لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید چطور شد شما علاقمند تصویرگری شدید؟
من سمیه علیپور تصویرگر و نقاش هستم. از کودکی به نقاشی علاقمند بودم و از نوجوانی به طور جدی به کلاس نقاشی رفتم، در رشتۀ گرافیک وارد هنرستان شدم و در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشتۀ نقاشی فارغ‌التحصیل شدم.

از کی شروع به تصویرگری کردید؟

سال هشتاد یک دوره انیمیشن در مؤسسۀ صبا گذراندم و استاد آن دوره، آقای حقیقی حس کردند که من می‌توانم تصویرگری کنم و مرا به انتشارات شباویز معرفی کردند.
بیشتر دوست دارید در کدام موضوعات تصویرگری کنید؟ آیا سفارش تصویر باعث نمی‌شود خلاقیت هنری شما در کارهایتان صدمه ببیند؟
هر داستانی که شخصیت‌پردازی قوی و روایت جذاب داشته باشد، برای کار به من انگیزه می‌دهد. البته باید اعتراف کنم از داستان‌های خشن و کشتار و جنگ خیلی خوشم نمی‌آید. سفارش کار بخشی از ذات تصویرگری است، وجود متن مشخص، قطع مشخص و تعیین تعداد تصاویر، تصویرگری را از نقاشی جدا می‌کند.
خانم علی‌پور، بنده شخصاً کارهای شما را دنبال می‌کنم. شما کارهای متفاوتی می‌کشید. به نظرم کارهای شما نیز منحصر به فرد است. یک سبک ویژه‌ای است که علاقه‌مندان خاص خودش را دارد. لطفاً در خصوص سبک کارهایتان توضیح بدهید.
شما لطف دارید، صاحب سبک بودن عنوان بزرگی است که من خودم را لایق آن نمی‌دانم. من تصویرگر تازه‌کاری هستم که هنوز مشغول یادگیری هستم؛ ولی اگر منظور شما شیوۀ کاری باشد، حاصل آموزش‌ها و راهنمایی‌های اساتید، دیدن و خواندن کار بزرگان هنر در رشته‌های مختلف و خصوصاً نقاشی و تصویرسازی و فیلم و تجربه‌های شخصی است که با آزمون و خطاهای بسیاری همراه بوده است و این پروسه هنوز ادامه دارد.

لطفاً بفرمایید اوضاع بازار کار را چطور می‌بینید؟

بازار کار تصویرگری، می‌تواند بازار بسیار گسترده و متنوعی باشد؛ اما در ایران هنوز بخش عمده ای  از تصویرگران افق دیدشان را در  بازار نشر کتاب و مجله محدود کرده‌اند، با توجه به اقبال گسترده‌ای که در سال‌های اخیر به تصویرگری شده است، این ظرفیت محدود توان جوابگویی به نیازهای شغلی این خیل عظیم را ندارد، البته خوشبختانه دوستان تصویرگر در حال کشف عرصه‌های جدید برای ارائۀ هنرشان می‌باشند، عرصه‌هایی مثل انیمیشن، طراحی بازی‌های رایانه‌ای و ...
سرکار خانم علی‌پور شما تصویرگر فعالی هم در عرصۀ آموزش و کارهای گروهی در برگزاری نمایشگاه‌های مختلفی هستید. به نظرتان این کارها تا چه اندازه می‌تواند در معرفی تصویرگران به بازار کار مؤثر واقع شود؟ تصویرگران دیگر چطوری می‌توانند در این خصوص با شما همکاری کنند؟ لطفاً در این خصوص بیشتر توضیح بدهید.
هدف ما از برگزاری نمایشگاه‌ها ایجاد امکان برای دیده شدن تصویرگران جدید است. قطعاً کسانی که کارهای موفق‌تری داشته‌اند، توانسته‌اند از این فرصت جهت معرفی سود بجویند. خوشبختانه ناشران و مدیران هنری به نمایشگاه‌ها تشریف می‌آورند و به افرادی که حس می‌کنند کارشان در راستای سفارشات آنهاست، کار سفارش می‌دهند. البته حضور در نمایشگاه و مشاهده بازخورد مخاطبان و افراد حرفه‌ای در مقابل آثار دوستان، اولین قدم آنها برای آشنایی با دنیای حرفه‌ای است. نمایشگاه‌های ما به دو گروه تقسیم می‌شوند: گروه اول، نمایشگاه‌هایی که حاصل کارگاه‌های موضوعی هستند که معمولاً از تصویرگران حرفه‌ای دعوت به کار می‌شود و بعد از حاصل کارگاه نمایشگاه برگزار می‌شود که انتخاب این تصویرگران را اتاق فکر استودیو سین انجام می‌دهد. گروه دوم، نمایشگاه‌هایی که حاصل کارگاه‌های آموزشی ماست که ثبت نام و حضور برای همۀ علاقمندان آزاد است و از بین آثار خلق شده، بهترین کارها برای نمایشگاه گزینش می‌شوند.
سرکار خانم علی‌پور، شما کتاب مذهبی هم تصویرگری می‌کنید. به نظر شما آیا تصویرگری مفاهیم مذهبی شاخصه‌های خاص خودش را دارد یا فرقی با دیگر موضوعات ندارد؟ آیا خط قرمزهایی هم در این باره وجود دارد؟
بله، من افتخار تصویرگری چند کتاب مذهبی را داشته‌ام، اصول اولیه و مسائل تکنیکی تفاوت خاصی با سایر  کتاب‌ها ندارد، اما از بعد محتوا و معنا، قطعاً تصویرگر باید به سنت تصویری کتب مذهبی مسلط باشد و بایدها و نبایدهای آن را بداند، دیدن آثار بزرگان و شناخت جامعۀ مخاطب در این آثار، از حساسیت بیشتری برخوردارند.
از شما ممنونم که دعوت ما را برای انجام این مصاحبه پذیرفتید.
ممنونم از توجه و پیگیری شما و امیدوارم این مصاحبه اندکی مفید واقع شود.

لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید از کی شروع به تصویرگری کردید؟
بنده زینب نصرآبادی، کارشناسی ارشد ارتباط تصویری هستم و تقریبا هشت سال است که تصویرگری انجام می‌دهم.
چطور شد شما علاقمند تصویرگری شدید؟
از بدو ورود به رشتۀ گرافیک علاقۀ زیادی به تصویرگری و تکنیک‌های آن داشتم. در دورۀ تحصیل، آثار هنرمندان ایرانی و همچنین خارجی مورد بررسی قرار می‌دادم و روز‌به‌روز انگیزه و علاقۀ من بیشتر می‌شد.
خانم نصرآبادی، بیشتر دوست دارید در کدام موضوعات تصویرگری کنید؟ آیا سفارش تصویر باعث نمی‌شود خلاقیت هنری شما در کارهایتان صدمه ببیند؟
با توجه به این‌که کودک درون من بسیار سرزنده و شاداب است، هر چه‌قدر گروه سنی کودکان پایین‌تر باشد، با روحیه و احساس من سازگارتر و نزدیک‌تر است و بهتر می‌توانم با آنها ارتباط برقرار بکنم. تفاوت اصلی یک یک هنرمند گرافیست، با یک هنرمند نقاش در همین مسئله می‌باشد. یک نقاش تمام عیار، خلاقیت و احساس درونی خودش را بدون هیچ حد و مرزی روی بوم نقاشی یا هر ابزار تاثیرپذیر دیگری به نمایش می‌گذارد؛ اما یک گرافیست از ابتدا مشتری‌مدار است و باید خلاقیت و هنر خودش را به گونه‌ای با هدف و نظر مشتری مطابقت بدهد. قطعاً فعالیت با مشتری‌هایی با سلایق و عقاید گوناگون کار دشواری است؛ اما به نظر من خلاقیت را از بین نمی‌برد.

