مدرنیته اعتقاد بر این است که همه‌اش مباه است و هیچ حرامی وجود ندارد. اما از نظر آن‌ها چیزهایی حرام است که به صورت مستقیم گفته نمی‌شود. مثلاً لعن کردن صهیونیست‌ها و هلوکاست حرام است، زندان دارد و تبعات زیادی حتی کشته شدن. غیر از اینها به پیامبران حتی به خداوند هر جسارتی بشود هیچ مجازاتی ندارد و این یک فرهنگ شده و به کل زندگی بشر سرایت کرده. به همه جا حتی به زندگی ما هم وارد شده و گوشه‌هایی از زندگی ما را هم گرفته که یا می‌دانیم یا نه. از آشپزخانه‌ی اُپن تا شیوه‌ها و سبک زندگی‌ای که در حال حاضر داریم و خیلی با دین فاصله دارد. این اباحه‌گری یکی از تجلیاتش در تصویرگری است. مثلاً موضوعش پیامبر است اما همه‌جا را رنگی کشیده و پیامبر را سیاه و سفید. علت را که می‌پرسیم می‌گوید چون مربوط به قدیم است! ببینید چه اصطلاحی. حتی گذاشتن یک شخصیت مذهبی و معنوی در جای مناسب در تصویر حرف دارد؛ سواد بصری این مطلب را اثبات کرده. چقدر تصویرگر در همین جمهوری اسلامی پیامبر را بصورت کاریکاتوری کشیده‌اند. چاپ هم شده و جایزه هم گرفته. (داستان نمایشگاه و عکس حضرت یوسف) درنتیجه مدرنیته شده ابزار دست یکسری هنرمند که برایشان فرقی نمی‌کند چکاری کنند. در مقابل هنرمندهای قدیم که توانایی زیادی هم نداشتند مثلا پرده نقاشی کار کرده بودند و نقاشی‌هایشان در حد ابتدایی بوده، خیلی‌ها را که نگاه می‌کنی آناتومی‌هایشان خیلی دقیق نیست ولی وقتی به چهره‌ی حضرت اباالفضل (ع) می‌رسد رها نمی‌کند تا زیبایش نکند. اصلاً در این نقاشی‌ها چهره با آناتومی خیلی فرق می‌کند. نقاش که رسیده به این جا تمام آنچه که از زیبایی ادراک داشته با صفا و شأن در حق حضرت ابالفضل(ع) و معصومین به کار برده با تمام آن صافی باطنی که در آن زمان داشتند.

معتقدهم کار برای اهل بیت(ع) مفاهیم دینی را باید با طهارت انجام دهد. «لا یمسحوا الا المطهرون» اگر بخواهیم نزدیک موضوع باشیم باید طهارت را رعایت کنیم که مرحله‌ی اول هم طهارت جسمی است که باید با وضو باشیم. برای مثال شنیده‌ام که کسی که می‌رفت ۱۴ پرده‌ی حضرت اباعبدالله را شروع کند با وضو می‌رفت، رو به قبله می‌نشست و روضه گوش می‌کرد تا صفای باطن پیدا کند. من هنوز وقتی ذکر مصیبت حضرت اباعبدالله می‌شود تصویر (۴۹:۲۰) از حضرت اباالفضل به یادم می آید که دوران کودکی در خانه داشتیم. بسیاری از پرده نقاشی‌ها بدون امضا هستند که حس می کردند اگر امضاء بزنند ریا می‌شود.

گاهی می‌خواهیم آموزش مستقیم مفاهیم دینی را به تصویر بکشیم که باید شفاف و روشن مطرح شود. اما گاهی یک موضوع معرفتی یا نظیره‌سازی را می‌خواهیم نشان دهیم. باید لطافت اون روح ایثار را در یک داستان مذهبی بیاوریم که هم می‌شود از تخیل و از نمادها و شاخصه‌هایش کمک بگیریم. یکی از معضلات کتاب‌های دینی ما نداشتن قدرت جلوه‌گری است و حداقل دست‌مایه‌ای را تصویرگر در حوزه‌ی مذهبی باید داشته باشد. این طور نشود که مقایسه کنیم ببینیم که دیگرانی در کارهایشان قدرت جلوه‌گری بسیار بالا، توان حرف زدن با مبانی زیباشناسی را به حد بالا دارند در حالیکه با کارهای ما در حوزه‌ی دین قابل مقایسه نیست.

کاری بدون متن انجام داده‌ام در قدیم برای بچه‌های زیر دبستان به نام فرشته‌های احمد و زهرا. در داستان زهرا عکس کودکانه‌ای از امام حسین (ع) در حالیکه حضرت علی اصغر(ع) را در آغوش دارد که این کار را با تمام وجود کار کردم و این حس منتقل می‌شود چه بخواهیم و چه نخواهیم. هنرمندان متعهدی داریم که خیلی خوب در زمینه‌ی تصویرگری کودک وارد شده‌اند مثل آقایان اقبالی، حاصلی، قاضی‌زاده که خیلی خوب کار کردند اما در عین حال گمنام هستند. برای مثال آقای اقبالی در کتاب عاشورایش ورق به ورق را با وضو و طهارت کار کرده‌اند و بدون وضو، حتی به ورقش هم دست نمی‌زدند که به چندین زبان (۱۰-۱۵ زبان) ترجمه شده و در اکثر نقاط دنیا این کتاب بصورت مؤثر رفته است. این برکات و اخلاص، کار خودش را می‌کند و منتقل می‌شود؛ البته جلوه‌گری ظاهری هم اهمیت خاص خودش را دارد. اگر توانایی ظاهری و دریافت‌های درونی کنار هم قرار بگیرند چه در کار نوشتن، تصویرگری و حتی نشر اثرش را خواهد گذاشت.

تصویرگری را (همان طور که آقای سبحانی نسب فرمودند) از قبل از انقلاب شروع کردم که در آن زمان زمینه‌های چاپ و نشر کتاب نبود و گاهاً در مساجد نمایشگاه می‌گذاشتم. یادم می آید که اولین تصویرهای مذهبی که کار کردم خرابه‌های شام بود و کار دیگری که اگر بود شناسنامه‌ای داشت اما متأسفانه در نمایشگاهی در کاشان به همراه هفتاد کار دیگر فرستادم و برگردانده نشد. دومین کاری که انجام دادم ماجرای پشت در حضرت زهرا(س) بود که از نماد در استفاده کرده بودم که بیست سال بعد تصویرگران از این نماد استفاده کردند. کار، کار خوبی بود با اینکه تسلط کافی را آن زمان نداشتم. البته پدرم نقاش بود. خودش نقاشی می‌کرد و چیزهایی می‌کشید اما طراحی خیلی قوی‌ای نداشت چون نقاش ساختمان بود. استاد نداشتم اما در آن فضا این موضوعات ذهنم را درگیر می‌کرد.

جنگ که شد موضوع شهدا پیش آمد. (رفته بودیم هورالعظیم منطقه‌ی جنوب به عنوان امدادگر، ما را فرستادند روی پاسگاه‌های شناوری که روی آب بود. ۴۵ کیلومتر با نیروهای خودی فاصله داشتیم. یک و نیم کیلومتر هم با عراقی‌ها. توی آب بودیم. دوست طلبه‌ای داشتیم به نام کریمی. همین‌طوری نشستم و شروع کردم به نقاشی کشیدن. قبلاً چهره‌ی یک روحانی نوجوانی را کشیده بودم در دفترچه‌ای همراهم بود. دوستم داشت دفترچه را ورق می‌زد رسید به این عکس. آن زمان کارمند صداو سیما بودم و اهل همدان. تعجب کرد گفتم نمی‌شناسم و بصورت ذهنی  در یکی از ساعاتی که در اداره شیفت بودم کشیدم. دست کرد در کوله‌پشتی‌اش و اعلامیه‌ی شهیدی را بیرون آورد که برادرش بود. باورکردنی نبود با نقاشی‌ چهره‌ی خیالی ای که کشیده بودم مو نمی‌زد. خیلی عجیب بود.

بعد از آن به صدا و سیما آمدم و اساتیدی را پیدا کردم مثل استاد مکتبی که هم از لحاظ توانایی در کار قوی بودند و هم درون بسیار باصفایی داشتند و خیلی به من کمک کردند. البته جایگاهی برای خودم قائل نیستم و نسل جدیدی که آمده توانایی‌های بهتری دارند علتش هم این است که ما بخش عمده‌ای از عمرمان را در فقر تصویری بودیم. یعنی برای دیدن یک تصویر یا یک کتاب خیلی باید تلاش می‌کردیم. اما نسل جدید در یک اقیانوسی از تصاویر غوطه‌ور است و این توانایی‌ها به خاطر مطالعات تصویری است که دارند. در قدرت درک تصویری و ارائه انصافاً پتانسیل عجیب و غریبی داریم افسوس که متولی ندارد.

