متخصص روانشناسی کودک و نوجوان در کردستان، گفت: اعتمادبه‌نفس همان‌قدر برای پیشرفت کودک ضرورت دارد که پدال گاز برای حرکت ماشین ضرورت دارد.

مختار ویسانی، در گفت و گو با ایسنا، در پاسخ به این سوال که اعتمادبه‌نفس و استقلال کودکان از چه سنی شروع می‌شود، اظهار کرد: تفاوت افراد موفق و ناموفق در اغلب اوقات، ناشی از تفاوت آن‌ها در اعتماد به ‌نفسشان است نه تفاوت در آی‌کیو. به همین دلیل می توان گفت اعتمادبه‌نفس همان‌قدر برای پیشرفت لازم است که پدال گاز برای حرکت ماشین لازم است.

وی افزود: اعتمادبه‌نفس امری است که کودکان از رفتار والدین و نه از ژنتیکشان به ارث می‌برند، و شاید مهم‌ترین سرمایه‌ای که والدین برای کودکشان به جا می‌گذارند حساب‌های بانکی و خانه نیست بلکه اعتمادبه‌نفسی است که خود در آینده باعث ایجاد سرمایه و پیشرفت می‌شود.

متخصص روانشناسی کودک و نوجوان در کردستان، بیان کرد: والدینی که در سن ۷ ماهگی وقتی کودکشان سینه‌خیز خود را به سمت اسباب‌بازی می‌کشد و اجازه می‌دهند خود کودک آن را به دست بیاورد و والدینی که در سن ۹ ماهگی بطری شیر خشک را در دهان کودک می‌گذارند و مسئولیت نگهداری آن را به دستان کودک می‌سپارند از علامت‌های اعتمادبه‌نفسی است که به او می‌دهند.

ویسانی در ادامه ذکر کرد: والدین از همان ابتدا صددرصد می‌توانند بذر زیبای اعتماد به‌نفس را در کودک خود بکارند و پرورش دهند، اعتمادبه‌نفس همان‌قدر برای پیشرفت به کودک ضرورت دارد که پدال گاز برای حرکت ماشین لازم است.

متخصص روانشناسی کودک و نوجوان در کردستان، ذکر کرد: چرا برخی کودکان پدال گاز ندارند و به عبارتی، چرا پدال ترمز آن‌ها قوی‌تر از پدال گازشان است؟ آیا می‌توان جای این دو را عوض کرد.

ویسانی خاطرنشان کرد: کودکان در سنین ۲۰ تا ۳۰ ماهگی، سوال پرسیندشان بیشتر می‌شود سوالاتی از جمله چرا خرگوش این‌گونه راه می‌رود، چرا شب تاریک، چرا درخت برگ دارد، چرا گربه اینجوری راه میرود و غیره. اصولا والدینی که به این کنجکاوی‌های کودک، پاسخ قانع کننده می‌دهند می‌توانند باعث تقویت اعتمادبه‌نفس کودک شوند.

متخصص روانشناسی کودک و نوجوان در کردستان، یادآور شد: اعتمادبه‌نفس، با نفس‌های کودک رشد می‌کند و زمان و مکان نمی‌شناسد و از همان ۷ -۸ ماهگی شروع می‌شود.

انتهای پیام

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)-محمود برآبادی: ۱۶ مهرماه در ایران روز جهانی کودک است و هفته‌ای که این روز در آن واقع شده به کودکان و مسایل و مشکلات آنان پرداخته می‌شود. روز جهانی کودک روزی است برای توجه به کودکان، رعایت حقوق آنان و احترام به جایگاه و مرتبه کودکی در نهاد خانواده.

روز جهانی کودک در همه کشورهای جهان در یک روز معین جشن گرفته نمی‌شود، بلکه هر کشوری روزی را به این منظور اختصاص داده است. بیستم نوامبر ۱۹۵۹ روزی بود که مجمع عمومی سازمان ملل اعلامیه حقوق کودک را تصویب کرد و بیشتر کشورهای جهان این روز را به عنوان روز جهانی کودک انتخاب کردند. به این روز از منظرهای گوناگون می‌توان نگاه کرد. تضییع حقوق کودکان در بیشتر کشورهای جهان، محرومیت کودکان خیابان و کار از حق مسلم‌شان یعنی آموزش و داشتن یک زندگی سالم و شاداب، فقر و گرسنگی که در بسیاری از کشورها کودکان را از آن رنج می‌برند، همه و همه مشکلاتی است که همچنان پیش پای جهانیان است.

از منظری دیگر؛ روز جهانی کودک توجه به کودک و نیازهای ویژه او در جامعه‌ای است که بزرگسالان سازنده آنند و در خوب و بد آن سهیم و شریکند و کودکان مادامی که کودکند باید قوانین آن را که بزرگسالان دیکته می‌کنند، اجرا کنند. در این دیدگاه کودک هویتی مستقل دارد و بخشی از جامعه محسوب می‌شود که باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. این دیدگاه بر این نکته تأکید دارد که قوای ادراکی کودکان با بزرگسالان متفاوت است و این قوا همراه با رشد سنی کودک به تدریج و مرحله به مرحله رشد می‌کند. کودک در هر مرحله از رشد، توانایی‌های ذهنی خاصی دارد که به تناسب آن باید امکانات رشد و تعالی را برایش فراهم کرد.

بنابراین مفهوم کودکی یک مفهوم جدید است که طی قرون اخیر، ابتدا در میان کشورهای توسعه یافته و سپس در بیشتر کشورهای جهان پیدا شده است. افزایش بازدهی نیروی کار، بالارفتن سطح زندگی، افزایش زمان فراغت، گسترش آموزش‌های مدرسه‌ای و اجباری‌شدن آموزش در دوره ابتدایی از جمله عواملی هستند که زمینه‌های عینی پیدایش مفهوم کودکی و در نتیجه توجه ویژه به هویت مستقل کودک را فراهم کرده‌اند. به عبارتی باید گفت که پیدایش برداشت تازه از کودک و دنیای کودک، ثمره دوره جدیدی از تاریخ است که از قرن هجدهم میلادی عقب‌تر نمی‌رود.

در ایران نیز گرچه در دوره‌ای طلایی تمدن اسلامی، امر آموزش تا سطح خوبی رشد کرد و ادبیات و نگاه ویژه‌ای در آثار حکما و اندیشمندان به چشم می‌خورد اما در مجموع تا بعد از مشروطیت، شرایط لازم برای پیدایش دوران کودکی و مفهوم کودکی و در نتیجه تهیه و تدوین آثار فرهنگی و به ویژه کتاب برای کودکان فراهم نگردید. خلق ادبیات ویژه کودکان محصول پیدایش این نگاه تازه به کودک و مفهوم کودکی است.

در این نگاه کودک نسخه کوچک‌تری از بزرگسال تلقی نمی‌شود، بلکه او دنیای ذهنی خاصی دارد که در نوشتن کتاب و تولید سایر محصولات فرهنگی باید او را در نظر گرفت و نویسنده کتاب‌های کودکان فردی نیست که به تدریج رشد کرده و تبدیل به نویسنده بزرگسال خواهد شد، بلکه نوشتن برای کودکان، تخصصی ویژه است که ملاک‌ها و معیارهای خاص خود را دارد و بدون در نظر داشتن این ملاک‌ها و معیارها نمی‌توان کاری مناسب مخاطب کودک تولید کرد.

در این میان آنچه را نباید از نظر دور داشت این است که کودکان امروز با کودکان نسل قبل بسیار تفاوت دارند. آن‌ها به دلیل استفاده از امکانات دنیای مجازی و ابزارهای الکترونیکی، مولتی مدیاها و … تغییرات شگرفی کرده‌اند که دیگر به راحتی نمی‌توان سرگرم‌شان کرد؛ کتاب و سایر سرگرمی‌های سنتی گرچه هنوز کاربرد دارند، اما با دنیای کودکان امروز فاصله زیادی دارند و روز به روز این فاصله‌ها افزایش می‌یابد.

نویسندگان کودک ما هنگام نوشتن داستان ناخودآگاه کودکی خود را مرور کرده و تجربیات قدیمی خود را بازسازی می‌کنند، حال آنکه باید پا را فراتر گذاشته و به شناخت درستی از دنیای کودکان امروز که به عنوان شهروند جامعه جهانی محسوب می‌شوند، برسند. باید بتوانند با این سلیقه‌های مشکل‌پسند ارتباط برقرار کرده و آنها را درک کنند.

کاری است دشوار اما تجربه کشورهای دیگر نشان داده است که امکان‌پذیر است و این توانایی در نویسندگان و تصویرگران کتاب کودک ما دیده می‌شود.

تربیت فرزند یکی از مهم ترین وظایف پدر و مادرهاست. به این دلیل، گفتن برخی جملات می تواند به ضرر فرزند شما تمام شود و تربیت کودک شما را با مشکل رو به رو کند. ما در این مطلب قصد داریم شما را با جملاتی آشنا نماییم که به هیچ وجه نباید آن ها را به کودک خود بگویید.

همین حالا گریه‌ات را تمام کن

شما باید به کودکتان گریه کردن یا ابراز احساست را یاد دهید. اگر او اکنون ناراحتی یا عصبانیت خود را پنهان کند، در آینده نیز فردی درونگرا و گوشه گیر خواهد شد. کودکان باید یاد بگیرند که نشان دادن شادی، غم، عصبانیت… اشتباه نیست.همانطور که شما به بزرگ‌تر‌ها نمی‌گویید: «گریه نکن» برای کودکتان نیز نباید این جمله را بیان کنید.

من برای تو همه کار کرده‌ام

هنگامی که با فرزندتان بحث می‌کنید، از گفتن این جمله که شما هر کاری برای او کرده‌اید، به شدت بپرهیزید. فرزند شما با شنیدن این جمله پیش خودش فکر می‌کند که اگر پدر و مادرم برای من همه کار کرده اند، پس من چرا باید از دست آن‌ها عصبانی باشم؟ حتما مشکل از من است. در این شرایط او دیگر ناراحتی، عصبانیت، دردودل هایش و حتی اشتباهاتش را نیز برای شما بازگو نمی‌کند.

تو این بار موفق شدی، اما چرا همیشه نمی‌توانی؟

جمله اول شما، جمله‌ای مثبت و تحسین برانگیز است، اما همین که بعد از آن از کلمه «اما» استفاده می‌کنید، تمام تاثیر مثبت آن را خنثی کرده اید. در واقع شما در جمله دوم گله و شکایت خود را بروز می‌دهید و همین جمله است که تاثیر منفی خود را بر کودکان تان می‌گذارد و باعث کاهش اعتماد به نفس او می‌شود.

تو مرا عصبانی می‌کنی

یکی از مهمترین وظایف والدین صبوری است. کودکان ممکن است کارهای زیادی کنند که موجب ناراحتی شما شوند، اما این شمایید که باید آرامش تان را حفظ کنید. شما الگوی کودکان تان هستید، یا به بیان دیگر او شما را مبنایی برای رفتارهای آینده اش قرار می‌دهد، بنابراین خونسردی خود را حفظ کنید تا بعد‌ها که کمی آرام‌تر شدید، از رفتاری که با فرزندتان کرده اید، پشیمانی به سراغ تان نیاید.

آن را نخور، چاق می‌شوی

زمانی که می‌خواهید به کودکتان یاد دهید که غذاهای سالم مصرف کند، بهتر است که به جای چاق شدن، به دلیل دیگری برای منع او از غذا اشاره کنید. به عنوان مثال از فواید و طعم خوب غذاهای سالم صحبت کنید. تمرکز روی وزن کودک تن‌ها نگرانی او را بیشتر می‌کند و موجب عدم اعتماد به نفس اش می‌شود.

آرام باش

خب اگر کودکتان روش آرام کردن خودش را بلد بود که حتما این کار و انجام می‌داد. پس به جای این که این جمله را هر دفعه با صدای بلندتر تکرار کنید، به فکر راهی برای آرام کردن او باشید.

این مشکل آنقدر‌ها که تو فکر می‌کنی، بزرگ نیست

شاید مشکل فرزندتان برای شما کوچک و بی اهمیت باشد، اما دلیلی ندارد که برای کودکتان هم بی ارزش باشد؛ بنابراین شما نباید او را به خاطر ناراحتی هایش سرزنش کنید. این راه هیچ کمکی به او نمی‌کند. پس بهتر است که به جای به زیر سوال بردن مشکل اش، به دنبال راهی برای کم کردن دل نگرانی‌های او باشید.

 

خیلی تنبلی

کودکان به هیچ وجه تنبل نیستند بلکه آن‌ها چگونگی انجام آنچه از آن‌ها می‌خواهید را به درستی نمی‌دانند. اگر شما به فرزندتان بگویید که تو تنبلی، در واقع اعتماد به نفس اش را از او گرفته اید. آیا خود شما هم اگر انگیزه‌ای برای کاری نداشته باشید، قدمی بر می‌دارید؟

مثل بچه‌ها رفتار نکن

شما نباید از فرزندتان انتظار داشته باشید که مانند بزرگ تر‌ها رفتار کند، در غیر این صورت که نام کودک را بر او نمی‌گذاشتند. اگر کودکتان رفتاری بچه گانه و دور از انتظار از خود نشان داد، به شرایط اطراف او نگاه کنید و علت را دریابید. به جای سرزنش کردن او، به احساسات اش گوش دهید.