 

خانم نصرآبادی، لطفاً در خصوص سبک کارهایتان  توضیح بدهید.
سبک کار من به گونه ای هست که با توجه به متن و شالودۀ موضوع متغیر است. شاید موضوعی با سبک سورئالیست و تکنیک کلاژ مناسب باشد؛ اما یک موضوع فانتزی تکنیک و روش خاص خودش را بپذیرد؛ اما تکنیک‌های مختلف چاپ دستی و ترکیب آنها با دیجیتال در اکثر کارهای من قابل مشاهده است.

 

لطفاً بفرمایید اوضاع بازار کار را چطور می‌بینید؟
به نظر من بازار کار، برای کسانی که به نوعی از خیلی وقت پیش کار کرده‌اند و مشتری‌های خاص خودشان را دارند، خوب است؛ اما شاید برای یک تصویرگر جوان تازه‌کار، علی‌رغم کار بسیار خوب، ورود به بازار کار مقداری دشوار است. چون با توجه به کم شدن تیراژ کتاب، طبیعتاً ما به لحاظ نیروی انسانی بازار کار تصویرگری را اشباع می‌بینیم؛ هر چقدر عناوین و تیراژ کتاب‌ها بیشتر باشد، بازار کار تصویرگری نیز بهتر خواهد شد.

 

سرکار خانم نصرآبادی، آیا شما کتاب مذهبی هم تصویرگری می‌کنید؟ به نظر شما آیا تصویرگری مفاهیم مذهبی شاخصه‌های خاص خودش را دارد یا فرقی با دیگر موضوعات ندارد؟ آیا خط قرمزهایی هم در این باره وجود دارد؟
بنده جز یکی دو نمونه بیشتر، کار مذهبی انجام نداده‌ام. اما قطعاً تصویرگری کتاب‌های مذهبی با موضوعات دیگر تفاوت‌هایی دارد، از این حیث که کل فضاسازی و روحیۀ کلی کتاب می‌بایست علاوه بر روحیه‌ای شاد و سرزنده، آن حالت وقار و سنگینی موضوع را هم حفظ کند و تصاویر به گونه‌ای باشد که کودک و نوجوان را بسیار شیفته و علاقه‌مند به خواندن و نگه داشتن کتاب کند؛ چرا که متاسفانه بسیاری از کتاب‌های مذهبی که در حال حاضر در بازار موجود است؛ حتی با داشتن قلم متنی خوب، عاری از خلاقیت و جذابیت می‌باشد و کودک یا نوجوان اگر هم اقدام به خرید این دسته از کتاب‌ها بکند، بعد از مدتی بی‌علاقه‌گی را نسبت به نگه‌داری آنها نشان خواهد داد. من خودم چند کتاب از دورۀ کودکی نگه داشته‌ام که در سن پنج سالگی خانواده برایم خریده بودند و من به تصویرگری این کتاب‌ها بسیار علاقه مند بودم؛ زمانی که وارد مقولۀ هنر و تصویرگری شدم، متوجه شدم که این تصاویر که من در کودکی بسیار با آنها رابطه برقرار می‌کردم، مدیون تصویرسازی‌های آقای غلامرضا مکتبی بوده و دید ظریف و خلاق ایشان و این مسئله، مسئلۀ بسیار مهمی است.
از شما ممنونم که دعوت ما را برای انجام این مصاحبه پذیرفتید.

لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید از کی شروع به تصویرگری کردید؟

من نیلوفر(فاطمه)مسچی هستم. من تصویرگری را از سال ١٣٩٣ به صورت حرفه‌ای شروع کردم. اولین کتابم را هم روی یک کتاب آموزشی برای آموزش و پرورش انجام دادم.

چطور شد شما علاقمند تصویرگری شدید؟

من عاشق بچه‌ها و شیطنت‌هاشان بودم و بچه که بودم، همیشه کتاب‌های داستان هدیه می‌گرفتم. یکی از اقواممان در انتشارات اقبال بود و من عاشق آن‌جا بودم و همیشه می‌رفتم و کتاب جایزه می‌گرفتم. از کودکی دوست داشتم خودم تصاویر کتاب‌ها را بکشم که هنرستان رفتم و گرافیک خواندم. بعد نقاشی و بعد برای این‌که برای بچه‌ها کار کنم، برای تدریس به مدرسه رفتم و آن‌جا با بازی و رنگ با بچه‌ها شروع به آموزش نقاشی کردم. بعد به صدا و سیما رفتم. شبکه پویا و به مدت ده سال کار انیمیشن کردم. ولی بازم دیدم هنوز چیزی را که می‌خواهم به دست نیاوردم. بعد از طریق یکی از دوستانم به نام «راشین خیریه» با کلاس‌های تصویرسازی انجمن آشنا شدم و فعالیتم رو شروع کردم. خلاصه به صورت حرفه‌ای از سال ١٣٩٣ کار بهم پیشنهاد شد و شروع کردم و تا الان نزدیک به بیست عنوان کتاب کار کردم و در مجلات زیادی هم مشغول به کار هستم. در کارهایم خودم را جای بچه‌ها می‌گذارم و شروع به کار می‌کنم.

و این سال‌ها را مدیون استادان بسیاری هستم؛ مخصوصاً استاد «پیمان رحیمی‌زاده» که هنوز هم با بزرگواری راهنمایی‌ام می‌کنند.

بیشتر دوست دارید در کدام موضوعات تصویرگری کنید؟ آیا سفارش تصویر باعث نمی‌شود خلاقیت هنری شما در کارهایتان صدمه ببیند؟

من توی همۀ قسمت‌ها کار کردن را دوست دارم و متعصب موضوع خاصی نیستم؛ چون معتقدم هر انسانی باید در ضمن کارهایش، تجربه‌های مختلف را داشته باشد. در مورد خلاقیت هم، من سعی می‌کنم در هر کارم یک جوری از خلاقیتم استفاده کنم و یک تجربۀ جدیدی داشته باشم و کاملاً از تمام کارهایم نهایت لذت را می‌برم.

فقط ای کاش یک کمی روی محتوا بیشتر کار بشود. کودک رو خیلی دوست دارم؛ چون نهایت شیطنت و شادی و بازی را دارد…

منظورتان محتوای کتاب‌هاست؟

بله، داستان‌ها به نظر من کمی ناپخته هستند. خلاقیتی که باید باشد، در آنها نیست.