خدا به آقای محمدپور خیر بدهد با شناختی که دارم اگر این کار به نتیجه برسد کاریست کارستان. وقتی که از متولیان کار مأیوس می‌شوید باید همین طور به خط. بزنید و یک کار ایذایی انجام بدهید که اگر اخلاص درش باشد برکاتی از آن سرازیر می‌شود. یکی از مشکلات حوزه‌ی کار هنر فضاهای مناسب برای خانم‌هاست؛ مخصوصاً خانم‌های محجّبه در تهران که سراغ ندارم. متأسفانه متولیان امر، خیلی دغدغه‌ی این مسائل را ندارند و کار باید به این شکل ادامه پیدا کند با وجود مشکلاتی که وجود دارد.

محدودیت‌هایی که برای کشیدن اهل بیت(ع) است چطور حل می‌کنید؟ (سوال توسط آقای سبحانی نسب پرسیده شد)

ـ در تصویرگری بحثی داریم به نام نمادها که در دنیا الان نمادها حرف می‌زنند. عمق پیام‌های تصویری بر عهده‌ی نمادهاست. آنقدر که نماد تصویری حرف می‌زند یک تصویر کدگذاری شده حرف نمی‌زند. مثل علائم راهنمایی و رانندگی و علائم روی پیراهن ورزشکار. چرا سراغ نمادها  نرویم؟ خیلی خوب است که برای شناساندن اهل بیت(ع) برویم به دنبال نمادها. چهره‌پردازی اهل بیت و معصومین خطر دارد. خطرش هم این است که کسی چهره‌ی خودش یا بازیگری را به جای صورت حضرات معصومین می‌کشد. این که جلوی کشیدن شمایل را گرفتند کار خوبی است. این کار باعث می‌شد که تصور اعتقادی نوجوان و جوان، آسیب جدی ببیند. بازخوردی هم که تابحال با بچه‌ها داشتم نشان داده که بچه‌ها خیلی خوب این نمادها و علائم را پذیرفتند مثل با نقاب کشیدن صورت معصومین. در دنیا هم حل شده. چطور می‌شود یک مثلث شش پر همه‌جا مفهوم و نماد صهیونیست باشد؟ این بحث گسترده است.

کاری را شروع کردم «راز نقاشی‌های خنده‌دار» آموزش کاریکاتور به زبان ساده برای کودکان و نوجوانان که تقریباً ۶۰-۵۰ قسمت می‌شود. با بررسی متوجه شدم که اینچنین چیزی در دنیا انجام نشده حتی فتواهایی هم که از مراجع گرفتم را در کتاب آوردم به عنوان توصیه‌ی اخلاقی. بخشی هم مربوط به نمادها است. در دنیای امروز انتقال مفاهیم با سرعت و نمادهاست. جالب است که در قرآن هم فراوان از این مطالب داریم. برای مثال آیه‌ای در سوره‌ی رعد که می‌فرماید: «و لله یسجد من فی السموات و الارض طوعا و کرها و ظلالهم بالغدو و الاصال» «و سایه‌هایشان هم سجده می‌کنند» یکی از مباحث زیبایی‌شناسی بحث نور و سایه است که می‌تواند در تصویر نماد خاصی برای سجده باشد. این سایه در برابر نور معنا پیدا می‌کند. خانم فتوحی در کارهایش هرچیزی می‌کشد با سایه است که جای کار زیادی دارد.

سوال: خطرات موجود در تصویرگری کتاب کودک دینی چیست؟

جواب: یکی از مهم‌ترین خطاها این است که شخص تصویرگر توانایی جلوه‌گری ندارد و ارزان کار می‌کند و دم دست است. این خیلی لطمه می‌زند کارهای ضعیف انجام می‌دهد. بعضی از تصویرگرها حتی از کار بچه‌ها و دانش‌آموزان در کتاب «مثنوی طاقدیس» که من انجامش دادم هم ضعیف‌تر کار می‌کنند. باید ناشرها را آگاه کرد که جلوی کارهای ضعیف در حوزه‌ی دین را بگیرند. مردم عراق در اربعین بعضاً یکسال کار می‌کنند تا با پول پس‌انداز شده در اربعینِ امام حسین خرجی بدهند. باید گل کار و بهترین‌ها را بگذاریم برای اهل بیت (ع). باید تمام توان‌مان در این زمینه باشد. علت این که خیلی از کارهای غربی‌ها نمک دینی دارد به خاطر همین فطرت پاک است. گاهی بین بچه‌ها و دانش‌آموزان پیش می‌آید که جواب بحثی را عیناً شبیه و مطابق با قرآن می‌زند. کار را نباید به دست بی‌دین و مشروب‌خوار سپرد؛ اگر اهل وجوهات باشند که چه بهتر. گاهی لازم است یک جوان توانمند در تصویرگری و هنر را کمک کرد تا بشناسد و معرفت نسبت به موضوعات دینی پیدا کند.

سوال: علت بی‌کیفیت بودن تصویرگری کارهای مذهبی و کتاب دینی کودک چیست؟

جواب: عرض شد و اینکه گاهی بعضی از ناشرها کار را ارزان درمی‌آورند. کاغذ بد، چاپ بد، مقوای پشت خاکستری استفاده می‌کنند. ما باید بهترین‌هایمان را برای اهل بیت بگذاریم. چون آن‌ها بهترین‌هایشان را برای دین گذاشتند. مگر از امام حسین(ع) بهتر بوده؟ باید بهترین کتاب‌ها مربوط به موضوعات فطری باشد.

گاهی همه‌ی شئونات از همین «النظافه من الایمان» بیرون می‌آید. گاهی زیبایی و گاهی سیاسی برمی‌آید. تمام شئونات به هم گره خورده و باید دیدمان را وسعت بدهیم. آسیبی که در کلاس‌های دینی به بچه‌های ما وارد شده جای دیگری زده نشده است. چون به احساس دینی بچه‌ها اصلاً توجه نمی‌شود فقط به اطلاعات دینی که این اشتباه است. فهماندن مفاهیم دینی در اولویت است مثل راستگویی، صداقت، امانتداری.

سوال: علت کیفیت بسیار بالای کتاب‌های دینی دیگر ادیان چیست؟

جواب: آن‌ها سبقه‌ی بیشتری نسبت به ما دارند. بعضاً ۳۰۰ سال از شروع به کارشان در این حوزه می‌گذرد در حالیکه ما نهایتاً ۳۵ تا ۵۰ است که شروع به کار کردیم. تکنولوژی این هنر را خود آن کشورها ابداع کردند. مطلب دیگر اینکه در فرهنگ‌سازی‌ای که دارند گاهی کتاب‌هایشان را برای دیگر کشورهای مثل ما چاپ می‌کنند نه برای خودشان که مربوط به بحث منافع پایدار می‌شود که می‌خواهند در کشور شیعه یارگیری کنند و منظور و هدف چاپ کتابها ما هستیم. چرا کپی رایت را در ایران برمی‌دارند در صورتیکه بین خودشان وجود دارد. برای ما رایگان اما بین خودشان با پول گرفتن هزینه کار می‌کنند. مثل ماهواره که برنامه‌ها را رایگان پخش می‌کند.

مسأله‌ی دیگر جشنواره‌هاست که خیلی دقیق جهت‌دهی می‌کنند هنرتصویرگری، شعر، فیلم‌سازی را با دادن جوایز به کارهایی خاص. هنوز دیر نشده چرا که ما در این حوزه هنوز کودکیم. ما سابقه‌ی ۳۰۰ ساله نداریم. فرصت خوبی هست فقط باید تلاش کرد. در مصاحبه‌ای که کرده بودم عنوان شد که ما الآن با انبوهی از استعدادهای خوب طرفیم. بچه‌هایی که توان بسیار بالایی دارند و در حوزه‌های عملی از ما جلوترند و فطرتاً هم انصافاً بچه‌های خوبی هستند.

یکی از موهبت‌ها وجود آقای سبحانی‌نسب است که وارد کار شدند و من خیلی خوشحالم. ایشان به عنوان یک روحانی در دل ماجرا قرار گرفته با وجود معذوریت‌ها و سختی‌هایی که دارد. اصلاً کار امام زمان این جاست در انجام کارهای فرهنگی. شکی نیست که خود حضرت کار فرهنگی می‌کنند. واقعاً سربازی امام زمان در انجام کار فرهنگی است و هرکس باتوجه به ابزارها و توانایی‌هایی که دارد وارد عمل شود. روز اولی که شنیدم حاج آقای سبحانی نسب با این جریان گره خوردند خیلی دلم روشن شد و امیدوارم که رها نکنند و مشترکاً با آقای محمدپور جلو بروید یقیناً یک جریان شفابخش و رهایی‌بخش و نجات‌بخش خواهد داشت.