یک چیز را چند بار باید تکرار کنم؟

اگر به این مرحله رسیده اید که باید یک حرف را ۱۰۰ بار برای فرزندتان تکرار کنید، آخرش هم هیچ نتیجه‌ای نگرفته اید، بهتر است که در مورد شیوه رفتار با فرزندتان تجدید نظر کنید. غر زدن هیچ جواب مثبتی نمی‌دهد؛ بنابراین به جای تکرار یک جمله، سعی کنید با سوالات دیگر ریشه حرف گوش نکردن کودکتان را بیابید.

مرا ناامید کردی

این جمله را معمولا والدین هنگام ناراحتی کودکان می‌زنند که نه تن‌ها فایده‌ای ندارد بلکه درد و ناراحتی کودک را نیز بیشتر می‌کند. او به این دلیل که شما را نیز از خودش ناامید کرده، غصه بیشتری می‌خورد، بنابراین بدون توجه به خودتان، بهتر است که به فکر علت و برطرف کردن ناراحتی او باشید.

من از این رفتارت متنفرم

با گفتن این جمله، آنچه کودک شما می‌شوند، کلمه «متنفرم» است. در واقع زمانی که این کلمه از دهان شما به گوشش می‌رسد، او تمام کلمات قبل او را نشنیده می‌گیرد و تن‌ها به حس تنفری که شما نسبت به او دارید می‌اندیشد که تاثیر بدی بر روحیه اش خواهد گذاشت؛ بنابراین هنگام حرف زدن، مراقب کلماتی که به زبان می‌آورید باشید.

این کار را نکن

متاسفانه این جمله‌ای است که به تکرار از زبان والدین شنیده می‌شود که هیچ تاثیر مثبتی نیز ندارد. به جای بیان این جمله، بهتر است که راه درست را نشان فرزندتان دهید. به عنوان مثال اگر که او خواهر کوچک ترش را زد، دست او را بگیرید و بر سر خواهرش بکشید و به او بگویید که با دست کارهای قشنگ تری هم می‌تواند انجام داد.

منبع: بلاغ 

۴ دلیلی که کودکان سوال می‌کنند

قبل از هر چیز باید بدانیم کودکان به چهار دلیل سوال می‌کنند:

۱. شناختن                                                 ۲. کنجکاوی

۳. دیدن تضاد‌ها                                         ۴. تعارض‌ها

به طور کلی، کودکان سوال می‌کنند تا یاد بگیرند. والدین با دانستن همین نکته نه تنها نباید از پرسش کودک شان خسته شوند بلکه باید از این گونه سوالات استقبال کنند. در ادامه چند توصیه کلی درباره نحوه پاسخ گویی به سوالات اعتقادی کودکان خواهیم داشت و چند سوال را به عنوان نمونه، بر اساس همین توصیه‌های کلی پاسخ خواهیم داد.

نگویید تو در حد این مسائل نیستی!

سوال کردن فرزندان ما بیشتر برای شناخت و یادگیری است و به همین دلیل اگر سوال را از کودکان مان بگیریم، هیچ نسلی رشد نمی‌کند و حتی علمی و شناختی برای آن‌ها به وجود نمی‌آید. روش پاسخ گویی به این دسته از سوالات اعتقادی، پاسخ منطقی و بدون جهت گیری است.

نباید از اصطلاحاتی، چون «الان وقت این سوال نیست» یا «تو در حد این مسائل نیستی» استفاده کنیم. باید به صورت منطقی پاسخ دهیم و درست این است که ابتدا از کودک مان بپرسیم خودش چه فکر و برداشتی دارد و در ادامه صحبت او، به جمع بندی و پاسخ منطقی بپردازیم. استفاده از زبان تمثیل و انواع مثال‌ها می‌تواند در این زمینه به شما بسیار کمک کند.

با سوالات مفهومی پاسخ دهید

کودکان دوست دارند همواره جست و جو کنند و کنجکاوی برایشان نوعی بازی ذهنی است و دلیل آن، آشنایی بیشتر با محیط اطراف شان است. در پاسخ به این دسته از سوالات، یک نکته دیگر نیز قابل اهمیت است که پاسخ گویی باید با سوالات بیشتری اتفاق بیفتد. مثلا اگر کودک شما موضوعی را می‌داند و می‌خواهد بیشتر بداند و سوالی مطرح می‌کند، شما باید به جنبه دیگر آن موضوع بپردازید و توضیح تان همراه با سوالات مفهومی بیشتری باشد.

گاهی لازم است کودک را در آن موقعیت قرار دهید و بگویید: «اگر تو بودی، چه کار می‌کردی؟!»

تضاد و تعارض‌های ذهنی اش باید حل شود

وقتی اتفاقاتی در روند عادی زندگی می‌افتد که تاکنون نبوده است، برای کودکان مان تضاد ذهنی ایجاد می‌شود و شروع به پرسیدن می‌کنند. در این شرایط بهترین راه، همراهی کودک است تا ابتدا تجربه کسب کند. گاهی باید سوالات را با مسائل عاطفی و احساسی پاسخ داد.

وجود رابطه پر از محبت، می‌تواند بسیار در این مسئله کمک حال باشد. همچنین گاهی اتفاقاتی در زندگی می‌افتد که با اتفاقات گذشته مخالف است. کودک در این حال دچار تعارض می‌شود. در این شرایط برای پاسخ گویی به سوالات کودکان، باید از زبان مقایسه استفاده و موارد متناقض را در شرایطی منطقی مقایسه و بررسی کرد تا نتیجه قابل توجهی به دست آید.

تفاوت سوالات کودکان قبل و بعد از بلوغ

نکته بسیار مهم، این است که اگر کودک ما به صورت منظم در محیط‌های مذهبی قرار گیرد به مرور زمان، پاسخ بسیاری از سوالات خود را می‌یابد و خودش رفتار و روحیاتش را مدیریت می‌کند و سوالاتش را به راحتی پاسخ می‌دهد. البته نکته قابل توجه این است که جنس سوالات دوران کودکی و بلوغ با هم متفاوت است. سوالات دوران کودکی، بیشتر از جنس شناختن و کنجکاوی است و سوالات دوران بلوغ به دلیل بحران‌ها و انقلاب‌های درونی اش، از جنس حل تضاد‌ها و تعارض هاست.

 

نحوه پاسخ دادن به چند سوال رایج کودکان

در ادامه به صورت مصداقی به بررسی چند سوال می‌پردازیم که با توجه به نکته‌های مطرح شده در ابتدای مطلب، به آن‌ها پاسخ خواهیم داد.

خدا چیست و کیست؟

این سوال بسیار مهم است و قبل از هر پاسخی باید خود کودک را با این سوال درگیر کنیم تا زبان و فهم کودک مان را بشناسیم. خودت چی فکر می‌کنی؟ یا چه حسی و درکی داری؟ فکر می‌کنی چیست؟ در گام دوم باید به او بگوییم خدا کجاست؟ و خدا جایی نیست جز در قلب او. با پرداختن به این سوالات و از دریچه ذهن کودک، می‌توان او را درمسیر رسیدن به پاسخی ساده قرار داد.

چرا باید عزاداری کنیم؟

در این سوال ابتدا باید احساس مسئولیت و عاطفه فرزندمان را بشناسیم و او را درگیر کنیم.

چیز‌هایی را که از دست داده و ناراحت شده است، برایش یادآوری و سعی کنیم عواطف و احساساتش را در نبود آن چه برایش ارزش دارد، بروز دهد. طبق نظریات علم روان شناسی، شور و هیجان نیز در کنار شعور، عامل سلامتی روان است.

چرا امام حسین (ع) شهید شدند؟

هیچ گاه در پاسخ به این سوال سعی نکنید واکنش منفی نشان دهید که چرا این سوال را پرسیده است! باید اول خودمان بدانیم فلسفه شهادت امام حسین (ع) چه بوده است. کودکان جنس بدی و ظلم را می‌شناسند و باید بپرسیم اگر تو بودی در برابر ظلم می‌ایستادی یا نه؟ تا چه حد؟ و … تا ذهن کودک ما با این موضوع آشنا شود.

چرا فلان فرد که عزادار است، کار غلطی انجام می‌دهد؟

این هم سوال مهمی است و کاش یک عزادار، حداقل در این ایام به این نکته مهم توجه کند که کودکان مشغول تماشای او هستند و خواهند بود.

با این حال و در پاسخ به این سوال، باید زبان مقایسه را به کار گیریم و به کودکان در گام اول بگوییم که هر کسی مصونیت از خطا ندارد و امکان دارد کار اشتباهی انجام دهد.

از طرفی به او نشان بدهیم اگر کار اشتباهی را دید، باید اشتباه بودن کارش را بفهمد و از آن رفتار بد دوری کند. سوالاتی، چون این که اگر کاری غلط باشد ما باید انجام بدهیم؟ در راستای پاسخ دادن به این سوال، گره گشا به نظر می‌رسد.

کودک باید آزادانه هر سوالی را بپرسد

در پایان توجه داشته باشید که هر سوالی را می‌توان پاسخ داد. فقط باید این نکته را در نظر بگیریم که پاسخ دادن به یک پرسش، سبب نشود شخصیت کودک مورد سوال قرار گیرد. کودک می‌تواند هر سوالی را بپرسد و آزاد است و نباید بابت سوال پرسیدنش بازخواست شود. همراهی کردن و گوش دادن به کودک و توجه به او، ۵۰ درصد پاسخ به سوالش است.

نویسنده : سیدمجتبی آل علی | دانش آموخته رشته فلسفه

 

فراموش نکنید شما در دوره ای زندگی می کنید که کودکان بیش از این که با اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله مانوس باشند با شخصیت های تخیلی کارتون هایشان مانوس شده اند.

با توجه به این که برنامه های کودک در این ایام فضایی آرام تر و محزون تر دارند و کوچه و محله هم نشانه های زیادی از حضور عزاداری مذهبی دارند، سعی کنید رنگ و بوی خانه را هم با این فضا هماهنگ کنید،بسیاری از خانواده ها در این روزها خودشان مراسم عزاداری برپا می کنند یا نذری می دهند، اما در خانه هایی که چنین مراسمی برپا نیست والدین بخصوص مادر، بهتر است تغییراتی در فضای خانه ایجاد کند که نشاندهنده همسویی با عزاداری ها باشد؛ قرار نیست حتما با پخش مداحی یا نوحه سرایی چنین فضایی آماده شود، می توان با تغییر رنگ لباس در روزهای تاسوعا و عاشورا، خواندن قرآن یا دعا، تغییر موسیقی هایی که معمولا در خانه پخش می شود یا با آویزان کردن یک پرچم سیاه در خانه، همسویی با عزاداران را به کودک نشان داد تا او گمان نکند این مراسم مربوط به آدم های بیرون از خانه است.

باید توجه داشت برنامه های کودک در این ایام تغییرات نسبتا زیادی پیدا می کنند؛ ترانه های شاد پخش نمی شود و فضای برنامه ها در سکوت بیشتری قرار دارد، مجری ها معمولا لباس های تیره تر می پوشند و خنده و شادی کمتری از خود نشان می دهند، بنابراین سعی کنید برای کودک برنامه های جایگزینی که متناسب با این فضاست قرار دهید.

دیدن تعزیه، دسته های عزاداری، نمایشگاه هایی که معمولا به مناسبت این ایام برگزار می شود گزینه های مناسبی است. اگر کودک را به دیدن مراسم تعزیه بردید، با زبان ساده ای روایت تعزیه را به کودک بگویید، بسیاری از کودکان به دلیل این که از داستان تعزیه سردرنمی آورند کلافه و خسته می شوند.

بد نیست سری هم به کتابفروشی ها بزنید و کتاب های داستانی را تهیه کنید که برای گروه سنی کودکان است و وقایع کربلا را با زبانی کودکانه و به صورت مصور نشان می دهد.

یک راه دیگر هم استفاده از اشعار کودکانه است، اگر کتابی در این زمینه پیدا نکردید با یک جستجوی اینترنتی می توانید گلچینی از این اشعار را تهیه کنید و برای کودکان بخوانید. همچنین می توانید کودکان را در کمک کردن به مراسم مختلف مذهبی شریک کنید، آنها می توانند در پخش کردن غذاهای نذری کمک کنند، به عزاداران خرما یا شیر تعارف کنند و خود را جزئی از عزاداران امام حسین علیه السلام ببینند.

نکته دیگری که قابل ذکر است نقد برنامه های عزاداری در مقابل کودکان است. به خاطر داشته باشید کودکان با توجه به سنشان یک داستان کلی را از محرم یاد می گیرند و نقد جزئی شما می تواند بر این کلیت یادگیری شده، اثر بگذارد. بنابراین اگر به اشعار برخی مداحان یا کیفیت یک عزاداری ایرادی وارد است این را در جمع بزرگ ترها بیان کنید نه در حضور کودکان.

شما خودتان هم این هویت مذهبی را در کودکی کسب کرده اید و با مطالعه و تعمق بیشتر در طول سال های متوالی، توانایی تشخیص درست و غلط را به دست آورده اید پس اجازه دهید هویت مذهبی کودک شکل بگیرد و در سنین نوجوانی که پرسش های اساسی تری برایش ایجاد می شود با تفکر و تعمق خودش به این جزئیات بپردازد.