 

خب، این نظر شماست. لابد ناشر کارشناسانی دارد که آن قصه‌ها را برای نشر تأیید کرده‌اند.

می‌دانم. همه در کار خودشان حرفه‌ای هستند و من نمی‌خواهم دخالتی در کارهاشان داشته باشم؛ ولی در کارهای زیادی که در این مدت انجام داده‌ام، حس می‌کنم روی متن‌ها خیلی سختگیری نمی‌شود. بهتر است هر چیزی که نوشته می‌شود، حرفی برای گفتن به بچه‌ها داشته باشد. البته متن و تصویر مکمل هم هستند.

 

درسته. البته شما هم به عنوان یک تصویرگر حق دارید دربارۀ متن نظر بدهید و ای کاش می‌شد که این نظرها در بهتر شدن قصه‌ها یا شعرها اعمال می‌شد که در این صورت مسلماً متن بهتری به دست مخاطب می‌رسید، ولی متأسفانه تصویرگر طبق یک قانون نانوشته مأمور است و معذور.

 

بله، دقیقاً.

 

خانم مسچی، بنده شخصاً به کارهای شما علاقمندم. کارهای متفاوتی می‌کشید. به شخصه به عنوان یک کسی که با ادبیات کودک و نوجوان و با کتاب‌های مخصوص آنها سر و کار دارم، کارهای شما را منحصر به فرد می‌بینم. لطفاً در خصوص سبک کارهایتان هم توضیح بدهید.

 

البته شما نسبت به بنده لطف دارید و خوشحالم که توانستم مخاطبینی را برای خودم داشته باشم که از کارهایم راضی هستند. شاید مثل بچه‌ها با خودم بخندم و خوشحالی کنم؛ چون مایۀ خوش‌حالی و افتخار است که هر کسی بتواند مخاطبینی رو داشته باشد… در مورد سبکم بگویم که من سبک خاصی ندارم و فقط با حسم و از روی کارها و آرزوهای بچه‌ها و حس‌های آنها کار می‌کنم و افتخار می‌کنم. رنگ‌ها را با حس آنها کار می‌کنم و حرکات را هم با حس آنها.

یعنی به صورت آکادمیک این روش‌ها و سبک‌ها را جایی یاد نگرفتید؟

من چون هنرستان درس خواندم و نقاشی کار کرده بودم و کارهای هنری زیادی انجام دادم و انیمیشن کار کردم، خیلی دور نبودم و برای تکمیل کردن و جمع‌آوری دانسته‌هایم به انجمن رفتم و با کمک استادهای خوب و باحوصله و مخصوصاً استاد رحیمی‌زاده توانستم مسیرم رو پیدا کنم و سریع‌تر توانستم چیزی را که دنبالش می‌گشتم، پیدا کنم و بعد شروع به کار کنم. با کمک استاد رحیمی‌زاده  دانسته‌هایم را جمع‌آوری و قوی‌تر کردم؛ البته کار بسیار سختی بود  ولی تلاش خودم رو کردم.

لطفاً بفرمایید اوضاع بازار کار را چطور می‌بینید؟

اوضاع نشر وحشتناک است؛ ولی خوب، باید کار کرد. البته نه هر کاری را، هر کاری را نمی‌شود به بازار ارائه داد.

 

می‌شود بیشتر و مفصل‌تر توضیح دهید؟ چرا وحشتناکه؟ آیا با سال‌های قبل مقایسه می‌کنید یا از اول همین‌طوری وحشتناک بوده؟

من اعتقادم بر این است که هر چقدر هم پول کم باشد، یا جایی کار ما را جدی نگیرد و کار ضعیف رو قبول کند؛ ولی هر شخصی نباید با ارائۀ کارش، در هر شرایطی شناسنامۀ کاری خودش را ضعیف نشان بدهد. تصویرگر باید تلاشش رو بکند. بالاخره یکی می‌بیند، یا حداقل هیچ‌کس هم نبیند، خودش، وجدانش راضی است از کار خوبی که انجام داده است.

متأسفانه مجموعۀ نشر ایران خیلی کم‌کار هست و به چاپ کارهای بازاری و ضعیف و کپی‌ – پیست کتاب‌های خارجی و با دادن هزینه‌های بسیار ناچیز به تصویرگران، متأسفانه  کار نشر را خراب می‌کنند. ناشرها اگر حمایتشان را از تصویرگران به خوبی و درست انجام بدهند و تصویرگران را حمایت مالی بکنند و مهم‌تر از همه، زمان کافی برای تحویل کارها  بگذارند، کارها بهتر و قوی‌تر می‌شود. یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که من در این کار دیدم تمامی کارها عجله‌ای و سریع هست. اگر کتاب‌های خارجی را ببینید معلوم است که کارها را آن‌قدر تصویرگر اتود زده و بهترین تصاویر را برای کارهایش انتخاب کرده ‌است. این مسئله بسیار مهم است در بهتر و زیباتر بودن کتاب.

این سال‌های اخر تولید کتاب بسیار کم و ضعیف شده و نیز شاید عدم اعتماد ناشرین به تصویرگران است و شاید هم سود بیشتر و شاید هم اوضاع خراب بازار و کاغذ و چاپ باشد. البته همه می‌توانیم دست به دست هم بدهیم و این مشکلات را حل کنیم.

 

به نظرم یک کار غیراخلاقی که در همۀ سطوح دارد انجام می‌گیرد، عجلۀ یک عده برای زود پولدار شدن است. این خصلت زشت متأسفانه از عرصۀ اقتصادی به عرصۀ فرهنگی هم سرایت کرده و تقریباً نگاه سرمایه‌گذاران این بخش را به نگاه تجاری تبدیل کرده. به خاطر همین متأسفانه آن تعهدی که باید در این عرصه باشد، نیست و این ضررش در نهایت به فرهنگ و ادبیات ماست و لازم است متولیان فرهنگی تدابیری برای این معضل بزرگ بیندیشند.

دقیقاً… و من بارها توی جلسات مختلف مطرح کردم؛ ولی اثری نداشته است. جالب است که ناشرانی هم هستند که از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند و از کارهای عجله‌ای و دانشجویان بیچاره با قیمت کم استفاده می‌کنند و قیمت بازار را پایین می‌آورند تا کارشان راه بیفتد. آنها را هم اسیر کار غیراخلاقی‌شان می‌کنند و به نظر من اصلاً درست نیست؛ چون خیلی از دانشجویان ما هستند که کارهای خیلی خوبی دارند. درست نیست با استفادۀ نابه‌جا از استعدادهای خوب آنها که مجبورند کاری چاپ شده داشته باشند، بازار تصویرگری کتاب را خراب کنند.