الآن این ظرفیت‌ها سرگردانند نه جایی برای کار و ارائه و بحث هست. برعکس طرف مقابل که تمام فکرها را دقیق کرده‌اند. اون‌ها این ظرفیت‌ها را رصد می‌کنند ما هم باید کار کانیم و کوتاه نیاییم. یکی از راه‌هایش این است که بچه‌ها را به بازی بگیریم بیاوریم توی کار، تأمین مالی کنیم. کارش را چاپ کنیم. بعضی از این بچه‌ها هم واقعاً متعدد هستند. چقدر خوبه که اولین کار این جوان‌های بااستعداد با ناشران مذهبی باشد.

سوال: تصویرگری جملات با کتاب چه تفاوتی دارد؟

جواب: ۱- مجله یک بار مصرف است اما کتاب می‌ماند. ۲- از نظر اقتصادی، مجله خیلی ابعاد اقتصادی طولانی‌مدت ندارد اما کتاب مجدداً چاپ می‌شود. ۳- در مجله طراحی شخصیت و فضا و تشکل ساختاری نمی‌خواهد اما کتاب کاملاً انسجام می‌خواهد و تنوع ترکیب‌بندی و طراحی شخصیت و تمامی مشخصه‌ها را داشته باشد که مربوط به یک اثر بصری مطلوب در کار کتاب می‌شود و کار حساس‌تر است. ۴- تصویرگر باید از جمله شروع کند. گاهی یک تصویرگر می‌آید سراغ شما بهترین راهنمایی این است که بفرستیدش به کیهان بچه‌ها. به نظر من هیچ تصویرگری به اندازه‌ی من با مجلات کار نکرده در حالیکه اکثر مجلات گاردهاشون بسته است.

اما در کیهان بچه‌ها کاهایی با نمره‌ی ۱۲ و ۱۳ هم چاپ می‌کنیم. خدا رحمت کند آقای فردی که نگاه تازه‌ای ایجاد کردند و صدها تصویرگر و نویسنده و سینماگر را تربیت کردند. کار کتاب برای تصویرگران جوان و تازه‌کار سخت و سنگین است و کارنامه‌ی کاری‌شون را هم خراب می‌کند و بفرستید سراغ مجلات. مگر اینکه یک استاد بالای سرش باشد. مثل یک پایان‌نامه کار پروژه‌ای را به پایان ببرد. نیروسازی کار مهمی است.

سوال: چه نکاتی برای بالابردن کیفیت کار می‌شود انجام داد؟

جواب: استفاده از مدیرهنری است. باید کار خوانده شود. گاهی آموزش می‌دهد باید تحقیق کند که خانه‌ی پیامبر چه شکلی بوده، نوع درخت آن منطقه و محیط پیرامون آن درست کار شده. کار «از سرزمین نور» آقای سرشار را که می خوانید می‌بینید نقد و روایت تاریخی کرده و ظرافت‌های خاص دارد. با استفاده از شیوه‌ها و ترفندها و نمادهایی برای شناساندن مسائل حساس می‌توانیم کار را به خوبی پیش ببریم.

دعا کنیم برای بهتر شدن کارهای اجتماعی. چرا برای بهتر شدن وزارت‌خانه‌ها دعا نمی‌کنیم؟ باید دعا کنیم. گاهی دعاهای من دعاهای فراگیره و خداوند به برکت این دعاها و اخلاص‌ها ورق را برمی‌گرداند.

.

.

بسم الله الرحمن الرحیم

درخدمت جناب آقای سبحانی نیا هستیم مدیرعامل انتشارات دار‌الحدیث. هدف از این مصاحبه پرسش و پاسخ پیرامون نیاز‌ها و موانع موجود در چاپ و نشر کتاب کودک و نوجوان در استان قم است. امیدواریم که برای روشن شدن راه برای کل ناشرین مثمر‌ِثمر باشیم.

در خدمت جناب آقای سبحانی نیا هستیم مدیرعامل انتشارات دار‌الحدیث. هدف از این مصاحبه پرسش و پاسخ پیرامون نیاز‌ها و موانع موجود در چاپ و نشر کتاب کودک و نوجوان در استان قم است. امیدواریم که برای روشن شدن راه برای کل ناشرین مثمر‌ِثمر باشیم.

برای شروع لطفاً در مورد انتشارات دار‌الحدیث بفرمایید.

بسم‌الله الرحمن‌الرحیم. انتشارات دار‌الحدیث نزدیک ۲۰ سال است که شروع به فعالیت کرده است. بعد از تأسیس و راه‌اندازی مؤسسه‌ی دار‌الحدیث، انتشارات ‌دار‌الحدیث هم مجوز گرفت و عملیاتی شد و در طول این دو‌دهه آثار شاخصی را منتشر کرده‌ است. دار‌الحدیث به‌عنوان یک مؤسسه‌ی علمی آن‌هم در حوزه‌ی علوم دینی شناخته شده و همانطور‌که از نامش هم پیدا‌ست موضوع محوری دارالحدیث حول محورِ حدیث اهل بیت(ع) است. البته چندسالی است که بحث قرآن و حدیث را بصورت جدی دنبال می‌کند. الآن هم دار‌الحدیث دارای دو بخش اساسی است یکی‌ دانشگاه و یکی پژوهش‌گاه. دانشگاه‌ به‌عنوان دانشگاه علوم حدیث، پژوهش‌گاه هم به‌عنوان پژوهش‌گاه علوم و حدیث مشغول فعالیت هستند. مجموعه‌ی آثاری هم که تا به‌حالا منتشر شده نگاهی به مباحث علوم اسلامی با رویکرد قرآنی و حدیثی دارد. در حال حاضر بیش از ۴۰۰ عنوان کتاب توسط مؤسسه تولید شده و در انتشارات دار‌الحدیث منتشر شده‌است که بطور میانگین هر‌عنوان دو جلد است _که نزدیک به ۸۰۰ جلد می‌شود_ البته بعضی از این ‌عناوین ده‌ها چاپ خورده‌اند.

دار‌الحدیث به‌دنبال این نبوده که آثار غیر دار‌الحدیثی را منتشر کند و نادر است کتابی که تولید خودمان نباشد را چاپ کرده‌باشیم. عمده‌ کتاب‌هایی که دار‌الحدیث چاپ کرده همه‌‌اش مربوط به خود مؤسسه است و دو‌-سالی است که بر‌این برآمده که از مجموعه‌ی آثاری که تابحال تولید کرده برای مخاطب عام هم آثاری را تولید کند؛ مخاطب عام اعم از اقشار و گروه‌های سنی مختلف. آثار متغنی را که مؤسسه منتشر کرده‌ایم؛ مورد فرآوری قرار می‌دهیم و به‌آثاری برای مخاطب عام می‌رسیم. معاونت فرهنگی _هنری دار‌الحدیث این مسئولیت را بر‌عهده گرفته و در طول دو سال و اَندی که مشغول به‌کار بوده بالغ بر ۴۰ اثر برای مخاطبین گوناگون منتشر کرده‌ است.

نزدیک به ۲۰ اثر برای کودک تولید کردیم و معادل همین هم برای مخاطب نوجوان و بزرگ‌سال. حالا هم به‌طور جدی درصدد تولید آثار متنوع برای مخاطبان گوناگون هستیم. سعی کردیم که ورود‌مان اگرچه تازه‌ تا حدی علمی هم باشد و بتوانیم تأثیرگذار باشیم در عرصه‌ی کودک و نوجوان و بزرگ‌سال برای مخاطبان عام. لذا تأکید ما در تولیدات آثار عمومی‌مان بر آثار تخصصیِ تولیدشده است. برای مثال نمونه‌های متعددی داریم که برای نمونه یکی را عرض می‌کنم. توانستیم از دل مجمومه‌ی ۱۲ جلدی دانشنامه‌ی امام حسین که تولید کرده‌ایم _این کتاب تخصصی است و ویژه‌ی مخاطبان خاصی است_ چندین اثر دیگر هم استخراج کنیم برای مخاطبان عام و کودکان.

کتاب دیگری با‌عنوان «شناخت‌نامه‌ی‌ قرآن» که ۴ جلد است و لازم هست که هر مسلمانی این کتاب‌ها را داشته‌باشد. از دل این کتاب یک کتاب کوچک‌تر تولید شد با‌عنوان «از قرآن بیشتر بدانیم» که ۱۱۴ سؤالی است که پاسخ‌اش را از دل شناخت‌نامه‌ی قرآن بدست آورده‌ایم کتابی کم‌حجم تولید شد برای مخاطبان عام. در مورد فرآوری هم که عرض کردم یکسری آثار متعددی را در دست چاپ داریم که از کتاب‌های‌تخصصیِ مان در حال تولید هستیم.

کدام‌یک از آثاری که منتشر کرده‌اید مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است؟‌

به دلیل این‌که به تازگی تولید شده‌اند هنوز بازخورد آن‌چنانی نگرفتیم. البته میزان عرضه تا حدی این‌را نشان می‌دهد. در حال‌حاضر کتابی تولید شده با عنوان «من ازدواج نمی‌کنم» که کتابی‌است مختص به بانوان با نگاهی به ازدواج از منظر آموزه‌های دینی. کتابی‌است بسیار جذاب که خوب هم مورد استقبال گرفته ‌است که یک‌مقدار هم جنبه‌ی حکایتی دارد.