بخش خانواده ایرانی تبیان

منبع: چهاردیواری

نقش روش تلقین در نهادینه‌سازی آموزه‌ مهدویت برای کودکان

ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻬﯽ، ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ؛ﻣﻮﺳﻮﯼ ﻧﺴﺐ، ﺳﯿﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺿﺎ

نوشتار پیش‌رو، عهده‌دار پاسخ به چگونگی نهادینه‌سازی معارف مهدوی در کودکان از طریق تلقین و شبهات مربوط به آن می‌باشد.

از منظری ویژه، آموزه‌ مهدویت، عصاره ناب تمام معارف اسلامی است که در آن، ظرفیت‌های فراوان الگوگیری برای تربیت افراد برای زمینه‌سازی ظهور در جهت تحقق جامعه تراز اسلامی دارد. در این مسیر مناسب‌ترین زمان برای انتقال و نهادینه‌سازی آموزه‌های دینی، به‌ویژه مهدویت، دوره کودکی است که ماندگاری آموزه‌ها در این دوره به مثابه‌ ایجاد نقش‌واره بر سنگ می‌باشد. یکی از روش‌های تربیتی متناسب با این دوره که می‌تواند ما را در نهادینه‌سازی آموزه‌های مهدوی یاری کند، «تلقین» است که عنصر محوری آن، ایجاد باور به حقانیت آموزه‌های مهدوی از طریق «تکرار» می‌باشد.

نوشتار پیش‌رو، عهده‌دار پاسخ به چگونگی نهادینه‌سازی معارف مهدوی در کودکان از طریق تلقین و شبهات مربوط به آن می‌باشد. به‌ همین‌منظور، با پژوهشی کتابخانه‌ا‌ی و با روش توصیفی- تحلیلی، پس از بازشناسی معنایی و جایگاه‌شناسی تلقین، به تبیین مراحل تهیه‌ محتوای تلقینی پرداخته شده و در نهایت، بهره‌گیری از آن، به شرط رعایت چهارچوب اجرایی و با درنظرگرفتن ویژگی‌های دوران کودکی، مطلوب ارزیابی شده است. همچنین، قالب‌هایی نظیر شعر، قصه، نقاشی، نمایش و پرسش و پاسخ، با نمونه‌ کاربردی برای دست‌یابی به مقصود، معرفی و پیشنهاد گردیده است.

واژگان کلیدی: امام مهدی(عج)، مهدویت، کودک، تربیت، روش تربیتی، تلقین، زمینه‌سازی ظهور.

مقدّمه

«مهدویت»، اندیشه‌ انتظار موعودی الاهی است که افزون بر شمولیت نسبت به تمام اعتقادها و باورهای اسلامی، نویدبخش آموزه‌هایی است که عامل حرکت، امید، تعالی و پیشرفت در جوامع بشری، به‌ویژه جامعه‌ بزرگ اسلامی می‌گردد. یکی از مهم‌ترین وظایف شیعیان در عصر غیبت، گسترش فرهنگ مهدویت و زمینه سازی برای ظهور امام زمان(عج) است (بالادستیان و همکاران،۱۳۹۳، ج۱: ۲۲). زمینه‌سازی، به‌معنای آمادگی معرفتی، اخلاقی و رفتاری برای ظهور و پذیرش امر معصوم است؛ به‌گونه‌ای که زمینه و مقدمات ظهور فراهم گردد (آیتی،۱۳۹۰، ش۱۹: ۱۹-۵۹). این آرمان ارزشمند با پرورش نسلی مهدوی تحقق می‌یابد.

از این‌رو، باید بهترین سن تأثیرپذیری و تربیت‌پذیری، یعنی دوران کودکی را انتخاب کرد؛ زیرا شاکله‌ فکری، اعتقادی و اخلاقی انسان در آن دوران پایه‌ریزی می‌شود. سیره‌ تربیتی معصومان: در مواجهه با کودکان (ر.ک: داوودی و حسینی‌زاده، ۱۳۹۱: ۶۵-۹۷) و همچنین روایاتی که درباره دوره کودکی بیان‌ شده (ر.ک. محمّدی ری‌شهری، ۱۳۹۱)، گویای اهمیت این مقطع سرنوشت‌ساز در تربیت اسلامی است. امام علی(ع) در ضمن روایتی، هفت سال اول زندگی را سنین تربیت و پرورش  نامیده‌اند (صدوق،۱۴۱۳، ج۳: ۴۹۳، ح۴۷۴۶). دوره کودکی، تشکیل‌دهنده پایه و اساس شخصیت انسان است؛ به گونه ای که ارکان اصلی زندگی انسان بالغ و رشید، به کیفیت آن گره خورده است (باهنر،۱۳۸۷ :۲۰).

متأسّفانه در زمانه ما، جریان‌های ضد دیانت و مهدویت، قصد دارند از طریق تلقین آموزه‌های انحرافی یا به‌‌ظاهر دینی به کودکان، اندیشه و گرایش‌ آنان را از معارف ناب اسلامی و مهدوی تغییر داده، به سوی اهداف باطل سوق دهند. افزون بر آن، شاهد کم‌توجهی اشخاص و نهادهای تأثیرگذار فرهنگی و تربیتی جامعه، به ایجاد و تقویت روحیه‌ «مهدی‌باوری» و «مهدی‌یاوری» میان افراد جامعه، به‌ویژه کودکان هستیم. همچنین در زمینه آغاز پرورش چنین روحیه‌ رشد دهنده‌ای از سنین کودکی و تأثیرات تربیتی آن، اقدامات سازنده و تحقیقات علمی صورت نگرفته است. این کاستی، به‌‌دلیل فقدان معرفتی به جایگاه آموزه مهدوی در تربیت و نقش روش‌ تربیتی در نهادینه‌سازی معارف مهدویت است.

برای رفع این نقصان، نخست باید آموزه‌های مهدوی متناسب با دوره‌ کودکی گزینش و سپس شیوه‌هایی تأثیرگذار و کارآمد برای آموزش، انتقال همگام با رشد و تحول شخصیت کودکان اتخاذ شود. افزون بر آن، باید برای نهادینه‌شدن معارف مهدوی روش‌هایی اتخاذ گردد تا آن معارف درونی شده و به باور و ایمانی محکم تبدیل گردد. این نهادینه‌سازی، افزون بر خود‌مراقبتی حاصل از درک حضور حضرت مهدی(عج)؛ باعث استحکام اعتقادات، انجام رفتارهای پسندیده با میل و رغبت درونی و همچنین موجب آمادگی برای عصر ظهور می‌گردد.

در پژوهش پیش‌رو، روش تربیتی «تلقین»، انتخاب و با تکیه بر مبانی و اصول تربیت اسلامی، به بررسی نهادینه‌سازی آموزه‌های مهدوی در کودکان ۴ تا ۷ سال از این طریق می‌پردازد.

جایگاه‌شناسی تلقین

«تلقین» یکی از روش های تأثیرگذار بر نفس و روح آدمی است. برخی پژوهشگران تربیت اسلامی، بر این باورند که با تکیه بر مبنای«تأثیر ظاهر بر باطن»، روش هایی در نظام تربیتی اسلام توصیه شده، مانند «تحلم» که ماهیتاً مشمول عنوان«تلقین» است (باقری، ۱۳۶۷: ۷۶). در علم اخلاق نیز«تلقین به نفس» به عنوان راه کاری جهت درونی شدن صفات حسنه مطرح شده است. در روان‌شناسی، تلقین به عنوان شیوه ای درمانی برای بیماری‌هایی مانند کم‌رویی به کار می‌رود (کاویانی، ۱۳۸۷: ۱۰۱).

امروزه تلقین درمانی، در بیش‌تر کلینیک های روان‌درمانی جهان رواج دارد و بسیار اثرگذار است. در بحث ظرفیت های روان شناختی، تلقین به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر ادراک شمرده شده و نیز تلقین به مخاطب در زمان وارد شدنِ هیجانات شدید و تلقین به نفس در حالت هشیاری، از جمله راه‌های ورود و تأثیرگذاری بر سطح ناهشیار انسان محسوب می شود (همان: ۲۲۸-۲۳۲). اساس کار هیپنوتیزم نیز تلقین است؛ ولی به‌ دلیل این‌که راهی مصنوعی می‌باشد (همان،۲۳۲) و در آن از شیوه‌ها و ابزارهای غیرمتعارف استفاده می‌شود، از بحث ما خارج است.

معناشناسی تلقین

برای «تلقین»، معانی لغوی متعددی ذکر شده است؛ مانند فهماندن (دهخدا،۱۳۷۷)؛ یاددادن کلامی و وادارکردن به گفتن و فهماندن زبانی (معین،۱۳۷۱)؛ باوراندن اندیشه و طرز فکری خاص (عمید،۱۳۸۶). می‌توان تعاریف اصطلاحی نیز برای تلقین یافت که برخی به «خودتلقینی» و بعضی دیگر اشاره به «دگرتلقینی» ناظراند. در این‌جا چند نمونه‌ که بیش‌تر با معنای مورد نظر مرتبط است، ذکر می‌گردد:

در روان‌شناسی، تلقین یعنی«قبولاندن یا باوراندن عقیده، باور، تلقّی یا احساسی به کسی معمولاً با تکرار و بدون درک و اقناع» (انوری، ۱۳۸۵، ج۱: ۶۵۵). در تصوّف نیز به معنای «گفتن و یاد دادن ذکر خاصی به مرید و واداشتن او به تکرار آن» آمده است (همان). در مباحث معرفه النّفس، «تلقین به نفس»، یعنی«به کمک اراده، بر ضعفی روانی یا تردیدی باطنی غلبه کنند و آن ضعف یا تردید را بر اثر تعلیم و پند دادن به خود و تکرار در آن زایل سازند و بالعکس» (دهخدا، ۱۳۷۷). بنابر نظر برخی اندیشمندان تربیت اسلامی، «تلقین به نفس»، یعنی«از طریق به زبان آوردن قولی معین یا آشکارساختن عملی در اعضا و جوارح، تغییری به مقتضای آن در ضمیر پدید آید» (باقری، ۱۳۷۶: ۶۸). برخی پژوهشگران فلسفه‌ تحلیلی تعلیم و تربیت، تلقین را چنین تعریف کرده‌اند:

فرونشاندن هر نوع آموزه یا باور در ذهن فرد که به ایجاد تعهدی تزلزل‌ناپذیر نسبت به حقانیت آن منجر شود؛ به‌طوری که درهای ذهن خود را بر هر احتمالی دایر بر خطا بودن آن آموزه یا باور ببندد (بارو و وودز، ۱۳۷۶: ۹۴).

با بهره‌گیری از معانی لغوی و اصطلاحی یادشده، تعریف و نکاتی برای تلقین ارائه می‌گردد که گویای معنای مورد نظر در این نوشتار است:

تلقین، یعنی ایجاد و تقویت باور در خود یا دیگری از طریق تکرار نظام‌مند محتوای تلقینی، در قالب‌های متنوّع، متناسب با حیطه‌ شناختی و عاطفی و رفتاری تلقین‌شونده (کودک) در یک فرآیند تربیتی، بعد از مرحله‌ آموزش همراه با حفظ قدرت اراده، انتخاب‌گری و پرورش اندیشه به‌منظور تثبیت و افزایش اعتماد وی به حقّانیت آموزه‌های آن محتوا، جلوگیری از غفلت و فراموشی و همچنین به قصد ایجاد مصونیت در برابر اندیشه‌ها و رفتارهای تردیدزا و تزلزل‌آفرین.

بنابراین تعریف، عنصر اصلی تأثیرگذار تلقین، «تکرار» است؛ اعم از تکرار قولی و فعلی و محیطی و همچنین خودتلقینی و دگرتلقینی که توضیح آن خواهد آمد.

البته لازمه تکرار در این زمینه آن است که هدف‌مند و نظام‌مند باشد؛ یعنی با رعایت اصول تلقین، مانند وجود بایسته‌های اخلاقی تلقین‌کننده، استمرار، ثبات و پرهیز از دو دلی، تمرکز بر پیام معین، تنظیم تعداد تکرار، انتخاب موقعیت مناسب و رعایت اعتدال و تنوع و تناسب همراه باشد.

افزون بر این‌که تلقین بر ذهن و جنبه شناختی تأثیر مستقیم دارد؛ بخش قابل توجهی از میزان پذیرش باور و تقویت آن، به کیفیت میل و گرایش تلقین‌شونده نسبت به تلقین‌کننده و محتوای تلقینی وابسته است.

جایگاه تلقین بعد از اِخبار، آموزش و تذکر است؛ یعنی به لحاظ رتبه و گاهی از نظر زمانی در مرحله‌ بعد از اطلاع، توجیه شناختی و بازپدیدآوری ذهنی قرار دارد. بر این اساس، پس از انتقال و تعلیم آموزه به مخاطب همراه با شواهد و دلایل، به‌جهت جلوگیری از غفلت و فراموشی یادآوری می‌شود.