سرکار خانم مسچی، آیا شما کتاب مذهبی هم تصویرگری کردید؟ به نظر شما آیا تصویرگری مفاهیم مذهبی شاخصه‌های خاص خودش را دارد یا فرقی با دیگر موضوعات ندارد؟

من کتاب‌های مذهبی و متون مذهبی هم تصویرسازی کردم و واقعاً کار سختی است؛ چون هم باید محتوای متن را حفظ کنیم و هم باید تصاویری کار بشود که واقعیت را درست نشان بدهد و اقتضای گروه سنی را هم در نظر بگیریم. من اولین کَار مذهبی که بهم پیشنهاد شد، نمی‌دانستم چه کار کنم. فیلم مختار را گرفتم و کلی از روش طراحی کردم و دیدم که به چه صورت است. حرکت‌ها، لباس‌ها و واقعا کار هم سخت و هم جالب بود و بعد نسبت به متن شروع به کار کردم و پنج جلد را تصویرگری کردم و بعد چند پیشنهاد دیگری هم شد و من با آرامش بیشتری کارها را تحویل دادم.

 

از شما ممنونم که دعوت ما را برای انجام این مصاحبه پذیرفتید.

من هم از شما ممنونم از این‌که بنده را قابل دانستید و خوشحال می‌شوم که بتوانم رضایت مخاطبانم را جلب کنم. البته بد نیست این نکته را هم به ناشران محترم گوشزد بکنم که واقعاً بچه‌های ما احتیاج به موضوعات شاد دارند تا جذب کتاب‌ها بشوند. چون موضوعات جذاب نیست و سختگیری زیادی در ارائۀ تصاویر هست. بنابراین بچه‌ها جذب کتاب‌های خارجی می‌شوند. یک کم موضوعات را جذاب کنیم و کیفیت چاپ‌ها را بهتر کنیم و به بچه‌هایمان که آینده کشورمان هستند، اهمیت بیشتری بدهیم.

 

لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید از کی شروع به تصویرگری کردید؟

سحرفرهادروش هستم. متولد ۱۳۶۵ کارشناس ارشد تصویرسازی. شروع تصویرگری من و همکاری با ناشران، از سال ۹۳ و قبل از آن، از سال ۸۴ با تحصیل در رشتۀ نقاشی کار حرفه ای خودم رو شروع کردم

چطور شد شما علاقمند تصویرگری شدید؟

از آنجایی که رشتۀ کارشناسی من نقاشی بود، و سال‌های زیادی نقاشی می‌کردم، همیشه در حال کار بودم  و از آنجایی که بین نقاشی و تصویرگری مرز باریکی وجود دارد، من سال‌ها قبل از این‌که وارد رشتۀ تصویرگری بشوم، به این حرفه علاقه‌مند بودم.

 

بیشتر دوست دارید در کدام موضوعات تصویرگری کنید؟ آیا سفارش تصویر باعث نمی‌شود خلاقیت هنری شما در کارتان صدمه ببیند؟

علاقه شخصی من به موضوعاتی ست که محدوده وسیعی برای خیال پردازی ایجاد کند، نمیخواهم به موضوع خاصی اشاره کنم …ولی هر موضوعی که عنصر خیال در آن رنگ بیشتری داشته باشد به روحیات بنده نزدیک تر است.البته معتقدم یک تصویرگر باید با انعطاف پذیری خاصی بتواند موضوعات متنوع را تصویرگری کند.

 

خانم فرهادروش، بنده شخصا به کارهای شما علاقمندم. کارهای متفاوتی می‌کشید. به شخصه به عنوان یک کسی که با ادبیات کودک و نوجوان و با کتاب‌های مخصوص آنها سر و کار دارم، کارهای شما را منحصر به فرد می‌بینم. لطفا در خصوص سبک کارتون توضیح بدهید.

متشکرم. از سبک مشخصی نمی‌توان نام برد، تصویرگری و نقاشی برای من زمینۀ تجسم بخشیدن شاعرانه‌هایی است که مختص درونم بوده و هست… علاقه به نوعی فضای تلفیقی از واقع‌گرایی و شاعرانگی که اینها را از تجربیات سال‌هایی که نقاشی می‌کشیدم وام گرفته‌ام. من با تصویرگری‌هایم درحقیقت، خود درونی‌ام را می‌کشم؛ بدون هیچ تکلفی.

 

اوضاع بازار کار تصویرگری را چطور می‌بینید؟

تصویرگری در ایران بیشتر به تصویرگری کودک محدود شده است و متأسفانه مرزبندی‌هایی که وجود دارد، فارغ‌التحصیلان این رشته را به ناچار به سمت و سوی مشخصی سوق می‌دهد؛ اما اگر بخواهیم با دید مثبت‌اندیش به اوضاع  این  حرفه در کشور بنگریم، به نسبت سالیان گذشته، جای خود را بیشتر پیدا کرده و آثار خوبی را شاهدیم. برای  رسیدن به پله‌های بالاتر، ناشرین و تصویرگران باید در تعامل خوبی باشند و حقوق معنوی و مادی تصویرگران به صورت یک اساسنامه لازم‌الاجرا مورد توجه قرار بگیرد. متأسفانه با وجود آثار بسیار خوب و تصویرگران باانگیزه و فعال، حمایت مطلوبی از این قشر وجود ندارد.

 

خانم فرهادروش آیا شما کار مذهبی هم تصویرگری کردید؟

به صورت کتاب نه، ولی در نشریات کم و بیش کار مذهبی هم دارم. ولی اخیراً چند کتاب دفاع مقدسی انجام دادم؛ از جمله چهار جلدی از آقای مرتضی سرهنگی با عنوان «اسم من پلاک است» که تازگی انتشارات سوره مهر چاپ کرده است. یک کاری هم برای انتشارات «عموعلوی» انجام دادم که مجموعۀ شعر بود و کار مذهبی هم توش دیده می‌شد.

 

در تصویرگری مفاهیم و موضوعات مذهبی با چه موانعی روبه‌رو هستید؟

در یک کلام شاید بتوان گفت کلیشه‌ها… کلیشه‌هایی که گاهی ناشران همچنان به دنبال آنها هستند. از آنجایی که موضوع پایان‌نامۀ ارشد من در مورد تصویرگری دینی بوده است، همیشه با حساسیت ویژه‌ای به این موضوعات پرداختم و  همیشه سعی کرده‌ام از کلیشه‌ها عبور کرده و آن‌طور که فکر می‌کنم درست است کار کنم؛ اما خُب دیده می‌شود که موضوعات دینی که به کارشناسی و توجه دقیق‌تری هم نیازمند است، مهجورتر واقع می‌شود.

 

از کارهایی که انجام دادید بفرمایید. بیشتر برای کودکان کار کردید یا نوجوانان؟

کودکان

 

لطفاً در بارۀ کارهایتان بیشتر توضیح بدهید.

 

مجموعۀ ده جلدی شعر خردسال با عنوان «هاپولی و گرگ و گله» شاعر خانم «افسانه شعبان‌نژاد» انتشارات سورۀ مهر، «دخترآقا لک‌لک» شاعر خانم «مریم اسلامی» انتشارات سورۀ مهر، «میومیو عروسی» نویسنده خانم «فروزنده خداجو» انتشارات سروش، «امروز زودتر می‌رسیم» نویسنده آقای مجید محبوبی و همچنین در مجله تیزهوش، رشد نوآموز و … کارهایی دارم.

 

سطح تصویرگری کتاب کودک و نوجوان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بسیار بهتر از سالیان گذشته و در عرصۀ بین‌المللی هم تصویرگری ایرانی توانسته است حرفی برای گفتن داشته باشد.