کتابی با عنوان «از رمضان بیشتر بدانیم» از «مراقبات ماه رمضان یا ماه خدا» استخراج شده‌ است. کتابی است عمومی که مخاطبان عام با آن ارتباط بهتری برقرار می‌کنند و با توجه به سبکی کتاب از نظر حجم و از نظر قیمت، توجه به موضوعاتی که مخاطب درباره‌اش ابهام دارد جذابیت ایجاد می‌کند.

نیاز جامعه‌ی امروز این است که کتاب‌های کم‌حجم‌تر و ارزان‌تر، با توجه به نقاط سؤال و ابهاماتی که مخاطب دارد تدوین شود. سعی داریم که بتوانیم ویژگی‌های یک کتاب خوب را در آثارمان ایجاد کنیم چون قطعاً مخاطبان به آن اقبال خواهند داشت.

با توجه به این‌که جامعه‌ی ما تحت هجمه‌ی دشمن قرار‌گرفته ‌است کاری انجام شده که سؤالات مربوط به نوجوانان را ازمنابع حدیثی با تصویرگری جذاب در اختیار‌شان قرار دهید؟

اتفاقاً نکته‌ای که اشاره کردم به همین هدف اشاره داشت. نوجوانان ما امروز در معرض تهدیدند و فضای مجازی آسیبی جدی به آن‌ها وارد کرده ‌است. باید از فضای مجازی که می‌تواند آسیب‌زا باشد استفاده کنیم و به‌عبارتی تهدید را به‌فرصت تبدیل کنیم. طبیعتاً نمی‌توان جذابیت‌های فضای مجازی را ندیده گرفت و آن‌ها را از فضای مجازی محروم کرد و انتظار داشت به‌کتاب رو بیاورند؛ باید محتواهایی که تولید می‌کنیم متنوع باشد بطوری‌‌که حتی در فضاهای مجازی هم ورود پیدا کند و جوان‌ها و نوجوان‌ها را در فضای مجازی مشغول کند. همان‌طور که عرض کردم توجه به نیاز جامعه.

زمانی است ‌که ناشرین براساس سلیقه‌ی خودشان کار تولید می‌کنند اینکه کسی سلیقه‌ی خودش را بپسندد و براساس آن ظاهر و محتوا را تولید کند بدون این‌که توجه به‌نیاز و سلیقه‌ی مخاطب داشته باشد مطمئناً موفق نخواهد بود. حتماً باید به این نکته توجه کرد که جوان امروزی چه قالبی را می‌پسندد و چه دغدغه‌ای دارد. اگر به‌سلیقه‌ی او باشد حتی اگر هم مکتوب، مورد استقبال قرار خواهد گرفت. باید سعی داشت این آثار علاوه بر مکتوب بودن در فضای مجازی هم عرضه شود تا نیاز مخاطب برطرف شود.

غیر از آن‌چه گفته شد یک مجموعه‌ی هفت جلدی کوچک به نام «رستاخیز کربلا» را از دانش‌نامه‌ی امام حسین(ع) استخراج کردیم و یک نرم‌افزار چند رسانه‌ای با نام «ثارالله» را کار کرده‌ایم که بخش‌هایی جوان‌پسند درش طراحی شده‌است. مثل: انیمیشن، مصاحبه، نمایش و کار‌های شکیل مربوط به‌فضای مجازی ‌درش تعبیه شده است. این‌ها برای آن است که برای یک جوان ایجاد جذابیت کند و به‌محتوا هم رجوع داشته‌ باشد. سید‌الشهدا را به‌صورت عمومی و برای مخاطب‌جوان معرفی کردیم در فضای مجازی و هم بصورت دی.وی.دی که استقبال‌ خوبی داشته‌است لذا باید آثارمان را چه به‌صورت کتاب صوتی، چه به صورت نرم‌افزارِ چند رسانه‌ای، یا بصورت مجله‌ی صوتی تولید کنیم در کنار کتاب تا در‌اختیار جوانان و نوجوانان ما قرار بگیرد و بتوانند از آن بهره بگیرند به‌گونه‌ای که جای تولیدات مذهبی خالی نباشد چون جوان وقتی فضا را خالی می‌بیند به دنبال فضاهای مجازی می‌رود.

دور نمایی که در نظر گرفتید برای کار در عرصه‌ی کودک و نوجوان به چه صورت است و روی چه موضوعاتی قرار‌است تمرکزکنید؟

الحمدالله موضوعات را محدود نمی‌دانیم. در همه‌ی عرصه‌ها معارف قرآنی و حدیثی حرف برای گفتن دارد؛ در بحث تربیت و خانواده، در سبک زندگی و تعاملات اجتماعی، در بحث تحصیل و کار و همه‌ی ابعاد وقتی وارد معارف قرآنی و حدیثی شدید با انبوهی از اطلاعات جذاب و مطابق با طبع سلیم انسانی روبرو می‌شوید که قابلیت انتقال به مخاطب عام را هم دارد. ما نگران کمبود محتوا نیستیم، چون کمبود محتوا در معارف دینی نداریم. تنها دونکته‌ی مشکل وجود دارد: یکی اینکه بتوانیم محتوا را برای مخاطب کودک بازپروی کنیم که مسأله‌ی خیلی مهمی است. چرا‌که کودک زبان خودش را دارد. در روایات داریم که خوب است پدر و مادر به‌زبان کودک صحبت کنند. پیامبراکرم(ع) می فرمایند: «یکلم الناس بقدر عقولهم» با مردم به اندازه‌ی عقول‌شان صحبت می‌کرد. با بچه باید بچه‌گانه صحبت کرد. پس باید محتوای خودمان را بازپروری کنیم برای مخاطب از هر قشری که مدّ نظرمان است. مشکل ما نوع و هنر به خرج دادن در بازپروری مطالب است.

دوم: انتخاب مطالب را از کجا شروع کنیم؛ این بحث محتوایی است. البته در مورد محتوا، مطالب دیگری هم مطرح است مثل نوع بیان، نوع قلم و …

نکته‌ی بعدی در رابطه با شکل کار است. باید شکل‌‌کار آن‌قدر جذاب باشد تا بتواند مخاطب کودک را جذب کند. تصوّرم براین است که خصوصاً در تولید آثارمذهبی به‌نوعی از بازار نشر عقب‌هستیم. نتوانستیم تولیدات مذهبی‌مان را هم از نظر محتوا و هم از نظر شکل و قالب به درجه‌ای برسانیم که با تولیدات غیر مذهبی و تولیدات در‌خارج از کشور بتواند رقابت کند. نمونه‌های فراوانی از آثار تولید شده در خارج، اعم از غربی و شرقی دیدم که انصافاً از نظر شکل و ظاهر جذاب است و معلوم است که هزینه کرده‌اند. کارهای کودک‌پسند و نوجوان‌پسند. خیلی مهم است که کار، کاری زیبا و قابل پسند باشد ولذا هم از نظر محتوا و متن ادبی _متن ادبی مناسب مخاطب_ باید کار کارشناسی صورت بگیرد و هم از نظر شکل، ملاحظه‌ی سنّ مخاطب بشود.

یکی از چیز‌هایی ‌که برای بچه‌ها بسیار اهمیت دارد بحث تصویرگری کتاب است. شما در این زمینه چه‌کارهایی کرده‌اید؟ آیا به این سمت رفته‌اید که سبک تازه‌ای در امر تصویرگریِ دینی ایجاد کنید؟

در بازارِ تصویرگری، انواع تصویرگری با قیمت‌های بالا وجود دارد. خود ما تخصص در حوزه‌ی تصویرگری نداریم. باید از افرادی که در این زمینه صاحب نظر هستند استفاده کنیم. تلاش‌مان بر این است که بتوانیم بهترین‌ها را به‌کار بگیریم البته با توجه به توان مالی خودمان. همین الان هم داریم به بیرون سفارش می‌دهیم. در حال حاضر چند اثر داریم که قرار است هم برای مخاطب داخل و هم برای مخاطب خارج به چند زبان تولید شود و از آن‌جایی‌که قصد داریم به بیرون هم راه‌ پیدا کند تلاش‌مان بر این است که به بهترین کیفیت کار انجام گیرد.