سپس نوبت به تکرار جهت تلقین می‌رسد تا در مکان و زمان های دور از آموزش، آموزه مورد تردید و تزلزل واقع نشود. گاهی همزمان با آموزش و تذکر، تلقین نیز رخ می‌دهد؛ ولی به‌لحاظ عقلی و شواهد تجربی، مؤخر از آن‌ها تحقّق می‌یابد و می‌توان برای آن، جداگانه برنامه‌ریزی کرد. البته با هر بار تکرار، تذکر نیز رخ می دهد؛ ولی هر تذکری تلقین‌آمیز نیست؛ بلکه تلقین، نوعی تذکر سازمان یافته و مستمر محسوب می شود.

واژه‌ تلقین، در بین مردم ملالت‌آور و بارعاطفی منفی دارد. شاید به‌این‌دلیل که برخی شرکت‌های تبلیغاتی برای ترغیب مردم به خرید محصولات تجاری، از تلقین استفاده فراوان می‌کنند؛ به طوری که گاهی اوقات از تأثیر تلقین سوء استفاده صورت می‌گیرد؛ زیرا تلقین، ابزار مشترکی برای دست‌یابی به اهداف صحیح و باطل است. بنابراین، با هدف صحیحی همچون نهادینه سازی عشق به حضرت مهدی(عج) در کودکان می‌توان از روش تلقین استفاده کرد و این استفاده بسیار به‌جا و عقلی است.

تلقین، تهدید یا فرصت برای ایجاد باورهای مهدوی در کودکان

در خصوص استفاده از تلقین برای ایجاد باورهای دینی، به‌ویژه مهدوی، سوالی مطرح است که تبیین آن به‌همراه پاسخ، از نظر می‌گذرد.

سوال

آیا باوراندن و تلقین عقاید مهدوی کاری تحمیلی محسوب نمی‌گردد و با اصل تحقیقی‌بودن عقاید و تربیت عقلانی کودکان منافات ندارد؟ توضیح آن‌که:

از یک‌سو، هر کس بهقدر توانایی باید درباره عقاید اسلامی، مانند امامت و مهدویت تحقیق کند و پس از اطمینان، طبیعتاً آن را پذیرفته، به آن معتقد می‌شود. پس، در این زمینه، تقلید از دیگری کاری ناپسند است.

از سوی دیگر، ایجاد و تقویت باورهای دینی، مانند مهدویت، جزئی از فرآیند تربیت دینی است که باید با تربیت عقلانی(پرورش نیروی عقل و تفکّر) متربّی همراه باشد تا وی عقاید دینی را با اختیار و بدون هیچ‌گونه تحمیل و تحکمی، قبول کند.

از سوی سوم، تلقین روش تربیتی تأثیرگذار شمرده شده است؛ ولی این، به معنای فرونشاندن باور است که به تحمیل عقیده‌ای خاص و اجبارکردن فرد بر پذیرش آن منجر می‌شود. در این‌صورت، حق اندیشه‌ورزی، قضاوت و انتخاب در متربی سلب و طبعاً موجب تعهدی تزلزل‌ناپذیر در او، همراه با روحیه‌ای متعصبانه، نگرشی مصونیت‌آمیز به آن عقیده و بی‌اعتمادی به سخن دیگران می‌شود و البته گاهی باعث دل‌زدگی و بی‌رغبتی به گزاره های تلقین شده می‌گردد. بدیهی است این امور، با تربیت عقلانی منافات دارد.

بنابر دیدگاه برخی پژوهشگران فلسفه‌ تحلیلی تعلیم و تربیت، مانند فلوو و هرست، استفاده از تلقین در ارائه مباحث دینی و تربیت دینی، عملی تحقیرآمیز و زشت، روشی غیراخلاقی و غیرعقلانی است و برای هر نوع آموزشی تهدید محسوب می‌شود (حیدری و بختیاری، ۱۳۸۸، ش۲: ۸۷-۸۸). البته اشکال اصلی آن‌ها، به ماهیت مفهوم تربیت دینی برمی‌گردد. آنان مدّعی‌اند تلقین‌آمیز است که پاسخ‌های مقتضی از جانب طرف‌داران تربیت دینی داده شده است (ر.ک. باقری: ۱۳۸۰).

پاسخ

اصل تحقیقی‌بودن عقاید، لزوم توجه به تربیت عقلانی و پرهیز از تحمیل عقیده، اموری هستند پذیرفته شده‌ و غیرقابل انکار؛ امّا برای تلقین دو گونه قابل تصور است:

الف) تلقین‌آسیب‌زا در فرآیند آموزش

اگر تلقین، به عنوان محور تربیت دینی و روشی برای آموزش معارف مهدویت استفاده شود؛ بدون بیان پشتوانه‌های فکری و استدلالی و عدم توجیه شناختی نسبت به آن‌ها، آثار منفی جبران‌ناپذیر یا دیراصلاح، مانند تعصّب بی‌جا را به‌دنبال دارد. مثلاً اگر در فرآیند آموزش معارف مهدوی، نگرشی مصونیت‌آمیز نسبت به آن‌ها اتّخاذ شود، به‌گونه ای که مربی مصمم باشد درباره‌ حقانیت آن ها بدون ارائه‌ شواهد و دلایل، تعهدی تزلزل ناپذیر در ذهن متربیان فرونشاند؛ فعالیت وی جنبه‌ تحمیلی به خود می‌گیرد.

همچنین اگر مربّی آموزه مورد نظر را به-گونه ای عرضه کند که پیشاپیش برای همه‌ پرسش های مخالفت آمیز، پاسخ‌های خاموش‌کننده و نه قانع کننده تدارک دیده باشد؛ یا از ارائه‌ نظریات متفکران مختلف درباره مطلب اجتناب کرده، عمداً به القای عقیده‌ا‌ی خاص به‌منزله‌ حقیقتی تردید ناپذیر(بدون اجازه‌دادن برای تفکر و پژوهش در خصوص آن) بسنده کند؛ آن گاه تعلیم، به تلقین آسیب‌زا تبدیل خواهد شد؛ زیرا حق انتخاب و قضاوت شاگردان پایمال می شود و آموزش، دربردارنده‌ این پیام است که «بیندیش، همان گونه که ما می اندیشیم و جرأت سؤال و تردید نداشته باش.»

نتیجه‌ چنین تدریسی آن است که دانش آموزان پس از اتمام درس، آموزه ها و اعتقادات کسب شده را قابل بازنگری ندانسته و به بحث درباره‌ ماهیت آن ها بی‌رغبت‌اند. هیچ استدلالی را در رد باورهای غلط خود معتبر ندانسته و هیچ دلیلی آن ها را مجاب نمی کند تا در آن‌ها تجدید نظر کنند (حیدری و بختیاری، ۱۳۸۸، ش۲: ۹۰ و۹۳).

ب) تلقین باورساز پس از آموزش

همان‌طور که در معناشناسی بیان شد، می‌توان از تلقین به‌عنوان مرحله‌ای پس از آموزش در قالب تکرار نظام‌مند بهره برد. این کار به‌منظور اقناع و افزایش اعتماد متربی به صحت آموزه و تثبیت اعتقادات، جلوگیری از فراموشی پشتوانه‌های استدلالی آن و پیشگیری بروز تزلزل در فکر و دل انجام می‌گیرد و چنین تلقین تثبیت‌افزا و اعتمادسازی تحمیل محسوب نمی‌شود. البتّه در ضمنِ تکرار ممکن است استدلال‌ها یا نکات جدید بیان شوند؛ ولی غرض در این‌جا متوجه نفس تکرار باورساز است.

بنابراین، غرض از به کارگیری روش تلقین به منظور باورسازی مهدوی در کودکان؛ زمینه-سازی برای تثبیت و نهادینه‌سازی آموزه‌های مهدوی در آن‌ها و شکوفایی فطرت معنویت‌جوی آنان نسبت به حقانیت، مفیدبودن و کارآمدی آن آموزه‌ها در زندگی کودکانه می‌باشد. در این‌صورت، افکار، امیال و رفتارهای کودک از درون به سمت معرفت، محبت، اطاعت و در نهایت، پذیرش ولایت حضرت مهدی(عج) جهت‌دهی می‌شود. این امر، مستلزم تعطیلی قوه‌ تفکر، اختیار و قدرت انتخاب کودک و همچنین سلب اجباری آزادی در اندیشه، امیال درونی و رفتار او نمی باشد؛ زیرا در اجرای تلقین باید به سه شاخصه‌ تربیتی «استقلال در انتخاب و تصمیم گیری»، «اندیشه‌ورزی یا تأمل عقلانی»، «استواری شخصیت یا قدرت اراده» توجه کرد.

این نکات در فضای تربیتی کودک نیز مطرح است؛ لکن با قالبی متناسب با دوره‌ کودکی در واقع، مربی مهدویت، در مرحله‌ آموزش، استدلال‌های کودکانه و قابل فهم را برای کودکان بیان می‌کند و ضمن آن، اندیشه و عاطفه‌ آنان را به سمت باورهای مهدوی سوق می‌دهد. سپس به تکرار آن می‌پردازد تا به ایجاد باور منجر شود؛ به‌گونه‌ای که کودک حس کند خودش آن را فهمیده، قانع شده و آزادانه انتخاب کرده است. البته موفقیت در به‌کارگیری این روش برای کودکان، در صورتی است که تهیه محتوای تلقینی و نیز شیوه‌ها و قالب‌های اجرای آن، با درنظرگرفتن نکات روان شناختی در خصوص تلقین‌پذیری این دوره‌ سنّی باشد که به برخی از آن‌ها اشاره خواهد شد.

نکته‌ مهم

امروزه کودکان در زمینه‌ عقاید، اخلاق و سبک زندگی، در معرض تلقین باورهایی مغایر با آموزه‌های وحیانی هستند. این امر توسّط انیمیشن و فیلم‌های کودکانه، شرکت‌های سینمایی غرب و از طریق تبلیغ و پخش انواع کالاهای خوراکی، پوشاک و اسباب‌بازی انجام می‌شود. چه متوجه باشیم، چه نباشیم، قطار تلقین‌پذیری کودکان به‌سرعت در حال حرکت است. شایسته است اشخاص و نهادهای تأثیرگذار بر جامعه از این ظرفیت تلقین‌پذیری، برای ترویج آموزه‌ها و باورهای مهدوی استفاده‌ بهینه کنند و آن را فرصتی برای آشناساختن کودکان با معارف مهدوی و زمینه‌سازی برای قبول استدلالی آن معارف در بزرگ‌سالی تلقّی کنند.

انواع تلقین

دسته‌بندی‌های متنوعی برای تلقین بیان شده است، مانند«شنیداری، دیداری و نوشتاری»، «فکری و کلامی» (هاشمی، ۱۳۸۸: ۱۱)؛ «اجازه و امر»، «مثبت و منفی»، «مستقیم و غیرمستقیم» (لوکرون،۱۳۷۷: ۷۸) یا «خودتلقینی و دگرتلقینی» و «قولی و فعلی» (باقری،۱۳۷۶: ۶۸) که به توضیح برخی از آن‌ها (به دلیل کارآمدی بیش‌تر در اجرای تلقین) می‌پردازیم:

الف) خودتلقینی و دگرتلقینی

«خودتلقینی» یا «تلقین به نفس» که تلقین در این صورت، مستقیماً توسط شخص به خودش صورت می‌گیرد؛ یعنی به‌زبان‌ آوردن قول یا فعلی معین که به مقتضای آن، تغییری در ضمیر پدید آید (همان). «دگرتلقینی»، یعنی تلقین غیرمستقیم که تلقین در این صورت، از سوی دیگری انجام می‌شود. استفاده از هر کدام از دو نوع مذکور، به عواملی مانند وسعت و ضیق‌ بودن ضمیر تلقین ‌شونده وابسته است. پس، هر یک در شرایط خاصی نتیجه مثبت می‌دهد (هاشمی، ۱۳۸۸: ۱۳).

ب) تلقین قولی، فعلی و محیطی

آن‌چه از استعمال واژه تلقین در زمینه متعلَّق تکرار یا جنس مادّه‌ تلقینی متبادر است؛ غالباً چیزی از سنخ لفظ در قالب گفتار یا نوشتار است. مثلاً واژه یا گزاره‌ای چندین مرتبه گفته می‌شود تا باور متناسب با آن، در جان و روح تلقین‌شونده تثبیت گردد که به آن «تلقین قولی» گفته می‌شود. در زمینه این نوع تلقین در فضای خودتلقینی، روایتی وارد شده مبنی بر سفارش به گفتن کلمه‌ «لااله الاالله» هنگامی که اندیشه های کفرآمیز در دل موج می‌زند (کلینی، ۱۳۶۵، ج۲: ۴۲۴). افزون بر تکرار واژگان، می‌توان حالت روحی ـ ‌روانی یا رفتار را تلقین کرد؛ یعنی با انجام دادن مستمر و پی‌در‌پی نوعی عمل یا نشان‌دادن روحیه‌ای خاص، باور مورد نظر در معرض تلقین قرار گیرد که «تلقین فعلی» نام گرفته است.