 .لطفاً خودتان را معرفی کنید؟

سمیه عربی‌نژاد هستم. تصویرگر.

چه مدت ‌است که کار تصویرگری انجام می‌دهید؟

نزدیک به چهار سال است که بطور‌جدی این‌کار را انجام می‌دهم. رشته‌ی دانشگاهی من گرافیک و تصویرگری است. گرافیک را تا مقطع کاردانی گذرانده‌ام و تصویرگری هم رشته‌ی کارشناسی‌ام است.

کار با ناشرین قم را ترجیح می‌دهید یا ناشرین تهران را؟

کارمن بسته به سلیقه‌ی ناشرین دارد. برای من خیلی تفاوت نمی‌کند بستگی به ناشر دارد که کار را بپسندد و از من چه‌ نوع کاری بخواهد. به شخصه‌ با ناشرها کنار می‌آیم، سخت‌گیر نیستم و چون در ابتدای کار قرار دارم دوست دارم بیشتر کار انجام دهم، تجربه کنم تا این‌که سخت‌گیری در مورد هزینه و دستمزد داشته‌باشم.

علت این‌که بیشتر دوستان شما در مورد هزینه و دستمزد مشکل دارند با ناشرین را در چه می دانید؟

چون تصویرگر‌ها چه تهرانی و چه قمی مطابق با سبک‌های هنری کار می‌کنند یعنی کسانی‌که ازدانشگاه آمدند و تحصیلات دانشگاهی دارند در رشته‌ی تصویرگری در حالی‌که ناشرین مایل نیستند پول پای این جور کار‌ها بدهند و بیشتر همان کار‌های بازاری را می پسندند حتی به یک کار فتوشاپ هم راضی هستند. کارهای دانشگاهی برای‌شان جانیفتاده ‌است. در حالی‌که در دانشگاه اگر کاری شبیه به کار‌های بازاری تحویل می‌دادیم اساتید اعتراض می‌کرند که «اصلاً برای چه به این رشته آمده‌اید؟ شما که چیزی نمی‌دانید.» به‌همین خاطر مجبورمان می‌کردند تا کارهای ابداعی و خلاقانه تحویل‌شان بدهیم. برعکس وقتی وارد بازار کار می‌شویم با استقبال ناشرین مواجه نخواهیم شد.

البته به‌نظر من ناشرین هم زیاد مقصر نیستند چون در بازار جا افتاده که بچه‌ها بیشتر به‌سراغ کار‌های سطح پایین می‌روند کارهایی که برخلاف کارهای هنری پر از رنگ هستند. اگر ناشرین به تصویرگری بها بدهند و کارهای هنری و با ایده و تخیل را چاپ کنند حتماً به مرور جایگاه‌اش را پیدا می‌کند. از این می‌ترسند که کارشَان افت پیدا کند و بازار کارشان بخوابد، برای کارهای هنری هزینه نمی‌کنند. اما اگر اعتماد کنند به تصویرگر و این دست کار‌ها را هم چاپ کنند حتماً جا خواهد افتاد. با این‌کار یک تحول بزرگ در کتاب‌های کودک و نوجوان خواهیم داشت.

فکر می‌کنید یک تصویرگر چطور می‌تواند خودش و آثارش را معرفی کند؟

در‌حال حاضر بازار شبکه‌های اجتماعی داغ است و بسیاری از هنرمندان درصفحات اجتماعی‌شان کار‌های‌شان را به نمایش می‌گذارند. این راه جزو سهل‌الوصول‌ترین راه‌ها است.

فکر نمی‌کنید به انجمن یا جایی به این شکل نیاز هست؟

قطعاً. برای کسانی که در شهرستان‌ها هستند سخت است که برای معرفی و نشان دادن کار‌های‌شان به شهر‌های دیگر بروند. در شهر‌های بزرگ که کار زیاد است انجمن بگذارند. نشست داشته باشند. حتی ناشران، تصویرگران، نویسندگان و شاعران با هم نشست‌هایی را برگزار کنند. نتیجه‌ی خوبش در کار، خودش را نشان خواهد داد.

کار تصویرگری کتاب هم انجام داده‌اید؟

بله. کاری بود که برای تهران انجام دادم و یک‌بار برای بستن قرارداد رفتم و زیاد جلسات گفتگو و صحبت در مورد شرایط کار نداشتیم.

در مورد سبک کاری‌تان توضیح دهید؟

با اساتیدی کار می‌کردم که در جه‌یک بودند و با این‌که قم بودم از تهران می‌آمدند مثل استاد مرتضی زاهدی که در انجمن کلاس تشکیل دادند و با ما تماس گرفتند و دو دوره در کلاس‌های‌شَان شرکت کردم. البته اساتیدِ به‌نام دیگری هم آمدند اما فقط توانستم دو ترم حضور داشته ‌باشم که بسیار نتیجه‌بخش بود.

هنرجوهایی بودند که از خوراک و پوشاک‌شان می‌زدند و به‌خاطر آینده‌ی‌شان و پیشرفت در کار در این کلاس‌ها شرکت می‌کردند.

سبک من از همان ابتدا چاپ دستی بود یعنی «منوپرینت» یا چاپ «لینونئم» هم کار کردم. حالا هم کارم را با دیجیتال تلفیق می‌کنم. خروجی کارِدستی و دیجیتالی با هم است. سبک خوبی است ولی نیاز به تلاش و کار بیشتر در این زمینه دارد. خیلی‌ها در این‌زمینه کار کردند ولی سبک‌های کاری متفاوت است.

هزینه‌ی کار تصویرگری بالا است؟

کسی که بخواهد حرفه‌ای کار کند به وسایل حرفه‌ای هم نیاز دارد و قیمت این وسایل خیلی بالا است. مارک‌های خوب که با آن می‌توان کارهای خوب هم تحویل داد دارای قیمت‌های بالایی هستند ولی خود من نسبت به دوستانم از وسایل با سطحی متوسط استفاده می‌کنم. به نظر من در حال حاضر می‌توانم از این وسایل استفاده کنم ولی به‌هر میزان که کسی حرفه‌ای می‌شود به وسایلی در همان سطح نیاز پیدا می‌کند.

وسایل و ابزار ایرانی هم قابل استفاده هستند؟

بله. ولی مارک‌های خارجی حرف اول را می‌زنند.

تصویرگر خارجی هم بوده که از کارش الهام گرفته باشید؟

کار زیاد می‌بینم اما این‌که شخص خاصی باشد، نه نبوده است.

چون من با آقای زاهدی شروع کردم شاید یک‌مقدار کارهایم شبیه باشد البته دیگر الان فکر نمی‌کنم زیاد شبیه به ایشان باشد کارم مخصوصاً که کار دست و دیجیتال را با هم تلفیق کردم و به سبک خودم رسیدم.

کار تصویرگری مجله هم انجام داد‌ید؟

بله. من بیشتر با مجلات قم کار کردم مثل ماهک، ملیکا، سنجاقک، دوست کودک و خردسال و آفتاب.