با ناشرین خارجی هم صحبت کرده‌اید؟ با کدام کشور قرار است کار کنید؟

نه، هنوز با ناشرین خارجی ارتباط برقرار نکرده‌ایم. می‌خواهیم برای نشر بین‌الملل هم کار‌هایی را تولید کنیم. بحث کشور ملاک نیست بلکه زبان مهم است وقتی زبان پرمخاطب را انتخاب کردید به بازار فروش در کشور‌های موردنظر هم دست خواهید یافت؛ زبان‌هایی از جمله مالایی، عربی، انگلیسی، اردو… به تبع وقتی زبان مالایی را انتخاب کنید بازارِ هدف شما می‌شود کشور‌های شرق آسیا که فرهنگ خاص خود‌شان را دارند و باید متناسب با فرهنگ همان کشور‌ها به تولید کتاب پرداخت. باید دقت شود که اصرار به انتقال دادن فرهنگ و نیاز خاص کشور‌ خودمان به کشور‌های دیگر نباشیم باید مطابق با نیاز و فرهنگ همان کشور پیش رفت.

برای حضور در عرصه‌ی بین‌الملل دارای برنامه هستید و سیاست‌گذاری خاصی را در نظر گرفته اید؟

ارتباط ما با برخی از کشور‌ها از طریق امور بین‌الملل مؤسسه‌ی دارالحدیث است. یک تفاهم‌نامه‌ای انتشارت دار‌الحدیث با معاونت امور فرهنگی و امور بین‌الملل مؤسسه‌ی دار‌الحدیث دارد که در حقیقت ما نیاز را از آن‌طرف رصد می‌کنیم و متناسب نیاز و علاقه‌ای که آن‌ها دارند؛ موضوعی را که برای آن‌ها به عنوان مسأله هست شناسایی می‌شود.

پس امکان دارد که ترجمه‌ی فارسی این کتاب‌ها هیچ ‌گاه برای داخل تولید نشود؟

سعی ما بر این است که موضوعات طوری طراحی شوند که به درد داخل هم بخورد. ولی اول باید نیاز را از آن‌طرف رصد کرد. ابتدا ببینیم که کودکِ آن‌جا دغدغه‌اش چیست؛ قطعاً مسأله‌ی کودک ما با کودک آن‌جا کاملاً متفاوت است. لذا الحمدالله با بین‌الملل دار‌الحدیث ارتباط داریم و در رایزنی‌هایی که داریم ‌زمانی می‌رسد که خود آن‌ها به ما خواهند گفت در این زمینه‌ها برای ما تولید محتوا و کتاب داشته باشید.

قصد دارید در نمایشگاه های خارجی هم تولیدات‌تان را شرکت دهید؟

قصد داریم ولی هنوز توانش را نداریم و امیدواریم در آینده‌ای نزدیک بتوانیم به چنین توانی برسیم. باید آثاری را برای عرضه داشته‌ باشیم که البته در عرصه‌ی بزرگ‌سال این توانمندی را تا حد بسیار مطلوبی کسب کرده‌ایم.

با ناشرین دیگر د رعرصه‌ی کودک ارتباط برقرار کرده اید؟

با برخی ناشرین اجمالاً ارتباط‌هایی داریم و بیشتر با نشر جمال و بهار‌دل‌ها ارتباط داشته‌ایم. گاهی از تجارب ناشر‌های دیگر هم بهره می‌بریم اگرچه شاید ارتباط نزدیک شفاهی نداشته ‌باشیم. به‌هر حال سعی می‌کنیم از تجارب دیگران در حد‌توان استفاده کنیم.

در نمایشگاه کتاب قم هم شرکت می‌کنید؟

ان‌شاءالله. چون تعداد کار‌های ما در مورد کودک و نوجوان زیاد نیست و در مجموع ۴۰ تا ۵۰ اثر است، اینکه غرفه‌ای مجزا داشته باشیم هنوز مشخص نیست. البته در غرفه‌ی انجمن حضور خواهیم داشت چون با انجمن کودک ارتباط نزدیکی داریم.

حاج‌آقای ری‌شهری عنایت خاصی به بحث کار برای کودک و وجوان دارند یا سفارش خاصی تابه‌حال کرده‌اند؟

_بله. نظر ایشان این است که تولیداتی که در زمینه‌های خاص به چاپ رسیده را بشود برای استفاده‌ی تمامی مخاطبین آماده‌سازی کرد. در‌حقیقت بخش ایجاد شدن متون ترویجی در معاونت فرهنگی دارالحدیث به دستور خود ایشان بوده و الآن هم پیگیر هستند. در کنار این کاری که دارالحدیث شروع کرده به دنبال این بودیم که یک جریان‌سازی و یک حرکت به سمت پیشرفت را برای آثار علوم ترویجی، به‌ویژه آثار کودک پایه ریزی کنیم. تا به‌حال خود ما چند نشست برگزار کردیم در قم که مربوط به آثار کودک و نوجوان بوده ‌است. در خود دارالحدیث مثلاً در یک نشست جناب رحمان‌دوست را دعوت کردیم در نشست دیگر آقایان متقی و علوی فرد حضور داشتند. از تجربیات صاحب‌نظران سعی کردیم مطالبی را در نشست‌های مختلف استفاده کنیم. سعی داشتیم مؤلفه‌ها و شاخصه‌های یک کتاب خوب را شناسایی و بطور کلی برای همه‌ی علاقمندان به‌ویژه ناشرانی که در عرصه‌ی کتاب کودک کار می‌کنند، تبیین کنیم. الان هم پیگیر هستیم و تلاش می‌کنیم با هم‌کاری انجمن کودک جریانی در این جهت ایجاد شود. اگر بتوان مؤلفه‌های یک کتاب خوب را چه از نظر محتوا و چه از نظر قالب و شکل، توسط انجمن کودک استاندارد سازی کرد در این صورت ناشرین کودک سعی خواهند کرد خودشان را به سطح این استاندارد‌ها برسانند. کیفیت تولیدات کودک‌شان را بالا ببرند و از تولیدات بازاری _که متأسفانه حجم وسیعی از تولیدات را شامل می‌شود_ فاصله بگیرند. با تلاش و پیگیری انجمن کودک امیدواریم که در آینده‌ای نزدیک صاحب یک تحول و پیشرفت چشم‌گیر در عرصه‌ی کتاب کودک در قم باشیم.

فکر نمی‌کنید وزارت ارشاد هم ملزم است حمایت ویژه‌ای از ناشرین کودک و نوجوان داشته باشد؟

این توقع وجود دارد و امیدواریم این اتفاق بیافتد. انتظارات ما از ارشاد زیاد است منتها وزارت ارشاد حداقل در این مدت که من در انتشارات دار‌الحدیث بودم در عرصه‌های متنوع و گوناگونی که می‌تواند حضور پیدا کند حضورش بعضاً کمرنگ است. حداقل می‌توان گفت که هم ناشران و هم تولیدکنندگان محصولات فرهنگی این انتظار را از ارشاد دارند که بتواند از توانایی‌های خودش بیشتر و به نحواحسن بهره بگیرد و پشتیبانی بیشتری را در عرصه‌ی کتاب‌های متغن و گران‌سنگ داشته باشد، حمایت کند، پشتیبانی و جهت دهی داشته ‌باشد. خلاصه حضور فعال و پررنگ‌تری داشته باشد ولی دلیل اینکه چرا حمایتی نیست و چرا توقعات برآورده ‌نمی‌شود را نمی‌دانم.

از اتاق فکر کارهای‌تان بفرمایید و نقشه‌ی محتوایی کار‌های‌شما چطور پیاده‌ می‌شود؟

شما الآن با مدیرعامل انتشارات دار‌الحدیث صحبت می‌کنید. خوشبختانه دارالحدیث همان‌طور که عرض کردم یک پشتوانه‌ی پژوهشی دارد. معاونت فرهنگی و مدیریت تولیدات عمومی و ترویجی از مؤسسه‌ی دارالحدیث در بخش تولیدات کودک و نوجوان پشتیبانی می‌کند. در آن‌جا شورایی وجود دارد به نام شورای کتاب کودک که از مشورت و هم‌فکری شخصیت‌های شاخصی استفاده‌ی ویژه‌ای می‌کنیم. هر از چندگاهی جلسه‌ای که متشکل از ۶ نفر از صاحب‌نظران در عرصه‌ی کتاب کودک است تشکیل می‌شود و سعی در پیاده‌کردن نظرات آن‌ها در کتاب‌های‌مان داریم. پیشنهاد ما به انجمن کودک هم این بود که بتواند جلساتی را بصورت مستمر با حضور کارشناسان داشته ‌باشد و در این جلسات بتواند از ناشران هم دعوت کند و از دیدگاه صاحب‌نظران استفاده کنند. طبیعتاً برگزاری همین جلسات و بیان نظرات کارشناسیِ صاحب‌نظران کمک می‌کند که ناشر بشناسد باید کتاب را چطور تولید کند. الحمدالله در دار‌الحدیث این اتفاق افتاده و ما برای خودمان این جلسات را داریم که باید برای کل ناشرین توسعه پیدا کند.

پس کتاب‌های تولید دار‌الحدیث قبل از رفتن برای چاپ بطور کامل بررسی می‌شوند؟

کار‌های ما هم از نظر موضوعی و هم از نظر سبک کارشناسی می‌شود، نیاز‌سنجی می‌شود و نهایتاً مورد نظارت قرار می‌گیرد و اشکالاتش برطرف می‌شود. در نهایت سعی می‌کنیم اثر قابل قبول برای ارائه به بازار تولید کنیم.