تلقین فعلی در فضای خودتلقینی، یعنی آشکار ساختن عملی به‌نحو تظاهر بر اعضا و جوارح (در حالی که آن فعل و آثار آن در درون ما ریشه ندوانده است) تا سایه و طنین آن را به درون بیفکنیم (باقری، ۱۳۷۶: ۶۸). در نظام تربیتی اسلام، شیوه ها و دستورات فراوانی دیده می شود که حاکی از تلفیق تلقین قولی  و  فعلی است و تأثیری مضاعف دارد؛ مانند نماز، که نمازگزار در آن، سخنان معینی را بر زبان می‌راند و حرکات معینی را انجام می‌دهد که هر یک با حالات ویژه ای تناسب دارد و آن را در باطن می‌انگیزد (همان:۷۰). در قرآن کریم از تلقین قولی در قالب تکرار آموزه‌ای خاص استفاده شده که بارزترین نمونه‌ آن، ۳۰ بار تکرار آیه‌  فَبِأی آلاءِ رَبِّکُما تُکَذّبانِ  در سوره‌ «الرّحمن» و ۹مرتبه تکرار آیه‌  ویلٌ یومَئِذٍ لِلمُکَذِّبِینَ  در سوره‌ «المرسلات» است.

عمل مستمر و پیوسته، آثار فراوانی دارد، مانند یادگیری درست، سرعت‌ عمل، یافتن مهارت و جلوگیری از فراموشی (شعبانی، ۱۳۷۷: ۲۳) و نیز ایجاد و تقویت رفتاری ثابت و عادتی استوار در کودک و نوجوان (همتی،۱۳۹۰: ۲۷). به‌بیان دیگر، تلقین قولی باعث تثبیت در افکار، حالات و اعمال می شود. حتی ایمان انسان نیز نوعی تثبیت در سایه‌ عمل است؛ چنان‌که در حدیثی بدان اشاره شده است: «ایمان جز با عمل تثبیت نمی‌شود» (کلینی، ۱۳۶۵، ج۲: ۳۸). افزایش تکرار عمل، زمینه‌ تثبیت آن را بیش‌تر خواهد کرد. با توجه به وسعت معنایی تلقین، می‌توان موارد مرتبط با شرایط محیطی مانند فضاسازی، کیفیت چینش، رنگ  و صدا را «تلقین محیطی» نامید. البته ابزار دیگری هم وجود دارد؛ مانند عکس، فیلم و نیز نمایش خودتلقینی الگو.

ج) تلقین مثبت و منفی

دو معنا برای مثبت یا منفی‌بودن تلقین بیان شده است. برخی این دو نوع تلقین را در فضای بیان عبارات تلقینی مطرح کرده‌ و معتقدند برای حفظ قدرت و آثار مثبت‌ تلقین، باید از کلماتی نظیر«نه»، «نمی‌خواهم»، «نمی‌توانم» و «نخواهد شد»، خودداری شود. مثلاً به جای جمله‌ «امروز من سردرد نخواهم داشت» که تلقینی منفی است، از عبارت«امروز من خیلی تندرست، سالم و سرحال هستم»؛ استفاده شود (لوکرون،۱۳۷۷: ۸۱).

برخی دیگر، تلقین مثبت را تلقینی می‌دانند که به خاطر مطلوب ‌بودن مادّه‌ تلقینی، باید به-کار گرفته شود و منفی، نباید صورت پذیرد (باقری، ۱۳۷۶: ۶۸). مثلاً در تلقین فعلی مثبت، مقصود آن است که صورت یک عمل مطلوب نشأت‌گرفته از باوری صحیح را تظاهرگونه بر اعضا و جوارح خویش آشکار سازیم؛ در حالی که ممکن است ریشه‌های باور و عقاید مربوط به آن هنوز در درون ما تثبیت نشده باشد؛ مانند تحلّم که حضرت علی(ع) در حدیثی فرمودند:

اگر حلیم و بردبار نیستی؛ پس خود را بردبار جلوه ده؛ چه اندک پیش آید که کسی خود را به گروهی شبیه سازد و جزو آنان نشود (نهج‌البلاغه، ۱۴۱۴: حکمت۲۰۷).

مانند تباکی(تظاهر به گریه) از خوف خدا در قنوت نماز وتر که حتی در صورت عدم توانایی بر گریستن، مستحب شمرده شده است (طوسی، ۱۴۱۱: ۱۵۲). در تلقین منفی فعلی نیز، مقصود آن است که صورت فعلی نامطلوب را از خود دور کنیم؛ در حالی که ممکن است آثار آن در درون ما ریشه دوانده باشد؛ مانند تبختر در راه رفتن، که باید از این حالت در حال راه رفتن بپرهیزیم.

تلقین‌پذیری کودکان

کودکان، تأثیرپذیری افزون‌تری در مقایسه با دیگران داشته و بیش‌تر تحت تأثیر تلقین قرار می‌گیرند (شعاری‌نژاد، ۱۳۸۵: ۴۰۸). سخن پیامبراکرم(ص) نیز به این نکته اشاره دارد:

حکایت کسی که در کودکی می‌آموزد، همانند نقش‌کندن بر سنگ است (متّقی، ۱۴۳۱، ج۱۰: ۱۵۰).

مقطع کودکی به دلیل تلقین پذیری و تأثیرپذیری بالای آن، بهترین زمان برای درمان برخی بیماری ها است (سایت پزشکان بدون مرزwww.pezeshk.us). برنامه‌ریزی برای درست هدایت‌کردن باورهای دوره کودکی از طریق تلقین، بهترین راه برای تأثیرگذاری و جهت‌دهی سطح ناهشیار انسان است (کاویانی،۱۳۸۷: ۲۳۱-۲۴۰). برای بهره بری از آن و به منظور ایجاد باورهای مهدوی در کودکان، نخست باید ویژگی‌های شخصیتی کودک و سیر تحول آن‌ها از نظر معرفتی، عاطفی و رفتاری شناخته شود.

در این‌صورت، می‌توان هماهنگ با این سیر طبیعی، در هر مرحله محتوای مهدوی متناسب با قالبی خاص تلقین کرد و همچنین از نظر فهم و پذیرش، انتظاری مناسب با همان مرحله داشت. از میان ویژگی‌های مذکور تعدادی انتخاب شده که در قالب دو گروه همسو و معارض با تلقین‌پذیری کودکان ارائه می‌گردد.

الف) ویژگی‌های هم‌سو با تلقین‌پذیری

مقصود، خصوصیاتی است که مسیر تلقین‌پذیری کودک را از نظر جسمی، فکری یا عاطفی هموار و زمینه‌ را جهت قبول و پذیرش پیام تلقینی فراهم می‌کند.

۱٫ شکل‌گیری خودپنداره

دوره کودکی، آغاز شکل‌گیری «خودپنداره» انسان و این خود، بستر مناسبی جهت تلقین آموزه مهدویت است. چون کیفیت خودپنداره که در شکل‌دهی شخصیت نقش به‌سزایی دارد، تحت تأثیر مستقیم تلقین قرار می‌گیرد (همان: ۹و۱۰). بر این اساس، تلقین در دوره کودکی یکی از مهم ترین عوامل شکل‌گیری شخصیت در بزرگسالی‌است. معلمان، والدین و به‌طورکلی، اشخاص و نهادهای تأثیرگذار با تلقین‌های تأثیرگذار خود تا حدودی سرنوشت کودکان را تعیین می کنند. اگر آن‌ها در ارتباط کلامی با کودکان از برچسب هایی مثبت، مانند خوش-اخلاقی و یار امام‌ زمان بودن، و منفی، مانند تنبلی و بی نظمی، استفاده کنند، یا این‌که خودِ کودکان، عناوین مذکور را از واکنش های دیگران دریافت و مرتب به خود تلقین کنند؛ ناخواسته مشغول پایه‌ریزی خودپنداره های مثبت یا منفی هستند که آینده اخلاقی و رفتاری آنان را پایه‌ریزی می‌کند.

۲٫ دعوت‌پذیری عملی، یادگیری مشاهده‌ای، تقلیدپذیری

امام صادق(ع) فرمودند:

مردم را از طریقی غیر از زبان‌هایتان ]در واقع با اعمال و رفتار خود به کارهای خیر[ دعوت کنید تا تلاش و راستگویی و پرهیزکاری را از ]رفتار[ شما ببینند (طبرسی، ۱۳۸۵: ۴۶).

از آن‌جا که اصول تربیتی بیان شده در قرآن و روایات حاکی از ویژگی‌های شخصیت انسان است؛ می‌توان گفت امر به دعوت مردم در حدیث مذکور، گویای روحیه «دعوت‌پذیری» در انسان است. «دعوت» به‌خلاف امر و دستور، به‌خاطر دارابودن نوعی احترام و تکریم به مخاطب، باعث علاقه‌مندی و جذب وی نسبت به تلقین‌کننده و پیام تلقینی می‌شود. وقتی دعوت عملی باشد، یعنی از طریق نمایش واقعی اعمال و رفتار انجام گیرد، کیفیت آثار مذکور چند برابر می‌شود؛ به‌ویژه در کودکان که انعطاف زیادی دارند؛ زیرا تأثیرپذیری آن‌ها، از راهنمایی عملی بیش‌تر است تا راهنمایی لفظی. تکرار دعوت عملی به تلقین فعلی منجر می‌شود.

به‌همین‌دلیل، کودکان به‌لحاظ شخصیتی آن‌گونه خواهند شد که الگوهای آنان هستند و عمل می‌کنند و کم‌تر آن‌گونه می‌شوند که با زبان از آن‌ها خواسته می‌شود؛ زیرا اغلب اعمال کودکان، انعکاسی و از روی تقلید و همانندسازی نسبت به الگوهایی همچون والدین و گروه همسال می باشد و باید آنان را مقلّدان بزرگ نامید (همتی،۱۳۹۰: ۷۴). یادگیری کودکان، غالباً از راه مشاهده است.

یادگیری مشاهده‌ای باعث می‌شود کودک، عمل مورد نظر را از طریق مشاهده و به‌طور دقیق فراگیرد و به بازپدیدآوری عینی آن اقدام کند. تکرار آن، سبب تقویت باورهای او نسبت به آن فعل می‌گردد. افزون بر آن، خودتلقینی و دگرتلقینی را فراگرفته و نسبت به خود و افراد کوچک‌تر و حتّی اسباب‌بازی خویش اجرایی کند که این کار نیز باورهای یادشده را استحکام می‌بخشد.

۳٫ انعطاف فکری و زودباوری

کودک به‌دلیل محدودیت ظرفیت شناختی، انعطاف فکری زیادی دارد. به‌همین‌دلیل، خیلی زود و سریع، سخنی را صحیح پنداشته و باور می‌کند. این انعطاف به ما کمک می‌کند تا پیام مهدوی، برای تلقین و باورسازی به دفعات کم‌تر نیاز داشته باشد؛ ضمن این‌که این امر راحت‌تر و سریع‌تر صورت می‌پذیرد. همچنین با تأثیر بر ادراک کودک، پیام را آن گونه که صحیح است و آن‌گونه که می خواهیم، درک می‌کند.

قابل ذکر است که میزان انعطاف‌پذیری کودکان همیشه یکسان نیست؛ بلکه هنگام بروز هیجانات شدید مثبت و منفی، آن‌ها بیش‌ترین تأثیرپذیری، زودباوری و تلقین پذیری را دارند (کاویانی،۱۳۸۷: ۲۳۱-۲۴۰ و گنجی،۱۳۹۱: ۲۰۲و۲۱۰).

۴٫ ناپایداری اراده و شتاب‌زدگی

اراده کودک ناپایدار بوده و خیلی زود بر اثر میل و رغبت‌های آنی و همچنین در برابر اصرار و فشار تسلیم می‌شود. همچنین اغلب رفتارهایش شتاب زده و عجولانه به دور از احتیاط  مورد نظر بزرگسالان است. این‌دو خصوصیت، زمینه را برای سرعت در تقلیدپذیری و تلقین‌پذیری فراهم می‌کند.

۵٫ عادت‌پذیری

کودک خیلی سریع با طرز فکر، روحیه و رفتاری خاص خو می‌گیرد و این سبب می‌شود آن‌قدر آن روحیه و رفتار را بازپدیدآوری کند که برای او به‌صورت ملکه و عادت در آید. از نظر اخلاقی، کودکی دوره ایجاد عادات مطلوب است (باهنر،۱۳۸۷: ۲۴). تلقین یکی از مهم ترین مکانیزم‌های شکل گیری عادت های کودک در کنار تقلید، قصد و اراده می‌باشد (کاویانی،۱۳۸۷: ۲۴۹). بنابراین، می‌توان زمینه عادت کودک به گفتن یا عمل‌کردن به محتوای تلقینی و تکرار آن را فراهم کرد تا گفته و عمل به آسانی نهادینه گردد. افزون بر آن، عادت به پذیرش پیام و خودتلقینی‌های مثبت مهدوی و همچنین انس با آن‌ها سبب تثبیت و ماندگاری باورهای مرتبط با آن پیام‌ها می‌شود.

۶٫ علاقه به تکرار

یکی از ویژگی‌های طبیعی کودک که ظرفیت پذیرش تکرار گفتار یا عمل را افزایش می‌دهد؛ علاقه‌مندی به تکرار است. به‌همین‌ دلیل است که اگر کتاب قصه ای را بارها برای کودکمان بخوانیم، خسته نمی شود و باز می خواهد آن را برایش تکرار کنیم (همتی، ۱۳۹۰: ۲۸). در روایات، در مورد اهمیت تکرار آموزه دینی و مداومت در عمل به مقتضای آن سفارش گردیده، که این مهم، حاکی از روحیه‌ تلقین‌پذیری در انسان، به‌ویژه دوره کودکی است. از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده که فرمودند:

وقتی کودک به سه سالگی رسید، باید به او بگویند: هفت مرتبه بگو: لاإله إلاالله. سپس رهایش کنند تا سه سال و هفت ماه و بیست روزِ او کامل شود. سپس باید به او بگویند: هفت مرتبه بگو: مُحَمَّدٌ رَسوُلُ الله و او را رها کنند تا چهار سال او تمام شود. آن گاه به او بگویند: هفت مرتبه بگو: صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِه. سپس …(صدوق، ۱۴۱۳، ج۱: ۲۸۱، ح۸۶۳).