در دوره‌ی دانشجویی نمایشگاه به‌صورت گروهی گذاشتیم. در گالری شمسه و اشراق در قم. در تهران کارهای‌مان یک‌بار رفت در همایشی در نیاوران. در سوگواره‌ی عاشورایی کارکردم که کارم برگزیده شد. در قم هم در چند نمایشگاه دانشجویی که گذاشتند دو بار مقام اول را بدست آوردم.

استقبال مردم و جوان‌ها از کار تصویرگری به چه صورت است؟

هنوز مردم بصورت عام تصویرگری را نمی‌شناسند و خیلی‌ها به همین غرفه (غرفه‌ی تصویرگری در نمایشگاه کتابی استان قم) مراجعه می‌کنند و می‌پرسند این تصاویر نقاشی هستند؟ تمام تصاویر داخل کتاب‌ها را می‌بینند ولی از آن‌ها به عنوان نقاشی نام می‌برند. با تصویرگری آشنایی ندارند.

شرکت تصویرگران در نمایشگاه‌های کتاب را مفید می‌دانید؟

بله. یکی این‌که فرصت معرفی خودشان و آثارشان را پیدا می‌کنند و دیگر این‌که مردم با این دست کار‌ها هم آشنایی پیدا می‌کنند.

DSC04201

فکر می‌کنید اگر ناشر با تصویرگر از نظر اعتقادی و دیدگاهی هماهنگ باشند در کیفیت کار مؤثر است؟

صد در صد. کسانی که کارهای مذهبی انجام می‌دهند دنبال تصویرگر‌های مذهبی می‌گردند.

شما کار مذهبی هم انجام دادید؟

کم. خیلی کم. دوست دارم ولی سفارش نبوده تابه‌حال و شاید هم شناخته نشده بودم. سعی می‌کنم پیشرفت کنم و سطح کارهایم ارتقاء پیدا کند تا بعد یک آرشیو خوب و حرفه‌ای را برای ارائه برای ناشرین ببرم.

فکرمی‌کنید خوب است تصویرگر در حین انجام کارش مثلاً در زمینه‌ی داستان نشست‌هایی با نویسنده داشته‌باشد؟

_بیشتر ناشر‌ها که سفارش می‌دهند شعر یا داستانی را به تصویرگر می‌دهند بدون آن‌که نویسنده و یا شاعرش را بشناسد. خیلی خوب هست که این‌ها با هم در تماس باشند اما الان به این صورت نیست. گاهی تصویرگر ناشر را حتی نمی‌بیند فقط کار را بعد از انجام تحویل می‌دهد.

ناشری را دیده‌اید که روی کارش حساس بوده باشد؟

_کلاً تصویرگر زیر نظر ناشر است و از خودش کاری نمی‌تواند انجام دهد. سیستم کار به این صورت است که وقتی شروع به کار کردیم ابتدا یک فریم از کار را برای ناشر می‌فرستیم کار، فضا و کارکتر را می‌بیند و بعد نظر می‌دهد. اگر کاملاً مطابق نظر‌شان نبود ایرادش را می‌گیرند.

_یعنی ناشرین دارای این سطح اطلاعات هستند که بتوانند در مورد کیفیت کار نظر بدهند؟

_ناشرین اکثراً مدیر هنری دارند که روی کار نظارت می‌کند و اگر مدیر هنری نداشته ‌باشند اصلاً کارشان درست نیست.

شما کار آموزش هم انجام داده‌اید؟

بله. همان اوایل که کار نقاشی رئال را انجام می‌دادم هم بصورت خصوصی و هم در کلاس‌های کانون، آموزش برای کودکان داشتم. دوران خوبی بود کار برای بچه‌ها. بعد از آن هم چند ترم طولانی نقاشی برای کودکان را تدریس کردم که واقعاً از بچه‌ها توانستم چیزهای زیادی یاد بگیرم؛ چون استعداد دارند و خلاقند هم در رنگ‌گذاری و هم در طراحی کاراکتر.

فرق بچه‌ها با تصویرگری که برای‌شان کار انجام می دهد در چیست؟

به نظرمن لازم است یک تصویرگر خودش را به‌دنیای کودکان نزدیک کند. تصویرگران بزرگ، آرشیوی از نقاشی‌های کودکان دارند که به جرأت می‌توانم بگویم که با استفاده از این‌کارها حرفه ای شده‌اند. باید از درون کودک خبردار شوند و با دنیایش ارتباط برقرار کنند. زمانی کار می‌دادم به بچه‌های‌ اقوام و یک آرشیو از نقاشی‌های کودکان دارم.

_بیشتر برای کدام گروه سنی کار کرده‌اید؟

_برای گروه سنی کودک و خردسال و دوست دارم که برای نوجوان‌ها هم کار کنم.

چند نمونه از تفاوت‌های کار برای کودکان و نوجوانان را بگویید؟

کار کودک و خردسال باید ساده باشد. بدون هیچ‌گونه پیچیدگی. کودک هنوز نمی‌تواند بپذیرد که مادر را به شکلی دیگر ببیند. مادر باید همان شکل مادر باشد یا تلویزیون را به همان شکل ببیند اما نوجوان یک مقدار پیچیدگی دارد درست شبیه به رمان‌های نوجوانان که کارکتر‌های مختلف و تخیلی دارد. نوجوان حتی خودش تخیل هم می‌کند. رنگ‌های مورد استفاده در کار کودک باید شفاف و شارپ و حسی باشد در حالی‌که کار نوجوان حتی می‌تواند سیاه و سفید باشد.

چند نفر از تصویرگران خوب را معرفی کنید؟

_آقای هادی طبسی که کار کودک هم کار کردند اما خیلی تخیلی کار می‌کنند. آقای محمود مختاری که کارکتر‌های خوبی را کار می‌کنند. از خانم‌ها فرشته و الهام ارکیا و خانم شمسی.

سطح کار تصویرگرهای قم را قابل مقایسه با تصویرگران تهران می‌دانید؟

در قم تصویرگران خیلی شناخته شده نیستند. قم خیلی جا ندارد. مگر این‌که خود تصویرگر حرکتی کند و خودش را بالا بکشد. قم هنرمند خوب زیاد دارد اما نشان نمی‌دهد.

تشکیل انجمن کتاب کودک و نوجوان را خوب ارزیابی می‌کنید؟

هر گروهی که تشکیل می‌شود باید زمان بگذرد تا جا بیفتد که هدف و برنامه‌هایش چیست. باید لیستی از تصویرگران در قم را داشته باشند که در تماس باشند. مشکلی که وجود دارد در مورد تصویرگران این‌است که وقتی هرکسی به سبک و مدل خودش می‌رسد برای‌شان کارکردن مشکل می‌شود. انجمن اگر بتواند نویسنده‌ها و ناشرین را یک‌جا جمع کند در واقع بازارِ کار زیاد می‌شود.

فکر می کنید چطور می‌شود تفاوت توقع در هزینه‌ و دستمزد را بین ناشر و تصویرگر حل کرد؟

اگر ناشر درک کند که یک تصویرگر برای انجام یک فریم از کار چقدر زمان گذاشته و زحمت کشیده است؛ کارش دلی است و جذاب خواهد بود به تصویرگری که کار ِخوب ارائه کرده، حق خواهد داد.