روابط عمومی و جایی برای معرفی آثاردارالحدیث بطور ویژه برای کودک دارید؟

دارالحدیث جمعاً دارای ۵ یا ۶ سایت است. انتشارات هم سایتی دارد به نام www.Darolhadith.net , www.darolhadith.ir   آثارمان در‌آن‌جا معرفی شده و سعی کردیم سایت‌مان را به‌روز کنیم. در حال‌حاضر هم سایت ما و هم فروشگاه الکترونیکی‌اش اطلاعات به‌روز دارد.

اطلاع رسانی تولیدات ما به این صورت است که در چند سایتی که داریم و چند سایت پیرامونی که مربوط به مؤسسه هست معرفی می‌شود. سعی ما بر این است که آثار را از طریق برخی از خبرگزاری‌های مجازی هم مثل ایکنا، ایسنا و یا خانه‌ی‌کتاب اطلاع رسانی کنیم.

چند‌سال پیش مراسم رونمایی در یکی از مدارس ابتدایی ‌قم به‌نام هدایت گرفتیم با حضور بچه‌ها. اوایل امسال هم یک مراسم رونمایی داشتیم با مرکز امور کتاب‌خانه‌های استان قم در کنارش هم با امور کتابخانه‌های قم همکاری داشتیم که چند عنوان از آثار مربوط به کودک ما به صورت خط بریل هم رونمایی شد. اخبارش هم در سایت‌ها آمد. سعی می‌کنیم از مراسم‌های رونمایی هم استفاده بکنیم و در سایت‌ها هم اطلاع رسانی داشته باشیم و بعد هم که توسط نمایندگی‌ها عرضه خواهد شد.

در شهر‌های دیگر هم نمایندگی دارید؟

بله. در چند شهر مهم نمایندگی داریم به علاوه‌ی اینکه یکی از مهم‌ترین نمایندگی‌های ما نمایندگی حضور در نمایشگاه‌های استانی‌است.

در ارتباط با مدارس برنامه و فعالیت خاصی داشته‌اید؟

فکر می‌کنم الآن این‌کار را بایستی انجمن کودک انجام دهد چون کتاب‌های ما هم در فروشگاه انجمن کودک موجود است. تنوع آثار برای ارائه‌ی در مدارس باید زیاد باشد؛ این‌کار برای انجمن کودک که در حدود ۲۰۰۰ عنوان کتاب دارد میسر است و ما هم آمادگی داریم همه نوع همکاری‌ای با آن‌ها داشته باشیم.

 ابتدای این سؤال از حمایت و فضایی که در اختیار انجمن کتاب کودک و نوجوان قرار دادید کمال تشکر را دارم. فکر می‌کنید انجمن کودک و نوجوان بیشتر در چه مسائلی باید ورود پیدا کند و پیرامون چه موضوعاتی باید بیشتر کار شود؟

قبلاً با عزیزانی که در انجمن کودک و نوجوان مشغول به فعالیت هستند گفتگو کردیم به‌ویژه حاج‌آقای سبحانی‌نسب. به نظرم از همه مهم‌تر این است که انجمن کودک هم جهت‌دهی کند و هم فیلتر بگذارد. جهت‌دهی به معنای این است که بگوید مؤلفه‌های کتاب خوب کودک چیست؟ استاندارد‌های تولید کتاب کودک چیست؟ (در همه‌ی شاخه ها: محتوایی‌، شکلی، قالبی، هنری، فنی…) بایستی استاندارد‌هایی را مشخص کند که این استاندارد‌ها در همه‌ی شاخه‌ها دارای کیفیت باشند و تنوع. این استاندارد‌ها و شاخصه‌های یک اثرمطلوب را که به‌تصویب اکثریت رساند؛ خودش می‌شود یک آیین‌نامه‌ی رسمی مربوط به انجمن کودک و ناشرانی که می‌خواهند آثارشان به تأیید انجمن کتاب کودک و نوجوان برسد باید این مؤلفه‌ها را در خودشان ایجاد کرده‌ باشند تا بعد بتوانند از امتیاز مهر یا لوگوی انجمن کودک بهره ببرند. طبیعتاً وقتی انجمن جایگاه رسمی و واقعی خودش را پیدا کند دیگر ناشران هم علاقمند خواهند بود که آثار‌شان به تأیید انجمن برسد. به عنوان یک اعتبار که مشابه‌اش را در جاهای دیگر داریم؛ مثلاً مجلات علمی که چاپ می‌شوند یک مجله امتیاز علمی_پژوهشی دارد و همه دوست دارند مقاله‌های‌شان در این نوع مجلات به چاپ برسد. چون اعتبار دارد. باید انجمن کودک یک‌چنین اعتباری را ایجاد کند. برای بدست آوردن این اعتبار معرفی این مؤلفه‌ها بسیار‌مهم است و بعد از تشکیل این مؤلفه‌ها کمیته‌ای مسئولیت داشته باشند کتاب‌هایی که تولید می‌شود و به انجمن کودک عرضه می‌شود را مورد ارزیابی قرار دهند که اگر اولویت‌ها را داشت به آن امتیاز و اجازه‌ی استفاده از اعتبار انجمن کودک را به‌آنها بدهند. در نهایت این منجر خواهد شد به این‌که کتاب‌شان مورد اعتماد باشد و همه به سراغ کتاب‌های‌شان بروند.

دوم بحث گذاشتن فیلتر است که شوراء و کمیته‌ای که گفته‌ شد و باید تخصصی باشد کتاب‌هایی را که این ملاک‌ها را ندارند تأیید نکند. ممکن‌ است کتابی که انجمن کودک هم تأیید نمی‌کند توسط وزارت ارشاد به چاپ برسد ولی نمی‌تواند از برند انجمن کودک استفاده کند. فلذا در آینده‌ای نزدیک باید شاهد این باشیم که هر‌کسی که می‌خواهد به کتاب کودک مطمئن دسترسی داشته ‌باشد یک‌راست به سراغ انجمن کودک بیاید. این‌کار اگر صورت بگیرد انجمن کودک با توجه به برندش می‌تواند سال به سال سطح کیفی آثار را ارتقاء دهد و ناشران را دنبال خودش بکشاند. این‌کار باعث رشد کیفی و محتوایی، قالبی، شکلی، در تولید آثار کودک خواهد شد.

بالا بردن کیفیت، مستلزم پرداخت هزینه‌ی بیشتری از سوی ناشران است. راهی برای کمک به ناشرین وجود دارد؟

هر کسی که هزینه می‌کند در ازایش می‌برد. فکر می‌کنم اگر به‌جای اینکه ده اثر تولید کنیم با کیفیت پایین دو کتاب چاپ کنیم با کیفیت بالا. عناوین کتاب کم خواهدشد ولی کیفیت کار بالا خواهد رفت. البته این‌جا، جای بخش حمایتی هم هست و این‌که گفتم وزارت ارشاد بعضاً باید ورود پیدا بکند همین‌جا است.

در کشور ما بودجه‌های‌فرهنگی زیادی اختصاص داده‌می‌شود اما سازمان‌ها هم طبق نیاز خودشان در جاهای مختلف هزینه می‌کنند نه متناسب با ناشرین کتاب‌کودک. جایی مثل وزارت فرهنگ و ارشاد محلی‌است که می‌تواند از ناشران حمایت بکند برای تولیدات مطلوب و با کیفیت. با این‌حال عرصه برای تولید آثار ضعیف بسته نمی‌شود اما با کار‌های فنی و دقیق و کارشناسی و رواج آن عرصه برای تولید کارهای ضعیف محدودتر می‌شود و ناشران ضعیف هم مجبور خواهند شد که خودشان را بالا بکشند.

در زمینه‌ی کار درعرصه‌ی خانواده و ایجاد بستری مناسب که مطالب دینی و آموزه‌های دینی و اخلاقی در محیط خانواده هم مورد پشتیبانی و حمایت قرار بگیرد چه کارهایی انجام داده‌اید؟

در این‌جهت دست ما پرتر است به لطف خدا. ما چند اثر شاخص داریم برای خانواده «کتاب تحکیم خانواده» از مهم‌ترین کتاب‌هاست که الحمدالله خیلی هم مورد استقبال و اقبال عموم مردم است. کتاب دیگر «رضایت از زندگی» است که پرطرفدار است مثل کتاب «الگوی شادکامی» و کتاب «حیا و عفاف» که کتاب تربیت جنسی است و کتاب‌های دیگری در عرصه‌ی خانواده، دار‌الحدیث تولید کرده که اتفاقاً از جمله‌ی پرفروش‌ترین کتاب‌های ما هم هست. از نظر محتوا اگرچه کامل نیستیم ولی عناوین خوبی را تابه‌حال تدوین کردیم که می‌تواند کمک شایانی به خانواده‌ها و تعاملات والدین و ارتباطات‌شان با بچه ‌ها و امثال این موضوعات. اگر قرار باشد در زمینه‌ی خانواده کار کنیم در مؤسسه، پژوهش‌گاهی وجود دارد که اساتید و محققین، دائماً کارهای مفید تولید و عرضه می‌کنند و در این زمینه پشتوانه‌ی علمی خوبی داریم. در عرصه کتاب‌های کودک و نوجوان تازه کار تر از سایر زمینه ها هستیم.