۷٫ نیاز به محبت و دلبستگی به محبوب خویش

محبت، یکی از نیازهای اساسی کودکان به شمار می‌آید. در اسلام به این موضوع بسیار توجه شده تا آن‌جا که امام صادق(ع) فرمودند:

خداوند بنده‌اش را به‌واسطه‌ شدت محبتی که به فرزند خود دارد، رحم می‌کند (صدوق،۱۴۱۳، ج۳: ۴۸۲).

می‌توان برای کودکان، بر حقانیت آموزه‌های مهدوی به زبان کودکانه در قالب قصه و شعر استدلال کرد تا اطمینان بیش‌تری به صحت آن و در ادامه رغبت افزون‌تری برای تکرار پیدا کنند؛ اما محبوبیت و مقبولیت تلقین‌کننده و پیام تلقینی، نزد کودکان، در ترغیب آنان به انجام دادن و تکرار محتوای تلقینی به مراتب از استدلال اثرگذارتر است و این به دلیل نیاز شدیدی است که آنان به محبت داشته و به هر کس که به آن‌ها محبت کند، سریعاً علاقه‌مند می‌شوند و به‌سرعت دل بسته‌ محبوب خویش می‌شوند (همتی،۱۳۹۰: ۳۴).

کودکان سخن و عمل تلقین‌کننده‌ای را سریع‌تر، باور، تقلید و تکرار می‌کنند که او را بیش‌تر دوست داشته باشند. بنابراین، می‌توان با ایجاد انس کودک با تلقین‌کننده و پیام مهدوی، تلقین‌پذیری را سرعت بخشید.

منابع

قرآن کریم.

۱٫ آیتی، نصرت الله (پاییز۱۳۹۰). زمینه‌سازی ظهور؛ چیستی و چگونگی، فصل‌نامه مشرق موعود، سال پنجم، شماره ۱۹٫

۲٫ آمدی، عبدالواحد ابن محمّد (۱۴۱۰ق). غررالحکم و دررالکلم، قم، دارالکتاب الاسلامی.

۳٫ ابن شعبه حرانی (۱۴۰۴ق). تحف العقول عن آل الرسول، قم، جامعه مدرسین.

۴٫ ابن بابویه، محمدبن علی (۱۳۹۵ق). کمال الدین و تمام النعمه، ۲جلدی، تهران، اسلامیه.

۵٫ اسماعیلی و همکاران (۱۳۹۲). روش تدریس و کلاس‌داری تبلیغی، قم، مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه.

۶٫ انوری، حسن (۱۳۸۵). فرهنگ فشرده سخن، تهران، سخن.

۷٫ بالادستیان، محمّدامین و دیگران (۱۳۹۳). نگین آفرینش، قم، بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج).

۸٫ باهنر، ناصر (۱۳۸۷). آموزش مفاهیم دینی همگام با روانشناسی رشد، چاپ و نشر بین الملل.

۹٫ بارو، رابین و رونالد، وودز (۱۳۷۶). درآمدی بر فلسفه آموزش و پرورش، ترجمه فاطمه زیباکلام، تهران، دانشگاه تهران.

۱۰٫ باقری، خسرو (۱۳۷۶). نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، تهران، مدرسه.

۱۱٫ باقری، خسرو (۱۳۸۰). چیستی تربیت دینی(بحث و گفتگو با پروفسور پاول هرست)، تهران، تربیت اسلامی.

۱۲٫ بی‌ریا، ناصر و دیگران (۱۳۷۵). روان شناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی، تهران، سمت.

۱۳٫ جمعی از نویسندگان (۱۳۹۲). اصول و روش های ارائه مفاهیم دینی، قم، مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه.

۱۴٫ حیدری ابهری، غلامرضا (۱۳۹۲). خداشناسی قرآنی کودکان، قم، جمال.

۱۵٫ حیدری، محمدحسین و نصر بختیاری، حسن علی (پاییز و زمستان۱۳۸۸). تلقین؛ چالشی فراروی تربیت دینی، فصل نامه اسلام و پژوهش های تربیتی، شماره ۲، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی;.

۱۶٫ داوودی، محمد و حسینی‌زاده، علی (۱۳۹۱). سیره تربیتی پیامبر(ص) و اهل بیت:، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

۱۷٫ دادستان، پریرخ (۱۳۹۱). ارزشیابی شخصیت کودکان (بر اساس آزمون‌های ترسیمی)، تهران، رشد.

۱۸٫ دهخدا، علی اکبر (۱۳۹۱). لغت نامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، ۱۶جلدی.

۱۹٫ سیف، علی‌اکبر (۱۳۸۵). روان‌شناسی پرورشی (روان‌شناسی یادگیری و آموزش)، تهران، آگاه.

۲۰٫ شعبانی، حسن (۱۳۷۷). مهارت‌های آموزشی و پرورشی(روش‌ها و فنون تدریس)، تهران، سمت.

۲۱٫ شعاری نژاد، علی اکبر (۱۳۸۵). روان شناسی رشد، تهران، اطلاعات.

۲۲٫ صبحی صالح (۱۴۱۴ق)، نهج البلاغه، قم، بی‌جا.

۲۳٫ صدوق، محمدبن علی (۱۴۱۳ق). من لایحضره الفقیه،۴جلدی، قم، جامعه مدرسین.

۲۴٫ طبرسی، احمدبن علی (۱۴۰۳ق). الاحتجاج، مشهد، نشر مرتضی.

۲۵٫ طبرسی، علی بن الحسن (۱۳۸۵ق). مشکاه الانوار فی غرر الاخبار، نجف، المکتبه الحیدریه.

۲۶٫ طوسی، محمد بن حسن (۱۴۱۱ق). مصباح المتهجد، بیروت، موسسه فقه الشیعه.

۲۷٫ عمید، حسن (۱۳۸۶). فرهنگ فارسی عمید، تهران، امیرکبیر.

۲۸٫ قائمی امیری، علی (۱۳۷۹). حدود آزادی در تربیت، تهران، انجمن اولیا و مربیان.

۲۹٫ کاویانی، محمد (۱۳۸۷). روان شناسی و تبلیغات (با تأکید بر تبلیغ دینی)، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

۳۰٫ کلینی، محمدبن یعقوب (۱۳۶۵).کافی، ۸جلدی، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

۳۱٫ گنجی، حمزه (۱۳۹۱). روان شناسی عمومی، تهران، ساوالان.

۳۲٫ کیومرثی، غلام‌علی (۱۳۸۶). آشنایی با نقش هنر در پیشبرد فعالیت‌های پرورشی مدارس، تهران، مدرسه.

۳۳٫ گریوانی، مسلم (۱۳۹۱). خدایی که در این نزدیکی است(چگونگی معرفی خدا به فرزندان)، مشهد، موسسه ضریح آفتاب.

۳۴٫ لوکرون، لسلی (۱۳۷۷). اتوهیپنوتیزم، ترجمه: همایون‌فر، یدالله، تهران، سیروس.

۳۵٫ متقی هندی، علاء الدین علی بن حسام الدین (۱۴۳۱ق). کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

۳۶٫ معین، محمد (۱۳۷۱). فرهنگ معین، تهران، امیرکبیر.

۳۷٫ محدثی، جواد (۱۳۷۶). هنر در قلمرو حکمت، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.

۳۸٫ محمدقاسمی، حمید (۱۳۸۹). روش‌های تربیتی در داستان‌های قرآن، تهران، چاپ و نشر بین الملل.

۳۹٫ محمدی ری شهری، محمد (۱۳۹۱). حکمت‌نامه کودک، عربی به فارسی، ترجمه: پسندیده، عباس، قم، چاپ و نشر دارالحدیث.

۴۰٫ محمدی، محمدعلی (۱۳۹۱). شیوه پاسخ به پرسش‌های دینی، قم، مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه.

۴۱٫ منصور، محمود (۱۳۸۸). روان شناسی ژنتیک (تحول روانی از تولد تا پیری)، تهران، سمت.

۴۲٫ مقدسی پور، علی (اسفند۱۳۸۲). اصول و روش های آموزش مفاهیم دینی به کودکان(۱)، فصل نامه معرفت، شماره۷۵٫

۴۳٫ مک کی، رابرت (۱۳۸۹). داستان، ساختار، سبک و اصول فیلم‌نامه نویسی، مترجم: گذرآبادی، محمد، تهران، هرمس.

۴۴٫ هاشمی، عزیزالله (۱۳۹۰). نغمه‌های دینی کودکان، قم، عصمت.

۴۵٫ هاشمی، انسیه (۱۳۸۸). پایان‌نامه؛ نقش تلقین در تقویت اراده، قم، جامعه الزهرا۳.

۴۶٫ همتی، مجید (۱۳۹۲). فرزندان قانون(روش های نظم آموزی به کودکان)، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی;.

۴۷٫ همّتی، مجید (۱۳۹۰). چند ایست تا بیست(خودمهارگری کودکان)، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی;.

۴۸٫ یوسفیان، محمد و خانم ولایی (۱۳۹۲). یاران آفتاب، قم، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج).

۴۹٫ ــــــــــــــــــــــــــــ . فرشته خوش‌خبر، ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .

۵۰٫ ـــــــــــــــ (۱۳۹۳). منتظرم بیایی، ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .

۵۱٫ ـــــــــــــــ و وحیدی صدر، مهدی (۱۳۹۳). مجموعه چلچراغ، ـــــــــــــــــــ .

۵۲٫ ـــــــــــــــــــــــــــــــ (۱۳۹۱). شکوفه‌های امید، ـــــــــــــــــــــــــــ .

۵۳٫ سایت پزشکان بدون مرز http://www.pezeshk.us/.

ﻓﺼﻠﻨﺎﻣﻪ ﻋﻠﻤﻲ – ﺗﺮوﻳﺠﻲ اﻧﺘﻈﺎر ﻣﻮﻋﻮد، ﺷﻤﺎره ۴۷، زﻣﺴﺘﺎن  ﺳﺎل ۱۳۹۳.

 

جلسۀ گفتگوهای چندجانبه دربارۀ ضرورت بیان مباحث خداشناسی برای کودکان،  با حضور صاحب‌نظران حوزۀ مباحث دینی در نشر دارالحدیث برگزار شد.

در این جلسه که به همت انتشارات دارالحدیث و انجمن ناشران کودک و نوجوان برگزار شده بود، نویسندگان و شاعران و ناشران حاضر در جلسه به بیان دیدگاه‌های خود دربارۀ موضوع پرداختند.

غلامرضا حیدری ابهری، مسلم گریوانی، علی دنیایی، مجید محبوبی(نویسنده)، سید محمد مهاجرانی، یحیی علوی‌فرد(شاعر) محمدتقی سبحانی‌نیا (مدیر مسؤل انتشارات دارالحدیث و نشریۀ سنجه)، علیرضا سبحانی‌نسب (مدیر مسؤل انتشارات جمال و رئیس انجمن ناشران کودک و نوجوان) و حسین پورشریف (دبیر تحریریۀ نشریۀ سنجه) از جمله نویسندگانی بودند که در این گفتگو شرکت داشتند.

شایان ذکر است که این جلسات ادامه خواهد داشت و محتوای آن در نشریۀ سنجه و سایت انجمن ناشران کودک و نوجوان در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت.

ادبیات کودک و نوجوان هنگامی پدید آمد که بزرگسالان متوجه شدند کودکان و نوجوانان به سبب گنجایش‌های شناختی و ویژگی‌های رشدی خود آمادگی پذیرش متن‌های سنگین را ندارند و به متن‌هایی نیاز دارند که پاسخگوی دوره‌ی رشد آن‌ها باشد. به گزارش کتاب‌نیوز، کودکان خردسال به متن‌هایی آهنگین و کوتاه مانند لالایی‌ها، ترانه و متل‌ها و ترانه‌های آهنگین واکنش بیشتری نشان می‌دهند. هرچه گروه سنی مخاطبان بالاتر برود، آن ها کم کم می‌توانند داستان‌هایی را با واژگان بیشتر پذیرا باشند. ویژگی دیگر ادبیات کودک و نوجوان در این است که با سطح سواد کودکان پیوند دارد. کودک نوآموز تنها می‌تواند متن‌های ساده را بخواند و بفهمد. هرچه سواد او بیشتر می‌شود، متن‌هایی با دایره‌ی واژگانی بیشتر را درک می‌کند. کودکانی که به مرز نوجوانی و پس از آن می‌رسند می‌توانند رمان‌های متناسب با نیازهای خود را داشته باشند. امروزه این رمان ها بیشتر در قالب فانتزی‌ها یا داستان های علمی و تخیلی منتشر می‌شود. البته داستان‌های واقعگرا که بازتاب دهنده احساسات و درگیری‌های زیستی و اجتماعی نوجوانان مانند موضوع جدایی پدر و مادر یا مرگ نزدیکان و بیماری‌ها و عشق‌های دوره نوجوانی است به فراوانی در این حوزه منتشر می‌شود. روزنامه تلگراف چاپ انگلیس چندی پیش فهرست ۲۰ کتاب ماندگار ادبیات کودک را منتشر کرد که در ادامه این فهرست را مشاهده می‌کنید.
  1. باد در بید / کنت گراهام

از موقع ظهور این داستان “دوستی و رشد اخلاق” در بیش از ۱۰۰ نسخه منتشر شده است و سالیانه صدها هزار بار از سوی خانواده‌ها برای کودکان خود خریداری شده است. نثر جذاب و روان گراهام داستان سه نوجوان به نامهای مول، رتی و باجر را دنبال می‌کند که بیشتر زندگی خود را به گردش‌های ماجراجویانه اختصاص داده‌اند و باقی اوقات خود را در قایقشان سپری می‌کنند. تا اینکه این ۳نفر تصمیم می‌گیرند به وزغی در سفرهای پرخطر خود کمک کنند و در ماجراهای مختلفی بعد از فرار از زندان و شرکت در مسابقات اتومبیل رانی برای هدف اصلی خود در بازپس گرفتن عمارت وزغ تلاش کنند..