 

 

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

 

 

 

 

لطفاً خودتان را معرفی کنید.

طاهره شمسی هستم . تصویرگر کتاب کودک.

رشته‌ی تحصیلی‌ شما در دانشگاه چه بود؟ چند سال است شروع به کار کرده‌اید؟ شما اهل قم هستید؟

کارشناسی رشته‌ی تصویرسازی. حدود ۱۱ سال است. بله.

از همان ابتدا وارد بازار کار شده‌اید یا وقفه‌ای افتاد؟

تقریباً در همان سه ماه اول که شروع به تصویرسازی کردم وارد بازار کار شدم. همان سه ماهی که در حال آموزش بودم و به کلاس‌های آزادِ انجمن تجسمی می‌رفتم. بعد از یک ترم که همان سه‌ماه می‌شد معرفی شدم به مجلات کودک و کارم را شروع کردم.

بطور ویژه برای چه گروه سنی کار ‌کردید؟ آیا انگیزه‌ای هم داشتید؟

بیشتر برای گروه سنی الف و ب و ج که می‌شود کودک و خردسال.

رنگ‌هایی که بیشتر استفاده می‌کنم رنگ‌های شادی است. انگیزه‌ی خاصی ندارم جز اینکه دوست دارم برای بچه‌ها کارکنم مدتی هم مربی نقاشی بچه‌ها بودم. در کل دوست دارم برای بچه‌ها کارکنم.

تمایل دارید بیشتر با ناشرین و مجموعه‌های مرتبط در قم کار کنید یا با شهرهای دیگر؟

برای من فرق چندانی نمی‌کند. تا بحال از تهران و مشهد هم سفارش کار داشته‌ام. فقط به دنبال کار خوب هستم.

سبک کار شما دستی است یا دیجیتال؟ در مورد نوع کارتان هم توضیح بدهید؟

بصورت دستی است. تکنیکی که کار می‌کنم اکرولیک است. اکرولیک تکنیکی است که ترکیبش با آب است. شبیه به گواش و با قلم و پالت انجام می‌شود.

در داستانی که به شما می‌دهند برای‌تصویرسازی چقدر زمان می‌گذارید؟

بستگی به موضوع داستان دارد. اگر موضوع مذهبی باشد نیاز به مطالعاتی دارم، مثل رصد کردن کار‌های دیگر. برایم پیش آمده که داستان مذهبی داشتم در مورد امام حسین (ع) که مجبور شدم یکسری فیلم‌های مذهبی در این زمینه ببینم مثل مختارنامه. اگر کارها ایرانی باشد تصاویر ایرانی می‌بینم و اگر مرتبط با کارهای غیرایرانی باشد کار تصویرگران خارجی را نگاه می‌کنم.

تا به‌حال شده که قبل از نهایی کردن کار با کودکان مشورت کنید؟

بله. پیش آمده تا حدی که از نظرات‌شان هم استفاده کردم.

برای اینکه فضای یک تصویرگر با فضای درونی و خواست بچه‌ها نزدیک شود چه راهی را پیشنهاد می‌کنید؟

اکثر بچه‌ها رنگ‌های خیلی شاد را دوست دارند. با ارتباط‌گیری نزدیک با بچه‌ها می‌شود به نکات بسیاری دست پیداکرد و به دنیای بچه‌ها راه یافت؛  برای مثال بازی‌هایی که بچه‌ها بین خودشان دارند بسیار مؤثر است و می‌توان با دنیای بچه‌ها ارتباط برقرار کرد.

در کارهای‌ مذهبی از نماد هم استفاده می‌کنید؟ تا بحال شده نماد یا سبک خاصی را خودتان ایجادکرده باشید؟

بله از نمادهایی که مربوط به موضوع باشد استفاده می‌کنم. تا به حالا نه. دارای سبک کار خاص خودم هستم به این صورت که هیچ‌وقت زمینه‌‌ی کارم خالی نیست، بصورت رنگی است.

علت این رنگی بودن پس زمینه‌های کارتان چیست؟ آیا تأثیر ویژه‌ای بر روی کیفیت کار دارد؟

یکی اینکه کار را شاد می‌کند؛ برای جذب کودکان مؤثر است و باعث کارت‌پستالی شدن کارمی‌شود.

در رشته‌ای که‌کار می‌کنید کسی هست که به عنوان استاد قلمدادش کنید؟

_قبلا بله. استاد علیرضا گلدوزیان _علیرضا گلدوزیان تصویرگر کتاب های کودکان و نوجوانان سال  ۱۳۵۵در تهران به دنیا آمد. او کارشناس ارشد رشته ی گرافیک از دانشگاه هنر است- بودند که هنوز هم کارهای‌شان برایم جذاب هستند.

ارتباط بین تصویرگران وناشرین در قم به چه صورتی‌است؟

ارتباط آنچنانی ندارند حتی برخی از ناشران در قم تصویرگران قمی را نمی‌شناسند. شاید مشکل ازما تصویرگر‌ها هم باشد که خودمان را به خوبی معرفی نکرده ایم یا اینکه ناشرین قمی بیشتر به سراغ تصویرگران تهرانی می‌روند. علتش را نمی‌دانم.

اگر همین حالا یک ناشر در قم بخواهد یک تصویرگر خوب و مناسب برای کارش پیدا کند به کجا باید مراجعه کند؟

انجمن تصویرگران در قم یا انجمن هنر‌های‌تجسمی را داریم که می‌شود به آن‌ها مراجعه کرد. دفتر تبلیغات، مجلات رشد، پوپک و سلام بچه‌ها هست که از آن‌ها هم می‌شود استفاده‌کرد.

معضلی که در کارتان دارید چیست؟ به شما فرصت کافی برای انجام کار می‌دهند، از نظر مالی هم تأمین می‌کنند؟

وقت کم می‌دهند و سطح توقع‌شان بالاست در همان وقت کم. اینکه از لحاظ هزینه و حق‌الزحمه‌ی کم با تصویرگرها حساب می‌کنند. به طوری‌که تصویرگر انگیزه‌ای برای کار ندارد و این تقریباً همه‌گیر است.

چه اتفاقی باید بیفتد که کار با کیفیت در بازار ببینیم؟

اغلب ناشرها سواد بصری یا تصویرگری ندارند و به این شکل هم نیست که مدیرهنری استخدام کنند. اگر ناظر چاپ یا مدیر هنری خوب استخدام کنند روی چاپ کتاب کودک نظارت کند بسیار مؤثر است.  اینکه از تصویرگران خوب استفاده کنند نه هر تصویرگری.

اگر ناشری تصمیم بگیرد که تصویرگری را در استخدام خودش در بیاورد به شکلی که در مجموعه‌ی خودش حضور داشته‌باشد تأثیر مثبت دارد یا منفی؟

اکثر تصویرگرها عادت دارند که در کارگاه خودشان که پر از رنگ و ابزارشان است کار کنند. این از خصوصیات اکثر هنرمندان است که نیاز به محیطی آرام دارند برای ایده پردازی و در انتشارات‌، با آن فضای خشک امکانش فراهم نیست. من به شخصه استقبال نمی‌کنم.