موضوعی هست که در زمینه‌ی کودک و نوجوان کم‌تر مورد توجه قرار گرفته باشد؟

_گله‌ای از برخی ناشران که در زمینه‌ی کار کودک و نوجوان فعالیت دارند دارم. اینکه بالاخره درست است که انتشارات یک مرکز اقتصادی است. ولی کسی که کار تولید کتاب را انتخاب کرده قطعاً یک آدم کاسب نیست و نگاهش تنها نگاه اقتصادی و منفعت طلبی باشد چون کسی اگر دنبال سود باشد از راه‌های دیگر بیشتر و بهتر می‌تواند به منافع اقتصادی دست پیدا بکند. در عرصه‌ی کتاب آنقدر دست‌آورد‌های اقتصادی بالا نیست که جذابیت داشته باشد. لذا باید ناشر دغدغه‌ی فرهنگی داشته باشد. اگر ناشر دغدغه‌ی فرهنگی داشته باشد به سراغ نشر می‌آید و از منافع اقتصادیِ بیشتر چشم پوشی می‌کند و به حداقل‌ها بسنده خواهد کرد برای اینکه یک نگاه فرهنگی هم دارد. برخی از ناشرها را می‌بینیم که وقتی وارد این فضا شده‌اند فقط به بحث های تجاری افتاده‌اند. این‌حالت به کارهای فرهنگی ضربه می‌زند. خیلی از افسانه‌ها یا کتاب‌هایی که ترجمه از کارهای غربی است را وقتی‌که می‌خوانید از اول تا آخرش هیچ چیزی برای کودک ندارد. هیچ آورده‌ای به کودک نمی‌دهد جز این‌که کودک از نقاشی هایش لذت می‌برد. داستانی خوانده و گاهی بدآموزی هم دارد و به فرهنگ دینی و بومی آسیب می‌زند. این ناشر چند کار غیراخلاقی می‌کند یکی این‌که محتوای غیر اخلاقی می‌دهد یا محتوایی که از نظر اخلاقی قابل دفاع نیست. دوم این‌که فرهنگ بومی را آسیب می‌زند. سوم این‌که این ناشر که نگاهش نگاه اقتصادی‌است خیلی دنبال کیفیت هم نیست. چهارم ناشران این چنینی اخلاق نشر را رعایت نمی‌کند. کتابی که مجوز چاپش را دارد آیا حقوق مؤلف‌اش را داده یا نه. اصلاً مجوز هم دارد (الحمدالله در کشور ما همچین چیزی رواج زیادی ندارد) در نتیجه برای چاپ یک کتاب چندین مؤلفه‌ی اخلاقی و حرفه‌ای را زیر پا می‌گذارد. پیشنهادم برای این نوع ناشرین به این صورت است که آن دغدغه‌ی ابتدایی که برای ورود به این کار داشته‌اند را بازپروری کنند و سعی کنیم اگر گلی به سر فرهنگ دینی خودمان نمی‌زنیم لااقل آسیبی هم وارد نکنیم.

فایل مصاحبه را برای دوستانتان ارسال کنید.

 

 

 

 

 

 .لطفاً خودتان را معرفی کنید؟

سمیه عربی‌نژاد هستم. تصویرگر.

چه مدت ‌است که کار تصویرگری انجام می‌دهید؟

نزدیک به چهار سال است که بطور‌جدی این‌کار را انجام می‌دهم. رشته‌ی دانشگاهی من گرافیک و تصویرگری است. گرافیک را تا مقطع کاردانی گذرانده‌ام و تصویرگری هم رشته‌ی کارشناسی‌ام است.

کار با ناشرین قم را ترجیح می‌دهید یا ناشرین تهران را؟

کارمن بسته به سلیقه‌ی ناشرین دارد. برای من خیلی تفاوت نمی‌کند بستگی به ناشر دارد که کار را بپسندد و از من چه‌ نوع کاری بخواهد. به شخصه‌ با ناشرها کنار می‌آیم، سخت‌گیر نیستم و چون در ابتدای کار قرار دارم دوست دارم بیشتر کار انجام دهم، تجربه کنم تا این‌که سخت‌گیری در مورد هزینه و دستمزد داشته‌باشم.

علت این‌که بیشتر دوستان شما در مورد هزینه و دستمزد مشکل دارند با ناشرین را در چه می دانید؟

چون تصویرگر‌ها چه تهرانی و چه قمی مطابق با سبک‌های هنری کار می‌کنند یعنی کسانی‌که ازدانشگاه آمدند و تحصیلات دانشگاهی دارند در رشته‌ی تصویرگری در حالی‌که ناشرین مایل نیستند پول پای این جور کار‌ها بدهند و بیشتر همان کار‌های بازاری را می پسندند حتی به یک کار فتوشاپ هم راضی هستند. کارهای دانشگاهی برای‌شان جانیفتاده ‌است. در حالی‌که در دانشگاه اگر کاری شبیه به کار‌های بازاری تحویل می‌دادیم اساتید اعتراض می‌کرند که «اصلاً برای چه به این رشته آمده‌اید؟ شما که چیزی نمی‌دانید.» به‌همین خاطر مجبورمان می‌کردند تا کارهای ابداعی و خلاقانه تحویل‌شان بدهیم. برعکس وقتی وارد بازار کار می‌شویم با استقبال ناشرین مواجه نخواهیم شد.

البته به‌نظر من ناشرین هم زیاد مقصر نیستند چون در بازار جا افتاده که بچه‌ها بیشتر به‌سراغ کار‌های سطح پایین می‌روند کارهایی که برخلاف کارهای هنری پر از رنگ هستند. اگر ناشرین به تصویرگری بها بدهند و کارهای هنری و با ایده و تخیل را چاپ کنند حتماً به مرور جایگاه‌اش را پیدا می‌کند. از این می‌ترسند که کارشَان افت پیدا کند و بازار کارشان بخوابد، برای کارهای هنری هزینه نمی‌کنند. اما اگر اعتماد کنند به تصویرگر و این دست کار‌ها را هم چاپ کنند حتماً جا خواهد افتاد. با این‌کار یک تحول بزرگ در کتاب‌های کودک و نوجوان خواهیم داشت.

فکر می‌کنید یک تصویرگر چطور می‌تواند خودش و آثارش را معرفی کند؟

در‌حال حاضر بازار شبکه‌های اجتماعی داغ است و بسیاری از هنرمندان درصفحات اجتماعی‌شان کار‌های‌شان را به نمایش می‌گذارند. این راه جزو سهل‌الوصول‌ترین راه‌ها است.

فکر نمی‌کنید به انجمن یا جایی به این شکل نیاز هست؟

قطعاً. برای کسانی که در شهرستان‌ها هستند سخت است که برای معرفی و نشان دادن کار‌های‌شان به شهر‌های دیگر بروند. در شهر‌های بزرگ که کار زیاد است انجمن بگذارند. نشست داشته باشند. حتی ناشران، تصویرگران، نویسندگان و شاعران با هم نشست‌هایی را برگزار کنند. نتیجه‌ی خوبش در کار، خودش را نشان خواهد داد.

کار تصویرگری کتاب هم انجام داده‌اید؟

بله. کاری بود که برای تهران انجام دادم و یک‌بار برای بستن قرارداد رفتم و زیاد جلسات گفتگو و صحبت در مورد شرایط کار نداشتیم.

در مورد سبک کاری‌تان توضیح دهید؟

با اساتیدی کار می‌کردم که در جه‌یک بودند و با این‌که قم بودم از تهران می‌آمدند مثل استاد مرتضی زاهدی که در انجمن کلاس تشکیل دادند و با ما تماس گرفتند و دو دوره در کلاس‌های‌شَان شرکت کردم. البته اساتیدِ به‌نام دیگری هم آمدند اما فقط توانستم دو ترم حضور داشته ‌باشم که بسیار نتیجه‌بخش بود.

هنرجوهایی بودند که از خوراک و پوشاک‌شان می‌زدند و به‌خاطر آینده‌ی‌شان و پیشرفت در کار در این کلاس‌ها شرکت می‌کردند.

سبک من از همان ابتدا چاپ دستی بود یعنی «منوپرینت» یا چاپ «لینونئم» هم کار کردم. حالا هم کارم را با دیجیتال تلفیق می‌کنم. خروجی کارِدستی و دیجیتالی با هم است. سبک خوبی است ولی نیاز به تلاش و کار بیشتر در این زمینه دارد. خیلی‌ها در این‌زمینه کار کردند ولی سبک‌های کاری متفاوت است.