  1. ارباب حلقه‌ها / جی.آر.آر تالکین

داستان حماسی تالکین برای تسلط بر اقلیمی باستانی که در خود داستان، “سرزمین میانی” خوانده می‌شود و بیشتر درگیری بین نیروهای خوب و بد در آنجا رخ می‌دهد؛ از سال ۱۹۵۴ تا کنون تقریباً ۱۵۰ میلیون نسخه فروش داشته است و فیلم سه گانه‌ی آن توسط پیتر جکسون توانست بیشتر جوایز اسکار را به خود اختصاص دهد. داستان مربوط به پسربچه‌ای به نام فورودو از هابیت‌ها است که به همراه دوستان وفادار خود سعی می‌کند حلقه‌ای قدرتمند و خطرناک را به کوه فنا ببرد و آن را نابود کند و در میانه‌های این مسیر اتفاقاتی برای وی و دوستانش پیش می‌آید که همگی تقابل نیروهای نور با لشگر سایرون یا همان ارباب تاریکی را شامل می‌شود.

  1. مجموعه هری پاتر / جی کی رولینگ

از سال ۱۹۹۷ که اولین کتاب از مجموعه داستان‌های هری پاتر و مدرسه جادوگری به نام هری پاتر و سنگ جادو به بازار کتاب آمد؛ تا کنون داستان‌های این نویسنده انگلیسی به ۶۷ زبان زنده دنیا ترجمه شده است و در سراسر جهان بیش از ۴۰۰ میلیون نسخه فروش داشته است. داستان این مجموعه ماجراهای هری پاتر و دو دوستش رون ویزلی و هرمونی گرانجر را روایت می‌کند که برای توقف سلطه‌ی لرد ولدمورت در دنیای جادوگری تلاش می‌کنند و در این میان در هر کتابی به گونه‌ای متفاوت ولدمورت ظاهر می‌شود و برای نابودی هری نقشه می‌کشد.

  1. نیروی اهریمنی‌اش/ فیلیپ پولمن

نام یک مجموعه سه‌‌گانه کتاب‌های داستانی تخیلی است که توسط فیلیپ پولمن نوشته شده ‌است. این کتاب‌ها به ترتیب سپیده شمالی(Northern Lights)، خنجر ظریف(The Subtle Knife) و دوربین کهربایی(The Amber Spyglass)  در سال‌های ۱۹۹۵، ۱۹۹۷و ۲۰۰۰ منتشر شده‌اند. کتاب اول در آمریکا با نام قطب‌نمای طلایی شناخته می‌شود و در سال ۲۰۰۷ فیلمی نیز با همین عنوان ساخته شده‌ است که در سال ۲۰۰۸ برنده جایزه اسکار و جایزه بافتا برای بهترین جلوه‌های ویژه شد. کتاب سوم از مجموعه نیروی اهریمنی‌اش در سال ۲۰۰۸ برنده‌ی جایزه‌ی کتاب سال Whitebird در انگلستان شد، که یک جایزه معتبر ادبی به شمار می‌‌رود.

  1. داستان های نارنیا: شیر، جادوگر و کمد لباس/ سی اس لوئیس

پیتر، سوزان، ادموند و لوسی پیونسی به طور اتفاقی وارد کمد لباس اتاق زیر شیروانی می‌شوند و سر از سرزمینی عجیب در می‌آورند که اهالی عجیب و غریب‌تر آنجا را نارنیا خطاب می‌کنند. اصلان نام شیری است که دشمن اصلی جادوگر و ملکه سرما که حکمرانی این سرزمین را به عهده دارد است. ماجراهایی برای این چهار شخصیت نوجوان پیش می‌آید که باعث می‌شود تا کنون این کتاب که یک سری فیلم هم از روی آن ساخته شده است ۸۵ میلیون نسخه به ۲۹ زبان زنده دنیا فروش داشته باشد.

  1. کرم گرسنه گرسنه / ایریک کارل

این داستان که روایتگر کرم پروانه‌ی گرسنه‌ای است که زندگی‌اش به عنوان موجودی کوچک و ناچیز در یکشبنه روزی از تخمی که روی برگی افتاده شروع می‌شود و تا هفته‌ی بعد که به یک پروانه زیبا تبدیل می‌شود،‌ در کالبد کرم ادامه می‌یابد. روز دوشنبه او یک سیب می‌خورد اما همچنان گرسنه و کوچک است. روز سه شنبه او دو گلابی می‌خورد، کمی بزرگتر می‌شود،‌ اما هم چنان گرسنه است. روز چهار شنبه او سه آلو می‌خورد که باز هم گرسنه است. روز پنج شنبه او چهار توت فرنگی می‌خورد، بزرگتر می شود و گرسنه می‌ماند. روز جمعه پنج پرتقال می‌خورد،‌ بازهم بزرگتر می‌شود، اما گرسنه می‌ماند. روز شنبه چیزهای گوناگونی مانند ساندویج سوسیس، بستنی و خیلی چیزهای دیگر می‌خورد… در پایان این روز است که او ناگهان به پروانه‌ای زیبا تبدیل می‌شود.

چهل سال پیش از این در سال ۱۹۶۹ این داستان تاثیرگذار با دست‌های اریک کارل آفریده شد و از آن پس برای چهار دهه میلیون‌ها کودک را در سرتاسر جهان انگشت به دهان گذاشت. گفته شده است که واژگان این کتاب که تاکنون از آن میلیون‌ها نسخه به فروش رفته است،‌ در زبان انگلیسی تنها ۲۲۵ واژه است. در این روایت، کودکان نوآموز با روزهای هفته، شمارش عددها تا پنج و مهمتر از همه با چرخه‌ی زندگی آشنا می‌شوند. البته این همه‌ی جادوی کرم گرسنه گرسنه نیست. بی‌گمان جادوی بزرگ این داستان، تصویرهای شگفت انگیز زیبای کرم پروانه است که اریک کارل توانسته با تکنیکی ویژه خود کرمی بسیار دوست داشتنی بیافریند. در حقیقت آن چیزی که داستان کرم گرسنه گرسنه را به یک شاهکار کلاسیک جهانی تبدیل کرده است، مجموع همین چیزهای به ظاهر ساده است.

  1. درخت دورافتاده/ ایند بلایتون

این کتاب که  اولین بار در سال ۱۹۴۳ منتشر شد؛ داستان سه نوجوان به نامهای جو، بسی و فانی را روایت می‌کند که در جستجوی یک درخت بزرگ در یک جنگ افسانه‌ای با موجوداتی آشنا می‌شوند که بر شاخه‌های آن درخت زندگی می‌کنند. این داستان مثل داستان‌های افسانه‌ای که مورد علاقه‌ی اقشار کودک و نوجوان محسوب می‌شود با خلق موجوداتی عجیب و غریب و در عین حال مهربان و دوست داشتنی سعی می کند با روایت داستان‌های این درخت و مبارزه‌ی اهالی آن با دشمنان و موجودات مخالف هیجان و تخیلی به کودکان ببخشد که بعد از چهل سال نیز در میان این قشر زنده مانده است.

  1. بابار / ژان دی برونوف

داستان در اصل اولین بار در حجم بسیار بالا به همراه نقاشی‌های آبرنگ خود نویسنده‌ی فرانسوی منتشر شد و بعد از آن بلافاصله نسخه‌ی انگلیسی آن بعد از اینکه مجموعه کارتونی آن از شبکه بی بی سی پخش شد؛ به سرعت در کشورهای انگلیسی زبان محبوبیت پیدا کرد. بابار فیل مجموعه داستان‌های خانواده‌ی فیلی را روایت می‌کند که حوادث مختلفی را پشت سر می‌گذارد. اولین بار مجموعه تلویزیونی کارتون‌های بابار در سال ۱۹۸۹ پخش شد که تا ۱۹۹۱ ادامه داشت و در سال ۲۰۰۰ نیز ۱۳ قسمت بر مجموعه آن اضافه شد.

بابار روزی به طور اتفاقی به یک شهر وارد می‌شود و با پیرزنی مهربان دوست می‌شود و در کنار او زندگی می‌کند؛ به این ترتیب او در کنار انسان‌ها تجربیات زیادی به دست می‌آورد. اما همیشه آرزوی برگشتن به جنگل و بازی با بچه فیل‌های دیگر و میمون‌ها را در سر دارد. سرانجام او یک روز با دو بچه فیل دیگر آشنا می‌شود که پسرعمو و دخترعموی او بودند و به اتفاق آنها به جنگل بر می‌گردد. بابار با دختر عمویش سلست ازدواج می‌کند و به خاطر آموخته‌هایش در کنار زندگی با انسان‌ها به پادشاهی فیل‌ها انتخاب می‌شود.

  1. جزیره گنج / آر ال استیونسون

دریانوردی‌ پیر در مسافرخانه‌ای‌ می‌میرد. پسر نوجوانی‌ به‌ نام‌ “جیم”‌ همراه‌ با مادرش‌ در صندوق‌ پیرمرد، نقشه‌‌ یک‌ گنج‌ را پیدا می‌کند. جیم‌ و دوستانش‌ در جستجوی گنج‌ به‌ جزیره‌ای‌ دور سفر می‌کنند، اما دزدان‌ دریایی‌ هم‌ به‌ دنبال‌ گنج‌ هستند. کدام‌ یک‌ موفق‌ می‌شوند؟ آیا جیم‌ و دوستانش‌ می‌توانند به ‌”جان سیلور” ، دریانوری‌ با یک‌ پای‌ چوبی‌ اعتماد کنند. تا کنون در سراسر جهان ۷۴ فیلم سینمایی و تلویزیونی و برنامه‌های رادیویی از این کتاب ساخته شده است که آن را به یکی از ماندگارترین داستان‌های تاریخ ادبیات کودک تبدیل کرده است.

  1. بچه های راه آهن / ای نسبیت

روبرتا، پیتر و فیلیس چون اتفاق ناخوشایندی برای پدر رخ داده است؛ مجبور هستند به همراه مادر خانه‌ی خود را ترک کنند و در یک خانه‌ی کوچک نزدیک راه آهن زندگی کنند. مادر ترجیح می‌دهد که بچه‌ها چیزی از ماجرا ندانند؛ اما بچه‌ها پس از ماجراهای مختلف از این راز با خبر می‌شوند.

بچه‌های راه آهن داستان کشمکش این بچه‌ها با مشکلاتی است که ناگهان زندگی آنها را دگرگون کرده است. فقر، دوری پدر و ناراحتی مادر زندگی آنها را سخت کرده است. اما زندگی در کنار راه آهن برای آنها هیجان انگیز نیز است. تماشای قطارها و دست تکان دادن برای مسافران قطار از سرگرمی‌های لذت بخش آنهاست و اتفاق‌های جالبی را برای آنها به وجود می‌آورد. ادیت نسبیت “بچه‌های راه آهن” را در سال ۱۹۰۶ منتشر کرده است و از آن هنگام تاکنون همواره چاپ شده است.