حتی اگر فضای مناسب را در اختیارتان بگذارند؟  فکرنمی‌کنید نزدیک بودن با ناشر در روند کار تأثیر مثبتی داشته باشد؟

فکر نمی‌کنم مشکلی باشد در شرایطی که فضاهای مجازی وجود‌دارد و به راحتی می‌توان از تصویر اسکن گرفت و فرستاد برای ناشر و نظرش را دریافت‌کرد.

اگر ناشر با تصویرگری که انتخاب می‌کند از لحاظ دیدگاه اعتقادی مشابه و نزدیک باشد تأثیری در کار دارد؟

_در کارهای مذهبی خیلی مؤثر است چون اگر بخواهد به تصویرگری که هیچ آشنایی با فضای موضوع مذهبی ندارد کار بدهد؛ قطعاً کار خوب و تأثیرگذاری  نخواهد شد.

چند جلد کتاب تا به حالا تصویرگری کردید؟ چه تعداد‌شان داستان بوده و چه تعداد شعر؟

حدود ۲۰ کتاب که اکثراً شعر بوده و داستان در حد یکی، دو تا داشتم.

این‌که کار شما را برای کتاب شعر بیشتر انتخاب می‌کنند به‌ چه علت بوده؟

خود من با فضاسازی‌ برای شعر راحت‌ترم وکلاً در مورد شعر بیشتر می‌شود مانور داد و از نمادها و اِلمان‌های تصویری استفاده کرد.

با کدام مجلات تا بحال همکاری داشته‌اید؟

با خیلی از مجلات قم یا مشهد کار کرده‌ام. برای قم، پوپک، سنجاقک، ملیکا، باران و آفتاب بوده و برای مشهد هم شهروند کوچولو به همراه ویژه‌نامه‌ی قدس بوده است. در تهران از مجلات رشد و کیهان بچه‌ها و در جزیره‌ی کیش هم از بچه‌های کیش سفارش کار داشتم.

در چند نمایشگاه‌ تا بحال شرکت کردید؟

در دو سالانه‌ها تقریباً شرکت کرده‌ام. در پنج دو سالانه‌ی قم شرکت کردم در همین چند سال اخیر. نمایشگاه‌های طلیعه‌ی ظهور و کریمه‌ی اهل بیت و در نمایشگاه نیاوران چند سال پیش در تهران شرکت کردم.

رتبه هم آورده اید؟

در جشنواره‌هایی که ملی بودند رتبه آورده‌ام. رتبه‌ی دوم در سال ۸۵ و در سال ۸۸ هم رتبه آورده‌ام. در ۹۰ سال  هم در جشنواره‌ی طلیعه‌ی ظهور رتبه کسب کردم. سال ۸۴ که سال اول شروع کارم بود در جشنواره‌ی هنر جوان قم در رشته‌ی تصویرسازی، نفر برگزیده شدم.

چند وقتی‌است که انجمن کتاب کودک و نوجوان در استان قم شروع به کار کرده است. نظر شما از حوزه‌ی کار تصویرگری راجع به شکل‌گیری انجمن چیست؟ چه انتظاراتی دارید؟

اینکه انجمن تشکیل شده بسیار خوب است و امیدواریم که اتفاقات خوبی بیفتد. اولین کاری که خوب است انجام بدهند ایجاد یک بانک اطلاعاتی در مورد تصویرگران استان قم از نظر سبک کاری و سطح کار است. راه ارتباطی خوبی برای شناسایی تصویرگران مورد نظرشان می‌تواند باشد.

به نظر شما برگزاری نشست‌ بین ناشرین و تصویرگران می‌تواند در محیط انجمن مثمرثمر باشد؟

بله. اتفاقاً یک نشستی برگزار شد که خیلی کاربردی و خوب بود و اگر این نشست‌ها ادامه‌دار باشد برای بازار کار تصویرگری مفید است.

می‌شود راهی پیداکرد که ارتباط با ناشرین بهتر شود و به نوعی با شرایط موجود کنار بیایند برای بالابردن کیفیت کتاب‌های‌کودک و نوجوان؟

جایی بودم چند روز قبل که شنیدم تصویرگران تهران کمتر از تصویرگران در قم دستمزد می‌گیرند. شاید یکی از دلایل پایین بودن دستمزد تصویرگران در تهران داشتن سفارشات متعدد و صرف نکردن وقت کافی برای کارشان باشد. گاهی کار ساده‌ی یک تصویرگر معروف در تهران بسیار باارزش‌تر از کار یک تصویرگر قمی‌است که برای‌کارش مدتها وقت گذاشته و ظرافت به خرج داده است. اگر بشود که سفارش‌ها را بین تصویرگران قمی تقسیم کنند و ارزش کار را با توجه به زمان و متریال و دقتی که کار شده در نظر بگیرند مشکلات مرتفع خواهد شد.

شما سطح کار تصویرگران را در قم به ‌چه صورت ارزیابی می‌کنید؟

می‌توانم به جرأت بگویم که با تهران برابری می‌کند و شاید یک پله هم جلوتر است.

تصویرگران برای شناخته‌شدن کار و هنرشان چه کاری انجام داده‌اند؟

متأسفانه خود ما هم برای شناساندن خودمان قدمی برنداشته‌ایم. ارشاد هم در این بین حمایتی نمی‌کند. انجمنی که تشکیل دادیم پارسال و رأی‌گیری کردیم و رئیس انجمن هم مشخص شد ولی چون حمایتی نشد می‌شود گفت که این انجمن جایی است، بدون تحرک و پیشرفت. کار خاصی تا به‌حال انجام نداده، نمایشگاه‌هایی که می‌توانست برگزار‌کند اما نکرده. کتاب سالی که می‌شد برای‌ما چاپ کند که نکرد و خیلی کار‌های دیگر. از بعد دیگر هم خود تصویرگران قمی با هم هماهنگ نیستند. به نوعی هم ناامیدی وارد کار شده در همان ابتدای کار بحث مالی را پیش کشیدند؛ تصویرگر با پرداخت پول می‌توانست عضو این انجمن باشد. از طرف دیگر هم خود تصویرگر‌ها با این سطح پایین سفارش‌ها شرایط لازم را نداشتند.

از وضعیت نمایشگاه کتاب استانی قم راضی هستید؟

بطور کامل نمایشگاه را ندیده‌ام اما با انتخاب مکان مصلی برای نمایشگاه موافقم . محیط خوب و مناسبی است نسبت به مجتمع ناشران.

فکر می‌کنید برای ایجاد جذابیت در غرفه‌های مربوط به کودکان هم می‌شود از تصویرگران کودک کمک گرفت؟

هر ناشری همان تصویرگری را که بیشتر با هم کار کرده‌اند داخل غرفه دعوت کند و برای بچه‌ها در مورد کارهایی که انجام داده توضیح بدهد یا نشست‌هایی که در محیط نمایشگاه برگزار می‌شود بین ناشرین و تصویرگران و نویسنده ها باعث نزدیکی در کارها خواهد شد.

نمونه های تصویرسازی سرکارخانم شمسی

DSC04194

DSC04148 DSC04147 DSC04121 DSC04149 DSC04198