هزینه‌ی کار تصویرگری بالا است؟

کسی که بخواهد حرفه‌ای کار کند به وسایل حرفه‌ای هم نیاز دارد و قیمت این وسایل خیلی بالا است. مارک‌های خوب که با آن می‌توان کارهای خوب هم تحویل داد دارای قیمت‌های بالایی هستند ولی خود من نسبت به دوستانم از وسایل با سطحی متوسط استفاده می‌کنم. به نظر من در حال حاضر می‌توانم از این وسایل استفاده کنم ولی به‌هر میزان که کسی حرفه‌ای می‌شود به وسایلی در همان سطح نیاز پیدا می‌کند.

وسایل و ابزار ایرانی هم قابل استفاده هستند؟

بله. ولی مارک‌های خارجی حرف اول را می‌زنند.

تصویرگر خارجی هم بوده که از کارش الهام گرفته باشید؟

کار زیاد می‌بینم اما این‌که شخص خاصی باشد، نه نبوده است.

چون من با آقای زاهدی شروع کردم شاید یک‌مقدار کارهایم شبیه باشد البته دیگر الان فکر نمی‌کنم زیاد شبیه به ایشان باشد کارم مخصوصاً که کار دست و دیجیتال را با هم تلفیق کردم و به سبک خودم رسیدم.

کار تصویرگری مجله هم انجام داد‌ید؟

بله. من بیشتر با مجلات قم کار کردم مثل ماهک، ملیکا، سنجاقک، دوست کودک و خردسال و آفتاب.

در دوره‌ی دانشجویی نمایشگاه به‌صورت گروهی گذاشتیم. در گالری شمسه و اشراق در قم. در تهران کارهای‌مان یک‌بار رفت در همایشی در نیاوران. در سوگواره‌ی عاشورایی کارکردم که کارم برگزیده شد. در قم هم در چند نمایشگاه دانشجویی که گذاشتند دو بار مقام اول را بدست آوردم.

استقبال مردم و جوان‌ها از کار تصویرگری به چه صورت است؟

هنوز مردم بصورت عام تصویرگری را نمی‌شناسند و خیلی‌ها به همین غرفه (غرفه‌ی تصویرگری در نمایشگاه کتابی استان قم) مراجعه می‌کنند و می‌پرسند این تصاویر نقاشی هستند؟ تمام تصاویر داخل کتاب‌ها را می‌بینند ولی از آن‌ها به عنوان نقاشی نام می‌برند. با تصویرگری آشنایی ندارند.

شرکت تصویرگران در نمایشگاه‌های کتاب را مفید می‌دانید؟

بله. یکی این‌که فرصت معرفی خودشان و آثارشان را پیدا می‌کنند و دیگر این‌که مردم با این دست کار‌ها هم آشنایی پیدا می‌کنند.

DSC04201

فکر می‌کنید اگر ناشر با تصویرگر از نظر اعتقادی و دیدگاهی هماهنگ باشند در کیفیت کار مؤثر است؟

صد در صد. کسانی که کارهای مذهبی انجام می‌دهند دنبال تصویرگر‌های مذهبی می‌گردند.

شما کار مذهبی هم انجام دادید؟

کم. خیلی کم. دوست دارم ولی سفارش نبوده تابه‌حال و شاید هم شناخته نشده بودم. سعی می‌کنم پیشرفت کنم و سطح کارهایم ارتقاء پیدا کند تا بعد یک آرشیو خوب و حرفه‌ای را برای ارائه برای ناشرین ببرم.

فکرمی‌کنید خوب است تصویرگر در حین انجام کارش مثلاً در زمینه‌ی داستان نشست‌هایی با نویسنده داشته‌باشد؟

_بیشتر ناشر‌ها که سفارش می‌دهند شعر یا داستانی را به تصویرگر می‌دهند بدون آن‌که نویسنده و یا شاعرش را بشناسد. خیلی خوب هست که این‌ها با هم در تماس باشند اما الان به این صورت نیست. گاهی تصویرگر ناشر را حتی نمی‌بیند فقط کار را بعد از انجام تحویل می‌دهد.

ناشری را دیده‌اید که روی کارش حساس بوده باشد؟

_کلاً تصویرگر زیر نظر ناشر است و از خودش کاری نمی‌تواند انجام دهد. سیستم کار به این صورت است که وقتی شروع به کار کردیم ابتدا یک فریم از کار را برای ناشر می‌فرستیم کار، فضا و کارکتر را می‌بیند و بعد نظر می‌دهد. اگر کاملاً مطابق نظر‌شان نبود ایرادش را می‌گیرند.

_یعنی ناشرین دارای این سطح اطلاعات هستند که بتوانند در مورد کیفیت کار نظر بدهند؟

_ناشرین اکثراً مدیر هنری دارند که روی کار نظارت می‌کند و اگر مدیر هنری نداشته ‌باشند اصلاً کارشان درست نیست.

شما کار آموزش هم انجام داده‌اید؟

بله. همان اوایل که کار نقاشی رئال را انجام می‌دادم هم بصورت خصوصی و هم در کلاس‌های کانون، آموزش برای کودکان داشتم. دوران خوبی بود کار برای بچه‌ها. بعد از آن هم چند ترم طولانی نقاشی برای کودکان را تدریس کردم که واقعاً از بچه‌ها توانستم چیزهای زیادی یاد بگیرم؛ چون استعداد دارند و خلاقند هم در رنگ‌گذاری و هم در طراحی کاراکتر.

فرق بچه‌ها با تصویرگری که برای‌شان کار انجام می دهد در چیست؟

به نظرمن لازم است یک تصویرگر خودش را به‌دنیای کودکان نزدیک کند. تصویرگران بزرگ، آرشیوی از نقاشی‌های کودکان دارند که به جرأت می‌توانم بگویم که با استفاده از این‌کارها حرفه ای شده‌اند. باید از درون کودک خبردار شوند و با دنیایش ارتباط برقرار کنند. زمانی کار می‌دادم به بچه‌های‌ اقوام و یک آرشیو از نقاشی‌های کودکان دارم.

_بیشتر برای کدام گروه سنی کار کرده‌اید؟

_برای گروه سنی کودک و خردسال و دوست دارم که برای نوجوان‌ها هم کار کنم.

چند نمونه از تفاوت‌های کار برای کودکان و نوجوانان را بگویید؟

کار کودک و خردسال باید ساده باشد. بدون هیچ‌گونه پیچیدگی. کودک هنوز نمی‌تواند بپذیرد که مادر را به شکلی دیگر ببیند. مادر باید همان شکل مادر باشد یا تلویزیون را به همان شکل ببیند اما نوجوان یک مقدار پیچیدگی دارد درست شبیه به رمان‌های نوجوانان که کارکتر‌های مختلف و تخیلی دارد. نوجوان حتی خودش تخیل هم می‌کند. رنگ‌های مورد استفاده در کار کودک باید شفاف و شارپ و حسی باشد در حالی‌که کار نوجوان حتی می‌تواند سیاه و سفید باشد.

چند نفر از تصویرگران خوب را معرفی کنید؟

_آقای هادی طبسی که کار کودک هم کار کردند اما خیلی تخیلی کار می‌کنند. آقای محمود مختاری که کارکتر‌های خوبی را کار می‌کنند. از خانم‌ها فرشته و الهام ارکیا و خانم شمسی.

سطح کار تصویرگرهای قم را قابل مقایسه با تصویرگران تهران می‌دانید؟

در قم تصویرگران خیلی شناخته شده نیستند. قم خیلی جا ندارد. مگر این‌که خود تصویرگر حرکتی کند و خودش را بالا بکشد. قم هنرمند خوب زیاد دارد اما نشان نمی‌دهد.

تشکیل انجمن کتاب کودک و نوجوان را خوب ارزیابی می‌کنید؟

هر گروهی که تشکیل می‌شود باید زمان بگذرد تا جا بیفتد که هدف و برنامه‌هایش چیست. باید لیستی از تصویرگران در قم را داشته باشند که در تماس باشند. مشکلی که وجود دارد در مورد تصویرگران این‌است که وقتی هرکسی به سبک و مدل خودش می‌رسد برای‌شان کارکردن مشکل می‌شود. انجمن اگر بتواند نویسنده‌ها و ناشرین را یک‌جا جمع کند در واقع بازارِ کار زیاد می‌شود.

فکر می کنید چطور می‌شود تفاوت توقع در هزینه‌ و دستمزد را بین ناشر و تصویرگر حل کرد؟

اگر ناشر درک کند که یک تصویرگر برای انجام یک فریم از کار چقدر زمان گذاشته و زحمت کشیده است؛ کارش دلی است و جذاب خواهد بود به تصویرگری که کار ِخوب ارائه کرده، حق خواهد داد.