  1. پرستوها و آمازون / آرتور رانسوم

نویسنده با الهام از یک سفر تابستانی برای آموزش قایقرانی به کودکان دوستش داستان‌هایی از سرزمین آمازون و جنگل‌های وحشی روایت می‌کند. بچه‌ها علیه عمو جیم یا همان بلاکت پیر گروهی متحد را تشکیل می‌دهند و اعتقاد دارند او یک دزد دریایی بازنشسته است که مقاصد پلیدی دارد. بعد از روزهای متوالی قایقرانی، ماهیگیری و سفر در میان رودخانه‌ای که از میان جنگل‌های آمازون عبور می‌کند بچه ها تصمیم می‌گیرند خانه‌ی قایقی عمو جیم را تصرف کنند و …

  1. وینی پو / ا.ا میلن

وینی پو یک خرس قطبی باهوش و شجاع و در عین حال شاعر با شعرهای بامزه و زیبا است؛ اما نه از آن خرس‌های قطبی که شما می‌شناسید. او یک عروسک خرسی است به نام “ادوارد خرسه ” که خودش را  وینی پو معرفی می‌کند. از آنجا که صاحبش ” کریستوفر رابین” خیلی مهربان است و او را خیلی دوست دارد، هر روز از نویسنده می‌خواهد برای او و درباره او و دیگر حیوانات عروسکی‌اش قصه‌هایی بامزه تعریف کند. کتاب “وینی پو” ماجرای این قصه‌ها و رویدادهای پر هیجان آنهاست. شخصیت این قصه‌ها همگی حیواناتی هستند یاور یکدیگر که در هنگام دوری دلشان برای هم تنگ می‌شود. “پیگلت” خوکی کوچک و فسقلی است، “ایور” که دمش را گم کرده، الاغی است خاکستری رنگ و غمگین، “کانگا ” کانگورویی است نگران گم شدن بچه‌اش و…

اولین بار این کتاب در سال ۱۹۵۸ منتشر شد و تا کنون به زبانهای مختلف از جمله به زبان لاتین با نام “وینی ایلو پو” (Winnie ille Pu) ترجمه شده است که والت دیزنی مجموعه‌های بسیاری از روی آن ساخته است.

  1. چارلی و کارخانه شکلات سازی / رونالد داهل

نام اصلی این داستان “پسر شکلاتی چارلی” است که داستان ۵ پسری را تعریف می‌کند که بلیط طلایی بازدید از کارخانه‌ی شکلات سازی “ویلی ونکا” را برنده می‌شوند و هر کدام با سلایق و روش‌های مختلفی زندگی می‌کنند. قرار است از میان این ۵ نفر یک نفر به جانشینی ویلی ونکا انتخاب شود و کارخانه را بعد از او اداره کند. چارلی بوکت پسری مودب از خانواده‌ای فقیر است که به صورت اتفاقی بلیط را از درون شکلات ساخته‌ی این کارخانه پیدا می‌کند. کتاب داستان بازدید از یک کارخانه شکلات سازی تخیلی را روایت می‌کند که خواننده یا بیننده‌ی فیلم سینمایی ساخته شده از روی کتاب ـ توسط تیم برتون ـ به عنوان بازدیدکننده‌ی ششم می‌تواند از این کارخانه بازدید کند ولی در اصل پیام اصلی فیلم آزمایش انسان در مراحل مختلف زندگی است که در هر مرحله یک وسیله و جذابیت دنیا وی را می‌فریبد و نمی‌تواند به مرحله‌ی بعد برسد.

  1. گرفالو / جولیا دونالدسون

در جنگل بزرگ حیوانات بسیاری زندگی می‌کردند. موش از همه کوچک‌تر و ضعیف‌تر بود. اما به آسانی می‌توانست در کنار شکارچی‌های قوی زندگی کند. می‌دانید چگونه؟ این داستان همراه با تصاویر زیبا نشان می‌دهد که فکر و هوش مهم‌تر از زور و قدرت است. این کتاب که در سال ۲۰۰۹ انیمیشنی ۳۰ دقیقه از آن ساخته شد تاکنون بیش از ۱۰ میلیون نسخه فروخته است.

  1. پیتر و وندی(پیتر پن) / جی ام بری

داستان کتاب درباره‌ی پسری است که هرگز بزرگ نمی‌شود و در یک سری ماجراهای افسانه‌ای همراه دوستان خود به جزیره‌ای واقع در سرزمین عجایب سفر می‌کنند و در آنجا با گروههای شرور به ریاست کاپیتان هوک مبارزه می‌کنند. در سال ۱۹۲۹ “بری” تمام حقوق این کتاب را به بیمارستان اوموند انگلیس اعطا کرد ولی آنها در سال ۲۰۰۷ این حق را به سازمان دیگری سپردند.

  1. واترشیپ داون / ریچارد آدامز

موضوع این رمان یک گروه خرگوش هستند که از نابودی لانه‌ی خود توسط انسان‌ها به سوی اقامتگاه جدیدی فرار می‌کنند. این خرگوش‌ها با هم سخن می‌گویند، داستان تعریف می‌کنند و اسطوره‌های خاص خود را دارند، اما به غیر از این موارد مانند خرگوش زندگی می‌کنند، یعنی لباس نمی‌پوشند، مانند انسان‌ها رفتار نمی‌کنند و از همان پنجه‌های طبیعی خود برای کندن گودال مسکونی استفاده می‌کنند. ریچارد آدامز این داستان را برای سرگرم نمودن فرزندان خود در سال ۱۹۷۲ خلق کرده بود، و به دلیل وجود خرگوش‌ها، کتاب نخستین بار در رده کودک و نوجوان ارائه شد. اما سیل خوانندگان بزرگسال و نقدهای عالی باعث شد که تجدید چاپ آن در رده بزرگسالان انجام گیرد و به یکی از پرفروش‌ترین کتابهای انتشارات مشهور پنگوئن در تمام تاریخ این انتشارات تبدیل شود.

  1. داستان تریسی بیکر / ژاکلین ویسلون

این کتاب اولین بار در سال ۱۹۹۱ منتشر شد و از آن موقع به عنوان یکی از مجموعه‌های تلویزیونی شبکه بی بی سی برای کودکان پخش شده است و هنوز هم ادامه دارد. داستان این کتاب شرح حال زندگی خود نویسنده است که “تریسی بیکر” شورشی در حقیقت بخشی از شخصیت خود نویسنده را تشکیل می‌دهد که خشونت و جنگ داخلی باعث شده سرنوشت او را برای زندگی در یک پرورشگاه مجبور کند. بیکر مادر خود را در حادثه‌ای وحشتناک از دست داده است و رفتار بد اطرافیان و مسئولان پرورشگاه باعث شده وی تصمیم بگیرد نقشه‌ی خونخواهی خود را از دشمنانش بکشد.

  1. ببری که برای چای آمد / جودیت کر

دختر جوانی به نام سوفی و مادرش یک روز بعد از ظهر تمام غذا و نوشیدنی‌های موجود در خانه‌شان را به یک ببر همیشه گرسنه می‌دهند و او نیز تمام چای و خوراکی‌های موجود در خانه را می‌خورد و چیزی برای آنها نمی‌گذارد. ولی آنها از این موضوع راضی به نظر می‌رسند و حاضر هستند هر روز غذایشان را به ببر بدهند و با این امید انتظار دوستشان را می‌کشند و به همین خاطر نیز مقدار زیادی غذای ببر تهیه می‌کنند ولی متاسفانه ببر دیگر بر نمی‌گردد…

  1. داستان پیتر خرگوش / بیتریکس پاتر

اولین بار نویسنده این داستان را در سال ۱۸۹۳ برای نوئل مور پسر ۵ ساله مدیر سابقش نوشت که اولین بار نیز در سال ۱۹۰۱ با هزینه‌ی شخصی نویسنده بعد از اصرار فراوان و انکارهای متعدد ناشر چاپ شد؛ ولی بعد از انتشار به سرعت در میان مردم محبوب شد. داستان ماجرای شورش و سرکشی‌های پیتر خرگوش در باغ آقای مک گرگور را روایت می‌کند که تا کنون بیش از ۴۵ میلیون نسخه از این کتاب در سراسر جهان به فروش رفته است و به ۳۶ زبان زنده دنیا نیز ترجمه شده است.

  1. چیزهای وحشی کجا زندگی می‌کنند / موریس سنداک

فیلم موجودات وحشی کجا هستند؟، برگرفته از رمانی کلاسیک برای کودکان نوشته موریس سنداک است که روایت پسر نوجوانی بنام مکث( مکث ریکوردز)است که پس از دعوا با مادرش (کاترین کینر) به اتاق خودش می‌رود و در آنجا تخیلات قوی مکث او را به دنیای خودش می‌برد، جنگلی با موجوداتی عجیب، بزرگ و وحشی که مکث فرمانروای آنهاست…

روز کودک روزی است که برای یادبود و افتخار کودکان شناخته شده‌است. کشورها و سازمان‌های بین‌المللی مختلف، روزهای متفاوتی را به‌عنوان روز کودک اعلام کرده‌اند و آن را جشن می‌گیرند. سازمان ملل متحد، ۲۰ نوامبر (۲۹ آبان) را روز جهانی کودک اعلام کرده‌است. مجمع عمومی سازمان ملل در چنین روزی در سال ۱۹۵۹ اعلامیهٔ حقوق کودک و در سال ۱۹۸۹ نیز کنوانسیون حقوق کودک را تصویب کرد. روز ۱ ژوئن (۱۱ خرداد) هم در سال ۱۹۴۹ در نشست اتحادیهٔ بین‌المللی دمکراتیک زنان در پاریس به‌عنوان روز بین‌المللی کودک اعلام شد و در شوروی به‌عنوان روز کودک شناخته شد و در بسیاری از کشورها هم به‌عنوان روز کودک تعیین شد.

تاریخچه

در سال ۱۹۴۶ بعد از جنگ جهانی دوم در اروپا، مجمع عمومی سازمان ملل به‌منظور حمایت از کودکان، سازمانی به نام یونیسف را ایجاد کرد که نخست «انجمن بین‌المللی ویژهٔ کودکان سازمان ملل» نام گرفت. در سال ۱۹۵۳، یونیسف (برآمده از سرواژگان United Nations International Children’s Emergency Fund) یکی از بخش‌های دائمی در سازمان ملل متحد گردید و روز ۸ اکتبر روز جهانی کودک نام‌گذاری شد.
یونیسف اعلام داشته که فقط با اختصاص پنج دلار برای هر کودک می‌توان جان ۹۰ درصد از کودکانی را که سالانه می‌میرند، نجات داد و برای بهبود چشمگیر زندگی کودکان جهان سوم، کافی است که فقط مبلغ ۶ هفته بودجهٔ تسلیحاتی جهان هزینه شود.
وظیفۀ انجمن کمک به کودکان، یعنی یونیسف، مراقبت از کودکان و برآوردن نیازهای اولیۀ آنان در سال‌های آغازین زندگی، و ترغیب و تشویق والدین به تعلیم فرزندان است.
همچنین تلاش این انجمن برای کاهش بیماری، مرگ و میر در کودکان، و حمایت از آنان در هنگام جنگ و حوادث طبیعی و… است.
در مقدمۀ کنوانسیون حقوق کودک آمده‌است: «کودک باید در فضایی سرشار از خوشبختی، محبت و تفاهم بزرگ شود.»

.

.

.

.

.

یحیی علوی­فرد، مبلغ دینی و شاعر حوزوی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری رسا، به تبیین طرح برپایی غرفه­هایی ویژه کودک و نوجوان در مسیر پیاده­روی اربعین امسال پرداخت و اظهار داشت: این طرح به همت مرکز تربیت مربی کودک و نوجوان برگزار شد که در آن تعدادی از مربیان متخصص در زمینه کودک و نوجوان برای مستقر شدن در موکب­های موجود در مسیر نجف به کربلا اعزام شدند.

 وی افزود: هر یک از طلاب اعزامی به یکی از زبان­های رایج دنیا از جمله انگلیسی، عربی، فرانسوی تسلط داشتند و با توجه به نیاز مخاطبان و مراجعه­ کنندگان به غرفه­ها، برنامه­هایی را اجرا می‌کردند، اما اکثر افراد مراجعه ‌کننده، ایرانی، عراقی، لبنانی و بحرینی بودند؛ به گفته ساکنان منطقه و بازدیدکنندگان، این طرح کاری نو و جدید بود و استقبال خوبی از این طرح صورت گرفت.

 علوی­فرد به اهداف طرح برپایی غرفه­هایی ویژه کودک و نوجوان در پیاده­روی اربعین امسال اشاره و تصریح کرد: با توجه به اینکه در ایام اربعین موکب‌هایی در مسیر نجف به کربلا برای پذیرایی و خدمت‌رسانی به زائران برپا می‌شود، اما غرفه‌هایی که برای کودکان وجود نداشت و این طرح نادیده گرفته‌شده بود و ضمن اینکه کودکان بخش قابل توجهی از این زائران را تشکیل می­دهند، امسال این طرح برگزار شد که هنوز جای کار دارد.

 وی با اشاره به تعداد مبلغان اعزام شده در این طرح گفت: تعداد مربیان و طلاب اعزامی حدود ۲۰ نفر بودند که با توجه به استقبال زائران نمی­توانستند پاسخگویی این تعداد مراجعه ­کننده باشند؛ این مبلغان در موکب­های مختلف بین مسیر نجف به کربلا، باب البغداد، کربلا، باب القبله مستقر بودند.

 این مبلغ دینی به استقبال زائران از این طرح و غرفه تأکید کرد و یادآور شد: زائران و مراجعه ­کنندگان، این طرح را کار بزرگی می­دانستند و می­گفتند در مقایسه با سایر کارهای فرهنگی که در این مسیر صورت می­گیرد، برتری دارد و برای افراد جالب بود که شما ایرانی­ها چقدر خوب در زمینه کودک و نوجوان به صورت حرفه­ای عمل می­کنید.

 علوی­فرد درباره برخی از فعالیت­های که در این طرح انجام می­شد، اشاره کرد و اظهار داشت: برگزاری مسابقه نقاشی، شعرخوانی، اهدای جوایز از جمله برنامه­های این طرح به شمار می­رفت.

خبرگزاری رسا